دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عناصر داستانی، عناصر داستان، امام خمینی

دانلود پایان نامه ارشد

است که قدمت آن به حدود دو هزار سال پیش از میلاد مسیح میرسد» (میرصادقی، 1390).
از دیگر داستانهای کهن به جا مانده میتوان به حماسههایی اشاره نمود که هومر آن را شش قرن پیش از میلاد مسیح سروده است.
آنچه در بالا بدان اشاره شد تنها بخش کوچکی از سرگذشت پر فراز و نشیب داستانگویی و داستاننویسی است و شاید شایستهتر آن باشد که با فورستر همداستان شویم و عمر داستانگویی را به دورهی غارنشینی انسانهای اولیه برگردانیم، آنهایی که « شبها هنگام خوردن گوشت شکار، وقایع روزانه را برای هم تعریف میکردهاند» (فورستر، ترجمهی یونسی، 1369، ص32).
داستانها همواره در بستر رودخانهی جاری فرهنگها نقشهای متفاوتی را به دوش کشیدهاند. گاه وظیفهی سرگرم کردن را بر عهده داشتهاند، گاه به عنوان رسانهای توانمند در انتقال مفاهیم و ارزشها در خدمت انسانها بودهاند، گاه در چهرهی افسانه و اسطوره در جهت توجیه و تبیین پدیدههای طبیعی و فراطبیعی نمایان شدهاند و کوتاه سخن اینکه چه در گذشته و چه اینک فرهنگی را نمیتوان یافت که برای بالندگی از داستان بینیاز باشد و اساساً «فرهنگ بدون یک داستان گویی صادقانه و قدرتمند نمیتواند شکوفا شود» (مک کی، ترجمهی گذرآبادی، 1390، ص10).
قرآن کریم که آخرین کتاب آسمانی فرستاده شده برای راهنمایی بشر میباشد و در پی آن است تا زنگار باورهای نادرست را از آیینهی قلب آدمیان بزداید و فرهنگی الهی را جایگزین تمامی پندارهای غلط بنماید و طرحی نو در اندازد، برای رسیدن به این هدف هدایتی خود از شیوههای گوناگونی بهره میجوید. به بیان دیگر این کتاب آسمانی یک خط مشی کلی دارد که آن را با اسلوبهای متفاوتی عرضه میدارد. جوادی آملی میگوید: «هر چه در قرآن دارد، قبل از آنکه سهم خاص خود را از قرآن ببرد، از خطوط کلی قرآن بهره مند است. خدای سبحان قرآن را با یک سلسله اصول کلی توصیف کرد؛ آنگاه در این محور خاص، هم حکمت دارد، هم موعظه دارد، هم جدال احسن دارد، هم جدال تاریخی دارد، هم قصص دارد و مانند آن» (جوادی آملی، 1365، ص140).
امام خمینی در زمینهی قصص قرآنی چنین مینویسد: «و از دیگر مطالب این صحیفهی الهیه، قصص انبیا و اولیا و حکماست، و کیفیت تربیت حق آنها را، و تربیت آنها خلق را؛ که در این قصص فواید بی شمار و تعلیمات بسیار است و در آن قصص به قدری معارف الهیه و تعلیمات و تربیتهای ربوبیه مذکور و مرموز است که عقل را متحیّر کند» (امام خمینی، 1386، ص184). همین موارد ذکر شده در کلام امام خمینی و نکتههای پیش گفته شده باعث گردیده که علما و دانشمندان، نظر خاصی به داستانهای قرآن داشته باشند و آنها را از جنبههای گوناگون مورد بررسی قرار دهند. یکی از این جنبهها، جنبهی ادبی و هنری این داستانها میباشد که این تحقیق به دنبال بررسی عناصر داستانی موجود در قصص قرآنی است تا گوشهای از آفرینش هنری در این قصص را باز نماید.
بیان مسأله
داستان در قرآن جایگاه ویژهای دارد. مواد بنیادین سازندهی این داستانها حوادث واقعی تاریخی میباشد، زیرا «اگر داستان، گزارش از واقعیتها باشد، در تربیت اخلاقی شنوندگان تأثیر بسزایی دارد، زیرا با شنیدن گزارهها حالتی کنجکاوانه به انسان دست میدهد تا به علل و اسباب وقوع حوادث تلخ و شیرین گذشتگان پی ببرد و نیز با تطبیق آن با روش و رفتار خود، پند گرفته، آموزش یابد» (معرفت، ترجمهی خرقانی، 1387، ص15).
بنابراین میتوان گفت که قرآن، داستانهای خود را از بین حوادث و سرگذشتهای تلخ و شیرین گذشته انتخاب کرده است. چرا که هدف داستانهای قرآن عبرت آموزی است و روشن است که پندآموزی از مطالب و خاطراتی که ریشهای در واقعیت و دنیای خارج ندارند امری بعید مینماید اگر نگوییم که محال است.
از طرف دیگر قرآن در پی اثرگذاریِ هرچه بیشتر بر مخاطبین خویش میباشد و صرف گزارش یک رویداد تاریخی نمیتواند چنین هدفی را محقق نماید، از این رو قرآن برای بیان این حوادث و سرگذشتها از شیوههای مختلف ادبی و بیانی بهره گرفته است و آنها را به زیباترین شکل به تصویر کشیده است تا جذابیت و تأثیر آن بیشتر شود.
به بیان دیگر شیوهی کلی قرآن برای اثرگذاری آموزههای خویش و پیشبرد دعوت حق، اقزون بر پایبندی به واقع، به خدمت گرفتن هنر و پرهیز از امور وهنی و خیالی صرف است (معرفت، ترجمهی خرقانی، 1387، ص34).
یکی از بهترین شیوههای هنری برای ارائه مطالب، شیوهی قصه گویی و استفاده از عناصر داستانی میباشد؛ چرا که «قصه از دیگر شیوههای هنری بر روان آدمیان تأثیر گذارتر است و آدمی در آن، رخدادها، شخصیتها، درگیری و گفتگو در زندگیاش را میبیند و جانها را بدین وسیله جادو میکند و دلها را به خود متوجه میسازد» (احمدالراغب، ترجمهی سیدی، 1387، ص333). بر این مطلب، گرایش ذاتی انسان به داستان را نیز باید افزود چرا که داستان با روح آدمی سر و کار دارد به این دلیل که «داستان نمایش کوششی است که سازگاری افکار و عواطف را موجب میشود» (میر صادقی، 1390، ص 25) و با توجه به همین گرایش ذاتی آدمی به قصه، قرآن کریم نیز که با زبان فطرت با انسانها سخن میگوید از ابزار قصه برای بیان اهداف دینی بهره جسته است .
هنر داستان نویسی نوین و استفاده از عناصر داستانی از مسائلی است که در زمان نزول قرآن مطرح نبوده است، اما «در همان عصر فقدان این هنر، ناگاه قرآن را میبینیم که عنصر داستان را در ادبیات عرب مطرح کرده است، نه فقط در شکل عناصر هنری خاص، بلکه در قالب ساختارهایی که تنها داستان نویسی نوین و روشهای جدید داستانی به درک اهمیت آن نائل آمده است» (بستانی، ترجمهی صابری، 1371، ص159).
در داستانهای قرآن عناصر داستانی نوین را میتوان یافت که به شیوهای هنری این داستانها را شکل داده است. عناصری چون گفتگو، حادثه، شخصیت، صحنه پردازی، زاویهی دید و… . بررسی این عناصر به شناخت و درک هرچه بیشتر جنبههای ادبی داستانهای قرآنی کمک میکند.
اهمیت و ضرورت تحقیق
«بخش وسیعی از قرآن – حدود یک چهارم – را قصهها تشکیل میدهند و میتوان گفت که تمام جنبههای هدایت نیز در آن آمده است. لذا قصص یک مجموعهی کامل از مجموعههای قرآن است. محققان علوم قرآن نیز (اغلب) قرآن را به چهار بخش تقسیم کردهاند که یک بخش آن قصص است که در جنب سه بخش دیگر (عقاید، احکام و اخلاق) قرار میگیرد» (اشرفی، 1385، ص120).
همین موضوع سبب شده است که نویسندگان بسیاری، از مفسرین نخستین تاکنون توجه خاصی به داستانهای قرآنی داشته باشند و تألیفات فراوانی در این زمینه انجام دهند؛ اما نکته اینجاست که عمدهی این تألیفات رویکردی دینشناختی به داستانهای قرآن داشتهاند. «البته اگر در نظر بگیریم که حدود سه چهارم حجم قرآن را مسائل دینشناختی تشکیل داده، آنگاه درخواهیم یافت که این رویکرد نه ناکارآمد، بلکه بسیار ضروری است. اما بحث این است که عمدهی این آثار چندان که باید، به جنبههای زیباشناختی و ادبی قرآن نپرداختهاند، دست کم از دیدگاه آنچه امروزه در بررسیهای ادبی و زبانی مطرح میشود» (حرّی، 1387، ص10).
در عصر حاضر شیوهها و رویکردهای جدید علمی در لباس ساختارگرایی، روایت شناسی و… به بررسی و نقد روایتهای داستانی پرداخته است و نویسندگان متعددی در زمینهی شیوههای داستان نویسی کتابها نوشتهاند و به بررسی جنبههای مختلف داستانهای بشری پرداختهاند. براین اساس لازم است که قصص قرآنی نیز با توجه به رویکردهای ادبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و بی شک یکی از موارد مهم در این تجزیه و تحلیل، عناصر داستانی قرآن کریم میباشد.
روشن شدن جنبههای ادبی و هنری قرآن میتواند راهگشای نویسندگانی باشد که در پی الگوگیری از شیوههای قرآنیاند.
پیشینهی تحقیق
تا کنون مقاله و رسالهی دانشگاهی بسیاری دربارهی علوم قرآنی و بخصوص قصههای قرآنی در زبان فارسی نوشته شده که کتابشناسی آنها در جاهای مختلف آمده است. خراسانی (1371) در مقالهی خود به 55 کتاب دربارهی قصص قرآن اشاره کرده؛ هاشم زاده (1372) این میزان را تا 405 مقاله و کتاب افزایش داده؛ صادق پور (1376) نیز از 465 مقاله، کتاب و رسالهی دانشگاهی دربارهی قصههای قرآنی نام برده است لیکن همانگونه که اشاره شد بیشتر این آثار از جنبههای ادبی این قصهها غافل بودهاند. از جمله آثار تألیفی که به عناصر داستانی قرآن کریم پرداختهاند میتوان به «الفن القصصی فی القرآن الکریم» تألیف احمد خلف الله اشاره کرد که سه عنصر شخصیت، حادثه و گفتگو را مورد بررسی قرار داده است. محمود بستانی نیز در کتاب خود تحت عنوان «الاسلام والفن» به عناصر غافلگیری، تعلیق و تشویق، شخصیت و گفتگو پرداخته است. همچنین مقالاتی نیز در تحلیل عناصر داستانی برخی قصص قرآنی نگاشته شده است از جمله مقالهی سید حبیب الله آیت اللهی و همکاران با عنوان «تحلیل عناصر داستانی قصهی حضرت یوسف (ع) در قرآن». اما تاکنون تحقیق مستقلی در زمینهی عناصر داستانی قرآن کریم به عمل نیامده است.
سؤال اصلی:
عناصر برجسته داستانهای قرآن کدامند؟
سؤالات فرعی:
جایگاه عنصر گفتگو در داستانهای قرآنی چیست؟
جایگاه عنصر شخصیت در داستانهای قرآنی چیست؟
جایگاه عنصر زمان و مکان در داستانهای قرآنی چیست؟
جایگاه عنصر رویداد در داستانهای قرآنی چیست؟
اهداف علمی:
استخراج عناصر داستانی در قرآن جهت استفاده در شیوههای داستان سرایی.
ارائه شیوه و ساختار داستان سرایی قرآن.
تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی تحقیق:
1- داستان: در مفهوم عام خود یک کار هنری است که بر بنیان هندسی خاصی پایه گذاری شده و نویسنده آن یک یا چند حادثه،‌ وضعیت، قهرمان و محیط را از خلال زبان توصیف یا گفتگو یا هردوی آنها میآفریند (بستانی،‌1371) و در اصطلاح قرآنی،‌ داستان به مفهوم گسترده آن، پدیدهای است هنری که ساختار هندسی ویژهای دارد و آن عبارت است از بیان ماجراهای گذشته برای عبرت گرفتن؛ و آن پیگیری و بیان واقعیت تاریخی از زوایای گوناگون برای شکوفایی انسان از بعد هدایتی است.
2- عناصر داستانی: عناصر تشکیل دهنده یک داستان مانند گفتگو، شخصیت،‌ رویداد و … است که شاکلهی داستان را در بر میگیرد.
3- گفتگو: صحبتی را که میان دو شخص یا بیشتر رد و بدل میشود، یا آزادانه در ذهن شخصیت واحدی در اثری ادبی پیش میآید، گفتگو میگویند(میرصادقی،1390).
4- شخصیت: فرد یا افرادی هستند که رویدادهای داستان بر روی آن واقع میشود.
5- رویداد: همان تمرکز اصلی داستان است که شامل حادثه یا واقعهایست که رکن داستان محسوب میشود و داستان و شخصیت در پی توضیح آن میباشد.

فصل دوم:
دربارهی داستان

سرآغاز
در زبان فارسی واژهی داستان1 در اصل داتستان (dātistān) بوده است. یعنی محل گرفتن داد. وقتی کسانی، خود یا خانواده و قوم و همکیشان و هموطنانشان به ستمی دچار میشدند و نمیتوانستند در مقطع زمانی و مکانی معیّن شرّ ستم را از سر خود کوتاه کنند، برای تشفّی خاطر و عقده گشایی، ستم و «واقعهی رفته» را برای دیگران روایت میکردند، یا به صورت مکتوب در قالب داستان میآوردند و کسانی را که نمیتوانستند به گونهی عینی محاکمه یا مجازات کنند در صحنههای داستان محاکمه و مجازات میکردند (تمیم داری، 1377، صص 18-19).
امروزه در فرهنگ ادبیات داستانی با اصطلاحات گوناگونی روبهرو میشویم که مترادف داستان انگاشته میشوند و فرهنگنویسان وجوه افتراقی برای آنها قایل نشدهاند؛ اصطلاحاتی همچون: قصّه، افسانه، حکایت، سمر، سرگذشت، ماجرا، مثل، متَل، اسطوره، حدیث، انگاره، خرافه، روایت، نقل، قضیه، حسبحال و ترجمهی احوال (ر.ک دهخدا، ذیل واژهی داستان).
در متنهای ادبی و داستانی پیشینیان همهی این اصطلاحات در یک معنا و برای بیان مرادی واحد به کار میرفتهاند و «همهی این اصطلاحها در کل به آثاری گفته میشد که جنبهی خلاقهی آنها بر جنبههای دیگرشان میچربید» (میرصادقی،1390، ص 22).
این امر یعنی قائل نشدن تمایز بین این اصطلاحات و عدم وجود حدّ و مرز و تعریفی مشخّص برای هر یک از آنها، در لابلای متون ادبی به روشنی رخنمایی میکند؛ به عنوان نمونه میتوان به «داستانهای هزار و یک شب» اشاره کرد که در بند مشهور آن که دائماً در پایا

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تصویرپردازی، زمان روایی، فرهنگ و تمدن Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع گروه اجتماعی، ادبیات داستانی، ادبیات معاصر