دانلود پایان نامه ارشد با موضوع فضای سایبری، فضای سایبر، هنر معاصر، فضای فیزیکی

دانلود پایان نامه ارشد

آسمان است و ارجاع مستقیم به آن داستان ندارد. انیمیشن پیش فرضش، یک روایتی را دنبال می کند. خودش روندی تعریف شده و مشخص دارد. ولی می شود به آن روند سکون داد یا یکدفعه شورت کات زد و تغییرش داد.»
– برای این نوع از کارها چیزی شبیه به روند تولید انیمیشن مثلا استوری بورد یا یک طراحی اولیه برای تنظیم حرکتها دارید یا در حین کار پیش می رود؟
نه همه اش در حین کار به همان صورتی که نقاشی انجام می دهم، شکل می گیرد.
من معمولا برای این کارها یک فضای تصویری هنری در ذهنم دارم؛ شروع می کنم، در حین کار اگر قابلیتهایی به ذهنم بیاید یا حتی ممکن است فکر اولیه یک مقدار دگرگون بشود ولی این که بیایم و کار را بخواهم به کسی بسپارم، در واقع آن فرایند را بخواهم تعریف کنم و بگویم از این تکان نخورد، یک تیم این کار را بکند و یک تیم کار دیگر، نه. چون این کارها را از صفر تا صدش را خودم انجام داده ام. به همان صورتی که نقاشی می کنم. ابزار عوض می شود تا بهتر بیان شود. در سالهای اخیر این کارها را کم کرده ام و دلیلش این است که تمرکزم بیشتر روی هنر محیطی است.
باغ ایرانی
کارهای زیادی از آقای نادعلیان دیدم. به گفته ی خودشان؛ بعضیها هم انیمیشن نیست و فقط حرکتی مبتنی بر عکس است. مثلا در باغ ایرانی عکسهایی از مینیاتورهای موجود و عناصر برگرفته از باغهای ایرانی در اختیار مخاطب است که می تواند به وسیله ی حرکت آنها، ترکیب بندیها را تغییر دهد، رنگها را تغییر دهد. یا پرنده ای هست که با حرکت موس، حرکت می کند. این کار انیمیت ندارد ولی نقاشی است که اینتر اکشن است و حرکت دارد. و در واقع نقاشی و ترکیب آن به وسیله ی مخاطب و اکت مخاطب شکل می گیرد. و این حرکت می تواند با داستانی فرضی در ذهن مخاطب تبدیل به یک انیمیشن شود. هنری که با هر مخاطب به شکلی تازه خلق می شود و شیوه و ابزار اهمیتی ندارد.
هنر صدا (ساند آرت)
کار دیگری که در واقع آدیوآرت است یا هنر صدا. در یک پروژکشن شبه آدمهای در حال حرکت، می رفت روی بک گراند انتزاعی و انیمیشن می شد. به قول آقای نادعلیان: «در واقع انیمیشن انتزاعی این جا یک فضای کمک کننده است.»
پرده ی صفر و یک (هنر شبکه)

شکل 4- 5/ احمد نادعلیان/ پرده صفر و یک/ هنر تعاملی/ نمایشگاه هنر جدید موزه هنرهای معاصر تهران / http://www.wwwebart.com/01/persian/index.htm

«اثر پرده ی صفر و یک. به شکل فیزیکی ممکن است به شکل یک انیمیت دیده بشود ولی این یک نوع اینتراکشن است که در فضای سایبری در تمام مدتی که نمایشگاه دو هنر جدید بود این کار در فضای چت روم هم دیده می شده است که جایزه ی نت دی اروپایی را گرفت.» (شکل 4-3)
در این اثر تنها اثری از انیمیشن و مبانی و روشهای کار انیمیشن نیست. اما اثری که در نهایت ارائه و دیده می شود، فیگرهای سایه وار متحرکی است که در ترکیبهای مختلف، روی پرده دیده می شوند. نه نقاشی صورت گرفته و نه انیمیشن ولی در اجرای نهایی هم ترکیبهای نقاشی قابل شناخت است و هم حرکت انیمیشن وار فیگورهایی سایه وار. می بینیم که در هنر جدید حتی بدون کاربرد روشها و رشته های مختلف، می توان فقط تفکر نقاشی یا انیمیشن و یا هر هنر دیگری را در یک اثر جستجو و دنبال کرد.
درجستجوی حیات
«انیمیشنی که از عکسهای ناسا استفاده کردم و می رود روی کره ی ماه و حجاریهای من را آن جا می بیند. دوربین به ماه نزدیک می شود و می رود روی اجزاء و دیتیلها و می بیند عکسهای من آن جا است.»
و بسیاری از آثار متفاوت دیگر که شاید آقای نادعلیان با آنها بیشتر شناخته شده باشند مثل کارهای لندآرت و سایبرآرت و …
– با این حجم کارهای متنوع و هر کدام در نوع خود تازه و جدید و در قالبها و شیوه های متفاوت و گاهی ترکیبی، خودتان را چگونه و در چه حوزه ای از فعالیت هنری معرفی می کنید؟
من در دوره های مختلف، کارهای مختلفی انجام داده ام. ولی در سالهای اخیر و بلوغ کاری من که خیلی جا افتاده و تبیین شده است من را یک هنرمند محیطی می دانند. حتی این فضا که خیلی کار درش دارم، خیلی از افراد اصلا این کارهای من را نمی دانند. البته خودم هم در سالهای اخیر تمرکزم را روی یک چیز گذاشته ام. ولی من چند تا مولفه را از کار خودم بیان می کنم که این چند تا مولفه ربط پیدا می کند. من می گویم کار من 4 ویژگی دارد: 1. محیط گرا هستم. وقتی می گویم محیط گرا، می گویم محیط طبیعی، محیط اجتماعی، محیط سایبری یعنی واژه ی محیط لفظ من بر خلاف هنرمندان اروپایی یک فضای باز است. یعنی جهان واقع و جهان مجازی. جهان واقع می تواند طبیعی باشد یا شهری باشد. 2. علاوه بر محیط گرا من تعامل گرا هستم. منظور از تعامل گرا چه یک سنگ توی رودخانه باشد، چه یک ماسه را کار کنم، چه یک کاری را ببرم در عمق زمین و یک سارق گنج بردارد و من دوباره بگذارم؛ در همه اش اینتر اکشن هست. حتی چهل تکه هایی که زنان هرمزی در جنوب دوخته اند و من روی آنها کار کرده ام نوعی تعامل در فضای فیزیکی است. یعنی تعامل در فضای فیزیکی، تعامل در فضای اجتماعی و تعامل در فضای سایبری. 3. من رسانه گرا هستم. یعنی هر کاری من می کنم فرایندش باید به شکل رسانه ای ثبت شود و خروجی اصلیش اتفاقا فضای سایبری و وب است. چه یک قطعه سنگ پریمیتیو باشد که پرتاب کنم، عکس یا دوربین تصویربرداری باید باشد یعنی بدون آنها، اینها معنا ندارد و ثبت نمی شود. و حتی اگر بگوییم ثبت می شود و مخاطب هم می بیند، روایتی که من با آن عکس ارائه می دهم یک معنای متفاوتی از آن واقیت می دهد. یک شاخصه ی دیگر علاوه بر اینها این که یک هنر ترکیبی است. این ترکیب ممکن است از یک نوع بدویت و فضای هایتک و خیلی معاصر باشد. می تواند از آدمهای امی و روشنفکر باشد و مثلا کار روشنفکرها را ببرم در عوام و عوام را ببرم در کار روشنفکرها. می تواند پیوند خیلی چیزها باشد. همیشه دو تا چیز دور از هم را با هم ممزوج می کنم. اگر به عنوان لفظی که خودم بخواهم بگویم، اگر بشود، می گویم هنرمند هستم. حتی پسوند نمی گذارم. یعنی مهم هم نیست. ولی آن چه که در عرصه ی اجتماعی ایران یا عرصه ی برون مرزی شناخته تر هستم هنرمند محیطی است. ولی واقعیتش را بخواهی این دایره ی کار در همین ساختمان از زیرزمین تا طبقه سوم بسیار متفاوت است. من یک دوره ای کارهای رئالیستی. یک دوره کاملا سنت گرایی و تمثیلی که مثلا عین قرن ده یا یازده هجری کار کردم. یک دوره کاملا سنگها را به شکل دوره های کهن کار کردم. بعد اینها را توی رودخانه کار کنی یک معنای دیگر است. عکسهای چیدمانی(آدم و حوا). رفتن زیر اقیانوس و انجام کار هم یک رفتار دیگر است. پرفورمنس خیابان ولیعصر. تعامل با گنج یابها. اینقدر کارها در دوره های مختلف، متنوع است که خودم در طبقه بندیش گم می شوم. یعنی نمی دانم چجوری آنها را ارائه بدهم. آهنهایی که با یک کولی با هم کار کردیم. نمکهایی که با گوسفندها کار شده بود. و کارهای اخیرم با عروسکهای کهنه.
– اول ایده به سراغ شما می آید و بعد قالبش را انتخاب می کنید؟
مسیرهای مختلفی است. خیلی وقتها هم تحمیلی است. یک جرقه ممکن است زده بشود و آدم یک کاری را بکند. بعد آن کار بنا به دلایلی دچار یک نوع وقفه یا حادثه بشود. من حتی حوادث در کارهام تاثیر دارد. من حتی از سکته ی قلبی و عمل قلب آنژیو پلاستیک خودم استفاده کردم برای یک کار. در کسوت یک دست فروش کار انجام دادم و کارهایم را شکستند و بعد فروش کارهای شکسته. شکستگی جزئی از کار است. حتی گاهی بازآفرینی آن اتفاق، یعنی بعضی از سنگها و کارها را بنا به شفارش شکستم یا روی تکه های شکسته طرحها را لی اوت کردم. این جا است که یک ایده شما دارید، آن ایده که فکر اولیه است طی فرایند الزاما با آن چیزی که در ذهنتان است یکی نیست. ممکن است دستخوش تغییر بشود. و برای من یک رویداد تلخ هم ممکن است کار را به یک مسیری ببرد که من سوار بر آن رویداد بشوم و آن را بخواهم به نفع خودم مصادره کنم. برای گنجها هست. برای سنگها هست. برای شیشه ها هست.

4-3 بهنام کامرانی
شکل 4-6/ بهنام کامرانی/ 1392/ http://www.zibasazi.ir/fa/news /4548
متولد 1347 شيراز. فوق ليسانس نقاشي از دانشگاه هنر. دانشجوي دكتراي پژوهش هنر دانشگاه هنر. عضو انجمن هنرمندان نقاش. برگزاری و شرکت در نمایشگاههای داخلی و خارجی
از آن جایی که تعامل نقاشی-انیمیشن در سالهای اخیر در حوزه ی هنرهای جدید قابل بحث و بررسی است؛ گفتگویی با دکتر بهنام کامرانی، نقاش و هنرمند فعال در حوزه ی هنر جدید در خصوص کاربرد و تعامل انیمیشن در هنرهای جدید داشتم.
بعد از مطرح کردن عنوان پژوهش و موضوعات مورد بحث از آقای کامرانی خواستم که صحبت را خودشان شروع کنند.
«من فکر می کنم که از بعد از دهه ی هشتاد، یک مقدار مرز بین هنرها کمرنگ شده و به خصوص هنرهایی که قبلا شاید کاربردی محسوب می شدند، یا تزیینی محسوب می شدند، یا در واقع در هنرهای زیبا آنطوری که هنرمندان مدرن طبقه بندی می کردند، جای می گرفتند؛ در واقع آمدند در خود متن اصلی هنر معاصر. بنا بر این تصویرسازی الان یک قسمت اعظمی است که در نقاشی معاصر از ویژگیهایش استفاده می شود. یا مثلا از انیمیشن و فیلم در ویدئوآرت استفاده می شود. منتها همه ی اینها به نظر من برمی گردد به این که استراتژی هر هنرمند نسبت به آن کار چه بوده و به چه شکل بوده؟ در واقع ما الان دیگر نمی توانیم خیلی از سبک یا ژانرهای کلی بگوییم. یا حتی وقتی داریم از ویدئوآرت صحبت می کنیم یا شاخه های هنر معاصر، خیلی کلی بتوانیم طبقه بندیشان بکنیم یا به سادگی تعریفشان بکنیم. مرزها بسیار سیال است و بسته به این که هر هنرمند به اصطلاح چه فضایی را در کار خودش تصمیم می گیرد و انتخاب می کند، فرق می کند. حتی در واقع خود هنرمندها هم دیگر دیواره ها یا مرزهای ثابتی برای فعالیتهایشان ندارند. مثلا می بینیم که یک فیلمساز در ایران مثل آقای کیارستمی146 کار ویدئوآرت دارد، کار فیلم سینمایی دارد، کار فیلم کوتاه هم دارد، فعالیت عکاسی یا به اصطلاح فوتوآرت هم انجام می دهد. اینها چیزهایی است که درواقع مرزهای یک هنرمند را در فعالیتهایش خیلی گسترده کرده است. بنا بر این وقتی از هنر معاصر صحبت می کنیم، باید به این تنوع و به این سیال بودن آگاه باشیم.
در زمینه ی انیمیشن، خوب سالهای زیادی است که انیمیشن در متن فضای تصویری معاصر قرار گرفته است. استفاده از انیمیشن، نه خود انیمیشن. چون به هر حال انیمیشن مثل فیلم کوتاه یا فیلم سینمایی تعاریف خاص خودش را دارد. اما این که چرا انیمیشن استفاده می شود؛ یک قابلیت دیزاین و طراحی است که خود انیمیشن دارد. در واقع آن ویژگی تصویرسازانه، اعوجاجها و همین طور ویژگیهای طراحی که در خود انیمیشن است، خیلی خیلی در متن فضای ویدئویی معاصر مطرح شده. (در ویدئوآرت معاصر). دلیلش هم این است که خود طراحی دوباره مطرح شده است. امروزه مقالاتی نوشته می شود با عنوان این که؛ اصلا طراحی به مثابه ی نقاشی معاصر، البته این مقاله ای که الان دارم اسم می برم دقیقا عنوان یک مقاله از آرت ژورنال است. به خاطر این که طراحی مهم شده و به خاطر سادگی دسترسی به آن، ویژگیهای اکسپرسیو و بداهه ای که پیدا می کند، ویژه گیهای فردی که پیدا می کند، وقتی این طور در فضای حرکتی تعریفش بکنیم، می بینیم که انیمیشن هم این ویژگیها را خیلی دارد. در واقع علاوه بر این، انیمیشن تنوع خیلی زیادی دارد. راههای دسترسی به انیمیشن خیلی زیاد است. مثلا ویلیام کنتریج یک هنرمند بسیار مطرحی است که طراحیهایش را تبدیل به چیزهایی شبیه به انیمیشن می کند و جزء ویدئوآرتیستهای بسیار مطرح معاصر است و در واقع خود این ویژگیهای بینامتنیش یا بینا رشته ایش یا بینابینیش باعث شده است که کارهایش بسیار مطرح بشود. یا مثلا از هنرمندهای ایرانی آویش خبره زاده را داریم که سالی که از طراحی و وول خوردن طراحیش که به یک شکلی انیمیشن بود در بینال ونیز استفاده کرد؛ جایزه ی اول دانشجویی بینال ونیز را برد. به نظرم این

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع فضای مجازی، زیبایی شناسی، تصویرسازی، هنر معاصر Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع هنر معاصر، فضای شهری، داستان گویی، نقاشی دیواری