دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، علامه طباطبایی (ره)، مجمع البیان، امام سجاد (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

در مورد این آیات چنین آمده است؛ در این آیات همه ضمیرها به انسان آیه « ایَحسَبُ الانسانُ … » بر می گردد. مراد از «فلا صَدَّقَ» این است که تصدیق دعوت حقه ای است که قرآن متضمن آن است و مراد از «وَلا صَلّی»، توجه بندگی و عبادت که همان نماز و عمود دین است به خدای تعالی نکرد.
علامه(ره) در مورد واژه «تَمَطی» به نقل از تفسیر مجمع البیان طبرسی آمده است که به معنای تمدد بدن از کسالت است و اصل ان بدین معناست که آدمی پشت و کمر خود را تاب می دهد و استعاره است از راه رفتن با کبر و غرور است که در تفسیر آیات 31تا33 این سوره چنین آورده است که: «انسان دعوت حقه اسلام و معارف آن را تصدیق نکرد و نماز نخواند و اصول دعوت را نپذیرفت و فروع آن را که رکنش نماز است ، تکذیب کرده و با تکبر بسوی اهلش مثل کسی که فتحی نمایان کرده می رفت.»
«اَولی لَکَ فَاولی» (34) «ثُمَّ اَولی لَکَ فَاَولی» (35)
«عذاب الهی برای تو شایسته تر است» ، « باز هم عذاب الهی برای تو شایسته ر است شایسته تر»
در مورد این آیه در تفسیر نمونه به نقل از مجمع البیان جلد دهم آمده است که پیامبر اکرم (ص) دست ابوجهل را گرفت و فرمودند « اَولی لک فَاولی ثُمَّ اولی لَک فَاَولی » ابوجهل گفت: مرا به چه چیز تهدید می کنی، نه تو می توانی و نه پروردگارت می تواند به من زیانی بزند من قدرتمندترین افراد این سرزمین هستم. اینجا بود که همین جملات به صورت آیات قرآنی بر پیامبر (ص) نازل شد.
هر دو مفسر در تفسیر این آیه به این نیز اشاره نموده اند که تبعات و عقاب دنیوی و اخروی فرد منکر معاد و آیات و دستورات الهی است. علامه طباطبایی (ره) به این نکته هم اشاره کرده که جمله «اَولی لَکَ» خبر است برای ضمیری که به حال انسان بر می گردد. و کلام نامبره نفرین و فرمانی است از ناحیه خداوند علیه انسان است که با همین فرمان مهر بر دلش بزند و ایمان و تقوی را بر او حرام کند و بنویسد که این شخص از اهل آتش است. آنگاه دو آیه را شبیه به آیه معرفی می کند: «فَاذا اَنزلت سورهً مُحَکمهُ وَ ذَکر فیها القتال رایت الذین فی قلوبهم مرض ینظرون الیک المغشی علیه من الموت فاولی لهم.»
«اَیَحسَبُ الانسانُ اَن یُترَکَ سُدیً» (36) « آیا انسان گمان می کند بیهوده و بی هدف رها می شود؟»
بنابر این در هر دو تفسیر سدی به معنی بیهوده و بی هدف و مهمل است. و منظور از انسان همان « انسان منکر معاد و رستاخیز» است و معنای آیه چنین است که « آیا انسان فکر می کند ما او را رها می کنیم و اعتنایی به او نداریم و قیامتی هم در کار نیست در حالی که هر عضو انسان هدفی را دنبال می کند. » پس انسان برای هدفی بزرگتر که همان زندگی جاوید است یعنی در قرب رحمت حق و تکامل بی وقفه و بی پایان آفریده شده است.
«اَلَم یَکُ نُطفَهٌ مِن مِنیّ یُمنی »(37) «ثُمَّ کانَ عَلَقه فَخَلَقَ فَسَوَّی »(38) «فَجَعَل مِنهُ الزوجینِ الذّکرَ وَ الاُنثی »(39) «اَلیسَ ذلِکَ بِقادِرٍ عَلی اَن یُحیِی المَوتی »(40)
« آیا او نطفه اى از منى که در رحم ریخته مى شود نبود ؟ » ، « سپس به صورت خون بسته درآمد .» ، آنگاه خدا او را به اندازه آفرید و کامل و موزونش ساخت »،«او دو کونه مرد و زن را پدید آورد . » ، « آیا آن خدایی که آدمیان را نخستین بار آفرید نمی تواند مردگان را زنده کند ؟ »
در هر دو تفسیر به مراحل خلقت انسان اشاره شده و اینکه خداوند که انسان را در دو صنف نرو ماده آفریده است آیا نمی تواند برای بار دوم انسان را بیافریند.
هر دو مفسر ارجمند چنین آورده اند که خداوند در مقابل منکرانی که در مساله معاد جسمانی غالباً دم از محال بودن می زند در قرآن کریم اشاره به آفرینش ابتدایی آنها نموده که بدانند او بر همه چیز قادر و تواناست و خلقت برای بار دوم آسانتر از بار اول است. ( ن . ک : « سبحانی ، 1383 ، ج 5 : 102 )

3-2- سوره مبارکه « واقعه»
سوره واقعه از سوره مکی است که 96آیه دارد به سوره غنی نیز معروف است.
3-2-1. محتوای سوره واقعه
محتوای این سوره در تفسیر نمونه به طور خلاصه به شرح زیر آمده است:
الف) آغاز ظهور قیامت و حوادث وحشتناک و سخت مقارن آن.
ب) گروه بندی انسانها در روز قیامت به سه گروه اصحاب یمین، اصحاب شمال و مقربین و بحث مشروحی در مورد هر گروه.
ج)ذکر دلایل مختلفی پیرامون مساله معاد از طریق بیان خلقت انسان، قدرت خداوند ،تجلی حیات در گیاهان، نزول باران و فروغ آتش که نشانه هایی از توحید نیز محسوب می شود.
د)ترسیمی از حالت احتضار و انتقال از این جهان به جهانی دیگر.
ه)نظر اجمالی دیگری درباره پاداش و کیفر مومنان و کافران .
در تفسیر المیزان نیز محتوای اصلی این سوره به شرح زیر آمده است:
الف) این سوره قیامت کبری است که در آن مردم دوباره زنده می شوند و به حسابشان رسیدگی شده و جزا داده می شود.
ب)مقداری از حوادث هولناک زمینی که در آن زندگی می کنیم و نزدیکتر به زندگی دنیوی انسان است بیان می شود.
ج) سرانجام کار هریک از پدیده های عالم بیان شده است.
د)استدلال علیه اصحاب شمال که منکر و تکذیب کننده معاد و ربوبیت خدا هستند.
ه)یادآوری حالت احتضار و فرا رسیدن مرگ و تقسیم مردم به سه دسته است.
3-2-2. فضیلت سوره واقعه
در بیان فضیلت این سوره در تفسیر نمونه شرح مبسوطی نقل شده که به اختصار به آن می پردازیم:
الف) هر کس این سوره را بخواند از غافلان نیست.
پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «مَن قَرا سُورهٌ الواقِعَهِ کُتُبَ لَیَسَ مِنَ الغافلینَ»؛
«کسی که سوره واقعه را بخواند نوشته می شود که این فرد از غافلان نیست». ( ن.ک : العروسی الحویزی ، بی تا ، ج 7 : 229 )
ب)مضامینی تکان دهنده و بیدار کننده سوره
پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: «شَیِّبَتنِی هُودُ وَالواقعهُ والمُرسلاتُ وَ عَمَّ یَتسائَلوُنَ » ؛ « سوره های هود، واقعه، مرسلات و عم مرا پیر کرد.» ( همان : 229 و 230 )
ج)جلب محبت خداوند و مردم
امام صادق(ع) می فرمایند: «مَن قَراَ فی کُلّ لَیَله جُمعه الواقعه اَحبَهُ الله ، وَ احَبَهُ اِلی النّاسِ اَجمعینَ وَلَم یَرَ فی الدنیا بؤسا اَبَداً وَ لا فَقراً وَلا فاقهً مِن آفات الدنیا وَکانَ مِن رفقاءِ المومنینَ» . «هرکس سوره واقعه را در هر شب جمعه بخواند خداوند او را دوست دارد و نزد همه مردم محبوبش می کند هرگز در دنیا ناراحتی نمی بیند فقر و فاقه و آفتی از آفات دنیا دامنگیرش نمی شود و از دوستان امام علی(ع) خواهد بود.» ( ن . ک : مجاهدی ، 1381 : 84 )
3-2-3. بررسی نظریات سوره « واقعه »
« اِذا وَقَعتَ الواقعه » (1) ،«لَیسَ لِوَقَعتِها کاذبه»(2)
هنگامی که واقعه عظیم واقع شود.» ، «هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند. »
هر دو مفسر منظور از واقعه را قیامت دانسته اند و واژه کاذبه را با اشاره به کتب دیگر تفسیری از جمله مجمع البیان آن را مصدری دانسته اند که معنایش چنین می شود: « در وقوع و تحقق قیامت هیچ دروغی نیست.» ( ر .ک : جوادی آملی ، 1386 ، ج 4 : 309 )
علامه (ره) ایه اول را به معنای شرط آورده و بیان کرده است که به بیان نمی گنجد و آورده که به طور کلی چنین است: «اِذا وَقَعتَ الواقعهِ فاذا المومنین وَخَسَر الکافرونَ» . «چون قیامت به پا می شود مومنین رستگار و کافران زیانکار می شوند. »
«خافِضهٌ رافعِهُ. » (3) « گروهی را پایین می آورد و گروهی را بالا می برد . »
در تفسیر نمونه آورده شده است همان طور که رستاخیز با دگرگونی کائنات توأم است انسانها هم دگرگون می شوند. به طوری که مستکبران گردنکش و ظالمان صدر نشین سقوط می کنند و مومنان و صالحان بر اوج قله افتخار قرار می گیرند.
علامه طباطبایی خافضه رافعه را در دو خبر برای ضمیری که به واقعه بر می گردد دانسته اند و تقدیر کلام را چنین دانسته اند: «هی خافضه و هی رافعه» اما اینکه به چه حساب قیامت پایین برنده و بالا برنده است را کنایه از این دانسته اند که قیامت نظام عالم را زیر و رو می کند یعنی چیزهایی که اهل دنیا می دانستند را پنهان و چیزهایی که نمی دانستند آشکار می کند. اسباب به طور کلی از اثر می افتد و روابط جاریه بین اسباب و مسببات بکلی قطع می شود.
از هر دو نظر چنین بر می آید که هر دو مفسر این آیه به حدیث امام سجاد (ع) اشاره نموده اند که فرموده است:
«خافضه »خَضَعت والله باعداء الله فی النار « رافعه » و الله اولیاء الله فی الجنه. » رستاخیز خافضه است چرا که خدا سوگند دشمنان خدا را آتش ساقط می کند و رافعه است چرا که به خدا سوگند اولیاء الله را به بهشت بالا می برد. ( ر . ک : سیوطی ، بی تا ، ج8 : 5 و 6 )
«اِذا رُجت الارضُ رَجّاً » (5) « وَ بُستِ الجبال بَسَّا » (6) « فَکانَت هَباءً مُنبَثّاً » (7)
«این هنگامی است که زمین به شدت به لرزه در می آید.» ، «کوهها در هم کوبیده و خرد می شوند. » ، « و به صورت غبار پراکنده ایی در می آیند. »
هر دو تفسیر کلمه رجت از ماده رج را به معنی حرکت دادن به شدت دانسته اند ، علامه طباطبایی (ره) منظور آیه را واقعه قیامت دانسته اند و این آیه را بدل یا عطف بیان از اذا وقع الواقعه دانسته که هر دو نقش توضیحی درباره این آیه است.
در مورد «بُسَّت » هر دو مفسر آن را به معنی نرم کردن چزی دانسته اند ولی علامه(ره) مفهوم اصلی این آیه را با مفهوم و بُسّتِ الجبال یکی دانسته است.
«هَباء» در هر دو تفسیر به معنای غبار آمده به طوری که زمان تابش نور آفتاب در شعاع نور دیده می شود. «مُنبث» به معنای پراکنده آمده و در تفسیر المیزان علامه آن را اسم فاعل یا مفعول از باب انفعال دانسته که به معنی متفرق شدن و متلاشی شدن هم دانسته است.
در تفسیر نمونه ذیل این آیات با ارائه آیاتی از قرآن در مورد سرانجام کوهها در قیامت این حادثه عظیم را ترسیم نموده است که فقط به ذکر آیات پرداخته است: «وَ تَسیرُ الجبالُ َسَیرا » کوهها به حرکت در می آیند. (سوره طه آیه 10) «وَ اذا الجبالُ نُسِفَت» کوهها از جا کنده می شود (مرسلات 10). « فَدَکّتا دَکهً واحدهً » ، « برداشته می شود و در هم کوبیده می شود.» (حاقه 14). «وَ کانتِ الجبالُ کثیباً مَهیلا » ، «به تلی از شن متراکم تبدیل خواهد شد.» (مزمل 14». «وَ تکونَُ الجبالُ کالعِهنِ المنفُوش».«همچون پشم زده شده ای در فضا پخش می شوند. »«قارعه 15».
«وَکُنتُم أزوَجاً ثَلاثَه » (7) «فَاصحَابُ المَیمَنَهِ ما أصحَابُ المَیمَنَه» (8) « وَ أصحَابُ المَشئَمَهِ مَا اَصحَابُ المَشئَمَه»(9) « و شما در آن روز سه دسته خواهید شد» ، « نخست اصحاب میمنه هستند چه اصحاب میمنه ای ؟» ، «گروه دیگر اصحاب شوم هستند چه اصحاب شومی؟»
هر دو مفسر ارجمند درباره لغت « ازوجا » آن را به « صنف و گروه » ترجمه کرده اند ولی علامه طباطبایی (ره) خطاب را به عموم بشر اطلاق کرده است.
گروه اول: اصحاب المیمنه
در هر دو تفسیر گروه اول را با توجه به کلمه میمنه از یمین به معنی سعادت گرفته شده و به این ترتیب آن را گروه سعادتمندان و خوشبختان دانسته اند. ( ن . ک : رازی ، 1404 ق ، ج 5 : 224 )
تفسیر نمونه در توصیف سعادتمندان این گروه آورده که کسانی هستند که نامه اعمالشان در دست راست آنهاست و رمزی برای مومنان اهل نجات در قیامت است ولی در تفسیر المیزان علامه(ره) این تفسیر را رد نموده و آن را تفسیر درستی معرفی نکرده است و بیان نموده که اگر میمنه دست راست است باید در مقابلش میسره به معنی دست چپ بیاید که نیامده است. ( ر. ک : « قمی » ، 1370 : 104 ) .
علامه (ره) « ما » در « ما اصحاب المیمنه » را « مای استفهامی » نامیده که منظورش « بزرگداشت آنها » است.
گروه دوم: «اصحاب المشئمه»
در هر دو تفسیر این گروه را اصحاب شوم و بدبختی معرفی کرده اند ولی در تفسیر نمونه علاوه بر این به دادن کارنامه اعمال این گروه به دست چپشان اشاره نموده که این رمز تیره و بدبختی آنهاست.
«وَ السابقونَ السابقون» (10) «اولئکَ المُقرَّبون» (11) « و سومين گروه پيشگامان پيشگام! ،
 

آنها مقربانند . »

علامه طباطبایی (ره) سابقون را کسانی می داند که در خیرات سبقت می

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، علامه طباطبایی (ره)، رسول خدا (ص)، موانع و محدودیت Next Entries دانلود مقاله با موضوع ازدواج مجدد، تعدد زوجات، حقوق ایران، عقد نکاح