دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عملکرد شرکت، وجوه نقد، عدم تقارن اطلاعات، انتقال اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

يک دوره، ضرورت بکارگيري تخمين را در حسابداري اجتناب ناپذير مي کند. بديهي است که مديران بر مبناي اين فرض و اصل تطابق قادر خواهد بود به طور مصنوعي سود را هموار کنند. در واقع اقلام تعهدي سبب مي گردد تا مديريت بتواند با روش‏هاي خلاقانه حسابداري به مديريت سود بپردازد.

2-2-10-2- اقلام تعهدي
پژوهش هاي تجربي شواهدي را ارائه مي دهد که حسابداري تعهدي، سبب مي گردد تا مديران از حق قابل توجهي جهت تعيين سود در دوره هاي زماني متفاوت برخوردار شوند. لذا در اين نوع سيستم، مديران کنترل چشمگيري بر زمان تشخيص برخي اقلام هزينه از جمله هزينه هاي تبليغات و مخارج تحقيق و توسعه دارند. ادبيات حسابداري و امور مالي نشان مي دهد که شناسايي ميزان اقلام تعهدي اختياري در مطالعات مديريت سود طي يک رويداد مالي مهم تلقي مي شود، بنابراين مديريت در تلاش است تا اقلام
تعهدي اختياري و غير اختياري را تفکيک کند. اقلام تعهدي به دو دسته تقسيم مي شوند:
الف) اقلام تعهدي اختياري، اقلامي که به دليل انتخاب روش‏ها و رويه هاي حسابداري و تصميمات مديريت در واحد تجاري ايجاد مي گردد و بستگي به روش‏هاي حسابداري شرکت مورد نظر دارد و به عوامل خارج از شرکت ارتباطي ندارد. اين نوع اقلام به عنوان شاخصي براي تعيين مديريت سود در واحد تجاري به کار گرفته مي شود.
ب) اقلام تعهدي غيراختياري، اين اقلام در طول زمان ثابت هستند و مديريت در اين نوع اقلام هيچ‏گونه دخالتي ندارد و انجام فعاليت‏هاي عملياتي واحد تجاري تعيين کننده اين اقلام مي باشد. اين نوع اقلام به واسطۀ مقررات سازمان‏ها و ديگر عوامل خارجي محدود هستند. از آنجايي که بازار، کل اقلام تعهدي را ارزش گذاري مي کند و قادر به تفکيک اجزاء کل اقلام تعهدي نمي باشد. در نتيجه نمي تواند تشخيص دهد که ارزش گذاري بيش از واقع مربوط به کداميک از اقلام تعهدي (اختياري يا غير اختياري يا هر دو) مي‏باشد. لذا براي محاسبه اقلام تعهدي اختياري ابتدا اقلام تعهدي غير اختياري را محاسبه نموده و بعد عدد بدست آمده را از کل تعهدات کم مي کنيم تا اقلام تعهدي اختياري بدست آيد. با توجه به اين که سرمايه‏گذاران به اقلام تعهدي اختياري ارزش بيشتري قائل هستند، اين مورد باعث مي شود تا دستکاري سود توسط مديران به سهولت انجام گيرد.
در نتيجه موقعيت شرکت خوب مي شود و سرمايه گذاران در تصميم گيري هاي خود براي سرمايه‏گذاري دچار اشتباه مي شوند. سود حسابداري به عنوان يک معيار سنجش خلاصه و مفيد براي عملکرد شرکت محسوب مي شود. اين سود تحت سيستم حسابداري تعهدي محاسبه مي شود يکي از محصولات و نتايج مهم اين سيستم به حساب مي آيد. اين سود بعنوان يک معيار سنجش عملکرد شرکت بوسيله اکثر استفاده کنندگان از صورت هاي مالي شرکت، استفاده مي شود. به عنوان مثال از سود حسابداري به عنوان مبنايي براي پاداش جبران خدمات مديران81، در قراردادهاي بدهي82، توان سودآوري شرکت، پيش بيني سودهاي آتي، مخاطرات سرمايه گذاري در شرکت يا اعتباردهي به آن، آگهي هايي که شرکت در نشريات مالي منتشر مي کند و همچنين بوسيله سرمايه گذاران و بستانکاران استفاده مي شود (حسيني ، 1385: 2) .
سود حسابداري خود از دو قسمت عمده تشکيل يافته است، قسمتي از آن نقدي مي باشد، يعني وجه ‏نقد بدست آمده طي يک دوره در داخل اين سود قرار دارد و قسمتي ديگر از آن را اقلام تعهدي تشکيل مي‏دهند. اقلام تعهدي غير اختياري وابسته به سطح فعاليت شرکت است در حالي که اقلام تعهدي اختياري منعکس کننده حسابداري ذهني به کار گرفته شده توسط مديران مي باشد. (انگيزه مديران در استفاده از اقلام تعهدي اختياري در حالي که سود شرکت‏ها بستگي به وضعيت و عملکرد شرکت دارد.) در اين موضوع است که GAAP به مديران در گزارش‏دهي سود به سهامداران تا حدودي آزادي عمل داده است (چونگ83 و همکاران ، 2002: 30).

2-2-11- کشف و اندازه گيري مديريت سود با اقلام تعهدي اختياري
يک عامل بنيادي در آزمون مديريت سود در شرکت ها، تخمين عامل اختيار و اعمال نظر مديران در تعيين سود است. بررسي ادبيات مبتني بر مديريت سود، بيانگر وجود رويکردهاي متفاوت با شناسه‏اي مختلف در تخمين و اندازه‏گيري اختيار مديريت در تعيين سود گزارش شده است. يکي از مهمترين اين رويکردها، مبتني بر کاربرد اقلام تعهدي اختياري به عنوان شاخصي براي تعيين و کشف مديريت سود در واحدهاي تجاري است.
ورونيکا و سيدهارتايودم در پژوهشي از سه نوع معيار براي سنجش سودآوري آتي استفاده کردند:
سود خالص اقلام تعهدي غير اختياري
جريان وجوه نقد حاصل از فعاليت هاي عملياتي
سود خالص
و آنها به علت ضعف هاي ذاتي سود خالص از تغييرات سود خالص استفاده کردند.
هيلي، دي آنجلو84 و جونز، در طي انجام مطالعاتي در زمينه مديريت سود، با به کارگيري اقلام تعهدي براي کشف مديريت سود اقدام به ارايه مدل هايي کرده اند که در پژوهش هاي بعدي، بارها آزموده شده اند. دچو و همکاران با ارائه مدلي که از آن پس «مدل تعديل شده جونز» نام گرفت، اين مدل را با مدل هاي جونز، هيلي و دي آنجلو و نيز مدل صنعت مورد مقايسه قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند که مدل تعديل شده جونز از قدرت بيشتري براي کشف مديريت سود در واحدهاي تجاري برخوردار است.
نقش اقلام تعهدي در عملکرد شرکت‏ها موضوعي از حسابداري است که براي سال‏ها مورد پژوهش قرار گرفته است و هنوز اين اجماع حاصل نشده است که مديران براي استفاده از انعطاف داده شده توسط اصول پذيرفته حسابداري از اقلام تعهدي براي اين آزادي عمل استفاده مي کند يا با تغيير شکل دادن اطلاعات مفيد ديگري از گزارش هاي سود. عدم تقارن اطلاعات بين مديران واحدهاي انتفاعي و افراد خارج از شرکت باعث مي شود که مديران براي انتقال اطلاعات پيرامون شرکت به استفاده کنندگان از طريق گزارش هاي مالي از اقلام تعهدي استفاده کنند. سبرمني ام85 (1996) در پژوهشي شواهدي يافت که بازار سهام بر قيمت‏گذاري اقلام تعهدي اختياري اثر مي گذارد و اقلام تعهدي اختياري سودآوري آتي را پيش بيني مي‏کند.
جونز تفاوت سود و وجوه نقد حاصل از عمليات را به عنوان اقلام تعهدي شناسايي کرده است. در اين رويکرد، عقيده حاکم آن است که اطلاعات موجود در وجوه نقد حاصل از عمليات، معياري عيني تر براي ارزيابي عملکرد واقعي اقتصادي واحد تجاري است و از اين رو کم مي تواند مورد دستکاري مديريت قرار گيرد. جونز در مدلي که سال 1991 براي بررسي مديريت سود در واحدهاي تجاري ارايه کرد، فرض کرد که اقلام تعهدي غير اختياري در طول زمان ثابت هستند. در اين مدل که سعي در تفکيک اقلام تعهدي اختياري و غير اختياري دارد سعي شده است که تأثير شرايط اقتصادي يک واحد تجاري بر اقلام تعهدي غير اختياري را کنترل کند. او در تحقيق خود با تمرکز بر جمع اقلام تعهدي به عنوان جايگاه اصلي مديريت سود، از اقلام تعهدي اختياري براي اندازه گيري مديريت سود استفاده نمود. تقاوت بارز مطالعات او با ساير تحقيقات پيش از خود، در آن است که او بر سهم اقلام تعهدي اختياري از کل اقلام تعهدي (به جاي سهم اقلام تعهدي اختياري از اقلام تعهدي خاص) تمرکز داشت زيرا معنقد بود جمع اقلام تعهدي، سهم قابل توجهي از دستکاري هاي مديريت را در خود جاي مي دهند. او از يک رويکرد ترازنامه اي براي محاسبه جمع اقلام تعهدي استفاده نمود. نتايج يافته هاي او نشان داد که در زمان حمايت هاي وارداتي دولت، مديران شرکت ها اقلام تعهدي سود را کاهش مي دهند و بدين صورت سود را مديريت مي نمايند.
ديچو و همکاران (1995) با بررسي مدل جونز اعلام نمودند که در مدل جونز، به طور ضمني فرض بر آنست که اقلام درآمد، نه در زمان برآورد پارامترهاي مدل (دوره رويداد) و نه در زمان تخمين مديريت سود (دوره برآورد) دستکاري نمي شوند. آنان بر اين باورند که در صورتي که شرکت ها در صدد اعمال مديريت سود در دوره برآورد نباشند و حساب هاي دريافتني را در دوره رويداد مديريت نمايند، اقلام تعهدي مربوط به فروش هاي اعتباري در دوره رويداد غير عادي محسوب خواهند شد. بنابراين با نقض فرض جونز (1991)مي توان گفت تغييرات درآمد فروش در دوره برآورد تحت تاثير مديريت سود قرار مي‏گيرد و بايد تغييرات حساب هاي دريافتني را به منظور تعديل مدل، از تغييرات درآمد فروش سالانه کسر نمود و مدل جونز را با توجه به موارد ياد شده تعديل نمود. نتايج يافته هاي آنان نشان داد در زماني که تمرکز بر عملکرد مالي شرکت ها است، مديريت سود از جانب مديران شرکت ها اعمال مي شود. محققان بر اين باورند که بررسي مدل هاي اقلام تعهدي جونز (1991) و مدل تعديل شده جونز (ديچو و همکاران ، 1995) تحقيقات آتي را بر آن داشته تا براي تجزيه و تحليل مديريت سود، از الگوهاي تعهدي و جريان‏هاي نقدي استفاده شود (پاليپو و همکاران ، 2003). در اين راستا ساير محققين نيز بر اين اعتقاد دارند که جريان‏هاي نقدي نماينده بهتري براي کنترل و نظارت بر عملکرد مالي محسوب مي شوند (کوهن و همکاران ، 2005).

2-2-11-1- روش هاي اندازه گيري مديريت سود
مطالعات موجود درباره مديريت سود عموماً متوجه اقلام تعهدي بوده است. اقلام تعهدي از تفاوت بين سود و وجوه نقد حاصل از عمليات حاصل مي گردد، که شامل هزينه استهلاک، تغييرات در دارايي ها و بدهي هاي جاري به غير از وجه نقد (از قبيل حساب هاي دريافتني، موجودي کالا و حساب هاي پرداختني) مي باشد. در نتيجه، با اين فرض که جريان وجه نقد دستکاري نمي شود، تنها راه باقيمانده براي دستکاري سود، افزايش يا کاهش اقلام تعهدي است (مشايخي و صفري ، 1385: 38).
اما سؤال اين است که، افزايش يا کاهش تا چه ميزان است و سطح نرمال اقلام تعهدي چقدر است؟ بسياري از مطالعات دهه 90 به بعد، از روش شناسي جونز براي تخمين اقلام تعهدي اختياري و غير اختياري استفاده کرده‏اند. اولين مشکل اين است که کدام قسمت از اقلام تعهدي، مربوط به سطح فعاليت است (غير اختياري) و کدام قسمت مي تواند به دستکاري مربوط باشد (اختياري). مطالعات پيشين بر روي اقلام تعهدي خاصي که بيشتر از بقيه در معرض استفاده براي اهداف مديريت سود بودند، متمرکز شده است. در ابتدا، پژوهش هاي زيادي تلاش کردند اقلام تعهدي اختياري را بر اساس ارتباط بين کل اقلام تعهدي و متغيرهاي توضيحي، اندازه گيري کنند. در اين پژوهش ها که اولين بار توسط هيلي و دي آنجلو انجام شدند، کل اقلام تعهدي و تغييرات در آن را به عنوان مقياس اختيار مديريت در مورد سود به کار بردند.
جونز يک روش رگرسيون براي کنترل عامل هاي غير اختياري مؤثر بر اقلام تعهدي معرفي کرد که بر اساس آن بين کل اقلام تعهدي و تغيير در فروش و دارايي هاي ثابت (اموال، ماشين آلات و تجهيزات)، يک ارتباط خطي برآورد مي شود. در واقع فرض مدل جونز اين است که اقلام تعهدي تابعي از فعاليت تجاري واقعي شرکت مي باشد و معيار فعاليت تجاري هر شرکت از طريق فروش آن شرکت تعيين مي شود. جونز بر خلاف هيلي و دي آنجلو فرض ثابت بودن اقلام تعهدي غير اختياري در طول زمان را کنار گذاشت و تلاش کرد اثر تغيير در شرايط اقتصادي بر اقلام تعهدي غير اختياري را کنترل کند. اما در اين مدل، فرض بر اين است که درآمد فروش غير اختياري است و اگر سود از طريق درآمدهاي اختياري مديريت شود، مدل جونز بخشي از سودهاي مديريت شده را حذف مي کند که محدوديت مدل جونز به شمار مي رود (مهراني و عارف منش ، 1387: 43). جدول (2-1) نشانگر برخي از مدل هاي ياد شده مي‏باشد.
جدول(2-1): شاخص هاي اقلام تعهدي اختياري
1- مدل هاي مبتني برکل اقلام تعهدي
پژوهشگر
شاخص اقلام تعهدي اختياري

هيلي (1985)

دي آنجلو (1986)

جونز (1991)

دچو (1995)- مدل تعديل شده جونز

کانگ و سيواراماکريشان (1995)

کل اقلام تعهدي

تغيير در کل اقلام تعهدي

پسماند رگرسيون کل اقلام تعهدي در مقابل تغيير در فروش و بهاي تمام شده دارايي هاي ثابت
پسماند رگرسيون کل اقلام تعهدي در مقابل تغيير در فروش و بهاي تمام شده دارايي هاي ثابت به گونه اي که درآمد از طريق تغيير در حساب هاي دريافتني در دوره

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سنجش عملکرد، نقطه مرجع، بورس اوراق بهادار، عملکرد شرکت Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سود سهام، صاحبان سهام، سود مورد انتظار، ثروت سهامداران