دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، کشف الاسرار، مجمع البیان

دانلود پایان نامه ارشد

به روایات معتبر درمی یابیم که عموم و اطلاق این آیات مراد خدای متعالی نیست، ولی مخصِّص و مقید آنها را از خود قرآن، حتی با تدبّر فراوان هم نمی‌توان فهمید و در نتیجه، برای فهمیدن مراد خدای متعال از این آیات، ناگزیر باید به روایات مراجعه کرد و بدون مراجعه به روایات، نه تنها مرادخدای متعال به دست نمی‌آید، بلکه برخلاف آنچه مراد واقعی است، فهمیده می‌شود. چند نمونه از آیات مزبور عبارتند از:
«واتّخذوا مِن مقامِ ابراهیم مُصلّی»76
در تفسیر این آیه شریفه، در ابتدا سؤال های متعددی وجود دارد: نخست آن که مقصود از مقام ابراهیم آیا محل اقامت حضرت ابراهیم است یا چیز دیگری است؟ دوم این که مادّه «مُصَلّی» در این جا صلاة به معنای دعاست یا به معنای نماز؟ سوم این که «مِن» در این آیه شریفه به چه معناست؟
«الزانیةُ و الزانی فاجلدوا کلَّ واحد منهِما مأةُ جلدة… »77
در این آیه شریفه، «الزانیةُ و الزانی»مطلق است و هر زن و مرد زناکاری را شامل می‌شود، چه محصن (زن شوهردار و مرد همسردار) و چه غیر محصن، در حالی که با توجه به روایات معتبر78 معلوم می‌گردد که حد زناکار محصن با شرایط مخصوصی رجم(سنگسار کردن) است و این آیه مربوط به زناکار غیر محصن می‌باشد
3-افزون بر دو دسته یادشده، در قرآن کریم، به آیاتی برمی خوریم که قبل و بعد از توجه به روایات، دو معنای متفاوت از آن ها فهمیده می‌شود و این آیات به لحاظ این که از قبیل عمومات و مطلقات و مجملات نیستند، جزو دسته سوم قرار می‌گیرند. نمونه آن آیات:
«وَ اِذا ضَرَبتُم فی الاَرضِ فَلَیس عَلَیکم جُناحٌ اَن تَقصِرُوا مِن الصّلوةِ اِن خِفتم اَن یفتنَکم الّذین کفروا»79
این آیه کریمه نیز از جمله آیاتی است که اگر بدون توجه به روایات به آن نظر شود، معنایی غیر از آنچه مقصود خدای متعال است، از آن فهمیده می‌شود، زیرا ظهور دارد در این که قصر خواندن نماز در سفر برای مسلمانان جایز است، آن هم در صورتی که از فتنه کافران ترس داشته باشند، در حالی که از طریق روایات معتبر می‌یابیم که پیامبر اکرم، هم درحال امن وهم درحال خوف نمازهای ظهر و عصر و عشا را در سفر قصر می‌خوانده اند و پیروی از این سنّت نبوی بر مسلمانان واجب است. با توجه به این روایات معتبر و سنّت قطعی نبی اکرم، پی می‌بریم معنایی که از ظاهر آیه مزبور فهمیده می‌شود، مقصود خدای متعال نیست، بلکه این آیه کریمه به قرینه سنّت نبی اکرم، دو رکعتی بودن نمازهای ظهر و عصر و عشای مسافر را افاده می‌کند و تعبیر «لا جُناحَ عَلَیکم» منافاتی با وجوب آن ندارد، همان گونه که در آیه کریمه «اِنَّ الصّفا وَ المَروةَ مِن شعائِرِ الله فَمَن حجّ البیتَ او اعتمَر فَلاجُناحَ عَلیهِ اَن یطَوَّف بهما»80 نیز این تعبیر، با وجوب سعی بین صفا و مروه منافات ندارد.
ب- دلیل قرآنی: برای تبیین ضرورت استفاده از روایات در تفسیر آیات و قرینه ناپیوسته بودن آن، علاوه بر روش عقلایی محاوره به برخی از آیات نیز استدلال شده است، آیاتی که دلالت دارند بر آن که پیامبر معلّم و مبین قرآن کریم است و مردم در فهم قرآن، نیازمند تعلیم و تبیین پیامبرند و بدون آن، هرچند به فهم مرتبه ای از معانی قرآن در اکثر قریب به اتفاق آیات می‌توان رسید، ولی فهم مراتب بالاتر معانی آیات و نیز فهم بخشی از آیات متشابه، تنها در پرتو تبیین و تعلیم پیامبر و ائمّه معصوم دست یافتنی است.
دو آیه ذیل از جمله روشن ترین آیاتی هستند که بر ضرورت استفاده از بیانات پیامبر و ائمّه معصوم در تفسیر آیات به آن ها استدلال شده است:
«و اَنزلنا اِلیک الذِّکرَ لِتُبَینَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلیهِم و لَعلّهم یتَفَکرون»81
«هوَ الَّذی بَعثَ فی الاُمیینَ رَسولا مِنهم یتلو عَلیهِم آیاتِه و یزَکیهم و یعَلِّمُهُم الکتابَ والحِکمَة»82

ج: دلیل روایی: روایات بسیاری در کتب حدیث وجود دارند که به خوبی از آن ها دو مطلب فهمیده می‌شود: نخست آن که قرآن کتابی است که فهم قسمت هایی از معارف آن به معلم و مبین نیاز دارد و به تعبیر بعضی از روایات، قیم لازم دارد و دیگر این که ائمّه اطهار، یعنی حضرت علی و فرزندان معصوم ایشان پس از پیامبر اکرم مبین و معلّم و قیم آن هستند. از آن رو که این روایات از نظر کثرت در حد تواتر معنوی هستند، 83 به بررسی سند آن ها نیازی نیست، هرچند در میان این روایات، روایتی که از نظر سند معتبر باشد نیز وجود دارد.
کثرت چنین روایاتی مورد اتفاق و غیر قابل انکار است. گذشته از آن، اگر کسی به این حدیث بر حجت نبودن ظواهر کتاب، حتی پس از فحص از قراین منفصل آن، استدلال کند، باید ظواهر سنّت را نیز حجت نداند.

فصل دوم: فضایل امیرالمؤمنین واهل بیت درآیات

گفتار اول: فضایل امیرالمؤمنین در آیات
1-آیات ولایت
1-1-آیه ابلاغ
«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ»84
1-1-1-تفسیر آیه ابلاغ در کتاب کشف الاسرار ونقد آن
یکی از مهمترین آیاتی که بر ولایت امیرالمؤمنین دلالت میکند آیه ابلاغ است که در تفسیر کشف الاسرار ذیل آیه فوق آمده:
مفسّران گفتند که رسول خدا از غائله مشرکان و جهودان ایمن نبود، و از کرد بد و مکر ایشان می‏اندیشید و باین سبب عیب دین ایشان و سبّ بتان و طعن کردن در ایشان مجاهره نمیکرد، و نیز آیت آمده بود: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ الله فَیسُبُّوا الله عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ»، و این پیش فتح مکه و بسط اسلام بود، پس چون فتح مکه برآمد، و اسلام قوی گشت، و مسلمانان انبوه گشتند، رب العالمین جلّ جلاله بفرمود تا اظهار تبلیغ رسالت کند، و معایب بتان هیچ بازنگیرد، و از کافران نترسد، گفت:
«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک ای اظهر تبلیغه، لقوله تعالی: فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ».
پس رسول گفت:
«یا ربّ کیف اصنع و أنا واحد، اخاف ان یجتمعوا علی»! فأنزل الله تعالی: وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ».
در این سخن نوعی تهدید است، میگوید: مراقبت ایشان بکن، و از آنچه بتو فرو فرستادیم هیچ چیز بازمگیر نارسانیده، که اگر بعضی نرسانی همچنانست که هیچ نرسانیدی. 85
بعد در حاشیه، کلام شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان را آورده و میگوید:
بنا بروایات مشهوری که از ابی جعفر و ابی عبد الله نقل شده است خداوند بحضرت محمد امر کرد که حضرت علی را بولایت نصب کند و بمردم اعلام نماید، ولی رسول خدا میترسید که مردم او را بجانب داری از پسر عموی خود متهم کنند و بطعنه برخیزند، پس خداوند آیه «یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ… » را بوی وحی کرد و او را باعلام ولایت تشجیع نمود، و حضرت روز غدیر خم دست علی را گرفت و گفت: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه». 86
میبدی این قول را بتفصیل جزء اقوالی که نقل کرده در سطور بعدی هم آورده است.
بعد اقوالی که در مورد تفسیر این آیه نقل شده را ذکر می‌کند،
گروهی گفتند، رسول خدا در بعضی اوقات از جهت تقیت، وحی کتمان می کرد در حالی عایشه می گفت: هر کسی که بگوید پیغمبر خدا وحی را کتمان می کرد دروغ گفته است.87
قومی گفتند، این آیت در معنی جهاد و قتال مشرکان آمده که رسول خدا در بعضی اوقات کمتر تشویق بر جهاد میکرد، چون گروهی از منافقان در آن کراهیت مینمودند، و تعلل میکردند، خدای عزوجل آیه نازل فرمود: «فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکمَةٌ وَ ذُکرَ فِیهَا الْقِتالُ»الایة. پس چون رسول الله در تشویق جهاد سستی نمود خداوند متعال آیه ی ابلاغ را نازل نمود. و بعضی گفتند در مورد زنان رسول خدا و قومی هم گفتند در مورد نکاح زینب بنت جحش و گروهی گفتند در مورد یهود وحکم رسنگسار و قصاص.
می گوییم احتمال اینکه آیه در اوایل بعثت نازل شده همانطور که بعضی از مفسرین این احتمال را داده‏اند88 احتمال صحیحی نیست، برای اینکه این احتمال با جمله” وَ الله یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ” سازگار نیست. زیرا در اول بعثت هنوز دین تبلیغ نشده تا در تبلیغ دین بیم از بین رفتن دین و هدر رفتن زحمات پیامبر وجود داشته باشد، لا بد همان خطر جانی و در نتیجه زمین ماندن کار خداست که آنهم احتمال غلطی است، علامه طباطبایی در تفسیر میزان جواب می‌دهد:
زیراخطری که رسول الله از آن نگران بوده خطر جانی نبوده بلکه پیامبر از خطر اضمحلال دین بیمناک بوده است‏
رسول الله خطرات محتملی در تبلیغ این حکم پیش بینی می‏کند لیکن این خطر خطر جانی برای شخص آن جناب نیست، زیرا آن جناب از اینکه جان شریف خود را در راه رضای خدا قربان کند دریغ نداشت، آری او أجل از این است که حتی برای کوچکترین اوامر الهی از خون خود بخل ورزد، ترس او از جان خود مطلبی است که سیره خود آن جناب و مظاهر زندگی شریفش آن را تکذیب می‏کند، علاوه بر این، خدای تعالی، خود در کلام کریمش بر طهارت دامن انبیاء از این گونه ترس‏ها شهادت داده و فرموده: »چنین نیست که بر نبی اکرم در آنچه که خدا واجب فرموده حرجی باشد، خداوند در باره او سنتی را مقرر فرموده که در باره همه انبیا همان را مقرر و اجرا نموده بود، و امر پروردگار همواره بطور قضا و قدر حتمی بوده است، همان انبیایی که پیامهای او را به مردمی که بسوی‏شان مبعوث بودند می‏رساندند و از او می‏ترسیدند و از احدی جز خدا هراس نداشتند، و بس است خداوند برای حفظ و پاداش دادن به آنان.89
چگونه کسی به خود جرأت می دهد و بگوید رسول خدا برای اینکه مبادا چشم زخمی به وی برسد انجام امر خدا را به تعویق بیندازد پس آیاتی که خداوند ترس از مردم را نهی می کند چه می شود؟ اگر مؤمن باشید از من بترسید نه از مردم.
علامه طباطبایی این مفسر بزرگ در این باره می فرماید:
پس نمی‏شود خطر محتمل، خطر جانی رسول الله باشد و لیکن ممکن است آن خطر را خطر اضمحلال و از بین رفتن دین دانست، به این بیان که بیم آن می‏رفت اگر آن جناب عمل تبلیغ آن پیغام را در غیر موقع انجام دهد او را متهم سازند، و هو و جنجال راه بیندازد و در نتیجه دین خدا و دعوت او فاسد و بی نتیجه شود، و این گونه اجتهادات و مصلحت‏اندیشی‏ها برای آن جناب جایز بوده است و اسم این مصلحت‏اندیشی را نباید ترس ازجان گذاشت. »90
أما متأسفانه بعضی این اندیشه را ترویج میکنند از جمله در روح المعانی و در درالمنثور سیوطی اینطور آمده که پیغمبر می ترسید و چندین نفر از اصحاب از ایشان محافظت می کردند.91
و در رد این دروغگوییها می گوییم که پیغمبر در سالهای اول بعثت، به تکالیف خطرناکتری مأمور شد که مشرکین عرب را که بسیار خشن‏ و خونریز و خطرناک بودند را به اسلام و توحید بخواند، که تازه پیامبر تنها واسلام هم قدرتی نداشت أما این تهدید و وعده‏ای که امروز به رسول الله می‏دهد آن روز نداد، معلوم می‏شود پیغامی جدبد و از خطرناکترین موضوعاتی است که رسول الله به تازگی مامور تبلیغ آن شده است و آن بعضی از دین و حکمی از احکام آن است نه مجموع دین.
علامه طباطبایی در این باره می فرماید:
پس از همه این وجوه بخوبی استفاده شد که آن چیزی را که بتازگی به رسول الله‏ نازل شده و فشار و تاکید همراه دارد، بهیچ تقدیر و فرضی نمی‏توان آن را عبارت از اصل دین و یا مجموع آن گرفت، ناگزیر باید آن را به معنای بعضی از دین و حکمی از احکام آن دانست، و آیه را بدین صورت معنا کرد: این حکمی که از ناحیه پروردگارت بتو نازل شده تبلیغ کن، که اگر این یکی را تبلیغ نکنی مثل اینست که از تبلیغ مجموع دین کوتاهی کرده باشی، و لازمه این معنا اینست که مقصود از «ما أُنْزِلَ» آن حکم تازه و مقصود از «رسالت» مجموع دین باشد، و گرنه دچار همان محذور لغو بودن آیه نظیر جمله: آنچه در جوی میرود آبست، زیرا همانطوری که گفتیم اگر مراد از کلمه «رسالته» همین رسالت مخصوصی باشد که تازه نازل شده است معنای آیه این می‏شود: این رسالت تازه را تبلیغ کن که اگر آن را

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد طرح پژوهش، اعتماد متقابل Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، مجمع البیان