دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علمای شیعه، جامعه اسلامی، فرهنگ اسلامی، منزلت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ابن‌حنبل نسبت به ائمه شیعه اظهار علاقه می‌کند و هر بیننده‌ای که، سیره و زندگی احمد را نگاه می‌کند، می‌بیند که او به‌‌شدت تلاش دارد که از هر اتهامی‌ که بنی عباس خصوصاً متوکل می‌خواهد به او بزند، دوری نماید، ولی در روایت مناقب اهل‌بیت (علیهم السلام) دارای جرات می‌باشد و در نقلهای خویش، مناقب زیادی از اهل‌بیت (علیهم السلام) را روایت نموده است.
خوانساری علاقه مندی ابن‌حنبل را به اهل‌بیت (علیهم السلام) با ‌این حکایت منقول از کتاب تجارب السلف در زمان شهادت موسی بن جعفر (علیه السلام) تکمیل می‌کند:
موقعی که جنازه حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) را از خانه بیرون آوردند، ندا می‌کردند امام رافضی به مرگ خویش بمرد. امام احمد بن ‌حنبل که حاضر بود و پنهان می‌گریست، اظهار داشت نه تنها امام رافضی‌ها مرده بلکه به‌خدای بزرگ سوگند امام مشرق و مغرب در گذشته است. 288
هارون الرشید با ‌اینکه موسی بن جعفر (علیه السلام) را به‌مدت زیادی زندانی ساخت، مع ذلک در سیاست مملکتی، صلاح نمی‌دانست که خود را کشنده حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) معرفی کند، بدین جهت پس از مسموم ساختن آن حضرت دستور داد، علما و فقهای بغداد را در زندان حاضر ساختند و پس از مشاهدۀ جنازه، زیر نوشته‌ای را امضاء کردند که موسی بن جعفر به اجل خود از دنیا رفته است، تنها کسی که از امضای این نوشته خودداری کرد، احمد بن ‌حنبل بود. او را تهدید، تطمیع و شکنجه کردند قبول نکرد و این افتخار را در تاریخ برای خود ثبت کرد. 289
هر چند در زمان‌ هارون او محدث جوانی بود ولی با توجه به تصریحات قبلی در مورد قضاوت دیگران در مورد احمد بن ‌حنبل مطلب فوق دور از واقع نیست زیرا افرادی تصریح کردند احمد بن ‌حنبل در جوانی (اسود الراس) در علم به احادیث شهره بود. 290
مطلب ذیل مشعر به ارتباط خاص احمد بن ‌حنبل با پیشوای هفتم شیعیان است.
قال احمد بن ‌حنبل: دخلت فی بعض الایام موسی بن ‌جعفر حتی اقرا علیه، اذا ثعبان قد وضع فمه علی اذن موسی بن‌ جعفر کالمحدث له، فلما فرغ حدثه موسی بن‌ جعفر حدیثا لم افهمه . . . فقال یا احمد هذا رسول من الجن قد اختلفوا فی مسالة جائنی یسالنی فاخبرته بها، بالله یا احمد لا تخبر لهذا احدا الا بعد موتی، فما اخبرت احدا حتی مات. 291
ذکر مطالب اربلی و شیخ عباس قمی ‌و خوانساری از علمای شیعه برای نشان دادن ارزیابی مثبت آنها به دیدگاه ابن‌حنبل نسبت به اهل‌بیت (علیهم السلام) است. مثبت اندیشی علمای شیعه به او فارغ از میزان استحکام‌ این نسبتها و سازگاری آن با اصول احمد بن ‌حنبل، موضوعیت دارد.‌این ارزیابی نگاه اجلالی او را به اهل‌بیت (علیهم السلام) تایید می‌کند.
7- تصریح به عدد ائمه اثنی عشر به‌عنوان خلفای بحق:
در روایتهای متعددی به خلفای دوازده گانه پیامبر (صلی الله علیه و آله) به تعداد نقبای بنی اسرائیل تصریح شده است. مهمترین بحث در این مورد مصداق شناسی است که در اهل‌سنت ‌مغفول مانده است.
مسروق نقل می‌کند فردی از عبدالله بن مسعود سوال کرد ‌آیا از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد حاکمان ‌این امت پرسشی صورت گرفت؟ گفت بله از ‌ایشان سوال کردیم و پاسخ دادند دوازده نفر به‌تعداد برگزیدگان بنی اسرائیل اند. 292
جابر بن‌ ثمره ضمن تایید عدد دوازده اضافه می‌کند: «کلهم من قریش». 293
مفاد روایت با اختلاف اندک در عبارت که مخل معنی نیست در روایتهای المسند نقل شده است. 294
از سلسله خلفای حاکم در تاریخ تمدن اسلامی، هیچ سلسله‌ای با عدد دوازده انطباق ندارد.
سلسله پادشاهی بنی امیه و دنباله آنان مروانیان با معاویه شروع و به مروان حمار ختم می‌شود که بیشتر از سیزده نفرند و خلافت بنی عباس از احمد سفاح آغاز و به مستعصم بالله ختم می‌شود که افزون از بیست نفرند. 295
با بررسی کتب تاریخی مورد اعتنای علمای اهل‌سنت‌ به‌سهولت می‌توان نتیجه گرفت نه عدد دو سلسله مذکور و نه خصایلشان قابل انطباق با فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیست و جز امامان اهل‌بیت (علیهم السلام) کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مصداق دیگری ندارد.
اسلام به مفهوم تمدنی و تاریخی پیشرفتی‌هایی در طول تاریخ داشته است اما در مورد پیشوایی امت پیش بینی امید بخش نبی اسلام (صلی الله علیه و آله) با وجود سلسله ستم پیشه اموی و عباسی و حکومتهای اقماری آنها هنوز محقق نشده است و با پروژه الهی مهدویت در فرجام خوش تاریخ رقم خواهد خورد و پیشوایی ائمه اثنی عشر به منصه ظهور خواهد رسید.
8- احترام ویژه به اهل‌بیت (علیهم السلام):
احترام به افراد جلوه‌های متنوع دارد. احکام اختصاصی و ‌ایجاد فرصتهای استثنایی اجتماعی از نمونه‌های آن است که وزن و برتری آنان را به دیگران نشان می‌دهد. اهل‌بیت (علیهم السلام) با همان مفهوم مد نظر در این تحقیق که در کلیات مورد بحث قرار گرفت با همین رویکرد مورد اکرام ویژه بودند.
برخی کلمات پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد اهل‌بیت (علیهم السلام) کلید فهم منظومه معرفت دینی مورد نظر ‌ایشان است. فهم و تفسیر صحیح جملات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و نسبت سنجی بین آنها رمز درک دقیق آن منظومه است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) قریش را به دیگران و بنی‌هاشم را به قریش ترجیح می‌داد و برتر می‌دانست. 296 اهل‌بیت (علیهم السلام) اعضای شاخص و ممتاز بنی‌هاشم بودند لذا برگزیدگان بشریت در نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌باشند.
منزلت اجتماعی افراد مقتضی رفتار خاص در صیانت از آن است. از مصادیق بارز ‌این امر حرمت صدقه بر اهل‌بیت (علیهم السلام) است. صدقه در شان افراد با منزلت والای اجتماعی نیست لذا اهل‌بیت (علیهم السلام) به‌دلیل جایگاه بی بدیل و فاخر خود در جامعه اسلامی‌ از خوردن صدقه منع شده‌اند.
امام حسن (علیه السلام) بر اساس روایت ربیعه بن شیبان خاطره‌ای از زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بدین مضمون نقل می‌کند:
پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرا به محل جمع آوری صدقات برد، خرمایی از آن برداشتم و در دهانم قرار دادم، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: از آن تناول نکن چون صدقه به رسول الله (صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیتش حلال نیست. 297
ابوهریره مضمون مشابه اما با عبارت مختلفی را نقل می‌کند: «حسن خواست خرمایی صدقه‌ای را بخورد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: از دهان در بیاور مگر نمی‌دانی ما اهل‌بیت صدقه نمی‌خوریم».298 ابو لیلی مفاد مذکور را با عبارت دیگر نقل می‌کند:
حسن بن علی که پسر بچه‌ای بود با پیامبر (صلی الله علیه و آله) به محل نگهداری صدقه وارد شد و خرمانی به دهان گذاشت تا بخورد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) خرما را از دهان ‌ایشان بیرون آورد و فرمود: صدقه بر ما حلال نیست. 299
نهی امام حسن (علیه السلام) از خوردن خرمای صدقه‌ای در سن کودکی گواه بر اهتمام شخص رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به نکو داشت جایگاه فاخر اجتماعی اهل‌بیت (علیهم السلام) است.
در فقره‌ای دیگر که نشانه تجلیل ویژه از آل رسول (صلی الله علیه و آله) است می‌فرماید: «آگاه باشید صدقه در خور محمد و آل محمد نیست». 300
«آگاه باشید صدقه بر من و اهل‌بیتم حلال نیست». 301 «ما اهل‌بیت از خوردن صدقه نهی شده‌ایم». 302
با عطف توجه به روایتهای مذکور وحدت مصداقی بین آل رسول (علیهم السلام) و اهل‌بیت (علیهم السلام)‌ایجاد می‌شود.
از مصادیق روشن دیگر اکرام اهل‌بیت (علیهم السلام) استثنای آنها از شمول فرمان بستن درب خانه‌هایی بود که به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) باز بودند.‌این امر تمام افراد و صحابه را در برگرفت و فقط خانه عضو شاخص اهل‌بیت (علیهم السلام) علی (علیه السلام) استثنا شد.
زید بن ‌ارقم می‌گوید:
راه‌هایی از منازل تعدادی از اصحاب به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) باز بود پیامبر (صلی الله علیه و آله) روزی فرمود:‌این دربها را جز درب خانه علی ببندید. مردم در این مورد به گفتگو نشستند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) برخاست و حمد و ثنای الهی را بجا آورد و آنگاه فرمود: به من امر شده درب تمام خانه‌ها را جز درب خانه علی ببندم، شما در این مورد مطالبی بیان می‌کنید، به‌خدا سوگند من دربی را باز و بسته نمی‌کنم بلکه به من امر می‌شود و از امر الهی تبعیت می‌نمایم. 303
ابن شهر آشوب معتقد است، سی نفر از صحابه از جمله زید بن ‌ارقم، سعد بن ‌ابی وقاص، ابو سعید خدری، ام سلمه، ابورافع و ابوطفیل حدیث سد ابواب را نقل کرده‌اند. 304
مسجد در اسلام مرکز اجتماع و علم آموزی و سازمان دهی نیروهای جهادی و مشورت برای تدبیر امور و. . . بود. در عین حال مهمترین جنبه مسجد عبادتگاه خداوند عالمیان و دارای جایگاه قدسی و احکام منحصر به‌فردی است. بستن درب خانه مفتوح اصحاب به مسجد و استثنای یک خانه نشان منزلت استثنایی آن خانه و اهل آن است. وجود امر الهی در موضوع سد ابواب مبین توجه خاص به خاندان ارجمند اهل‌بیت (علیهم السلام) است.
در مورد ‌این تصمیم، اعتراض و پرسشهایی مطرح شد پیامبر (صلی الله علیه و آله) با سخنرانی و انتساب آن به امر الهی به‌این غائله پایان‌ داد و جامعه نوپای اسلامی‌ را به موقعیت الهی اهل‌بیت (علیهم السلام) آگاه ساخت.
9- امام علی (علیه السلام) عضو ارشد اهل‌بیت (علیهم السلام) معیار سنجش‌ایمان و حقانیت:
مطابق احادیث منقول در این بخش حب و بغض علی (علیه السلام) معیار شناخت مومن و منافق است.
این منزلت منحصر به‌فرد در هیچ صحابی یافت نمی‌شود و اختصاص به امیرالمومنین علی (علیه السلام) دارد. شخصیت حضرت با ‌این رویکرد حامل بن مایه اصلی فرهنگ اسلامی ‌است. اگر خود او سنجه و معیار نبود‌ این موقعیت برای ایشان حاصل نمی‌شد.
علی (علیه السلام) نقل می‌کند پیامبر (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: «جز منافق بغض مرا ندارد و جز مومن دوست دار من نمی‌شود». 305
مفاد روایت در موارد متعددی تکرار شده است. 306 در حدیثی دیگر عبارت محب تو نمی‌گردد مگر مومن و دشمن تو نمی‌شود مگر منافق، وارد شده است که با حدیث اول وحدت مضمون دارد و اختلاف در جابجایی عبارت و ضمایر است. 307
مساور بن ‌حمیری از مادرش روایت را‌ اینگونه نقل می‌کند: «سمعت ام سلمة تقول: سمعت رسول الله (صلی الله علیه و آله) یقول لعلی: لا یبغضک مومن و لا یحبک منافق». 308
مضمون روایتها در کتب صحاح مورد اعتماد کامل اهل‌سنت‌ نقل شده است که یک نوع اعتبار بخشی به احادیث منقول در المسند است.
در سنن ابن‌ماجه عبارت بدون تغییر معنایی جابجا شده است. حضرت علی (علیه السلام) گفت: پیامبر (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: «محب من جز مومن و دشمن من جز منافق نیست». 309
در سنن ترمذی ضمایر حدیث به اسم ظاهر تبدیل شده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مکرر می‌فرمود: «منافق علی را دوست ندارد و مومن بغض او را به دل نمی‌گیرد». 310
ابو سعید خدری می‌گوید: «منافقین انصار را به‌واسطه بغضشان نسبت به علی می‌شناختیم». 311
عین حدیث در سنن ترمذی نقل شده است. 312
‌این روایت نشان دهنده معیار بودن امام علی (علیه السلام) در شناسائی افراد منافق و ناخالص در عصر نبوی (صلی الله علیه و آله) است.
علی نقل می‌کند پیامبر (صلی الله علیه و آله) خبر داد که علامتی از عیسی در تو هست و آن ‌اینکه یهود با او دشمن بودند تا جایی که به مادرش تهمت ناروا زدند و نصارای شیفته و علاقه مند، او را به‌منزلتی رساندند که در آن نبود. آگاه باشید دو گروه در مورد من هلاک خواهند شد، محبی که در مورد من چیزی فرض می‌کند که در من نیست و بغض ورزی که بدی به من نسبت می‌دهد و به من تهمت وارد می‌کند. من پیامبر نیستم و به من وحی نمی‌شود ولی در حد توانم به کتاب خدا و سنت‌ پیامبرش (صلی الله علیه و آله) عمل می‌کنم، پس به آنچه از فرمانبری خدا به شما امر می‌کنم باید اطاعت کنید چه مورد دلخواهتان باشد و چه نباشد. 313
مفاد روایت در حدیث شماره 1376در همان صفحه ذکر نقل شده است.
علقمه به اسلمی‌گفت:

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تاریخ اسلام، جامعه دینی، رضایتمندی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع امیرالمومنین، تاریخ اسلام