دانلود پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، حیات طیبه، رویکرد ارتباطی، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

«مؤمنان را به حیات طیبه زنده می‌کنیم»، به‌لحاظ معنی و دلالت‌ با هم تفاوت دارند. جمله دوم دلالت بر این دارد که در اثر ایمان و عمل صالح نوع جدیدی از حیات ایجاد می‌گردد، در حالی‌که این مفاد از جمله اول استفاده نمی‌شود. با توجه به این‌که قرآن شیوه بیانی نوع دوم را مورد استفاده قرار داده، می‌توان استنباط کرد که نوع زندگی و جامعه‌ای که در اثر ایمان و اعمال صالح، شکل می‌گیرد جوهراً متفاوت و متکامل از سنخ‌های اجتماعی است که بر بنیاد ایمان و معنویت ساختاربندی نشده‌اند.1288
علامه، همچنین با تأکید متذکر می‌شود که این تعبیر قرآن که فرمود «مؤمنان را حیات جدید و متکامل از دیگر شیوه‌های زندگی می‌بخشیم»، از سنخ تعبیرهای مجازی و استعاری نیست، بلکه از سنخ گزاره‌های است که مفاد آن بیانگر یک سنت و قانون واقعی هستی‌شناسانه است. قانونی که بیان می‌دارد، در اثر ایمان و عمل صالح جامعه‌ای ایجاد می‌شود که به‌لحاظ هستی‌شناختی با دیگر شیوه‌های زندگی تفاوت ذاتی دارد. به‌همین جهت است که قرآن کریم، بر حیات طیبه، آثار واقعی چون شایستگی برخورداری از امداد و نجات الهی در شرایط بحرانی،1289 روشن‌بینی و توان تشخیص حق از باطل و منافع از ضررها،1290برخورداری از آرامش و امنیت خاطر،1291 را مترتب می‌کند؛ آثاری که جز بر زندگى حقيقى مترتب نمى‏شود، و زندگى مجازى حظ و بهره‌ای از آن ندارد.1292 «تلاش هم دلسوزان بشر و راهنمایان بزرگ انسان و انبیای عظام و اولیا و مجاهدان فی‌سبیل‌الله در طول تاریخ این بوده است که این حیات طیبه را برای بشر به‌وجود آورند. از طرف دیگر، سعی همه‌ی دشمنان انسان و شیاطین و طواغیت آن بوده است که بشر را از این حیات طیبه دور کنند. لذا عنصر ایمان و دشمنی با شیطان‌ها و طاغوت‌ها، از اجزای اصلی دعوت همه‌ی پیامبران بوده و عمل پیامبر اسلام(صلّی‌اللَّه‌علیه ‌واله‌ وسلّم) هم بر این نکته قرار داشته است.»1293

8-1- دلالت‌های کنش دعوتی در ارتباط میان‌فرهنگی
اکنش دعوتی یک اصطلاح نظری صرف نیست. بلکه الزامات و دلالت‌هایی دارد که ارتباط‌گر مسلمان را از نظر هدف‌گیری ارتباط و روش‌های آن راهبری می‌کند. به عبارت دیگر، کنش دعوتی علاوه بر این که جهت ارتباط را نشان می‌دهد، روش‌هایی را نیز در اختیار ارتباط‌گر قرار می‌دهد.
اهمیت روش‌ها کمتر از محتوای ارتباطات نیست. ناهماهنگی میان روش و محتوا سبب ناکامی در اهداف ارتباطی می‌گردد. ارتباط‌گر مسلمان (به‌مثابه داعی) براساس آیه 125 نحل، به سه شیوة: حکمت، موعظه و جدال احسن صورت رویکرد ارتباطی خود را تنظیم می‌کند. آیه مذکور علاوه‌بر اشاره به محتوای دعوت، روش‌های آن را نیز در اختیار مومنان می‌گذارد. با نظر به ترکیب آیه حتی می‌توان گفت که تاکید این آیه بر روش بیشتر از محتواست. حتی عقیده بر این است که این آیه مربوط به روش است.1294

8-1-1- بهره‌گیری از روش‌های سه گانه حکمت، موعظه و جدال احسن
حکمت و موعظه در سياق دعوت تنها در يک‌جا به‌کار رفته است و آن در آيه 125 سوره نحل است.1295 با وجود اين به‌دليل آن‌که در تصريح آيه مستقيما به‌ دعوت نسبت داده شده اهميت زيادي دارد. توضيح موعظه با صفت حسن نشان مي‌دهد که موعظه وجهي غير حسن دارد در حالي‌که براي حکمت چنين صفتي به‌کار نرفته است. جدال نیز سه وجه دارد: غیرحسن، حسن و احسن. شیوه‌ای که در دعوت باید مورد توجه باشد وجه سوم آن است. اين بدان معناست که حکمت مهم‌ترين روش دعوت به‌حساب مي‌آيد. تقدم حکمت بر حسنه نيز مي‌تواند مويدي ديگر براي اين برداشت باشد. «اولین مرحله نفوذ اجتماعی دین، توجه‌دادن جامعه به عقل و اندیشه است تا آن‌ها با پای خویش و از طریق فر هنگ و زبان خود، در برابر دین نفوذپذیر گردند. استدلال یک جانبه، استدلال دو جانبه، تاکید بر نقاط ضعف و سست عقاید و باورها، طرح سوال در برابر عقاید و باورهای سست و الغاء شبهه همراه با پیام ارائه شده، می‌توانند اندیشه و تفکر را در مخاطب تحریک و نفوذ اجتماعی را تسهیل کنند».1296
به‌تعبیر دیگر، سخن گفتن به‌سه‌گونه است: حکمت، موعظه و جدال احسن. حکمت خوب و بد ندارد؛ موعظه خوب و بد دارد و لذا به ‌«موعظه حسن» تعبیر کرده است و جدال، بد، خوب و خوب‌تر دارد و لذا «جدال احسن» تعبیر کرده است. حكمت به‌معناى اصابه‌ حق و رسيدن به آن به‌وسيله علم و عقل است. حجتى است كه حق را نتيجه دهد؛ آن‌هم طورى نتيجه دهد كه هيچ شك و وهن و ابهامى در آن نماند. آیه مورد بحث از این‌جهت كه كجا حكمت، كجا موعظه و كجا جدل أحسن را باید به‌كار برد، ساكت است و این بدان جهت است كه تشخیص این موارد، به‌عهده خود دعوت‌گر است تا هركدام تأثیر بیشتری داشت آن را به‌كار بندد. ممكن است در موردی هر سه طریق به‌كار آید و در مورد دیگر دو طریق؛ و در مورد دیگری یك طریق و این بستگی به شرایط و مقتضیات خاص آن موارد دارد.1297
موعظه یعنی كارهاى نيك طورى يادآورى شود كه قلب شنونده از شنيدن آن بيان رقت پيدا كند و در نتيجه تسليم گردد. موعظه عبارت از بيانى است كه نفس شنونده را نرم و قلبش را به‌رقت در آورد و آن بيانى خواهد بود كه آنچه مايه صلاح حال شنونده است از مطالب عبرت‏آور كه آثار پسنديده و ثناى جميل ديگر آن را در پى دارد دارا باشد و جدال عبارت از سخن‌گفتن از طريق نزاع و غلبه‌جوئى است. دليلى كه صرفا براى منصرف نمودن خصم از آنچه كه بر سر آن نزاع مى‏كند به‌كار برود، بدون اين‌كه خاصيت روشن‌گرى حق را داشته باشد، بلكه عبارت است از اين‌كه، آنچه را كه خصم خودش به‌تنهايى و يا او و همه مردم قبول دارند بگيريم و با همان ادعايش را رد كنيم. قرآن کریم با ورود از راه جدال، اهل کتاب را مورد نکوهش قرار می‌دهد: «هان، شما [اهل كتاب‏] همانان هستيد كه درباره آنچه نسبت به ‌آن دانشى داشتيد محاجّه كرديد پس چرا در مورد چيزى كه بدان دانشى نداريد محاجه مى‏كنيد؟ با آنكه خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد».1298 «اى اهل كتاب، چرا به‌ آيات خدا كفر مى‏ورزيد با آنكه خود [به‌درستى آن‏] گواهى مى‏دهيد؟ اى اهل كتاب، چرا حق را به باطل درمى‏آميزيد و حقيقت را كتمان مى‏كنيد، با اين‌كه خود مى‏دانيد؟»1299 قرآن کریم حضرت ابراهیم را به‌عنوان بزرگ‌ترین قهرمان احتجاج معرفی کرده است. جدال حضرت ابراهیم با مشرکان زمانش درخشان‌ترین جلوه جدال نیکو را در طول تاریخ اندیشه بشری رقم زده است.1300 اثرگذاری مجادله‌های آن حضرت به دلیل رعایت شرایط جدال احسن بوده است که قرآن آن را به عنوان الگویی برای پیروان پیامبر گرامی اسلام معرفی می‌کند.
البته این دیدگاه هم وجود دارد که حکمت مفهوم محوری است و خداوند پیامبر (ص) را موظف نمود در چارچوب دایره حکمت مردمان را به خداوند رهنمون سازد. پس ارتباط‌گر موظف است اصل «حکمت» را مراعات نماید حتی موعظه و مجادله نیز نمی تواند خارج از چارچوب حکمت باشد. از این‌روی، هرچند در میان آیات قرآنی موعظه وجود دارد، اما مجموع کتاب (قرآن) حکیم است.1301
مبتنی بر همین برداشت اخیر، به معناشناسی اجمالی حکمت1302 در قرآن کریم پرداخته، و با اخذ نکات ارتباطی در زمینه مربوطه، بحث را ادامه می‌دهیم.
از 20 مورد که واژه «حکمت» در قرآن کریم آمده است، 11 مورد با «کتاب»1303 که منظور قرآن کریم است، و 2 مورد با «ملک»1304 همنشین شده است.1305 در آیه پنجم سوره محمد در جایگاه وصف سوره1306، در آیه پنجم سوره قمر وصف محتوای انذاری آیات و نشانه‌های خداوند،1307 در آیه یک سوره هود وصف کتاب(قرآن)،1308 در آیه 34 احزاب بَدل از «آیات‌الله»1309 و در آیه 63 سوره زخرف بَدل از «بینات»1310 قرار گرفته است. در آیه 269 سوره بقره از حکمت با عنوان «خیر کثیر»1311 تعبیر شده است. در یک مورد، به‌عنوان یک ویژگی که از سوی خدای متعال بر لقمان1312 و در موردی دیگر به حضرت داود اعطا شده،1313 آمده است.
اما اگر «حکمت» را به‌لحاظ ریشه کلمه بررسی کنیم، به نتایج دیگری نیز دست خواهیم یافت. در مواردی که حکمت به کتاب و ملک و امثال آن عطف شده معنای خاصی از حکمت مستفاد نمی‌شود اما به هر حال قدر مسلم این است که یکی از ویژگی‌های قرآن حکیمانه بودن آن است چون از نزد مقام حکیم و خبیر1314 نازل شده است. از مجموع آیات و روابط همنشینی و جانشینی استفاده می‌شود که حکمت با قدرت و عزت،1315 حق و ملک،1316 تفصیل،1317 عدل،1318 علم و آگاهی1319 در ارتباط است.
در لسان قرآن حکم و حکمت به یک معنا استعمال شده است و این معنایی که امروز از «حکم» به معنی حکم کردن یا حکم دادن می‌فهمیم، یک معنای ثانوی است. کما این‌که در قرآن، درباره پیامبری که از کودکی به او حکمت داده شده است تعبیر «وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا» آمده است و حکم و حکمت در معنای اول یکی‌اند.1320
بر مبنای آیه 7 آل‌عمران،1321 حکمت و حکم در قرآن کریم به‌معنای واضح و آشکار آمده است؛ همچنان‌که بیّن1322 و بیّنات و تفصیل1323 نیز به همین معناست.1324 رابطه محکم و محکمات با بیّن و بیّنات، رابطه جانشینی است. مقایسه آیات 7 آل‌عمران، 70 و 118 بقره1325، 63 زخرف1326، 64 نحل1327،20 سوره محمد این رابطه را آشکار می‌کند. در مقابل حکمت و بینات، متشابهات و اختلاف قرار گرفته است.1328 منشاء اختلاف تمایل به گمراهی است. کسانی که در قلبشان مرض1329 و زیع1330 (گمراهی و گرایش به باطل) وجود دارد میل به تشابهات و اختلافات دارند. انگار همیشه بدنبال بهانه‌ای برای اختلاف می‌گردند. در جریان گاو بنی اسرائیل تشابه در مقابل تبیین به‌کار رفته است.1331 در کل، حکمت و بین یعنی چیزی که در آن اختلاف نیست. خدای متعال در آیه 64 آل‌عمران از پیامبر می‌خواهد که به اهل کتاب بگوید که: «بیایید به مشترکات تمسک کنیم».1332 در این‌صورت این آیه کریمه می‌تواند یکی از مصادیق حکمت1333 به‌شمار آید. یعنی ای اهل کتاب بیایید بر سر مسائلی متحد شویم که در آن اختلاف نداریم و امکان تاویل و تشابه در آن وجود ندارد.
در مورد خود قرآن هم بیان1334 و تبیان1335 به‌کار رفته است. کاربردهای مبین در قرآن در واقع نفی تیرگی و ابهام معنایی است. یعنی خود قرآن می‌تواند منبع تمسک باشد. چون «تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ» است. بعد پیامبران می‌گویند آمدیم اختلافات را از میان شما برداریم تقوا پیشه کنید و اطاعت کنید. یعنی تقوا عامل اتحاد و انسجام است و اطاعت هم نشان می‌دهد که بایستی بر محور خاصی متحد بود. وقتی از اصول هم صحبت می‌کنیم یعنی چیزهایی که پیشوایان ما در آن‌ها اختلاف نداشتند و همه به آن‌ها پایبند بودند.1336
اصطلاح تفصیل هم در قرآن به‌معنای حکم و داوری و تبیین به‌کار رفته است.1337 نکته مهم آیاتی هستند که بی‌تفصیل بودن را به‌معنای بی‌معنا بودن به‌کار برده‌اند.1338 اگر قرآن به زبانی غیر از عربی ناز می‌شد می‌گفتند چرا قرآن تفصیل ندارد.1339 یعنی چرا قرآن معنا ندارد؟1340 آیات دیگر صراحتا بیان می‌دارد که قرآن معنا دارد و هزل و بی‌هوده نیست.1341 این آیه نشان می‌دهد که معنا در زبان نیست. از این‌رو اگر تبیین و بیان را به‌معنی آشکار کردن و رفع سوء‌تفاهم در نظر بگیریم و همچنین احکام و حکم را به‌معنی حکم‌دارکردن و حکم صادر کردن و رفع سوء‌تفاهم در نظر بگیریم، آنگاه «تشابه» به‌معنی وجود سوء‌تفاهم، در مقابل آن است. زبان می‌تواند منشاء سوء‌تفاهم باشد و رفع سوء تفاهم‌ها ضرورتی است که آشنایی با زبان مخاطب را نیز در حد یک ضرورت ارتباطی ارتقاء می‌بخشد. بدین‌ترتیب می‌توان گفت هر چیزی که منشأ سوء‌تفاهم باشد موجب اختلال در ارتباطات می‌شود. قرآن کریم به‌عنوان کامل‌ترین کتاب ارتباطی، همه سازوکارها و قرائن مورد نیاز برای رفع سوء‌تفاهم و رسیدن مخاطب به معنایی واضح و متمایز را فراهم می‌کند.
نکته دیگری هم می‌توان از آیه مبارکه حکمت استفاده کرد. به این ترتیب که شناخت مخاطب برای استفاده از روش‌های متعدد ضروری است. بدون شناختن مخاطب و آگاهی از ظرفیت‌های او اتخاذ هرگونه روش در سخن‌گفتن درست نخواهد بود و چه‌بسا ممکن است نتایج معکوسی را بدنبال داشته باشد. احادیثی که بر سخن گفتن به اندازه فهم مردم تاکید می‌کنند می‌توانند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های طاهر وطار Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر، پیامبر (ص)، توانش ارتباطی، اندیشه پیشرفت