دانلود پایان نامه ارشد با موضوع غیرمسلمانان، جامعه اسلامی، قرآن کریم، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

اصل «تولی و تبرّی» است. تولي با واژه‌هاي ولي، ولاء، ولايت و مولي هم‌خانواده است. معناي اصلي اين كلمه همچنان كه راغب در مفردات‌القرآن گفته است، قرارگرفتن چيزي در كنار چيز ديگر است. به‌گونه ای که موانع و پرده‌های میان آن‌دو در جهتی که باعث نزدیکی است برداشته شود. بعدها این کلمه به‌طور استعاره بر دو چیزی اطلاق شده است که به‌هر شکلی اعم از نسبی، سببی، مکانی، مقامی و … به ‌یک‌دیگر نزدیک باشند؛ از این‌رو به‌ هریک از طرفین ولایت، «ولی» گفته می‌شود و این اطلاق مخصوصا با نظر به این نکته است که هرکدام از دو طرف نوعی وابستگی به‌طرف دیگر دارد که دیگران ندارد. اگر این وابستگی و نزدیکی در زمینه کمک و یاری باشد، «ولی» کمک‌کننده‌ای خواهد بود که هیچ مانعی وی را از یاری کسی که به ‌او نزدیک شده است باز نمی‌دارد و اگر این نزدیکی در جهت انس و محبت باشد، «ولی» آن محبوبی خواهد بود که انسان نمی‌تواند خود را در برابر اراده و خواسته او نگه دارد و اگر نزدیکی بنابر نسبت باشد، «ولی» آن کسی خواهد بود که ارث می‌برد و چیزی مانع ارث او نمی‌شود. و سرانجام، اگر این نزدیکی در جهت فرمانبرداری باشد، «ولی» آن کسی خواهد بود که به‌هرکه بخواهد می‌تواند دستور دهد.845
آنچه از تدبر در آيات قرآن به‌دست مي‎آيد وجود دو نوع ولايت مثبت و منفي از نظر اسلام است. مثبت و منفي به ‌اين معني كه، مسلمانان مأموريت دارند نوعي ولاء را نپذيرند و از طرف ديگر دعوت شده‎اند كه ولاء ديگري را دارا باشند و بدان اهتمام ورزند.846
تبرّي به‌معني دوري جستن از يك چيز و حالت و بري بودن از شييء مخصوص است. در فرهنگ مذهبي و عقيدتي اسلام منظور از آن كينه داشتن نسبت به‌دشمنان خدا، پيامبران، ملائكه الله و ائمه و مؤمنين و تبرّي كردن و دوري جستن از آنان می‎باشد.
همه اصول حاکم بر روابط انسانی در جامعه اسلامی از اصل اساسی خدامحوری پیروی می‌کنند. بارزترین تفاوت رفتار مومنانه با غیر آن در این است که اعتقادات و باورهای یک مومن در رفتار او در همه ساحت‌های ارتباطی‌اش اثر می‌گذارد. به‌تعبیر خود قرآن کریم، رفتار مومن رنگ الهی «صِبْغَةَ اللَّهِ»847 به‌خود می‌گیرد. رنگ الهی داشتن رفتارهای مومنانه دارای ویژگی‌هایی است که آن را از رفتارهای غیرمومنانه متمایز می‌کند.
دوستی و محبّت، باید بر محور اعتقادات و ارزش‌های اسلامی شکل گیرد. به‌تعبیر قرآن، مسلمانان باید در دوست‌یابی‌های خود، اصل «تولّی» یعنی «دوستی با خدا و دوستان او» و اصل تبرّی، یعنی «دشمنی با دشمنان خدا» را همواره مدّ نظر داشته باشند.848 قرآن كريم عواطف اجتماعى را بر محور ايمان، تقوا و بر اساس دين الهى محدود كرده، اجازه تجاوز از اين حدود را نمى‏دهد و با عواطف و دوستى‏هايى كه از چهارچوب و ملاك تعيين‏شده تجاوز كند، برخورد نموده است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمنِ من و دشمنِ خودتان را دوستانِ خود مگیرید…؛ [چرا که] چنین افرادی، شایسته دوستی و محبّت نیستند.»849
 قرآن، به‌نقش تأثیرگذار دوستی‌ها در زندگی دنیوی و اخروی انسان، توجّه می‌دهد و به‌حال کسانی که افراد گناهکار و مفسد را به‌دوستی گرفته‌اند (در قیامت)، اشاره می‌کند، آن‌جا که می‌گویند: «ای وای بر من! کاش فلانی را دوست نمی‌گرفتم»850 و در آیه ۳۷ زخرف می‌فرماید: «ای کاش فاصله میان من و تو، فاصله بین مشرق و مغرب بود!»851؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر پدرانتان و برادرانتان كفر را بر ايمان ترجيح دهند [آنان را] به‌دوستى مگيريد، و هر كس از ميان شما آنان را به‌دوستى گيرد، آنان همان ستمكارانند.»852 از این آیات کریمه می‌توان به ‌این نکته مهم دست یافت که روابط اجتماعی مسلمانان باید بر محور ایمان استوار باشد و لذا میزان پایبندی طرف ارتباط به ارزش‌های الهی با میزان نزدیکی یا دوری مسلمان(تولی و تبری) از او همبستگی خواهد داشت. ایمان به‌خدا مایه‌ی نزدیکی و کفر بر او مایه دوری است و این اصل چنان مهم است که حتی اگر والدین هم کفر را بر ایمان ترجیح دهند از دایره دوستی فرزندان خارج خواهند شد. «قومى را نيابى كه به‌خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند، هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند، دوست بدارند».853
خدای متعال در آیه چهار سوره ممتحنه حضرت ابراهیم و اصحابش را برای مومنان اسوه قرار داده است به این‌دلیل که آن‌ها از کفار فاصله گرفتند و بازگشتشان را به ایمان آنها مشروط کردند. «قطعاً برای شما در [پیروی از] ابراهیم و کسانی که با اویند سرمشقی نیکوست؛ هنگامی که به‌قوم خود گفتند: ما از شما و از آن چه به‌جای خدا می‌پرستید بیزاریم. به‌شما کفر می‌ورزیم و میان ما و شما دشمنی و کینه همیشگی پدیدار شده تا وقتی که فقط به‌خدا ایمان بیاورید».854 امام صادق علیه‌السلام در حدیثی تعلق محبت را تنها به ایمان گره زده است. به اسحاق توصیه می‌فرمایند که مودت تو مخصوص مومنان باشد.855 در حقیقت در اینجا یک نکته بسیار ظریف و با اهمیت نهفته است. امام صادق علیه‌السلام با این حدیث به‌پیروان خود را گوشزد می‌کنند که مودت، که نوعی دوست داشتن و علقه قلبی و از سنخ عواطف درونی است تنها سزاوار مومنان به‌خداست.
به‌طور خلاصه این‌که روابط دوستانه و صميمانه مسلمان با غير مسلمان بايد در حدّى باشد كه دست‌كم با عضويتش با پيكره اسلامى ناسازگار نباشد؛ يعنى به‌وحدت و استقلال پيكره اسلامى آسيبى نرساند. برخی از مظاهر تولی و تبری به قرار ذیل است:
7-3- حفظ عزت و سیادت اسلامی
بدون این که به نظریه‌های ارتباطی دانشمندان غربی بیش از حد ارزش قائل شویم تنها اشاره می‌کنم که این اصل براساس نظریه «حفظ وجه/آبرو» تینگ تومی قابل توضیح است. تینگ تومی فرهنگ‌ها را به دو دسته جمع‌گرا و فردگرا طبقه‌بندی می‌کند و یکی از خصوصیات فرهنگ‌های جمع‌گرا را اهمیت به حفظ وجه/آبرو برمی‌شمارد. به این معنا که در برخی فرهنگ‌ها حفظ آبروی دیگران (کسانی که فرد به آنها تعلق دارد) بیشتر از حفظ آبروی خود فرد اهمیت پیدا می‌کند.856
در فقه اسلامى، هرگاه سخن درباره موضوعى باشد كه به‌گونه‌اى پيوستگى ميان مسلمان و كافر را در برگيرد، توجه به‌يك اصل و قاعده فقهى‌ـ قرآنى ضرورى دانسته مى‌شود و بدون درنظر داشتن آن قاعده، فقيه نباید درباره آن گزاره، حكم‌پژوهى كند: «قاعده نفى سبيل» و يا «اصل عزت و برترى اسلام».857 فقیهان بر این باورند که مفاد آیه 141 نساء858 این است که در ظرف تشریع و قانون‌گذاری، خداوند حکم و فرمانی که سبب سلطه کافران بر مسلمانان گردد جعل نکرده است؛ از این‌رو این قاعده را حاکم بر دلیل‌های احکام اولی می‌دانند.859 البته اين موضوع، بسيار گسترده و پيچيده است و اهدافى كه امروز براى ما مطرح است، مانند استقلال اقتصادى و سياسى و خودكفايى، همه زير اين عنوان قرار دارند. به‌هر حال، مسلمان‌ها نبايد ريزه‌خوارخوان ديگران باشند، دستشان را پيش كفار دراز كنند و ارتباط‌شان با كفار به‌شكلى باشد كه ذلت جامعه اسلامى از آن استشمام شود.860
ارتباطات یک مسلمان در هر موقعیت زمانی و مکانی نبايد به‌گونه‌اي باشد كه بر اساس آن دین اسلام به‌خطر افتد و یا سبب وابستگي و سرسپردگي خود او یا سایر مسلمانان و یا جامعه اسلامی گردد. «عزت و برتری همواره از آن خدای متعال و مومنین است و خود مومنین نباید زمینه‌های تسلط کفار بر خودشان را فراهم کنند».861 اصل حفظ عزت و سیادت اسلام با قاعده دیگری تحت‌عنوان «الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه»862 هم مرتبط است که در حقوق اسلامي همواره مطرح بوده است. اين اصل به‌معناي تعصب‌هاي نژادي و مذهبي نيست، بلكه به‌معناي حفظ عزت اسلامي در شوون مختلف اجتماعي است كه هيچ‌گاه نبايد با تسلط غير مسلمانان بر مسلمانان تضعيف گردد. با توجه به‌ اين اصل مي‌توان بسياري از احكام و ديدگاه‌های اسلام در خصوص برخورد با غیرمسلمانان در جامعه اسلامي را تبيين نمود.863
از نظر فقهی نیز بر اساس قاعده نفی سبیل، هرگونه رابطه و معامله‌ای که منجر به ‌تفوّق و تسلّط کافران بر مسلمانان گردد حرام و آن معامله باطل است. مثلا «اگر بیع عبد مسلمان به کافر موجب سلطه و استیلای وی شود، محکوم به ‌عدم جواز است».864 خداوند متعال در مقام تشریع و قانون‌گذاری، هیچ‌گونه حکم و قانونی که سبب چیرگی و برتری یافتن کافران بر مسلمانان گردد وضع نکرده است. این اصل از قواعدی است که فقهای شیعه بر انواع ارتباط میان مسلمانان و غیرمسلمانان حمل نموده‌اند؛ چرا که از جمله ادله و قواعد ثانویه است و بر ادله احکام اولیه حکومت دارد. بنابراین اصل سخن گفتن درباره معاشرت و ارتباط با غیرمسلمانان و تعیین پهنه و گستره آن باید در چهارچوب اصل عزت و سیادت اسلام و مسلمانان و حفظ شخصیت اسلامی باشد. بر پایه این اصل، هرگونه نظریه ارتباطی و طراحی هرگونه الگوی مبتنی بر آن که سبب از میان رفتن عزت و سربلندی مسلمانان در ارتباط آنان با غیرمسلمانان شود و یا به‌ نفوذ و چیرگی کافران بینجامد، فاقد اعتبار و اصالت خواهد بود. مؤمن در تمام روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیر آن، باید عزّت و اقتدار خویش و سایر مسلمین را نگه دارد. «همان‌گونه كه در پيمان‌هاى بين‌المللى با كافران، حاكم اسلام بايد مصلحت اسلام و مسلمانان را در نظر داشته باشد، در روابط فردى نيز بايد تك‌تك مسلمانان به ‌اين اصل پايبند باشند و در تعارض مصلحت‌ها، جانب اسلام و مسلمانان را پيش بدارند».865
علی‌بن جعفر از برادرش امام کاظم علیه‌السلام درباره تجارت با مشرکین سوال می‌کند و امام در پاسخ می‌فرمایند اگر معامله سلاح و فروش سلاح بر آنان نباشد، بلامانع است.866 در واقع امام با این بیان راه نفوذ و تسلط کفار و مشرکین بر مسلمانان می‌بندد.867
از جمله راه‌های حفظ عزت و سیادت جامعه اسلامی اجتناب از اتخاذ کفار و مشرکین به‌عنوان اولیاء(اعم از مدیر، کارفرما، سرپرست و …) مسلمان و یا مسلمانان است.868 «اي كساني كه ايمان آورده ايد، به‌جاي مؤمنان، كافران را به دوستي خود مگيريد.»869 در اين آيات، نهي الهي به‌نوعي خاص از رابطه دوستانه با كافران تعلق گرفته است و آن رابطه با كافران كه به‌جاي رابطه با مسلمانان باشد. چه اين‌كه معاشرت و دوستي با كافران بدون توجه و با چشم‌پوشي از دوستي با مسلمانان به‌مفهوم ورود به ‌جمع و مجموعه كافران و خالي گذاردن مجموعه مسلمانان است كه طبعا آثار خاصي به‌همراه دارد و ابتدايي‌ترين آن آسيب‌پذير شدن روح جمعي مسلمانان و اظهار توان‌منديِ ظاهري از ناحيه كافران و ايجاد خلل بر پيوند اجتماعي و عاطفي مسلمانان است؛ اگرچه اين نوع رابطه، انگيزه خاصِ دوستانه داشته باشد.
واژه «اشداء علی الکفار» در قرآن کریم نیز در همین راستا تفسیر می‌شود. «اشداء بر كفار معنایش این نیست كه با كفار دائم در حال جنگند. اشداء و شدت، یعنى استحكام، استوارى، خورده نشدن. «اشداء» جمع «شدید» است. شدید یعنى سخت، سخت یعنى نفوذناپذیر. هر جسمى كه سخت‌تر باشد، وقتى با جسم دیگرى اصطكاك پیدا كرد، در آن جسم دیگر اثر می‌گذارد، اما از آن جسم اثر نمی‌پذیرد. یك فلزى زنگ می‌زند، خورده می‌شود، پوك می‌شود، از بین می‌رود؛ یك فلز هم قرنهاى متمادى كه بگذرد، دچار خوردگى و زنگ‌زدگى و پوسیدگى و پوكى نمی‌شود. اشداء یعنى این. شدت یعنى استحكام. درباره‌ى آهن مى‌گوید: «فیه بأس شدید»870 یعنى مستحكم است. شدّت در این‌جا به‌معناى ظلم نیست، به‌معناى حتماً خونریزى هم نیست. به‌معناى استحكام است؛ یعنى این خاكریز نباید شل و نرم باشد؛ این دیوار نباید رخنه داشته باشد.
استحكام یك‌وقت در میدان جنگ است، یك‌جور بروز می‌كند؛ یك‌وقت در میدان گفتگوى با دشمن است، یك‌جور بروز می‌كند. شما ببینید پیغمبر در جنگ‌هاى خود، آنجائى كه لازم بود با طرف خود و دشمن خود حرف بزند، چه جورى حرف می‌زند. سرتا پاى نقشه‌ى پیغمبر استحكام است؛ استوار، یك ذره خلل نیست. در جنگ احزاب پیغمبر با طرف‌هاى مقابل وارد گفتگو شد، اما چه گفتگوئى! تاریخ را بخوانید. اگر جنگ است، با شدت؛ اگر گفتگو است، با

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع بینش و گرایش، فرهنگ و تمدن، تولی و تبری، کمال مطلق Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عقد ازدواج، غیرمسلمانان، جامعه اسلامی، روابط بین‌الملل