دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عناصر داستان، عناصر داستانی، رمان تاریخی

دانلود پایان نامه ارشد

الْأَوَّلين» (انفال:31). قرینهی خاصی که نشان دهد مراد مشرکین از اساطیرالاوّلین در این آیه همچون آیات پیشین، وعدهی معاد میباشد، وجود ندارد. بنابر این باید مقصود آنان را مطلق آیات قرآن بدانیم.
8) «وَ قالُوا أَساطيرُ الْأَوَّلينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى‏ عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصيلا» (فرقان:5). در اینجا نیز استعمال اساطیرالاوّلین در مقابل همهی آیات قرآنی است. نکتهی دیگر این آیه همانا افترای آموزش پیامبر و وامگیری ایشان از معلمّین بشری میباشد.
9) «إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطيرُ الْأَوَّلين» (قلم:15). در اینجا نیز نمیتوان گفت که اساطیرالاوّلین را صرفاً به آیات قیامت نسبت دادهاند بلکه منظور تمام آیات است.
در انتها اگر بخواهیم رابطهی داستانهای قرآن با اساطیر را بیان کنیم، باید ابتدا بین اساطیر در زبان قرآن و اسطوره به معنای امروزی آن تفاوت قائل شویم، داستانهای قرآن که جملگی حق هستند «إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَق» (آل عمران:62) تفاوتی بنیادین با تمامی افسانههای بی پایه و داستانهای خیالی و سرگرم کننده دارد. در مقام مقایسه با اسطوره (myth) نیز «باید به ذکر این نکتهی مهم بپردازیم که وجه ممیّزهی این دو عنصر، این حقیقت است که قصص قرآن حق و راست است، ولی اساطیر هرچند ممکن است ریشهای دینی و راست داشته باشد؛ ولی در مسیر زمان منحرف شده است» (اشرفی، 1385، ص152).
داستان وتاریخ
چنان که پیشتر گفته شد، داستانهای قرآن برگرفته از رخدادهای تاریخی میباشد، به همین دلیل این پرسش پیش میآید که آیا هدف قرآن تنها ثبت وقایع تاریخی و تاریخنگاری بوده است؟ و چه ارتباط و نیز چه تفاوتهایی بین داستانهای قرآن و کتب تاریخی وجود دارد. علامه طبابايى در اين زمينه مى نويسد: «قرآن كريم كتاب دعوت و هدايت است و از اين راه قدمى منحرف نمىشود، كتاب تاريخ و قصه نيست تا اهتمامش بر تعليم تاريخ باشد. ذكر نسبهاى خويشاوندى و جزئيّات زمانى و مكانى حوادث و ساير مشخصاتى كه يك تاريخنويس يا رماننويس بىنياز از ذكر آن نيست در راستاى هدف قرآنى جايگاهى ندارد. كدام فايده ى دينى در دانستن نسب ابراهيم كه او پسرتارخ بن ناحور بن سروج … میباشد، نهفته است؟ و یا اينكه بدانيم وى در «اور كلدانىها» حدود دو هزار سال پيش از ميلاد در زمان پادشاهى فلان پادشاه به دنيا آمده چه سودى دارد؟» (طباطبایی،1417، ج7، ص173).
از این بیان علامه برمیآید که تاریخ تا آنجایی که بتواند در هدف هدایتی قرآن جای گیرد مورد استفادهی قرآن قرار میگیرد و خود آن به تنهایی هدف غایی خداوند نیست. سید قطب نیز هدف اساسی قرآن را همانا عبور دادن انسانها از گذرگاههای خطرناک و رساندن او به سرزمین هدایت میداند، لکن قرآن «ضمن تعقیب آن هدف اصلی، گاه مناسبتی ایجاب میکند که داستان برگزیدهای به اندازه و شیوهی متناسب و با زیبایی هنری راستین، ایراد شود، لیکن نه بر اساس خیالپردازی و قصّهآفرینی، بلکه بر اساس ابتکار و آفرینش هنری در چگونگی گزارش و با اتّکا به واقعیّتهای قاطع و تردید ناپذیر» (قطب، ترجمهی خامنهای، 1362، ج1، ص103).
در مجموع میتوان چنین گفت که اگر رویدادی تاریخی، چه مشهور و چه پنهان در گوشههای تاریک تاریخ، جنبهای هدایتی در آن وجود داشته باشد و برای عبرت گرفتن به کار آید، قرآن کریم هیچ باکی ندارد تا آن را به عنوان داستانی برای هدایت بشر نقل کند، اگرچه داستان پیرزنی گمنام باشد.
برای پرداختن به تفاوتهای میان داستانهای قرآن و تاریخ ناگزیر از واژه شناسی تاریخ هستیم.
تاریخ در لغت و اصطلاح
تعدادی از لغتشناسان، واژهی تاریخ را غیرعربی دانستهاند (جوالیقی، بیتا، ص39) و در مقابل، عدّهای دیگر آن را عربی و از مادهی «الارخ» (به کسر و فتح همزه) به معنای ماده گاو جوان وحشی میدانند (جوهری، ج1، ص200). ابن منظور ریشهی آن را «أرَخَ» و «وَرَخَ» دانسته است (ابن منظور، بیتا، ج3، ص4).
در معنای لغوی آن تعیین وقت را گفتهاند. در فرهنگ معین ذیل واژهی تاریخ عبارات «وقت چیزی پدید کردن، تعیین کردن مدّتی را از ابتدای امری عظیم و قدیم ومشهور تا ظهور امر ثانی که عقب اوست» آمده است (معین،1384، ج1، ص412).
«در معنای لغوی تاریخ اقوالی نزدیک به هم آمده، …. این معانی را میتوان در اعلام وقت یا باز شناساندنِ زمانِ کاری نسبت به مبدئی که گویای حادثهای بزرگ است یا دورهای معلوم میان زمان حدوث دو واقعه و یا غایت و نهایت چیزی و وقت انجام دادن کاری و نیز در معانی اثبات شیء یا تأخیر خلاصه کرد» (سجادی و عالمزاده، 1386، صص7-8).
در معنای اصطلاحی تاریخ اقوال گوناگونی وارد شده است که همهی آنان در یک چیز مشترک هستند: شناسایی احوال پیشینیان. سخاوی تاریخ را «معلوم کردن احوال انبیا و امامان و فرمانروایان و وزراء و خلفا… و حوادث بزرگ مانند جنگها و فتوحات بر حسب زمان» میداند (سخاوی، به نقل از سجادی و عالمزاده،1386، ص8). عدهای نیز تاریخ را عبارت از زندگی پادشاهان میدانند. موضوع علم تاریخ نیز «بررسی تحولات گوناگونی است که در حیات و اندیشهی آدم رخ میدهد» (همان، ص10)
تفاوت قصص قرآنی و گزارش تاریخی27
فرق قصص قرآنی و گزارش تاریخی را از دو جهت میتوان بررسی کرد:
الف) ناقلان اخبار: در قصص قرآنی ناقل خبر خداوند است، همانگونه که خود گفته است«نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآن» (یوسف:3). لذا احتمال هر گونه خطا و نادرستی و جعل و… در آن از بین میرود. ولی در گزارش تاریخی ، جعل، رأی شخصی، دروغ و… بسیار است، چرا که ناقل آن انسان است که هرآینه تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار میگیرد. از جمله نارساییهایی که ممکن است در کار گزارشگر تاریخی اثر بگذارد عبارتند از: سهو و نسیان، اعتماد به روایات پیشین و در نتیجه ورود مطالب ساختگی، همسو بودن گزارش وی با جریان جامعه، تأثیر عصبیّتهای ملّی، مذهبی و… در گزارش مورّخ، احتمال راهیابی غلو وبزرگنمایی در گزارش تاریخی، احتمال استنتاج نادرست از حوادث تاریخی، گزینش رویدادهایی خاص از میان رویدادهای بسشمار.
ب) کیفیّت طرح وقایع: در نحوهی گزارش وقایع تاریخی بین قرآن و کتب تاریخ تفاوتهایی وجود دارد که برخی از آنها ذکر میگردد:
1) در داستانهای قرآن در هم ریختگی عناصر زمان و مکان مشهود است ولی گزارش تاریخی اینگونه نیست.
2) در گزارش تاریخی تکرار وجود ندارد ولی در قصص قرآن تکرار قصّهها مشهود است.
3) علم تاریخ به جزئیّات امور میپردازد، ولی قرآن به جزئیّات نمیپردازد، مگر در جایی که هدف خاصّی را تعقیب کند.
4) در علم تاریخ علم به «شدن»ها جایگاهی ندارد،ولی قرآن از هر«بودن» یک«شدن» را مد نظر دارد. چرا که هدف اصلی قرآن در داستانسرایی، عبرت و هدایتگری است.
5) در گزارش تاریخی، کیفیت بیان و سبک نوشته، مطرح نیست، ولی قرآن همین موادّ تاریخی را با سبکی دلنشین مطرح کرده که تأثیری دو چندان دارد.
6) در داستانسرایی قرآنی، عینیگرایی، واقعیّتبینی و حقگویی مشهود است، ولی در گزارش تاریخی جنبههای افسانهای و گمراهی و کذب مشهود است (اشرفی، 1385، صص141-145).
تفاوت داستانهای قرآن و رمانهای تاریخی
رمان تاریخی گونهای از رمان نویسی است که نویسنده درآن از حوادث واقعی تاریخی الهام گرفته و به آفرینش اثر میپردازد. نکتهای که باید به آن دقت کرد این است که در رمان تاریخی، نویسنده خود را ملزم نمیبیند که قدم به قدم با وقایع تاریخی گام بر دارد، بلکه میتواند در آنها دخل و تصرّف کند و به بازآفرینی آنها بپردازد.
نویسنده در این گونه از رماننویسی میتواند یکی از شخصیتهای تاریخی را به عنوان شخصیت رمان خود برگزیند و داستان را بر محور او بنویسد و یا اینکه اصلاً شخصیّتی تاریخی در رمان حضور نداشته باشد. یعنی فقط فضای رمان تاریخی باشد که «گاهی فقط به همین محیط و زمینه اکتفا میشود و وقایع داستان در آن تکوین پیدا میکند» (میرصادقی، 1390، ص427).
همانگونه که گفته شد در این نوع داستاننویسی، نویسنده به هیچ وجه در صدد بازگویی وقایع تاریخی آن هم به شکلی بیکم و کاست نیست بلکه تنها از تاریخ برای شکل دادن به پیرنگ داستان بهره میبرد، در حالی که داستانهای قرآن مو به مو مطابق واقع میباشند و تنها، نوع بیان این داستانها و نحوهی گزینش آنها، سبب جدایی آنها از تاریخ میگردد، وجه تمایز آنها با رمان تاریخی نیز همان پایبندی و عدم پایبندی به واقعیّت میباشد. البتّه راوی داستانهای قرآن مهمترین وجه تمایز بین داستانهای قرآن با تمام گونههای داستانهای بشری میباشد.

فصل سوم:
عناصر داستانی قرآن کریم

مقدمه
همانند داستانهای هنری ساخته بشر، در داستان های قرآن کریم نیز عناصر مختلفی چون طرح و پیرنگ، شخصیت، رویداد، کشمکش، صحنه و صحنهپردازی، زمان و مکان و مانند آن وجود دارد. در این فصل سعی شده است تا عناصر برجستهی داستانهای قرآن به تفکیک مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار بگیرد.
باید توجه داشت که بحث عناصر داستان از بحثهای جدیدی است که در دوران نوین میان محققین و نویسندگان مطرح گردیده است و در زمان نزول قرآن و حتی چندین قرن پس از آن نه تنها مطرح نبوده است، بلکه بسیاری از قصههای ساختهی بشر خالی از آن بوده است یا عناصر داستانی در آن از قوت و استحکام چندانی برخوردار نبوده است. نگاهی کلی به داستانهای قرآن نشاندهندهی بهرهگیری پررنگ قرآن از این عناصر در پردازش داستانهای خود میباشد. نکته قابل توجه در این مورد، بهره جستن قرآن از این عناصر با توجه به هدف دینی موجود در قصه میباشد؛ به عبارت دیگر در قرآن از عناصر داستان به اندازهای بهره گرفته میشود که هدف آن را تأمین کند. از اینرو گاهی حوادث قصه اصلی میشوند و قهرمان نقش کمتری پیدا میکند و بالعکس؛ گاه بین دو صحنه قسمتی خالی گذارده میشود تا مخاطب با نیروی تفکر و تخیل خود آن خلأ را پر سازد؛ گاهی قصه مقدمه دارد، گاه ندارد و… .
نکته دیگر در همتنیدگی و گاه انفکاکناپذیری عناصر داستانی است. به طور مثال گاه عنصر گفتگو میتواند عنصر کشمکش نیز باشد و باید در قالب دو عنصر از آن بحث کرد و یا صحنههای موجود در داستان میتواند به نوعی در شکل دادن عنصر زمان نیز مؤثر باشد بدین جهت در این پژوهش گاه یک مورد واحد ذیل عنوان دو عنصر مورد بحث قرار گرفته است.
این فصل در قالب هفت گفتار ارائه میگردد که شش گفتار آن اختصصاص به بررسی عناصر داستانی قرآن دارد، در گفتار اول نیز داستانهای قرآن در جداولی ذکر گردیده است.

گفتار اول:
داستانهای موجود در سورهها

سرآغاز
در این گفتار سعی شده است تا تمام داستانهای موجود در سورههای قرآن کریم به شکلی خلاصه و دسته بندی شده ارائه گردد. برای میسر شدن این امر تمامی آیات قرآن از ابتدا تا انتها مورد بررسی قرار گرفت و آن آیاتی که از دید محقق در بر دارندهی داستان قرآنی بود با ذکر موضوع آن داستان در جداولی که در ادامه میآید تنظیم گردید. ملاک محقق برای داستان بودن یا نبودن آیات یکی همان تعریفی است که در فصل دوم برای داستان ارائه گشت و دیگری تاریخی بودن آن داستان میباشد. چرا که در میان سورههای قرآن، آیات بسیار دیگری نیز موجود است که طبق تعریف ارائه شده میتواند به عنوان داستان در نظر گرفته شود، لذا جهت جلوگیری از افزایش حجم تحقیق و گستردگی موضوع و ایجاد یک وحدت موضوعی تنها داستانهایی انتخاب گردید که دارای ویژگی تاریخی بودن نیز باشد. در واقع آنچه که در این گفتار از نظر خواننده میگذرد تمام آیاتی است که جهت بررسی عناصر داستانی قرآن کریم مورد دقت نظر و کنکاش قرار گرفته است.

سوره
آیات
موضوع
بقره
38-30
آدم و فرشتگان

61-49
بنی اسراییل

66-65
اصحاب سبت

73-67
داستان گاو بنی اسراییل

124
آزمایش ابراهیم

129-125
ساخته شدن کعبه

264-251
داستان طالوت و جالوت

258
مجادله ابراهیم

259
داستان عزیر

260
ابراهیم و پرندگان
آل عمران
37-35
تولد حضرت مریم(س)

41-38
بشارت خداوند به زکریا

43-42
گفتگوی فرشتگان با مریم

44
دعوا

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع زبان فارسی، عصر قاجاریه، عصر قاجار Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع داستان نوح، علامه طباطبایی، معانی و بیان