دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عناصر داستان، ازدواج مجدد

دانلود پایان نامه ارشد

Theory Of Narrative ” نمودار روايت را به صورت زير نشان مي دهد:

شكل2-34 گونه هاي روايت61

2-1-9-1روايت شناسي
مفهوم اوليه ي آن چه كه از سال 1969″علم روايت” ناميده شد،نخستين بار در”فن شعر”ارسطوديده مي شود. ارسطو در فصل سوم بوطيقا،ميان بازنمايي يك ابژه توسط راوي و بازنمايي آن توسط شخصيت ها تمايزي قائل شد(ارسطو،1386: 64) و اين نخستين گام در زمينه ي روايت شناسي بود.
روايت شناسي”مجموعه اي از احكام كلي درباره ي ژانرهاي روايي،نظام هاي حاكم بر روايت و ساختار پيرنگ است”.(مكاريك،1384: 149) تا مدت ها بعد از ارسطو،مفهوم روايت همان چيزي بود كه ارسطو بيان داشته بود،تا اين كه اين بحث به صورت علمي تر و جدي تر توسط صورت گرايان روس دنبال شد.آن ها به اين نتيجه رسيدند كه اصول فرماليسم كه تاكنون در مورد شعر قابل اجرا بود،در داستان هم مي تواند اعمال شود.مفهوم روايت با انديشه هاي ولاديمير پراپ62 وارد مرحله ي علمي تر شد.پراپ در كتاب ريخت شناسي قصه هاي پريان يكصد قصه ي روسي را مورد بررسي قرار داد و در نهايت به اين نتيجه رسيد كه همه ي آن ها داراي طرح اوليه ي مشابه هستند.نظريه هاي پراپ در زمينه ي مطرح شدن روايت شناسي به صورت يك علم مستقل،تأثير عمده اي داشت.سه سال بعد از او در سال1969تودوروف،اصطلاح “روايت شناسي”را وضع نمود.(مكاريك،1384: 150)در واقع روايت شناسي در پي پاسخ به اين سؤال است كه” آيا داستان هاي مختلف،عليرغم تفاوت ظاهري،از قواعد و ساختاري مشترك برخوردارند؟” روايت شناسان به خصوص روايت شناسان ساختارگرا از زماني كه روايت شناسي به صورت يك علم مطرح شد،پيوسته كوشيده اند به الگوهاي روايتي مشخصي دست يابند كه بتواند براي تمام ساختارهاي روايتي قابل صدق باشد.از جمله نظريه پردازان برجسته ي اين علم مي توان از بارت،ريمون كنان63،گراماس،ژنت،تودوروف64،كلود برمون65 و لباو66 را نام برد67.
اكنون پس از آشنايي مختصر با مفهوم روايت و روايت شناسي،جهت تكميل مبحث زاويه ي ديد به بررسي دو داستان از صادقي براساس نظريه ي روايت لباو مي پردازيم.

2-1-9-2 نظريه ي روايت لباو
ويليام لباو،زبان شناس امريكايي،اجزا و بخش هاي تشكيل دهنده ي يك روايت كامل را به شرح زير صورت بندي مي كند:
? چكيده68 : اولين عنصر روايت از نظر لباو است كه مهم ترين رخدادهاي داستان در آن پي ريزي و بيان مي شوند. اين بخش در پي پاسخ به اين پرسش است كه”داستان درباره ي چيست؟”
? جهت گيري69: جهت گيري در پي پاسخ به اين پرسش هاست:”چه كسي؟كي؟كجا؟”پاسخ به اين پرسش ها زمان،مكان،و شخصيت هاي داستان را توصيف مي كند.
? رخدادها70: اصلي ترين قسمت روايت را تشكيل مي دهند و در جواب اين پرسش مي آيند كه”سپس چه اتفاقي افتاد؟”و شامل مجموعه وقايعي هستند كه با هم داستان را مي سازند.
? ارزيابي71: ارزيابي شامل تفسير و تعبير داستان است.اين قسمت در جواب اين سؤال است كه”چرا اين رخدادها مهم اند و بيان مي شوند؟”در نتيجه پاسخ به اين سؤال محتواي داستان را مشخص مي كند.ارزيابي در سرتاسر داستان جريان دارد و ممكن است در هر نقطه اي از آن پديدار شود.اما به عنوان بخشي مجزا و متمايز معمولاً حول و حوش نقطه ي اوج داستان يا نزديك به پايان مي آيد.به هرحال ارزيابي مي تواند برخي عناصر داستان را برجسته تر كند و معناي خاصي بدان ببخشد و بنابراين كاركرد انگيزشي داشته باشد و خواننده را با داستان درگير كند.
? فرجام72: فرجام روايت،پيونددهنده ي ارزيابي داستان با نتيجه ي آن و آخرين حلقه ي ارتباطي بين اين دو است.فرجام در پاسخ به اين پرسش است:”سرانجام چه شد؟”
? نتيجه گيري73: پايان قطعي داستان است و نتيجه ي حاصل از روايت.(اخلاقي،1382: 146-147)
لباو ساختار روايت و چگونگي ارتباط ميان بخش هاي آن را در نمودار زير نشان مي دهد:

شكل2-35 ساختار روايت در نظريه ي لباو74
2-1-9-3 تطبيق دو داستان از داستان هاي صادقي با نظريه ي روايت لباو
در مجموع داستان هاي كوتاه بهرام صادقي،دو داستان به منظور تطبيق بر الگوي لباو انتخاب گرديد: “زنجير” و “كلاف سردرگم”.
2-1-9-3-1تطبيق داستان زنجير بر اساس نظريه ي لباو
? چكيده: در بند دوم از ابتداي داستان به اين پرسش كه”داستان درباره ي چيست؟”اين گونه پاسخ داده مي شود: “ولي بعدازظهر همان روز دوتن از اهالي “غيور و شرافتمند”شهرستان كه سابقه ي ناراحتي هاي مادي و ارثي و معنوي و لاحقه ي مشكلات خانوادگي داشتند ديوانه شدند،اگرچه منظره ي اين دو حادثه در هر يك از خانواده هاي آن ها- خانواده ي آقاي وحداني و خانم شيرين خانم- متفاوت بود”.(ص،1380: 216)پس خواننده متوجه جنون و ديوانگي آقاي وحداني و شيرين خانم به عنوان محتوا و پيام داستان و يك رويداد جهت دار مي شود.
? جهت گيري: صادقي در جواب به سؤال “كي؟”(چه موقع؟)كه دربردارنده ي زمان داستان است به طور دقيق در همان سطر اول داستان گزارش مي دهد كه:”پيش از ظهر يكي از سه شنبه هاي ماه آبان،اين آگهي در سرتاسر شهرستان ما به ديوار الصاق شد:”تيمارستان دولتي به علت تراكم تيماران از اين پس تيمار ديگري قبول نخواهد كرد و…”(ص،1380: 216)و تا پايان داستان بارها اعلام كردن ساعت و تاريخ دقيق باز هم متذكر زمان داستان مي شود:”بعدازظهر همان روز دوتن از اهالي غيور و شرافتمند شهرستان كه…ديوانه شدند”.(ص،1380: 216) “آقاي وحداني تا ظهر سالم بود”. (ص،1380: 216) “نيم ساعت بعد كلفت پيرشان را صدا زد”.(ص،1380: 216) “در ساعت يك و ربع بعداز ظهر نگراني و تشويش در دل اعضاء خانواده به حدّكمال رسيده بود”.(ص،1380: 218)و…
در پاسخ به پرسش”كجا؟”كه مكان داستان را مشخص مي كند نيز در همان سطر اول اشاره مي كند كه مكان داستان يكي از شهرستان هاي ايران است :”پيش از ظهر يكي از سه شنبه هاي ماه آبان،اين آگهي در سرتاسر شهرستان ما به ديوار الصاق شد:”تيمارستان دولتي به علت تراكم تيماران از اين پس تيمار ديگري قبول نخواهد كرد و…”(ص،1380: 216)سه صفحه ي بعد بيشتر در اين مورد توضيح مي دهد: “ديگر صبر جايز نبود و از آن جا كه در اين شهرستان بيمارستان امراض روحي و طبيب متخصص وجودنداشت تصميم براين قرار گرفت كه هرچه زودتر پدر را به دارالمجانين برسانند.شهر دورافتاده ي ما در تمام آن منطقه ي وسيع،يا به زبان اداري در تمام آن استان تنها شهري بود كه از موهبت وجود دارالمجانين برخوردار بود.حتي مركز استان هم چنين چيزي نداشت و در پايتخت هم تازه شروع به ايجاد آن كرده بودند.شهردار ما هميشه از اين امتياز به خود مي باليد، هرچند كه گاهي نيز دريغ و افسوس مي خورد كه چرا در اين شهرستان ساكت و اسرارآميز كه در بياباني فراخ تنها مانده است و فرسنگ ها با شهرهاي شاد و پرجنب و جوش و آبادي هاي سالم و پرنشاط فاصله دارد زندگي مي كند.روزنامه هاي مركز،شهر ما و نواحي اطرافش را منطقه ي نفرين شده نام گذاشته بودند و گاه به گاه در صفحات خود از بلاهت و سفاهت ساكنان اين منطقه داستان ها مي آوردند”.(ص،1380: 219)
اما در پاسخ به سؤال”چه كسي؟”كه پاسخ به آن شخصيت هاي داستان را ترسيم مي كند نيز در همان بند دوم داستان كه ذكر شد دو شخصيت محوري داستان ،شيرين خانم و آقاي وحداني،معرفي مي شوند: “ولي بعدازظهر همان روز دوتن از اهالي “غيور و شرافتمند”شهرستان كه سابقه ي ناراحتي هاي مادي و ارثي و معنوي و لاحقه ي مشكلات خانوادگي داشتند ديوانه شدند،اگرچه منظره ي اين دو حادثه در هر يك از خانواده هاي آن ها- خانواده ي آقاي وحداني و خانم شيرين خانم- متفاوت بود”.(ص،1380: 216)بقيه ي شخصيت ها كه خانواده ي اين دوتن و پرسنل تيمارستان را شامل مي شوند نيز در طول داستان با گفتگوها و كنش ها معرفي مي شوند.
? رخدادها: حوادث و رويدادهاي داستان به ترتيب از قوي به ضعيف ذكر مي شوند و صفحات زيادي را به خود اختصاص مي دهند. اين رخدادها عبارتند از:
– الصاق آگهي تكميل ظرفيت تيمارستان دولتي شهر و عدم پذيرش تيماران در اين مركز از اين تاريخ به بعد.
– ديوانه شدن آقاي وحداني و شيرين خانم به طور همزمان بر اثر سابقه ي ناراحتي هاي مادي،ارثي،معنوي و مشكلات خانوادگي.
– بازگشت آقاي وحداني از خيابان گردي به خانه.
– صدازدن كلفت پير خانه توسط آقاي وحداني و صحبت با او و دادن چند ورقه به او كه بايد آن ها را به اعضاي خانواده بدهد.
– خواندن ورقه ها توسط پسر بزرگ تر با صداي بلند.(اين برگه ها در موردمشكلات مالي و ورشكستگي آقاي وحداني توضيحاتي را مي دهند.)
– بيرون آمدن صداهاي ناهنجار از اتاق آقاي وحداني و خواندن شعرهاي حماسي شاهنامه همراه با زدن بر سيني نقره اي توسط او.(آشكار شدن نشانه هاي جنون در آقاي وحداني)
– تصميم اعضاي خانواده مبني بر رساندن آقاي وحداني به دارالمجانين.
– عملي نمودن تصميم بالا.
– رسيدن خانواده ي شيرين خانم به تيمارستان با نيم ساعت تأخير نسبت به خانواده ي وحداني.
– مشورت دوباره ي اعضاي خانواده ي آقاي وحداني در مورد سرنوشت پدر و مخالفت پسر بزرگ با سپردن او به دارالمجانين و پيشنهاد او مبني بر بردن او به پايتخت براي درمان و مخالفت مادر و دخترها به دليل مشكلات مالي.
– “آقاي وحداني كه سيني نقره اي را در خانه جا گذاشته بود،به نحو رقت باري به شكم خود مي زد و همچنان آواز حماسي مي خواند”. (ص،1380: 220)
– يكه خوردن همراهان شيرين خانم از آگهي جديد تكميل ظرفيت، نصب شده بر در دارالمجانين.
– آشنايي خانواده ي آقاي وحداني با خانواده ي شيرين خانم.
– آشنايي و گفتگوي شيرين خانم و آقاي وحداني.
– بازگو كردن سخنان ركيك و شرم آوري توسط شيرين خانم با صداي بلند.
– در زدن مكرّر دو خانواده بر در دارالمجانين و بي جواب ماندن آن ها.
– جنجال زنان همراه شيرين خانم و سخنان تحكّم آميز پسران آقاي وحداني درباره ي آزادي هاي رواني و حقوق فردي و… براي تحت تأثيرقراردادن عوامل تيمارستان.
– جمع شدن دو خانواده در زير درخت چنار نزديك تيمارستان و درددل با هم و تنها گذاردن مريض هايشان.
– تعريف ماجراي زندگي شيرين خانم توسط همراهانش.
– ماجراي طلاق شيرين خانم و ازدواج مجدد همسرش و شهادت تنها پسرش در يكي از جنگ هاي ميهني و مبتلا شدن تنها دخترش به سرطان و مردنش بر سر زا.
– ماجراي گرفتار شدن شيرين خانم به افكار وسواسي و ماليخوليايي.
– نزديكي بيشتر آقاي وحداني و شيرين خانم و ايجاد حس همدردي و تفاهم ميان آن دو.
– باز شدن در تيمارستان در ساعت4بعدازظهر.
– بيرون آمدن آقاي دكتر از دارالمجانين مرموز.
– گفتگوي پسران آقاي وحداني با دكتر و اظهار عدم امكان پذيرش بيماران در تيمارستان از جانب دكتر.
– بردن شيرين خانم و آقاي وحداني براي معاينه به داخل دارالمجانين.
– نزديك شدن غروب و ني نواختن صاحب گلّه ها با آهنگي محزون.
– باز شدن مجدد در تيمارستان و بيرون آمدن دربان و اعلام موافقت با پذيرش شيرين خانم و آقاي وحداني از سوي دكتر و عوامل دارالمجانين.
– خوشحالي و احساس رضايت خانواده ها.
– جداشدن خانواده ها و خداحافظي.
– خاموش شدن صداي ني و بردن گوسفندان و بزها به سوي سرنوشت خونين شان.
– بازگشت خانواده ي آقاي وحداني به خانه و از سر گرفتن زندگي يكنواخت شان.
– بازگشت سريع و مخفيانه ي همراهان شيرين خانم به منزل از ترس آبرو و برخورد آن ها در مسير بازگشت با مراسم تشييع يك مرده.
– ازدواج پسران آقاي وحداني با دو دختر از خانواده اي مذهبي(احتمالاً از خانواده ي شيرين خانم)در سال ها بعد و مهاجرت آن ها به پايتخت به همراه مادر و كلفت پيرشان.
– شوهركردن دختران آقاي وحداني و رفتن هركدام به شهري.
– انتشارخبر ازدواج احتمالي شيرين خانم با آقاي وحداني و بهبود حال آن دو.
– انتشار خبر مرگ احتمالي آقاي وحداني در اثر ذات الريه و ضعف قواي جسماني.
– انتشار خبر دار زدن احتمالي شيرين خانم و آقاي وحداني در محوطه ي تيمارستان و چال كردن آن ها در همان جا.
? ارزيابي: در اين بخش كه شامل محتواي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع صاحب نظران، فراداستان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عكس، عكاس، وحداني، آقاي