دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، علامه طباطبایی (ره)، فیض کاشانی، سوره دخان

دانلود پایان نامه ارشد

گیرند و با انجام خیرات به مغفرت می رسند ، می داند و چنین عنوان می کند که مراد از سابقون اول خیرات و مراد از سابقون دوم سابقین به اثرات خیرات یعنی مغفرت و رحمت هستند. ایشان آیه را چنین معنا کرده است که « سبقت گیرندگان به اعمال خیر سبقت گیرندگان به مغفرت هستند. »
در تفسیر نمونه با آمدن احادیث و روایاتی به معنای سابقون پرداخته و همه احادیث و روایاتی که برداشته هایی مثل منظور علی (ع)، حبیب نجار، مومن آل فرعون هابیل یا عادلان و حق پذیران و … داشته اند را به صورت الگو معرفی کرده و اینها را مصداقهایی روشن از مفهوم گسترده سابقون دانسته و سابقون را کسانی می داند که نه تنها در ایمان پیشگامند ، در اعمال خیر و صفات و اخلاق انسانی پیشقدم هستند و اسوه و قدوه مردم امام و پیشوای خلق به همین مقربان درگاه الهی هستند.
علامه طباطبایی (ره) با توجه به حدیث امام سجاد(ع) در مورد سابقون که عنوان کرده « .. جلوتر از همه وارد بهشت می شوند.» آنها را سابقون دوم معرفی کرده است. ( ر . ک : فیض کاشانی ، 1386 ، ج 6 : 242 )
حدیثی از امام صادق(ع) نیز داریم که چنین فرموده اند: «السابقون السابقون » مائیم. ( www.tebyan-net.com )
علامه طباطبایی (ره) اولئک المقربون را مبتدا و خبر آورده و مسأله قرب و بعد را دو معنای نسبی دانسته که اجسام به حسب نسبت مکانی به آن دو متصف می شوند و چنین قربی از نظر معنوی حاصل می شود و چون نزدیکی به خدای تعالی امری است اکتسابی که از راه عبادت و انجام عبودیت بدست می آید کلمه را در صیغه تقرب استعمال می کنند. چون بنده با اعمال صالح می خواهد به خداوند نزدیک شود و در معرض شمول رحمت الهیه واقع شود.
پس مقربون از بلندترین طبقات اهل سعادتند همچنانکه آیه و السابقون السابقون اولئک المقربون.
نیز به این معنی اشاره نموده است.( فخر رازی ، بی تا ، ج 10 : 390 )
در تفسیر نمونه منظور از قرب را قرب مقامی دانسته نه قرب مکانی چرا که خداوند مکان ندارد و از ما به ما نزدیکتر است.
« فِی جنَّاتِ النَّعیم »(12) «ثُلّهٌ مِنَ الاوَّلین »(13) «وَ قَلیلٌ مِنَ الاخِرین»(14)
«مقربان در باغهای پرنعمت بهشتند.»، «گروه کثیری از امتهای نخستین اند » ، «و گروه اندکی از امت آخرین».
علامه طباطبایی (ره) چنین تفسیر نموده است که هر یک از مقربان در یک جنه نعمیم خواهند بود در نتیجه هم آنها در جنات نعیم هستند و دلیل آن را آیات پایانی سوره می داند که صریحا می فرماید:
«فَامَّا اِن کانَ مِنَ المُقَرَّبین فَرَوحٌ وَ رَیحَانٌ وَ جَنَّهُ نَعِیم» علامه (ره) از جهتی دیگر به آیه نگاه کرده و چنین نوشته که نعیم عبارت است از ولایت و جنه نعیم یعنی جنه ولایت که همان داخل شدن در ولایت خداست.( رک : حسینی طهرانی ، 1429 ق ، ج10 : 187 )
در تفسیر نمونه طوری دیگر به آن پرداخته شده که انواع نعمات مادی و معنوی بهشت را شامل می شو به نحوی که انسان بر خلاف دنیا در قبال آنها هیچ مسئولیتی ندارد و تنها مایه نعمت هستند. در مورد آیات 13و14 علامه (ره) چنین آورده است که کلمه « ثله » به معنای « جماعت بسیار انبوه » است و مراد از اولین ، امتهای گذشته انبیا سلف است و مراد از کلمه آخرین، امت اسلام است در تفسیر نمونه این چنین آمده است که ثله از نظر راغب اصفهانی به معنای قطعه مجتمع از پشم است.( رک : راغب اصفهانی ، 1386 : 78 ) پس به معنای گروه و جماعت به کار رفته است که طبق این دو آیه گروه زیادی از مقربون از امتهای گذشته اند و تنها کمی از آنها از امت محمد(ص) هستند.
در تفسیر نمونه سئوال و جوابی نیز پیرامون این موضوع آمده است که به شرح زیر است:
سئوال: با اینکه خداوند امت اسلامی را بهترین امتها دانسته این چگونه با قلیل من الاخرین سازگار است؟
جواب الف) منظور از مقربان همان سابقون و پیشگامان در ایمان هستند که همان علی (ع) و خدیجه(س) از آن گروه اندک بودند در حالی که کثرت پیامبران پیشین و تعداد امتهای آنها و وجود پیشگامان در هر امت سبب می شود که آنها از نظر تعداد فزونی یابند.
ب)کثرت عددی دلیل بر کثرت کیفی نیست و ممکن است تعداد سابقون این امت کم باشند ولی از نظر مقام برتر باشند همان طور که بین پیامبران نیز چنین است» «تلک الرسل فضلناهم بعضهم علی بعض» ما بعضی از رسولان را بر بعضی دیگر برتر دادیم. (بقره 253).
«علی سُرُرٍ مَوضونه »(15) «مُتَکئینَ عَلَیها متقابلین» (16)
«آنها بر تخت هایی که صف کشیده و به هم پیوسته است قرار دارند» ، « در حالی که به هم تکیه زده و رو به روی هم یکدیگرند.»
علامه طباطبایی (ره) در تفسیر آیه 15 فقط به بررسی کلمه « موضونه » پرداخته که از « وضن » به معنی بافتن زره است و اگر بافتن تخت را وضن گفته اند استعاره از محکمی بافت آن است.
در تفسیر نمونه هم به این موضوع اشاره نموده و منظور از آن را کنار هم بودن و به هم پیوسته بودن تختها و بافت خاص آن دانسته است. علاوه بر این به لغت «سرر» هم اشاره دارد که جمع سریر است از ماده سرور به معنای تختهایی است که صاحبان نعمت در مجالس انس و سرور برآن می نشینند و این سرور و شادمانی که دارند با هیچ عبارتی قابل توصیف نیست.
علامه طباطبایی (ره) در تفسیر آیه 16 چنین آورده است مرجع ضمیر علیها کلمه سرر است و معنایش این است که مقربین بر تختهای بافته ای قرار دارند که تکه کرده اند و رو به روی هم نشسته اند ممکن است جمله اول حال برای مقربین و جمله دوم نیز حال برای ضمیر جمله اول باشد که در چنین صورتی معنایش چنین می شود. مقربین در حالی بر تختهای بافته قرار دارند که بر آن تکیه کرده اند و در حالی بر آن تکیه کرده اند که رو به روی هم نشسته اند و این نشستن روبروی هم را کنایه از نهایت درجه انس و حس معاشرت و صفای باطن دانسته است.
«یَطُوفُ عَلَیهِم وِلدانٌ مُخَلَّدُون» (17) « نوجوانانی که همواره در شکوه و طراوت جوانی به سر می برند گرداگرد آنها می گردند و در خدمت آنها هستند. »
علامه طباطبایی (ره) « ولدان » را جمع« ولد » به معنی پسرا ن بهشتی دانسته و اینکه پیرامون مقربین می گردند کنایه از حسن خدمتگزاری آنان است و مخلدون را از باب تفعیل به معنای دوام دانسته یعنی پسران بهشتی خدمتگزار تا ابد به همان قیافه جوانی باقی هستند و گذشت زمان روی آنها تاثیر منفی نمی گذارد. ایشان « مخلدون » را از ماده « خلد » به معنای گوشواره دانسته و مراد از آن این است که آنها گوشواره در گوش دارند.
در تفسیر نمونه نیز به همین مورد اشاره شد بجز اینکه در مورد مخلدون اشاره به گوشواره در گوش داشتن این گروه نکرده و مخلدون را به معنی جاودانگی نشاط جوانی، طراوت و زیبایی دانسته است علاوه بر این در تفسیر اینکه ولدان مخلدون چه کسانی هستند آورده اند که فرزندان مردم دنیا هستند که پیش از این که به بلوغ برسند از دنیا چشم بسته اند و چون کار نیک و بدی نداشته اند به لطف پرودگار چنین منصبی را بدست آورده اند و این گروه از کار خود لذت می برند. ( ن . ک : مکارم شیرازی ، 1386 ، ج 6 : 267 )
«بِاَکوابٍ وَاباریقَ وَ کأسٍ مِن مَعین »(18) « با قدحها و کوزه ها و جامهایی از نهر های بهشتی »
علامه طباطبایی (ره) کلمه « اکواب »را جمع « کوب » دانسته که در عرب به معنای ظرفی است که نه دسته داشته باشد و نه خرطوم.(شیر) . بر خلاف « ابارق » که به معنای ظرفی است که هم دسته دارد و هم شیر. کاس همان کاسه پر در فارسی است و مراد از « معین » خمر معینی است یعنی شرابی که پیش روی آدمی است.
در تفسیر نمونه فقط به معنای آیه اشاره شده است و در مورد لغات بالا در پاورقی به موارد فوق اشاره نموده است.
« وَلا یُصدَعونَ عَنها وَلا یُنزِفُونَ »(19) « شرابی که از آن سردرد نمی گیرید و مست نمی شوید.»
هر دو مفسر ارجمند شراب بهشت را مثل شراب دنیا خمار آور ندانسته اند و عقل انسان را نیز در این شراب زایل نمی دانند و عنوان نموده اند در عین اینکه مست می شوند عقلشان را از دست نمی دهند . ( رخ شاد ، 1384 : 178 ) در تفسیر نمونه علاوه بر موارد بالا به حالت شراب بر انسان اشاره شده که یک حالت نشئه ، روحانی توصیف ناپذیر است که تمام وجودشان را در لذتی بی نظیر فرو می برد.
«وَ فاکههٍ مِمّا یَتَخیرونَ» (20) «وَلَحمِ طَیرٍ مِمَّا یَشتَهُون» (21)
«و میوه هایی از هر نوع که انتخاب کنند» ، «و گوشت پرنده از هر نوع که مایل باشند.»
در تفسیر نمونه اشاره ای به آوردن میوه در خواستی اهل بهشت توسط نوجوانان بهشتی دارد و علاوه بر این از جهتی دیگر نیز به معنای آن پرداخته و آن اینکه علت مقدم داشتن میوه بر گوشت را در این دو آیه عالی تر بودن جایگاه تغذیه ای میوه دانسته یا اینکه میوه قبل از غذا لطفی دیگر دارد.
علامه(ره) در تفسیر خود ضمن اشاره به دو کلمه « فاکهه » و« طیر » آن را عطف بر کلمه اکواب دانسته اند و معنای آن را بدین صورت آورده که : « پسران بهشتی پیرامون مقربین در آمد و شدند یکی میوه می آورد و هر میوه ای که خود اختیار کند و دیگری مرغ می آورد و هر مرغی که خود او هوس کرده باشد. »
در هر دو تفسیر به یک شبهه نیز پاسخ داده آن اینکه شاید برخی با توجه به آیات عنوان کنند که اهل بهشت هر وقت اشتهای میوه ای کنند آن میوه توسط درخت آن میوه و خم شدن شاخه در اختیارش قرار می گیرد یا اگر هوس گوشت کنند خود آن گوشت بریان شده به سمت او خواهد آمد.
حال وجود این جوانان بهشتی مورد شبهه و اشکال ست.
پاسخ هر دو تفسیر اشاره ای دارد بر تنوع و تفنن در زندگی انسان که خواهان خدمتکاران و کنیزانی است آن هم زمانی که انسان از جمع دوستانش مجلسی تشکیل داده است و نیاز به خدمتکار دارد.
«وَحُورٌ عین» (22) »کأمثالِ اللُؤلُؤالمَکنُون» (23)«و همسرانی از حور عین هستند» ، «همچون مراورید در صدفهای پنهان» .
تفسیر نمونه « حور » را جمع « حوراء و احور » دانسته و عنوان کرده به کسی می گویند که سیاهی چشم او کاملا مشکی و سفیدیش کاملا شفاف است « عین » جمع « عیناه و اعین » به معنی درشت چشم است در این تفسیر کلمه مکنون به معنی پوشیده آمده است که در اینجا یعنی پوشیده شدن در صدف است که هیچ در دسترس نیست.
علامه (ره) حور عین را مبتدایی می داند که خبرش حذف شده است و سیاق آن « حور عین » یا « و فیها حور عین » بوده است که نام زنان بهشتی است.
برخی نظرات هر دو مفسر در مورد حور عین در سوره های مختلف قرآن :
الف) «پاکی و پاکیزگی »
در آیات 25سوره بقره، 15سوره آل عمران، 57 سوره نساء با واژه « ازواج مطهره » همسران آن جهان بر خلاف بسیاری از زیبا رویان این جهان هیچ نقطه تاریک و منفی در جسم و جان آنها نیست و از هر عیب و نقصی پاک و پاکیزه اند.(مکارم شیرازی ،1384 ،ج2 : 461 ).
ب) از هر نظر دوشیزه و پاک هستند.
در آیات 56و 47 سوره رحمان با واژه « لم یَطِمثهُنَّ » از فعل « لم یطمث » به معنای ازاله بکارت و نکاحی است که با خونریزی همراه است در این صورت معنای آیه چنین می شود: «حوریان بهشتی دست نخورده اند و قبل از همسران هیچ جن و انسی از اله بکارت از ایشان نکرده اند.(طباطبایی ،1370 ، ج19 : 185 ).
ج) « دارای چشمان درشت و سیاه هستند.»
در آیات 54 سوره دخان و 20 سوره طه با واژه حور عین به طوری که عین بر وزن چنین جمع اعین و عیناء به معنی درشت چشم است و از آنجا که زیبایی انسان بیش از همه در چشمان است در اینجا چشمهای زیبای حور العین را ترسیم می کند.(مکارم شیرازی ،84،ج21:21).
د) « مثل یاقوت و مرجان هستند. »
آیه 58 سوره الرحمان با کلمات « یاقوت » و « مرجان » اشاره به این موضوع دارد. « یاقوت » به معنی رنگ قرمز و «مرجان » حیوانی است دریایی شبیه شاخه های درخت که گاه رنگ سفید و گاه قرمز یا رنگهایی دیگری است که در اینجا منظور قرمز است.(همان : 170 )
در صفای رنگ و بهاء و تلالو چون یاقوت و مجران هستند. لبها چون یاقوت و چهره آنهاچون مرجان می ماند.(طباطبایی ، 1370 ، ج 19 ، 185).
ه) « پوشیده و مستور بودن »

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، علامه طباطبایی (ره)، رسول خدا (ص)، موانع و محدودیت Next Entries دانلود مقاله با موضوع ازدواج مجدد، تعدد زوجات، حقوق ایران، عقد نکاح