دانلود پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، سوره بقره، حقیقت محمدیه، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

است.773
دوم آن همه شرايع از نظر آموزه‌ها و گزاره‌ها در يك سطح نيستند و ميان آنان تفاوت‌هايي وجود دارد كه اگر موجب تغيير ماهوي نشود عامل مهمي براي ناهم‌ترازي است. شريعت آخرين از جهاتي چند بر همه شرايع پيشين مقدم و برتر است و هرگز بر سطح آن‌ها قرار نمي‌گيرد.
هر چند اسلام نه تنها شرايع پيشين را به‌عنوان يك حق پذيرفته و به‌عنوان واقعيت با موجود از آن‌ها كنار آمده است و همه حقوق امت‌هاي پيشين را حفظ و محافظت مي‌فرمايد ولي هرگز تكافو و هم‌ترازي با شرايع ديگر را نپذيرفته است و شريعت خود را به‌عنوان دين اسلام معرفي و بيان مي‌دارد كه اين شريعت است كه تنها مي‌تواند به‌عنوان دين كامل و جامع مقبول باشد. اين نگره قرآني و روايي بنياد تكثرگرايي در دين را از ميان مي‌برد گرچه كه تكثرگرايي در شريعت را به‌عنوان يك حق و واقعيت مي‌پذيرد و با آن كنار مي‌آيد.774
برخي با تمسك به آيه 145 سوره بقره كه مي‌فرمايد: «اگر هرگونه معجزه‌اي براي اهل كتاب بياوري باز قبله تو را پيروي نمي‌كنند و تو نيز پيرو قبله آنان نيستي و خود آنان پيرو قبله يك ديگر نيستند»، مي‌كوشند تا تكثرگرايي در دين را به‌عنوان امري پذيرفته‌شده از سوي قرآن و پيامبر بيان دارند؛ درحالي كه در اين آيه با نگاهي نكوهش‌گونه و سرزنش‌آميز به نگره و رويكرد امت‌هاي شرايع ديگر به ‌آنان گوشزد مي‌كند كه اين رويكرد بر پايه هوا و هوس است نه امري پذيرفتني، معقول و حق؛ تا بر پايه آن ادعا شود كه اسلام و قرآن تكثرگرايي در دين را پذيرفته است.775
شهید مطهری776 در توضیح وصف حضرت علی علیه‌السلام از پیامبر اکرم (ص) که او را «طبیب دوار»777 می‌نامد، می‌فرماید: «البته معلوم است كه مقصود پزشك بدن نيست كه مثلًا براى مردم نسخه گل گاوزبان مى‏داد، بلكه مقصود پزشك روان و پزشك اجتماع است. «طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ». در اولين تشبيه كه او را به طبيب تشبيه مى‏كند، مى‏خواهد بگويد روش پيغمبر روش يك طبيب معالج با بيماران خودش بود. يك طبيب معالج با بيمار چگونه رفتار مى‏كند؟ از جمله خصوصيات طبيب معالج نسبت به بيمار، ترحم به حال بيمار است كما اين‌كه خود على عليه‌السلام در نهج البلاغه مى‏فرمايد: اشخاصى كه خدا به آنها توفيق داده كه پاك مانده‏اند، بايد به بيماران معصيت ترحم كنند».778
پیامبر طبیب سیار است؛ قانع نيست به اينكه مريض‌ها به او مراجعه كنند، او به مريض‌ها مراجعه مى‏كند و سراغ آنها مى‏رود. پيغمبر سراغ مريض‌هاى اخلاقى و معنوى مى‏رفت. در تمام دوران زندگى‏اش كارش اين بود.
مسافرتش به طائف براى چه بود؟ اساساً در مسجد الحرام كه سراغ اين و آن مى‏رفت، قرآن مى‏خواند، اين را جلب مى‏كرد، آن را دعوت مى‏كرد براى چه بود؟ در ايام ماههاى حرام كه مصونيتى پيدا مى‏كرد و قبايل عرب مى‏آمدند براى اينكه اعمال حج را به‌همان ترتيب بت‌پرستانه خودشان انجام بدهند، وقتى در عرفات و منى‏ و بالخصوص در عرفات جمع مى‏شدند، پيغمبر از فرصت استفاده مى‏كرد و به‌ميان آنها مى‏رفت. ابولهب هم از پشت سر مى‏آمد و هى مى‏گفت: حرف اين را گوش نكنيد، پسر برادر خودم است، من مى‏دانم كه اين دروغگوست- العياذباللَّه- اين ديوانه است، اين چنين است، اين چنان است. ولى او به‌كار خود ادامه مى‏داد. اين براى چه بود؟ مى‏فرمايد: پيغمبر روشش روش طبيب بود ولى طبيب سيّار نه طبيب ثابت كه فقط بنشيند كه هركس آمد از ما پرسيد ما جواب مى‏دهيم، هركس نپرسيد ديگر ما مسؤوليتى نداريم. نه، او مسؤوليت خودش را بالاتر از اين حرفها مى‏دانست.779 در روايات ما هست كه عيساى مسيح عليه‌السلام را ديدند كه از خانه يك زن بد كاره بيرون آمد. مريدها تعجب كردند: يا روح اللَّه! تو اينجا چكار مى‏كردى؟ گفت: «طبيب به خانه مريض مى‏رود. خيلى حرف است»!780 این تلاش‌های دلسوزانه نبود مگر این که بتواند یک نفر دیگر را به جمع مومنان به اسلام دعوت کند. مضمون آیه‌های 13 تا 15 سوره مبارکه شوری با تاکید بر این که سفارش به برپایی دین امری مشترک میان قوم نوح، ابراهیم، موسی، عیسی بوده است، به پیامبر اسلام امر می‌کند که «تو نیز و نیز آنان را به سوی این آیین واحد الهی دعوت کن و آنچنان که مأمور شده‌ای استقامت نما…». در این صورت می‌توان گفت یکی از متعلقات دعوت در حال حاضر، دین اسلام است. علاوه بر این که طبق برخی تفاسیر و برداشت‌ها، دین اسلام در کلیت خودش جامعه ادیان میسحیت و یهودیت است. «کمال حقیقت موسوی و عیسوی را می‌توان در حقیقت محمدیه دید. حقیقت موسوی مغرب و شریعت است و حقیقت عیسوی مشرق و طریقت، و حقیقت محمدیه هم مغرب است و هم مشرق و هم شریعت و هم طریقت. بُعد طریقتی اسلامی بُعد میسحی است و بُعد شریعتی‌اش بُعد یهودی… شریعت مقام موسویت اسلام است و مربوط به دنیا و حفظ امور و تدبیر آن، به‌نحوی که شرایط قبول ایمان در آن فراهم گردد؛ ولی طریقت مقام عیسویت است که راه را برای ملکوت الهی و قرب به حق می‌گشاید… آنچه گفته شد تأیید قول برخی مستشرقان نیست که در مقام نفی هویت اسلام، آن را ترکیبی مقتبس از دستورات و تعالیم یهودیت و مسیحیت می‌دانند بلکه نشان‌دادن دو جنبه موسی و عیسوی و جامعیت آن دو در دین اسلام است.»781
7-1-1-2- دعوت به مشترکات ادیان
ﮔﺰارهﻫﺎی ﻗﺮآﻧﯽ، ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﻧﻬﻀﺖﻫﺎی ﭘﯿﺎﻣﺒﺮان را در ﭼﻬﺮۀ ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎﯾﯽ ﺗﻌﺎﻣـﻞ‌ﮔـﺮ و دارای ﭘﯿﺎمﻫﺎ و اﯾﺪهﻫﺎی ﻧﻮ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻛﺮده‌اﻧﺪ ﻛﻪ ﻫﻢ درﺻﺪد اﻧﺘﻘﺎل ﭘﯿﺎم و ﺟﺬب ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻫـﻢ ﭘﯿﺎمﻫﺎیشان، ﺗﻮان ﻧﻔﻮذ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ را دارﻧـﺪ.782 وﯾﮋﮔـﯽ دﯾﮕﺮ اﯾﻦ ﭘﯿﺎمﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﺗﺮدﯾﺪ اﻓﻜﻨﺪن در ﻫﻤﺨﻮاﻧﯽ ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎی زﯾﺮﺑﻨـﺎﯾﯽ ﻓﺮﻫﻨـﮓ‌ﻫـﺎی ﻣﻘﺎﺑـﻞ ﺑـﺎ ﻣﻨﺎﻓﻊ و ﻣﺼﺎﻟﺢ واﻗﻌﯽ اﻧﺴﺎنﻫﺎ اﺳﺖ. ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻛﻠﯽ، ﺑﺮای روﺷﻦ‌ﺷﺪن اﯾـﻦ ﻧﻜﺘـﻪ ﻛـﺎﻓﯽ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻧﮕﺎه ﻗﺮآن، ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎﯾﯽ ﻛﻪ در ﻣﻌﺮض ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ اﯾﻦ ﻧﻬﻀﺖﻫﺎ و ﻧﻔﻮذ ﭘﯿﺎمﻫﺎی آﻧﻬﺎ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ، ﺧﻮد را در ﺧﻄﺮ از دﺳﺖ رﻓـﺘﻦ ﻫﻮﯾـﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕـﯽ و ﺣﺎﻛﻤﯿﺖ ﻣﺆﻟﻔﻪ‌ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺧﻮدی ﻣﯽﯾﺎﻓﺘﻪاﻧﺪ. ﺑﻪ‌ﻫﻤﯿﻦ‌ﺷﻜﻞ، ﮔﺰارهﻫﺎی ﻣﺘﻌﺪدی ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی ﭘـﯿﺶ روی ﮔـﺮوه‌ﻫﺎی ذی‌ﻧﻔﻊ در آن ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎ اﺷﺎره دارﻧﺪ ﻛﻪ «وﺟﻬﮥ» ﺧﻮد را در ﮔﺮو ﺑﻘﺎی ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎی آن ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎ و ﺣﻔﻆ وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد ﻣﯽدﯾﺪﻧﺪ و ﻣﯽﻛﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﻣﻘﺎﺑﻠﮥ ﻓﺮﻫﻨﮕـﯽ ﺟﺎﻣﻌـﻪ را ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺎس ﺳﺎﻣﺎن دﻫﻨﺪ.783 قرآن کریم تلاش می‌کند با تمرکز بر نکات مشترک ادیان و انسان‌ها این واهمه را از میان بردارد:
«قلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ(آل‌عمران: 64)؛ بگو اى اهل كتاب بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد پس اگر [از اين پيشنهاد] اعراض كردند بگوييد شاهد باشيد كه ما مسلمانيم [نه شما]»
كاملا روشن است كه ادیان الهی مشتركات فراوانی با هم دارند. یكی شیوه‌های مفاهمه با مخاطب بیان مشتركات است. این عمل فاصله‌ها را كم‌تر، و حالت عناد و دشمنی نسبت به مخاطب را از بین می‌برد. به‌عبارت دیگر، ﻫﺮﮔﺎه دوﻧﻔﺮ، دو ﮔﺮوه ﯾﺎ دو ﻣﺬﻫﺐ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺟﻤـﻊ ﺷـﻮﻧﺪ و اﺷـﺘﺮاﮐﺎت ﺧـﻮد را ﻣـﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮده و ﻧﻘﺎط ﻫﻤﺴﻮ را ﻣﻄﺮح ﮐﻨﻨﺪ، راه ﻧﯿﻞ ﺑﻪ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻫﻤﻮارﺗﺮ ﻣﯽﮔﺮدد.784 ریچارسون در کتاب معجزه ارتباط می‌نویسد: «به دو روش می‌توان به مخاطب خود نگاه کرد. می‌توان به انتخاب، تفاوت‌های خود با دیگران را مورد تاکید قرار داد و یا بر وجوه مشترک تاکید کرد. تاکید بر تفاوت‌ها ایجاد ارتباط موثر را دشوار می‌کند. اما توجه به وجوه مشترک مقاومت و خصومت را از میان برمی‌دارد».785
مهم‌ترین آیه‌ای که در قرآن کریم بر دعوت به‌ مشترکات میان مومنان به خدا وجود دارد، آیه ۶۴ سوره مبارکه آل عمران است: «بگو اى اهل كتاب بيائيد به‌سوى كلمه‏اى كه تمسك به ‌آن بر ما و شما لازم است و آن اين است كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگيريم و يك‌ديگر را به‌جاى خداى خود به ربوبيت نگيريم؛ اگر نپذيرفتند بگوئيد شاهد باشيد كه ما مسلمانيم‏».786 در حقيقت دعوت به ‌اين است كه همه بر معناى يك كلمه متفق و مجتمع شويم، به اين معنا كه بر مبناى آن كلمه واحده عمل كنيم و اگر نسبت را به‌خود كلمه داده، براى اين بوده كه بفهماند كلمه نامبرده چيزى است كه همه از آن دم مى‏زنند و بر سر همه زبان‏ها است. پس آيه شريفه بر پیامبر(ص) دستور داده كه اهل كتاب را دعوت كند به‌ «توحيد» كه تفسير حقيقى كلمه است و همه كتاب‌هاى آسمانى بدان دعوت مى‏كند.787
آیت‌الله طالقانی ذیل آیات سوره بقره و جنگ شائول، طالوت و جالوت به‌تفصیل از تورات سخن نقل می‌کند و با حوصله و دقت، نشانه‌های موجود در داستان قرآن را با گزارش تورات مورد مقایسه دقیق قرار می‌دهد. او از تطابق جُلّ آنچه در کتب مقدّس ملل آمده با قرآن کریم سخن می‌گوید و از بی‌توجهی مفسران به‌ این همسانی‌ها و تشابهات انتقاد می‌کند و معتقد است که اگر غبار و انحرافاتی را که در طول زمان پیش آمده، از روی تعالیم این بزرگان و پدران تربیتِ بشر بزداییم، وحدت اصول و گوهر تعالیم امثال بودا، کنفسیوس، زردشت و حکمای کلده و بابل و مصر و پیامبران بنی‌اسرائیل و حکمای یونان را می‌نگریم، هر یک از اینها با زبانی مردم را به‌ توحید و یکتاپرستی و کوشش برای زندگی برتر و باقی خوانده‌اند. اصول تعلیم این بزرگان آن‌قدر به‌هم شبیه و نزدیک است که بعضی از محققان ادیان دچار این اشتباه شده‌اند که شاید آنها از یکدیگر الهام گرفته‌اند.788
زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿـﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮاﻣـﯽ اﺳـﻼم (ص) ﺑﻌـﺪ از ﻣـﺎﺟﺮای ﺣﺪﯾﺒﯿـﻪ ﻧﺎﻣـﻪ‌ﻫـﺎﯾﯽ ﺑـﻪ ﺳـﺮان حکومت‌های ﺑﺰرگ ﺟﻬﺎن ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻘﻮﻗﺲ زﻣﺎﻣﺪار ﻣﺼﺮ و ﻫﺮﻗﻞ ﭘﺎدﺷـﺎه روم و ﮐـﺴﺮی ﭘﺎدﺷـﺎه اﯾﺮان ﻧﻮﺷﺖ، ﺑﻪ آﯾﻪ ﻣﺬﮐﻮر اﺷﺎره ﮐﺮد ـ ﯾﻌﻨﯽ اﺻﻞ ﻣﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺣﻠﻘـﻪ اﺗـﺼﺎل ﻫﻤﻪ ادﯾﺎن آﺳﻤﺎﻧﯽ اﺳﺖ ﻫﻤﺎن اﺻﻞ ﺗﻮﺣﯿﺪ اﺳﺖ – اﯾﻦ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺻﻠﺢﻃﻠﺒﯽِ اﺳﻼم رﯾﺸﻪ در ﻋﺼﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ(ص) دارد.789 اﯾﻦ آﯾﻪ در ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺟﻮﻫﺮ ﺳﻮره آل‌ﻋﻤـﺮان اﺳﺖ و اﺳﺎس ﺣﻖ و زﯾﺮﺑﻨـﺎی اﺟﺘﻤـﺎع اﻫـﻞ ﮐﺘـﺎب و ﻣـﺴﻠﻤﺎﻧﺎن، ﺑـﺮ ﻣﺒﻨـﺎی ﺗﻮﺣﯿـﺪ اﺳـﺖ.790
از نگاه آیه ۶۴ آل‌عمران، تاکید بر نقاط مشترک زیربنای تفاهم محسوب گردیده و هر تفاهمی می‌تواند زیربنای توافق بر مسأله‌ای دیگر باشد. آیاتی از این دست، دربردارنده نکات مفید می‌باشند؛ از جمله: الف) پرداختن به مشترکات بینابینی از روش‌های موثر در جذب پیروان ادیان دیگر به اسلام است؛ ب) چنانچه همه اهداف دست‌یافتنی نباشد، برای رسیدن به‌دیگر اهداف باید تلاش گردد؛ ج) در تبلیغ و دعوت به‌عقیده حق، عواطف پاک دیگران محترم شمرده شود: «كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ»؛791 و د) قرآن به مسلمانان می‌آموزد که اگر کسانی حاضر نبودند در تمام اهداف با شما همکاری کنند، بکوشید دست‌کم در قسمتی که با شما اشتراک هدف دارند همکاری آن‌ها را جلب کنید و آن را پایه‌ای برای پیشبرد اهداف مقدس‌تان قرار دهید.792 دلیل انتخاب اهل کتاب و پیروان ادیان آسمانی و توحید، این است که قدر مشترک بین اسلام و آنها در مقیاس وسیعش وجود داشته و تفاهم بر آن به‌ آشکاری قابل عمل بود.793
توصیه به ‌جدال احسن و نهی از ستیزه جویی نیز در راستای دعوت به توحید است. از آنجا كه هدف از گفت‌وگوها و تعاملات اسلام با مخالفان فكری، اساساً دست‌یابی به حقیقت و اصلاح عقیده و اندیشه آنان است؛ هرگونه بحث وجدال ستیزه‌جویانه نهی شده و به بندگان خدا توصیه شده آنچه را بهتر است بگویند: «و به بندگانم بگو آنچه را بهتر است بگویند، كه شیطان میان‌شان به‌هم می‌زند؛ زیرا شیطان همواره برای انسان دشمنی آشكار است».794 «سخنان بهتر» سخنانی است كه احسن و از نظر اشتمال بر ادب و خالی بودن از خشونت و ناسزا و پیامدهای نادرست، نیكوتر باشد.795 این‌که قرآن کریم تاکید می‌کند که در مباحثه با مخالفان از جدال احسن796 استفاده شود به ‌این دلیل است که قرآن به‌دنبال گستراندن بذر توحید در همه زمین است. به این ترتیب خدای متعال «ابزار دعوت به‌سوی خویش را منطق و استدلال قوی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نهی از منکر، رسول اکرم (ص)، غیرمسلمانان، صراط مستقیم Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع بینش و گرایش، فرهنگ و تمدن، تولی و تبری، کمال مطلق