دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی (ره)، علامه طباطبایی، روش تفسیری، تفسیر قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

. (پور امین یخدایی،1393 : 20 ).
2-2-7-2-1. روش تفسیری « قرآن به قرآن»
در مورد تفسیر « قرآن به قرآن» در تفسیر المیزان برخی چهار روش را مطرح کرده اند:
1-کمک از برخی از آیات برای روشن ساختن معنای آیه ای مبهم و مجمل.
2-بدست آوردن یک معنا در آیه ای که بدلیل قرائن موجود از همان آیه استفاده شود.
3-کمک گرفتن از آیات دیگر برای توضیح معنا و تبیین مقصود آیه
4-کمک از آیات قرآن در تعیین معنای اصطلاحی خاص که در تعدادی آیات آماده مثل تبیین معنای دعا، استجابت، توحید، رزق عبادت و جهاد که در واقع نوعی « تفسیر موضوعی » است.
2-2-7-2-2-. روش تفسیری « قرآن به قرآن و روایات »
آنچه در این نوع تفسیر مهم است تفسیر قرآن با روایات صحیحی است که به طور قطع از پیامبر (ص) و ائمه (ع) صادر شده است.(علوی مهر، 87:1381).
استاد علامه طباطبایی (ره) با وجود اینکه روش تفسیری قرآن به قرآن را مورد تایید قرار داده است، آن را مبنای اصلی و پایه اصلی تفسیر خود معرفی نموده است، اما در عین حال ارزش تفسیری سنت را نیز نادیده گرفته است و درپاره ای موارد رجوع به روایات را لازم و از مقدمات ضروری تفسیر صحیح قرآن به شمار آورده است.(عمید زنجانی، 1389 : 79 ).
2-2-7-2-3. روش تفسیری « اجتهادی»
این نوع تفسیر، تفسیری است که بر درایت و عقل متکی است تا روایت و نقل، چون معیار سنجش و بررسی در آن اندیشه و تدبر است که از عصر تابعان بوجود آمد. (معرفت ، 1387 : 225 ).
علامه طباطبایی (ره) در مورد روش تفسیری خود چنین آورده است که: « روشی که ما در پیش گرفته ایم این است که قرآن را با قرآن تفسیر کنیم و آیه را با تدبر در نظیر آن روشن سازیم و مصادیق آن را به وسیله خاصی که خود آیات به دست می دهند بشناسیم. پیامبر اکرم(ص) که تعلیم یافته قرآن و معلم آن است و اهل بیت پیامبر (ص) که به تصریح حدیث ثقلین مقام معلمی و تفسیر قرآن را دارا هستند قرآن را بدین شیوه تفسیر می کردند. بدین سان تفسیر قرآن به قرآن راه و روش مستقیم و همواری است که معلمان و راهنمایان قرآن پیموده اند و ما نیز تا آنجا که می توانیم به یاری خداوند این روش را دنبال می کنیم و هرگز در تبیین و تفسیر آیات به نظریات فلسفی و آرای علمی و مکاشفات عرفانی استفاده نخواهیم کرد. (طباطبایی ، 1389 ، ج 1 : 20 – 18 )
2-2-7-2-4. روش تفسیری «جامع»
این روش شامل تفسیرهایی است که مفسران آن در تفسیر خود از روشها و گرایشهای گوناگون تفسیری در کنار یکدیگر بهره برده اند، در آنها ممکن است از روش تفسیر قرآن به قرآن، روایی و ادبی و … استفاده شده باشد. ( مؤدب ،1386: 293).
تفسیر المیزان از تفاسیر جامعی است که از روشهای فلسفی ادبی روایی اجتماعی و علمی استفاده نموده است. مفسر آن ضمن پرداختن به مباحث کلامی، اعتقادی و قصه های قرآنی از ذکر اسرائیلیات خودداری کرده و به روایاتی که با عقل سازگاری نداشته و متناقض می نماید استشهاد نمی کند. از گفتار صحابه و تابعین بهره برده و دیدگاه خود را استناد به آیات بیان کرده است. (همان:299).

فصل سوم

مقایسه تطبیقی نظریات تفسیری آیت ا… مکارم شیرازی و علامه طباطبایی (ره) در سوره های « قیامت » و «واقعه»

3-1 . سوره مبارکه « قیامت»
3-1-1. محتوای سوره
هر دو عالم جلیل القدر بر موضوع اصلی یعنی قیامت و مسائل و اتفاقات مربوط به آن اشاره داشته -اند ولی نحوه و ادبیات بیانی این دو با هم متفاوت است.
حضرت آیت ا… مکارم شیرازی محتوای اصلی این سوره را پیرامون چهار محور بیان کرده است :
الف) مسائل مربوط به شرط الساعه
ب)وضعیت نیکوکاران و بدکاران
ج) لحظات پراضطراب و انتقال از این جهان به جهان دیگر
د)آفرینش انسان و رابطه آن بامعاد
علامه طباطبایی (ره) موضوع اصلی این سوره را « قیامت کبری » معرفی نموده و در سه محور اصلی به بررسی پرداخته است :
الف) وقوع روز قیامت.
ب)نشانه های وقوع قیامت و سرگذشت انسان در آن روز و اینکه اولین قدم در سیره به سوی قیامت مرگ است.
ج)استدلال بر قدرت خداوند در اعاده عالم به طوری که خدایی که در مرتبه اول آفریده، مرتبه دوم خلقت انسانها برایش آسانتر است.
3-1-2. فضیلت سوره
حضرت آیت ا… مکارم شیرازی در تفسیر نمونه با ذکر حدیثی از نبی اکرم اسلام (ص) فضیلت خواندن این سوره و عمل به آن را گواهی پیامبر (ص) و جبرئیل در روز قیامت به ایمان خوانده این سوره و نورانیت صورت ایشان بیان نموده است. (مکارم شیرازی 1384، ج25 : 275 ) .
در حدیثی از امام صادق (ع) تداوم بر خواندن و عمل به « لا اقسم » را نورانیت چهره و گذرا و همراه با بشارت از صراط و میزان توسط خداوند داشته است.(شیخ صدوق ، 1389 : 277 ).
3-1-3. بررسی نظریات در سوره مبارکه « قیامت »
« لا اُقسِمُ بیومِ القیامه » (1) « وَ لا اُقسمُ باالنفس اللوامه » (2)
«سوگند به روز قیامت .» ، «سوگند به وجدان بیدار انسانها و نفس ملالت کننده ».
نفس لوامه نفسی است که در درون انسان نیروی ایمان و غیب را بر نیروی شر و بدی غالب می سازد و چنین نفسی دریافت نمی شود مگر نزد انسان با ایمان که نفس چنین فردی مرتبا او را در کوتاهی طاعت و عبادات و انجام معاصی سرزنش می کند. ( شحاته ، 1401 ق : 126 )
آیت الله مکارم شیرازی سوگند دوم را دلیل تاکید بر سوگند اول می داند و اشاره به شعر «امرؤ القیس» کرده که در آغاز بعضی قصایدش «لاء» زائده را به کار برده است.(مکارم شیرازی ، 1383 : 278) ولی آیت ا… طباطبایی (ره) فقط قسم عنوان نموده است.
در آیه دوم علامه طبابایی (ره) نفس لوامه را نفس مومن می داند که سرزنش کننده انسان در گناهان است ، آیت ا… مکارم شیرازی علاوه بر این به رابطه بین دو قسم اشاره کرده است و وجود وجدان را نوعی محکمه درونی در انسان می داند که از وجود آن به وجود رستاخیز و قیامت پی برد و چنین آورده است که سوگند دوم دلیلی بر سوگند اول است یعنی وقتی عالم صغیر یعنی وجود انسان، در دل خود محکمه و دادگاه کوچکی داردچگونه عالم کبیر محکمه عدل عظیمی نخواهد داشت.» (همان:279).
«اَیَحسَبُ الانسانُ اَن لَن نَجمَعَ عِظامَهُ» (3)
« آیا انسان می پندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد.»
در تعبیر این آیه آیت ا… مکارم شیرازی آن را استفهام انکاری دانسته ولی علامه طباطبایی (ره) برتوبیخی بودن ان اشاره دارد.
اگر استفهام انکاری را به معنای « ابطالی» آن بدانیم (فرهنگنامه علوم قرآنی، 1389 ، ج 1 : 917 ) نظریه این دو عالم بزرگوار در جزئیات متفاوتند یعنی آیت ا… مکارم تعبیر به « یَحسَبُ» را از «حُسبان» به معنای «گمان» دانسته و عنوان کرده که منکران هرگز به گفته خود ایمان نداشته بلکه تنها بر پندار و گمانهای بی اساس تکیه می کردند. در این تفسیر تکیه بر « عظام» را دلیل محکمی آنها نسبت به سایر اعضا دانسته است. استفهام انکاری سئوال کردنی است که جواب آن قرین با تکذیب است. ( بابایی ، 1388 : 42 ) .
علامه(ره) نیز معنای یحسب را ظن گمان دانسته و چنین آورده که علت جمع آوردن استخوان گمان انسان است که می پندارد ما استخوانهایش را جمع نمی کنیم و برای آن آورده که کنایه باشد از زنده کردن همه مردگانی ، که نوعی «استفهام توبیخی» است.
«استفهام توبیخی» زیر مجموعه استفهام انکاری است و ملامت کردن فاعل را بر جا آوردن فعلی که به عقیده متکلم وقوعش سزاوار نباشد.(رجایی، بی تا :148).
«بَلی قادرین اَن نُسَوِیَ بَنانَهُ» (4) « آری ما قادریم حتی انگشتان او را دوباره به صورت اول موزون و مرتب کنیم . »
هر دو عالم بزرگوار علاوه به پرداختن خلقت انسان و انگشتان او ، آیت ا… مکارم شیرازی به وجود آمدن مساله انگشت نگاری با توجه به این آیه اشاره کرده و آیت ا… طباطبایی (ره) به خلقت عجیب انگشتان اشاره نموده و صورتهای مختلف آن مخصوصا ترکیب و عدد اشاره نموده است که خدمتهای بسیاری از آن مرتب می شود.
« بل یُریدُ الانسان لَیَفجُرَ امامَهُ »(5) « بلکه هدفش از انکار این است که مادام العمرگناه کند . »
در هر دو تفسیر برای خود قائل نباشد و آزادانه هر عملی را انجام دهد. و در واقع « لیَفجُرَ اَمامَهُ » که تحلیلی است که در جای معلل خود می آید که همان تکذیب قیامت و زنده شدن بعد از مرگ است که منکر معاد آن را نمی خواهد.
«یَسألُ ایّان یَومُ القیامه »(6) « می پرسد قیامت کی خواهد بود. »
در این آیه سؤال آنها دلیل بر قبول داشتن معاد توسط آنها نیست بلکه سؤال آنها سؤال تکذیب است و مقدمه ای برای انکار اصل قیامت است. هر دو مفسر گرامی به این نظریه معتقدند.
«فَاِذا بَرقَ البَصرُ» (7) «وَ خَسَفَ القَمرُ»(8) «وَ جُمعَ الشّمسّ وَالقَمَر»(9)
« در آن هنگام که چشمها خیره گردد . » (7) « و ماه بی نور گردد . » ، « و خورشید و ماه یکجا جمع شوند. »
در هر دو تفسیر این سه آیه را تحولات و نشانه های قیامت دانسته اندبه طوری که از ترس و وحشت آن زمان، بی نوری ماه سخن به میان آمده است.
در تفسیر آیه نهم در تفسیر نمونه به سه نکته اشاره شده است که در تفسیر المیزان نیامده است:
الف)قرار گرفتن هر دو در کنار هم و طلوع غروب با هم از شرق به غرب.
ب) از بین رفتن نور هر دو
ج)تحت تاثیر قرار گرفتن ماه توسط خورشید و جذب ماه با خورشید و بی فروغی هر دو .
«یَقُولُ الانسانُ یَومَئذٍ اَینَ المَفَر »(10) « در آن روز انسان می گوید : راه فرار کجاست؟ »
در این آیه هر دو مفسر به دنبال راه فرا گشتن انسان گناهکار در روز قیامت اشاره دارند . ولی علامه طباطبایی (ره) دنبال راه فرار گشتن را به کسانی مرتبط می داند که از باب ظهور ملکات نفسانی آنها به دلیل اینکه در دنیا زیر وظایف و مسئولیتهای خود بدون توسل به خدا فرار می کردند. آن روز هم ناخودآگاه می پرسند: «اَینَ الَمفَر؟ » علامه (ره) علاوه بر این آورده است که در اثر ملکه شدن دروغ در نفس آنها در قیامت هم بدلیل اینکه روز کشف اسرار است بی اختیار برای خدا نیز سوگند می خورند.
«کَلّا لا وَزَر»(11) «هرگز چنین نیست راه فرار و پناهگاهی وجود ندارد.»
در هر دو تفسیر چنین آمده است که این سخنی است که در رد سخن آنها گفته می شود و کلمه « وَزر» را به معنی پناهگاهی مثل کوه، قلعه و امثال آن دانسته اند.
«الی ربّکَ یومئذٍ المُستَقَر«(12) «بلکه قرار گاه نهایی همگان به سوی پروردگار است».
در تفسیر نمونه در مورد این آیه چنین آمده است که برسیر تکامل ابدی انسان اشاره دارد و در زمره آیاتی است که بازگشت همه به سوی خدا اشاره دارد و اینکه همه در نهایت به سوی او باز می گردند. و اینکه انسان از سر حد عدم حرکت کرده تا اقلیم وجود ادامه می دهد و اگر از این مسیر خارج نشود به قرب الهی می رسد و اگر منحرف گردد نابود می شود و سقوط می کند.
علامه طباطبایی (ره) در تفسیرش چنین اورده که: (الف) این آیه خطاب به رسول اکرم(ص) است و افاده حصرکرده و علت تقدم مستقر در آیه این است که بفهماند به سوی کسی جز خدا مستقری نیست.
ب)انسان خواه ناخواه، خدای خود را ملاقات می کند و مسیرش به سوی اوست.
ج)ممکن است بگوییم مستقر انسان به سوی اوست. این است که بهشتی و دوزخی، سعادت و شقاوت انسانها همگی به دست خداوند متعال است.
د)شاید بگوئیم استقرار مردم در روز قیامت به حکم خدای تعالی است: «لَهُ الحُکُمُ وَاِلیهِ تُرجَعون»(قصص :88)
«یَنَبَّوُا اِلانسانُ یَومَئِذٍ بَما قَدَّمَ وَ اَخّرَ » (13 ) ، « در آن روز انسان را از تمام کارهایی که مقدم داشته یا مؤخر نموده آگاه می سازد.»
در هر دو تفسیر در مورد این آیه مطالبی آمده است ولی بهترین تفسیر را همان « اعمال ما تقدم» و «اعمال ما تأخر» بدین صورت عنوان کرده اند که: به اعمالی که انسان در حیات خود انجام داده و با مرگش پرونده اش بسته می شود: مثل نماز و روزه، «اعمال ما تقدم» می گویند.
به اعمالی که انسان انجام داده و پس از مرگش هم هنوز پرونده اش باز است و آثار آن چه نیک و چه بد به آن فرد بر می گردد مانند ساختن مسجد و مدرسه یا راه اندازی فکر یا روش یا سنتی چه نیک و چه بد، اعمال ما تأخر می گویند. ( ن

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، نهج البلاغه، علامه طباطبایی (ره)، قرآن کریم Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، علامه طباطبایی (ره)، رسول خدا (ص)، موانع و محدودیت