دانلود پایان نامه ارشد با موضوع فشار روانی، چرخه زندگی، بوم شناسی، سبک مقابله

دانلود پایان نامه ارشد

مواجهه با مشکل می باشد. قبل از شروع عمل مقابله موقعیت ارزیابی شده و نتایج مجموعه تلاش های مقابله ای برای ارزیابی مجدد موقعیت و تعیین منابع مقابله استفاده می شود(فرایدنبرگ، 1997).
لازاروس به ارزیابی شناختی بعنوان جزء زاتی فرایند مقابله تاکید می کند. به نظر او مفهوم ارزیابی هسته مرکزی شکل گیری این نظریه می باشد. ابتدا فرد در قالب ارزیابی اولیه می پرسد در معرض چه خطری است و در مرحله دوم تحت عنوان ارزیابی ثانویه این سوال را مطرح می کند که جهت مقابله با خطر چه منابعی در دسترس قرار دارند (لازاروس،1986، لازاروس و لاینر،1978، فولکمن و لازاروس، اسچتر، دلونگیس و گروئن، 1986). مفهوم ایجاد شده پیرامون مقابله از در نظر گرفتن این مهارت به عنوان مجموعه ای از صفات درون فردی یا فرایندهای روان پویایی که به تئوری مبتنی بر مجموعه واکنش های عاطفی و شناختی قابل مشاهده وابسته است متاثر شده است. لذا لازاروس چنین عنوان می کند که مقابله به تغییر از صفت مفهوم سازی شده به توصیف مقابله به عنوان یک فرایند اشاره دارد(فرایدنبرگ، 1997).
لازاروس در نظریه خود سلامتی و انرژی را منابع مهم مقابله خوانده و به نظر او افراد سالم بهتر از افراد بیمار، خسته و ناسالم می توانند بر طبق تعریف، نیازهای ویژه بیرونی و درونی را اداره کنند. همچنین بر طبق این نظریه عقیده مثبت یعنی اعتقاد فرد بر توانایی جهت مقابله با استرس، بعنوان یک سبک یا منبعی جهت مقابله به حساب می آید. از طرفی مهارت حل مساله به عنوان عاملی مرتبط با عقیده مثبت نیز می تواند فرد را در جهت کنار آمدن یاری نماید. مهارت های اجتماعی یعنی توان فرد برای همکاری با مردم و منابع مادی از دیگر امکانات فرد جهت مقابله می باشند. در رویکرد تبادلی لازاروس منابع مادی و اجتماعی برای مقابله با استرس و فشار روانی فی نفسه مفید نیست بلکه ارزیابی و برآورد شخص ازاین منابع در جهت مقابله با مشکلات از اهمیت خاصی برخوردار است(آقا یوسفی، 1378).

نظریه تکاملی و سازگاری رفتاری
فرایند سازش یافتن موجودات با محیط توسط داروین مورد بررسی فرار گرفته که نتیجه آن شکل گیری مفهوم بوم شناسی می باشد. بوم شناسی ارتباط بین موجودات زنده با همدیگر و ارتباط موجودات زنده با محیط را مورد مطالعه قرار می دهد. در همین راستا نظریه تکاملی و بوم شناسی انسانی، ابتدا سازش یافتگی گروهی را مورد توجه قرار داد. انسان نوعا به تنهایی نمی تواند با محیط سازش یابد چرا که انسان ها طبیعتا به یکدیگر وابسته اند و برای بقا خود نیاز به انجام فعالیت های گروهی دارند. بوم شناسی انسانی بر این نظریه استوار است که تشکیل پیوندهای اجتماعی برای انسان عامل مهمی در تبادلات مفید با محیط می باشد.
سازگاری گروهی مبین رشد سازگاری فرد و مکانیزم های ویژه او در عمل مقابله می باشد که باعث ارتقاء جامعه و تداوم گروه می شود (موس و اسکافر، 1993).
جهت گیری فوق باعث توجه بیشتر به فعالیت های رفتاری حل مساله شده که درجه بقاء فرد و نوع را افزایش می دهد. رفتارگرایان سنتی، ابتدا از لحاظ کنشی، رفتار هدفمند را مورد توجه قرار دادند. در صورتی که رویکردهای جدیدتر در سازگاری نقش شناخت را پر رنگ تر جلوه دادند. رفتارگرایان شناختی عواملی مانند ارزیابی فرد از خود، تفسیر فرد از رویدادها، مهارت های حل مساله و احساس هودکارآمدی که منبع ضروری مقابله به شمار می رود را مورد تاکید قرار دادند. بر حسب این نظریه مقابله های موفق باعث افزایش انتظارات فرد در زمینه خود کارآمدی می شود و این امر خود موجب می شود که شخص برای تساط بر وظایف جدید خود اقدام به تلاش و فعالیت های شدیدتری بنماید تا بتواندا در سازگاری با محیط و مقابله با استرس و منابع آن به شکل مناسبتری عمل نماید(موس و اسکافر، 1993).

نظریه تحولی چرخه زندگی
از نظر کاپلان و سادوک (1991) نظریه تحولی چرخه زندگی مراحلی را که انسان از تولد تا مرگ از آنها می گذرد نشان می دهد. این نظریه معتقد است که رشد انسان از مراحلی متوالی معین و تغییر ناپذیر می گذرد.
بر مبنی اصل اپی ژنیک بعنوان یکی از اصول اساسی این نظریه هر مرحله از دوره زندگی با رویدادها و یا بحران هایی روبروست که برای ادامه هموار رشد و به منصه ظهور رسیدن قابلیت های مختلف انسان باید بصورت رضایت بخشی حل شوند. بحران های مورد نظر به شکل روانی و جسمانی مطرح شوند و اگر به نحو موثر با بحران های موجود در هر مرحله مقابله نشود در تمام مراحل بعدی بازتاب شکست بصورت ناسازگاری فیزیکی و شناختی و اجتماعی و یا هیجانی نمایان خواهد شد(به نقل از پورافکاری، 1382).
در رویکرد روان تحلیلگری حوادث دوران کودکی شخصیت فرد رار در بزرگسالی عمیقا تحت تاثیر قرار می دهد و نقش تعیین کننده در شکل گیری آن ایفا می نماید. اما شناخت من و الگوهای بهنجار رشد داخلی بیانگر این نکته است که حوادث دوران کودکی الزاما تعیین کننده ویژگی ها و یا الگوهای واکنش فرد در مقابل بحران ها و نقاط عطف زندگی نیستند. به این ترتیب روانشناسی من علاوه بر توجه به فرایندهای دفاعی و مقابله، زیرساختی را برای رویکردهای تحولی پایه گذاری کرده و اعتقاد دارد که من بندریج در قلمرو و گستره زندگی منابع مقابله را بدست می آورد(موس و اسکافر، 1993).
اریکسون هشت مرحله از زندگی را توصیف می کند که هر کدام از این مراحل یک چالش یا مقابله در برابر بحران است و لازم است که با موفقیت پیموده شود تا انسان بتواند در مرحله بعدی موفق گردد. منابع شخصی مانند عزت نفس و انسجام من در دوره نوجوانی شکل می گیرند و در طول اولین سال های بزرگسالی با خود پنداره فرد ترکیب می شوند و در نهایت در دوران بزرگسالی و پیری فرایند مقابله را بوجود می آورند. بر همین اساس حل ماسله مربوط به مراحل چرخه زندگی منابعی از مقاله برای فرد ایجاد می کنند که او را در حل بحران های بعدی زندگی یاری می رسانند ( به نقل از موس و اسکافر، 1993).
بطور کلی نظریه چرخه زندگی بیانگر بروز خصوصیات مسلط در هر مرحله و گذر رشدی از مرحله ای به مرحله دیگر می باشد. با انجام موفقیت آمیز این فرایند عزت نفس، خودکارآمدی و منبع کنترل درونی افزایش می یابد. لذا در نظر گرفتنایجاد موارد فوق و با توجه به این نکته که چرخه زندگی عناصری مانند تکامل بیولوژیک، توانایی های روانشناختی، روش انطباقی، مکانیزم هایدفاعی، رفتار اجتماعی و روابط بین فردی را در گذر زمان مورد توجه قرار می دهد، می توان چنین استنباط کرد که فرایند تحولی رشد با تاثیر مستقیمش بر چگونگی ایجاد ویژگی های فوق باعث می شود انسان به گونه های متفاوتی به مقابله با بحران هایزندگی از قبیل مرگ والدین یا خواهر و برادر، طلاق، مهاجرت ، وقایعی مانند سیل، طوفان، تجاوز، آدم ربایی، آسیب یا بیماری های جسمانی، عمل های جراحی قریب الوقوع، معالجات پزشکی توام با درد و سایر مشکلات زندگی اقدام نماید. (فرایدنبرگ 1997 کاپلان 1991 ترجمه پور افکاری، 1373 و موس و اسکافر، 1993).

نظریه رفتارگرایی
از نظر فری (1999) رفتارگرایی بر جنبه های کارکردی رفتار و حل مساله و مشکل گشایی تاکید دارد و رفتارگرایی شناختی هم بر مهارت های مسئله گشایی و هم ارزیابی شناختی فرد از معانی یک پدیده تاکید می کند. تحقیقات اخیر بیشتر بر روی اهمیت مهارت های مقابله ای به عنوان منابع مقابله ای متمرکز شده اند. مهارت های مقابله ای موفق و کارآمد منجبر به کوشش های مقاوم و قوی برای مسلط شدن بر موقعیت تنیدگی زا به کار می رود (به نقل از محمدی و فرنام، 1384).

انواع شیوه های (سبک ها) مقابله
مقابله بعنوان مکانیزمی جهت مهار اثر استرس و برخورد با منابع فشار روانی دارای الگوهای متفاوتی بوده و نظریه پردازان مختلف آن را به شکل های گوناگون مطرح نموده اند.
شولمن و کرنکه (1990) در بررسی خود بر روی 353 نوجوان سبک های کنار آمدن با فشار روانی را به دو دسته تقسیم می کنند، مقابله فعال که شخص از منابع اجتماعی و یا فرایندهای شناختی کمک می گیرد مقابله نامتناسب که در واقع شخص از برخورد با مشکل صرف نظر می کند (دانشیان، 1387).
پاول و انرایت در کتاب فشار روانی، اضطراب و راه های مقابله با آن، شیوه های مقابله را به دو دسته سبک های مقابله ای سازگارانه و ناسازگارانه تقسیم می کنند. منظور آنها از مقابله سازگارانه آن اعمالی است که باعث می شود فشار روانی کاهش یافته و شرایط بازگشت سیستم به حالت تعادل را موجب شود. در مقابل کنار آیی ناسازگارانه آن اعمالی است که به تشدید انتظارات موجود کمک می کند و باعث بی ثباتی و عدم تعادل سیستم می شود (پاول و ارایت، 1990).
از طرفی لازاروس و فولکمن در آخرین دسته بندی خود از انواع مهارت های مقابله ای، هشت سبک مقابله را توصیف می کنند که بعارتند از:
1- مقابله رویاروگر که مبین تلاش های پرخاشگرانه جهت تغییر موقعیت بوده و درجاتی از خصومت و خطر طلبی را ارائه می هد.
2- دوری جویی و اجتناب، در این نوع فرد با کمک تلاش های شناختی خویش، خود را از موقعیت جدا کرده و ان را کم اهمیت جلوه می دهد و بعبارتی خود را بدست سرنوشت می سپارد.
3- خویشتنداری که ا ز طریق آن فرد سعی می کند احساسات و اعمال خود را تنظیم کند و اصطلاحا با حساب و کتاب با مشکل برخورد نماید.
4- جستجوی حمایت اجتماعی، دراین نوع سبک مقابله فرد در پی کسب حمایت اطلاعاتی یا هیجانی دیگران است و سعی می کند از طریق مشورت و رایزنی از نطرات و تجارب دیگران بهره ببرد.
5- مسئولیت پذیری، در این نوع فرد با پذیرش نقش خویش در بروز مشکل تلاش آگاهانه تری را برای حل مساله بکار می گیرد.
6- گریز- اجتناب، این سبک مقابله ای توصیف کننده تفکر آرزویی و تلاش های رفتاری جهت گریز و اجتناب از مشکل است که در طی آن فرد ناباورانه از واقعایت به تخیلات پناه می برد و در و اقع به نوعی دست به انکار می زند.
7- حل مدبرانه مساله، این نوع برخورد با فشار روانی و منابع ایجاد کننده ان توصیف کننده تلاش های اندیشمندانه مشکل مدار جهت تغییر موقعیت است که با روی آوری تحلیلی به حل مساله همراه است و
8- باز برآورد مثبت که منظور از آنها تلاش هایی است که با تمرکز بر رشد شخصی معنای مثبت می آفریند(آقایوسفی، 1378).
پروین (1989) به نقل ار فولکمن، لازاروس و گروئن (1986) در رابطه با انواع سبک های مقابله ای می گوید درهر موقعیت فشار زا، راه های مختلف کنار آمدن مانند مهار کردن، غلبه کردن و یا تحمل موقعیتی که فراتر از نیروی فرد ارزیابی شده است، مورد بررسی قرار می گیرد. بخصوص بین دو شکل از کنار آمدن تمییز داده شده است. کنار آمدن مسئله محور مثل تلاش برای تغییر آن موقعیت و کنار آمدن هیجان محور مثل فاصله گرفتن عاطفی از مشکل، فرار- اجتناب و جستجو برایدریافت حمایت عاطفی ( به نقل از جوادی و کدیور، 1381، سن تروک، 1991 و الیور، 1993).
اندلر و بارکر درجریان تهیه پرسشنامه مقابله با بحران رفتارهای مقابله ای را به سه نوع رفتار مقابله ای مسئله مدار، هیجان مدار و اجتنابی تقسیم کردند و معتقدند که نوع سوم یعنی اجتنابی خود به دو قسمت اجتناب از مشکل و روی آوردن به اشخاص دیگر اجتماع و اجتناب و مشغول شدن به فعالیت هایدیگر تقسیم می شود (اکبرزاده، 1376).
راجر و جارویس و نجاریان (1993) نیز تهیه پرسشنامه ای جهت سنجش سبکهای مقابله ای چهار سبک مختلف برای مقابله مطرح کردند که بعارتند از مقابله شناختی، هیجانی، اجتنابی و انفصالی (توکلی خمینی، 1377).
ریو (1992) نیز در کتاب انگیزش و هیجان در معرفی و شناسایی انواع مهارت های مقابله ای می گوید «معمولا دو شیوه کنار آمدن با استرس وجود دارد به صورت مستقیم و بصورت دفاعی. روشهای مستقیم کنار آمدن، مستلزم توجه شخص به واقعه استرس زا و بکارگیری امکانات رفتاری و شناختی برای تغییر دادن واقعه است به طوری که آن موقعیت از استرس زا بودن به موقعیت بدون استرس تغییر کند. روش های کنار آمدن دفاعی مستلزم اجتناب از واقعه استرس زا در زمانی که رخ داده و یا جلوگیری کردن از پاسخ هیجانی، شناختی، و فیزیولوژیکی به آن و به عبارتی کاهش دادن اثرات آن است» ( به نقل از سید

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع توانایی ها، مقابله با استرس، فشار روانی، راهبردهای مقابله Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سازگاری اجتماعی، مهارت های اجتماعی، یادگیری اجتماعی، آموزش مهارت