دانلود پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، زبان عربی، انسان کامل، نماز جماعت

دانلود پایان نامه ارشد

ه برخى از كتابهاى عرفانى كه كوته نظران از مطالعه آن احتراز داشتند، بى‏اختيار اشك از ديدگانش فرو مى‏ريخت. مسائل عرفانى آنچنان در نظر ايشان جنبه شهودى داشت كه آنچه را مى‏نوشتند كاملا به آن يقين داشتند و هرگز مطلبى مشكوك و يا مظنون در مسائل عرفانى را منعكس نمى‏كردند. در لطافت روح عرفانى امام همين بس كه كوچكترين اسائه ادب به ساحت عارفان واقعى را كه عمرى در كوى دوست قدم زده و به جستجوى محبوب به سر برده‏اند سيّئه كبيره مى‏خواند و اصولا اين نوع علوم و معارف را علوم همگانى نمى‏دانست و مى‏فرمود براى درك اين مسائل، ذوقى خاص و ذهنى ويژه لازم است كه حقيقت را آنچنان كه هست درك كند و در غير اين صورت اذهان نامساعد و نفوس غير مهذب- و به تعبير ديگر بليدها و باردها- نه تنها درك نمى‏كنند، بلكه چه بسا به صورت غير صحيح ارزيابى مى‏كنند. از كلمات جامع ايشان بود كه مى‏فرمود:
«اگر آيينه وجود مستوى نباشد انبيا و اوليا را نيز در حال اعتدال نخواهد ديد تا چه رسد به مسائل غامضه عرفان»39. حضرت امام در ميان عبادات به نماز شب بيش از ديگر عبادات علاقمند بود و پيوسته انجام نوافل يوميه و ليليه را وسيله روشنى دل و شايستگى قلب و صفاى باطن براى واردات و انوار الهى مى‏دانست. از ميان متون زيارات، زيارت جامعه را بيش از ديگر زيارات مى‏خواند و در تمام آستان‏هاى مقدس مقيد به خواندن زيارت جامعه بود. از دوران جوانى به برخى از مستحبات مانند غسل جمعه و انجام فريضه با جماعت عنايت خاصى داشت. در همان دوران مرحوم بروجردى كه امام شخصيت بارزى بود، در بسيارى از نماز جماعت‏ها شركت مى‏كرد و با امكان جماعت انجام فرايض را به صورت فرادى يك نوع محروميت از فيض تلقى مى‏كرد. امام از جمله كسانى بود كه در تطبيق شريعت بر منطق عرفان و فلسفه و بالعكس، شديدا علاقمند بود و گرايش به يكى را بدون آن ديگرى نقص تلقى مى‏كرد.
لطایف عرفانی تفسیری در بیان امام
وقتى به ابعاد مفاهيم قرآن اشاره مى‏كرد بعد معارف قرآن را بالاترين بعد- كه حتما بايد به آن توجه نمود- مى‏دانست. چه بسا در تفسير آيات و روايات به يك سلسله نكاتى كه از افهام عادى دور است تكيه مى‏كرد. روزى در بحث اخلاقى خود اين حديث را معنى مى‏كرد: « مَنْ بَلَغَ ارْبَعينَ وَ لَمْ يَتَعَصّ‏ فَقَدْ عَصى‏»40 (كسى كه به چهل سالگى برسد و عصا به دست نگيرد گناه كرده است) مى‏فرمود: سن چهل سالگى سن تكامل‏ قواست و عصا به دست گرفتن در اين سن رايج و معمول نيست، پس مقصود عصاى احتياط در زندگى است كه بايد از اين پس با عصاى احتياط گام بردارد.
مؤيد اين توجيه لطيف‏تر از نسيم سحر، رواياتى است كه از اهل بيت عليهم السّلام رسيده است مانند روايتى كه صدوق در امالى نقل مى‏كند كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «بنده تا به چهل سالگى نرسيده است در گشايش است و چون به چهل سالگى رسيد خداوند به دو فرشته (كه گماشته بر او هستند) وحى مى‏كند: من به بنده‏ام عمر قابل توجهى دادم پس با او درشتى كنيد و سخت بگيريد و كاملا مراقب باشيد و كم و زياد و كوچك و بزرگ عمل او را بنويسيد»41.
برخورد امام با بزرگان فلسفه و عرفان
حضرت امام در ميان اساتيد خود، احترام خاصى براى استاد عرفانش، مرحوم شاه‏آبادى قائل بود و با اينكه مرتبه كمال در عرفان را براى او حدى از مردم مى‏داند در تأليفات عرفانى‏شان از مرحوم شاه‏آبادى غالبا به عنوان «شيخ عارف كامل ما شاه‏آبادى روحى فداه» ياد مى‏كند، و از ميان حكما و عرفاى گذشته علاقه خاصى به صدر المتألهين دارد و او را فردى محقق و متخصص كه بسيارى از معارف را فهميده و چشيده و مشكلات و مسائل را حل كرده است مى‏داند. نقل است كه روزى در درس به عنوان تجليل از مقام اين فيلسوف عارف و در رابطه با تقدير از علم و توبيخ كوته فكران كه پيوسته درباره او سخنان ناشايست مى‏گويند چنين فرموده است:
«ملا صدرا و ما ادريك ما ملا صدرا؟! او مشكلاتى را كه بو على به حل آن در بحث معاد موفق نشده بود حل كرده است!»42.
ايشان براى محقق ميرداماد نيز احترامى بس عظيم قائل بودند و نام او را هرگز بدون القاب ساميه در تأليفاتشان نياورده‏اند. در يكى از تابستانها كه حوزه علميه قم تعطيل مى‏شود به ديدار فاميل به خمين رفته و تعطيلات تابستانى را در آنجا گذرانده‏اند در آنجا كتاب القبسات محقق ميرداماد را كه نيمى از مباحث آن كتاب مربوط به حدوث و قدم است مطالعه كرده و تصميم مى‏گيرند كه در همان سال تحصيلى اين كتاب را براى عشاق حكمت و فلسفه تدريس كنند. در عالم رؤيا مرحوم داماد را مى‏بينند، محقق مرحوم اظهار مى‏كند كه من راضى نيستم كتاب مرا تدريس كنيد. پس از مشاهده اين رؤيا از خواب بيدار مى‏شوند و در فكر و تأمل فرو مى‏روند كه چرا سيد به تدريس كتابش راضى نيست؟ پس از تأمل و تمركز حواس باطنى به خاطرشان مى‏رسد كه مرحوم ميرداماد در ميان توده مردم و قاطبه اهل علم از عظمت و احترام خاصى برخوردار است و تدريس كتاب او به واسطه عدم آمادگى و شايستگى لازم برخى از متعلمين سبب مى‏شود كه مشتى افراد نادان كه از آن حقايق آگاهى صحيحى ندارند اسائه ادبى به ايشان كنند و مقام شامخ آن بزرگوار در انظار كاسته شود. به نظر می رسد اين نه از آن نظر است كه سيد بزرگوار علاقه‏اى به حفظ حيثيت اجتماعى خود داشته است، چه آن بزرگواران در دوران حيات در اين عالم طبيعت از اين گونه امور اعتبارى وارسته‏اند و عزت و ذلت در نظر خلق را پشيزى ارزش قائل نيستند و زبان حالشان مترنم اين مقال است:
گر ز چشم همه خلق بيفتم سهل است تو مينداز كه مخذول تو را ناصر نيست‏
تا چه رسد به دوران حيات در عالم خارج از طبيعت كه همه نور است و صفا و لذت و سرور، و جهان طبيعت با همه فريبايى خود، نسبت به لذات آن عالم قدر قابل ملاحظه‏اى ندارد و آنان را كه پس از انتقال از اين نشأه « فى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ »43 ((نشسته‏اند) در مجلس و نشستنگاه صالح و شايسته، و مرضىّ و پسنديده نزد (رحمت و مهربانى) پادشاه توانا (پس كدام مجلس گراميتر از آن مجلس است‏) هستند چه اعتنايى به اعتبارات پوچ و هيچ اين جهان تواند بود؟
بلكه از آن جهت است كه اولياء حق مظاهر رحمت الهيه‏اند و وجودشان در همه عوالم منشأ خيرات و بركات است، از اين رو راضى نيستند كه احدى از موجودات از كمال مطلوب خود بازماند و تا آنجا كه امكان دارد و با اختيار منافات ندارد و موافق با نظام اتم خلقت است از ارشاد و دستگيرى خلق خدا مضايقه ندارند، حتى پس از انتقال از اين عالم به جوار رحمت الهى44 . به هر حال در ميان ابعاد روحى امام، بعد عرفانش بسیارخيره كننده بوده و هنوز هم ناشناخته مانده و با وجود آنکه آوازه شجاعت و درايت و قاطعيت و ديگر فضايلشان زبانزد همه از خاص و عام است جای بسی تأثر و تأسف است كه چرا بعد عرفان امام همچنان از جهانیان پوشيده است؟ و چرا همه ایشان را فقط یک رهبر سیاسی می دانند؟
تفسير قرآن، يكى از علومى است كه همراه با علم قرائات، تجويد و تاريخ قرآن سابقه آن تا عصر پيغمبر (ص) كشيده مى‏شود. از ديرباز تا كنون كوششهاى گسترده و طاقتفرسايى پيرامون «تفسير» انجام پذيرفته و مى‏پذيرد و هر يك از عالمان و انديشمندان به فراخور توان خويش در اين راه كوشيده و تفاسير متعددى را به رشته تحرير درآورده‏اند.
در تفاسير مختلف؛ مباحث ادبى، اختلاف قرائت، شأن نزول آيات، بيان آيات، شرح آيات الاحكام، بحثهاى اخلاقى، كلامى، عرفانى، حكمى، اجتماعى و سياسى ديده مى‏شود. هر يك از مفسّرين در اثر خود يك يا چند باب از مباحث فوق را آورده‏اند ؛ عده ای ظواهر قرآن را کنار گذاشته و به تاویلات ذوقی دست زده اند ؛ عده ای تنها مرجع فهم قرآن را روایات دانسته و در این راه از حد اعتدال خارج شده اند ؛ هر کدام از مفسران به تناسب دركى كه از تفسير داشته و بر اساس سوابق علمى و تخصص خود كوشش كرده‏اند، پرده از روى اسرار اين كتاب الهى بردارند؛ چون در حقيقت تفسير به معناى برداشتن پرده از آيات الهى است.

نگاه امام به قرآن و تفسیر
حضرت امام مى‏فرمايند: «به طور كلى معنى تفسير كتاب، آن است كه شرح مقاصد آن كتاب را بنمايد؛ و نظر مهم به آن، بيان منظور صاحب كتاب باشد. اين كتاب شريف، كه به شهادت خداى تعالى، كتاب هدايت و تعليم است و نور طريق سلوك‏ انسانيّت است، بايد مفسّر در هر قصّه از قصص آن، بلكه هر آيه از آيات آن، جهت اهتداء به عالم غيب و حيث راهنمايى به طرق سعادت و سلوك طريق معرفت و انسانيّت را به متعلّم بفهماند. مفسّر وقتى مقصد از نزول را به ما فهماند، مفسّر است، نه سبب نزول به آن طور كه در تفاسير وارد است»45.
امام با اين بينش و انديشه كوشيده‏اند تا مقاصد قرآن را در آثار و سخنان خود بيان كنند و راهى براى تربيت نفوس فراهم آورند. به همين دليل ايشان به تناسب از روشهاى مختلف تفسير، سود جسته و در برخى از آن روشها، گوى سبقت از ديگران ربوده‏اند. حضرت امام تلاش كرده‏اند تا با رفع حجاب از اسرار قرآن، مقاصد آن را براى جويندگان حقيقت روشن نمايند. روح قرآن و الهام از اين صحيفه نورانى و مائده آسمانى در سراسر تأليفات و سخنان و اعمال ايشان بارز و آشكار است؛ امّا آثار خاص امام در پيرامون فهم قرآن را مى‏توان به چند دسته تقسيم كرد: تفسير كامل تعدادى از سوره‏هاى قرآن، تفسير آيات الاحكام در آثار فقهى و اصولى، تفسير برخى از آيات به طور پراكنده و به تناسب مباحث، تطبيق و استشهاد به آيات قرآن در موارد مختلف در زمينه‏هاى عرفانى و اخلاقى و سياسى و اجتماعى.
از موارد تطبیق و استشهاد به آیات امام که بگذریم امام هر جا وارد تفسیر به معنای واقعی آن شده اند جنبه معرفتی و هدایتی قرآن را در سر لوحه کارشان قرار داده اند ؛ آری قرآن کریم نه برای مسابقات حفظ نازل شده و نه برای برگزاری مسابقات بین المللی قرائت و تلاوت و نه برای سوء استفاده های لجبازانه و محاجه های آمیخته با تعصب و تحجر فرقه ای ! قرآن کریم به تصریح آیات روشنگرش و همچنین جمع کثیری از اهل فن و مفسران ، کتاب هدایت است46 و لذا از زاویه ایمان و اعتقاد باید به قرآن نگریست .
علامه بزرگوار ، استاد عارف حسن زاده آملی چه نیکو سروده است :
به بسم الله الرحمن الرحیم است سراسر آنچه قرآن کریم است
به حق میگویمت ای یارمقبل که قرآن هست تنها دفتر دل
زما صدها هزاران دفتر دل به یک حرفش نمی باشدمعادل
بود هر دفتر دل در حد دل از این دل تا دل انسان کامل47
شایان ذکر است در ابیات فوق به صورت بسیار باریک بینانه به مراتب داشتن فهم قرآن مجید هم اشاره ای شده آنجا که می فرماید : « بود هر دفتر دل در حد دل » آری قرآن در لوح محفوظ قرار داشت خداوند آن را به زبان عربی روشن وواضح برای بشر تنزل داده و بر قلب رسولش [ انسان کامل ] همراه با وحی بیانی فرو فرستاده است و پیامبر نیز به حکم آیه « وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَينِ‏َّ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِْمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ »48 برای صحابه تبیین و تشریح کرده است اما افسوس که این شرح و تفسیر پیامبر از قرآن به صورت کامل به ما نرسیده است و از آنجا که قرآن سخن خداست و کتاب هدایت برای تمامی بشر تا قیامت است لذا برای کسی که با زبان عربی و قواعد آن و تاریخ اسلام آشنا باشد مراتبی از ظواهر قرآن قابل درک خواهد بود از طرف دیگر از آنجا که قرآن سخن خداست و باید برای تمامی بشریت تا ابد نوآوری و جریان49 داشته باشد لذا در قرآن اشارات علمی ظریف و تاویلات و مطالبی بیان شده که به مرور زمان و با پیشرفت علم و یا با پیشرفت بشر در امور معنوی و الهی کشف خواهد شد از این زاویه هنگام قرائت قرآن هر کس بسته به لطافت قلب و مرتبه حضورش از خرمن قرآن خوشه های معرفتی خواهد چید و البته این مرحله از درک قرآن ربطی به آگاهیهای ظاهری و علوم اکتسابی ندارد همان مطلبی که امام خمینی نیز در ابتدای تفسیر سوره حمد آن را اینگونه بیان کرده است .

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تفسیر عقلی، تفسیر قرآن، شهرستان قم، امام خمینی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، تفسیر قرآن، قرآن کریم، امام علی (ع)