دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، مجمع البیان

دانلود پایان نامه ارشد

تبلیغ نکنی آن را تبلیغ نکرده‏ای، و معلوم است که این کلامی است لغو و از ساحت مقدس خدای حکیم دور، پس مراد این است که این حکم را تبلیغ کن و گرنه اصل دین و یا مجموع آن را تبلیغ نکرده‏ای، و این یک معنای صحیح و معقولی است که شعر ابو النجم هم در مقام افاده همانست. 92
اندیشناک بودن پیامبر از ناحیه مسلمین
پس این تکلیف تکلیفی بوده بسیار دارای اهمیت است که تمامیت استقرار دین به آن بستگی دارد و رسول الله در ابلاغ آن از ناحیه مسلمین اندیشناک بوده است نه از ناحیه کفار و مشرکین‏ در این رابطه علامه طباطبایی می‌فرماید:
و این مطلب بخوبی از آیه استفاده می‏شود، و آیه کشف می‏کند آن حکم، حکمی است که مایه تمامیت دین و استقرار آنست، حکمی است که انتظار می‏رود مردم علیه آن قیام کنند،و در نتیجه و رق را برگردانیده و آنچه را که رسول الله از بنیان دین بنا کرده منهدم و متلاشی سازند، و نیز کشف می‏کند از اینکه رسول الله هم این معنا را تفرس می‏کرده و از آن اندیشناک بوده، و لذا در انتظار فرصتی مناسب و محیطی آرام، امروز و فردا می‏کرده که بتواند مطلب را به عموم مسلمین ابلاغ کند و مسلمین هم آن را بپذیرند.
و در چنین موقعی این آیه نازل شده است، و دستور فوری و اکید به تبلیغ آن حکم داده است. و باید دانست که این انتظار از ناحیه مشرکین و بت‏پرستان عرب و سایر کفار نمی‏رفته، بلکه از ناحیه مسلمین بوده زیرا دگرگون ساختن اوضاع و خنثی کردن زحمات رسول خدا وقتی از ناحیه کفار متصور است که دعوت اسلامی منتشر نشده باشد، اما پس از انتشار اگر انقلابی فرض شود جز بدست مسلمین تصور ندارد، و کارشکنی‏ها و صحنه سازیهایی که از طرف کفار تصور دارد همان افتراءاتی است که قرآن کریم از اول بعثت تا کنون از آنان نقل کرده، که گاهی دیوانه‏اش خوانده . 93
بعد علامه إضافه می نماید که این تهمتها مختص پیامبر نیست بلکه در أمتهای گذشته هم وجود داشت :
این افتراءات و تهمت‏ها مختص به اسلام و پیغمبر عزیزش نبوده، تا رسول خدا از ترس و بو بردن وقوع آن مضطرب شود، چه سایر انبیاء و مرسلین هم در این گونه ابتلاآت و رو برو شدن با این گونه گرفتاریها از ناحیه امت خود با آن جناب شریک بوده‏اند، کما اینکه خدای متعال در قرآن کریم اینگونه گرفتاریها را نسبت به حضرت نوح و انبیای بعد از نوح سراغ میدهد، پس خطر محتمل را نمی‏توان از قبیل گرفتاریها و افتراءات کفار در اوایل بعثت دانست، بلکه خطری اگر بوده (و مسلما هم بوده) امری بوده که از جهت کیفیت و زمان با آن گرفتاریها منطبق نمی‏شود، و وقوعش جز در بعد از هجرت و پای گرفتن دین در مجتمع اسلامی تصور ندارد.
آری مجتمع آن روز مسلمین طوری بوده که میتوان آن را به یک معجون تشبیه کرد، چه‏جامعه آن روز مسلمین مخلوط بوده از یک عده مردان صالح و مسلمانان حقیقی و یک عده قابل ملاحظه از منافقین که بظاهر در سلک مسلمین درآمده بودند، و یک عده هم از مردمان بیمار دل و ساده لوح که هر حرفی را از هر کسی باور می‏کردند و قرآن کریم هم بر این چند جور مردم آن روز اشاره صریح دارد، و به شهادت آیات زیادی از قرآن که تفسیر آن در مجلدات قبلی این کتاب گذشت، ایشان در عین اینکه به ظاهر و یا واقعا ایمان آورده بودند رفتارشان با رسول الله رفتار رعیت با شاه بوده، و همچنین احکام دینی را هم به نظر قانونی از قوانین ملی و قومی می‏نگریسته‏اند، بنا بر این ممکن بوده که تبلیغ بعضی از احکام، مردم را به این توهم گرفتار کند (العیاذ بالله) که رسول الله این حکم را از پیش خود و به نفع خود تشریع کرده، و خلاصه از تشریع این حکم سودی عاید آن جناب می‏شود، این توهم باعث این می‏شود که مردم به این فکر بیفتند که راستی نکند این شخص پادشاهی باشد که برای موفقیت خود خویشتن را پیامبر قلمداد کرده، و این احکام هم که به اسم دین مقرر نموده همان قوانینی باشد که در هر مملکت و حکومتی به انحای مختلف اجراء می‏گردد. 94
2-1-1-ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین در تفاسیر شیعه
در تفاسیر شیعه بجد به این آیه پرداخته شده و روایاتی که در این باره وجود دارد چه از طریق شیعه وچه از طریق عامه را ذکر کرده اند مثلا در تفسیر مجمع البیان و المیزان آمده:
امری که پیامبر مامور شد که آن را ابلاغ فرماید «ولایت» و جانشینی امیرالمؤمنین است‏ که در اجرای آن مردم را به این شبهه دچار می‏کند که نکند رسول الله این حرف را بنفع خود می‏زند، چون رسول الله طبق آیه شریفه از اظهار آن اندیشناک بوده، از همین جهت بوده که خداوند امر اکید فرمود که بدون هیچ ترسی آن را تبلیغ کند، وایشان را وعده داد که اگر مخالفین در صدد مخالفت بر آیند آنها را هدایت نکند واز پیغمبر إسلام محافظت می نماید ، و این مطلب در روایاتی که هم از طرق عامه و هم از طرق امامیه وارد شده است تایید می‏کند، چون مضمون آن روایات اینست که آیه شریفه در باره ولایت علی نازل شده، و خداوند رسول الله را مامور به تبلیغ آن نموده، و آن جناب از این عمل بیمناک بوده که مبادا مردم خیال کنند وی از پیش خود پسر عم خود را جانشین خود قرار داده است، و به همین ملاحظه انجام آن امر را به انتظار موقع مناسب تاخیر انداخت تا اینکه این آیه نازل شد، ناچار در غدیر خم آن را عملی کرد و در آنجا فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» یعنی هر که من مولای اویم، این- علی بن ابی طالب- نیز مولای اوست.95
3-1-1- روایات ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین در تفاسیر اهل سنت
و نیز در تفاسیر اهل سنت در ذیل آیه شریفه مذکور روایات زیادی این آیه را به ولایت امیرالمؤمنین در روز غدیر خم تفسیر کرده اند مثلا در تفسیر در المنثور فی تفسیر المأثور ذیل آیه کریمه آمده:
ابن أبی حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر از أبی سعید الخدری روایت کرده اند که این آیه در روز غدیر خم در مورد ولایت امیرالمؤمنین نازل شده است. 96
و نیز در تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان آمده:
«از أبی سعید خدری روایت شده که این آیه در فضیلت علی بن ابی طالب در روز غدیر خم نازل شده است». 97
و در روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم نیز این چنین روایت کرده:
شیعه از ابی سعید خدری روایت کرده که پیامبر بعد از منصوب کردن علی بن ابی طالب فرمود:« الله أکبر علی إکمال دین و إتمام نعمت و رضایت پروردگار برسالت من و ولایت علی بعد از من ‏». 98
2-1-آیه اولی الامر
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ الله وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی الله وَالرَّسُولِ إِن کنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِالله وَالْیوْمِ الآخِرِ ذَلِک خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً»99
1-2-1-تفسیر آیه اولی الامر در تفسیر کشف الأسرار و عدة الأبرار:
یکی دیگر از آیاتی که بر ولایت أمیرالمؤمنین دلالت می کند آیه اولی الامر است که این آیه شریفه هم از تفسیر کشف الأسرار و عدة الأبرار دور نمانده و به آن پرداخته است رشیدالدین میبدی ذیل آیه آورده:
این آیت در شأن خالد ولید فرو آمد که رسول خدا او را بر لشکری امیر کرد، و ایشان را بقبیله‏ای از قبائل عرب فرستاد، و در آن لشکر عمار یاسر بود، چون نزدیک آن قبیله رسیدند، ایشان خبر بداشتند، و همه بگریختند، مگر یک مرد که برخاست، و به لشکرگاه خالد آمد، بر عمار یاسر رسید، گفت: یا ابا الیقظان خبر رسیدن شما بقوم رسید، یکسر بگریختند، من ماندم از ایشان که نگریختم، و مسلمان شدم، اگر مرا ازین اسلام نفع و أمن خواهد بود تا بر جای باشم؟ و الّا تا من نیز چون دیگران بگریزم؟ عمار او را امان داد، و در حمایت خویش گرفت.
دیگر روز بامداد که مسلمانان آنجا رسیدند، خالد بفرمود تا غارت کردند، و آن مرد را نیز بگرفتند که امان از عمار یافته بود، و مال از وی بستدند. عمار گفت:
دست ازین مرد بازدارید که وی مسلمانست، و من او را امن کرده‏ام. خالد خشم گرفت، گفت: امیر من باشم تو چرا امان میدهی؟ عمار وی را جواب درشت داد، و خالد نیز درشت گفت. پس چون به مدینه بازگشتند، و قصّه با مصطفی بگفتند، رسول خدا امان عمار را اجازت داد، امّا وی را گفت که: بی‏دستوری امیر دیگر باره نگر تا امان ندهی. خالد گفت: یا نبی الله سبّنی هذا العبد الأجدع، و کان عمار مولی لهشام بن المغیرة. و خالد بحضرت مصطفی عمار را سبّ کرد، و بسخن برنجانید. رسول گفت:
«یا خالد لا تسبّ عمارا فمن سبّ عمارا، سبّه الله، و من ابغض عمارا ابغضه الله»
عمار برخاست تا برود، رسول خدا گفت: الی خالد! عذری از وی بخواه، و دل وی بدست آر. خالد فرا پیش رفت، و از وی عذر خواست.
عمار چون اعراضی میکرد آن گه هم راضی شد از وی. پس ربّ العالمین آیت فرستاد که: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ» ای شما که مؤمنان‏اید، فرمان خدا و رسول و اولی الأمر بجای آرید. اولی الامر خالد ولید است، که رسول خدا او را بر لشکر اسلام امیر کرده بود. میگوید امیران را و والیان را طاعت دار باشید. مصطفی گفت:
«من اطاعنی فقد أطاع الله و من عصانی فقد عصی الله، و من یطع الأمیر فقد أطاعنی، و من یعص الأمیر فقد عصانی»، وقال: لمعاذ: «یا معاذ! اطع کلّ امیر، و صلّ خلف کلّ امام»
و روی: «اسمعوا لهم، و اطیعوا فی کلّ ما وافق الحقّ، و صلّوا وراءهم، فان احسنوا فلکم و لهم، و ان اساؤا فلکم و علیهم».100
و در دنباله روایات ضعیفی که اهل سنت آورده اند را می آورد و می گوید:
گفته‏اند: اولوا الأمر ابو بکر و عمراند. و گفته‏اند: خلفاء راشدین‏اند: ابو بکر و عمر و عثمان و علی. و گفته‏اند: «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ، وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ» اینان همه اولوا الامرند.
و روی أنّ النّبی لمّا بنی المسجد جاء ابو بکر بحجر فوضعه، ثم جاء عمر بحجر فوضعه، ثمّ جاء عثمان بحجر فوضعه، فقال: «هؤلاء ولاة الأمر من بعدی».
و گفته‏اند: اولوا الأمر درین آیت دو گروه‏اند: سلطانان دادگراند بحق فرمای، واجب است بر مسلمانان که ایشان را گردن نهند، و بزرگ دارند، و با دشمنان ایشان موافقت نسازند، و خیانت با ایشان روا ندارند، و اگر بیدادگر باشند آشکارا بر ایشان بیرون نیایند، و دست از طاعت ایشان بیرون نکشند، و دعاء بد بر ایشان نکنند، و ایشان را از الله توبت خواهند، و با ایشان غزا کنند، و حجّ و نماز آدینه. و در خبر است که بعد از شرک هیچ گناه صعب‏تر از بیرون آمدن بر سلطان نیست. 101
و در ادامه اولی الامر را فقهاء معرفی می کند که اختلاف را برطرف می کنند:
گروه دیگر علماء اهل سنّت‏اند و فقهاء دین، که بفتوی خلق را با حق میخوانند، و بر صواب میدارند.
«فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَی‏ءٍ» منازعت مجادلت و اختلاف است، یعنی «ینتزع کلّ واحد منهما الحجّة»، یعنی «ان اختلفتم فی شی‏ء من الحلال و الحرام او أمر من امور الدّین»، اگر در کاری از کارهای دین یا در حکمی از احکام شرع مختلف شوید، چنان که هر کس را در آن قولی بود مخالف قول دیگران، «فَرُدُّوهُ إِلَی الله وَ الرَّسُولِ یعنی الی القرآن و الی سنّة النّبی »، بکتاب خدا و سنّت رسول باز شوید، اگر روشن شود بر شما و الّا گوئید: الله و رسوله اعلم. و این تنازع و اختلاف در دین آنست که مصطفی از آن نهی کرده، و از آن حذر نموده، بمبالغتی تمام، در آن خبر که ابو الدرداء و ابو أمامة و واثلة بن الاسقع و انس بن مالک روایت کردند، گفتند:
ما در چیزی از کار دین ‏خلاف می‌کردیم و هر کسی از ما بر طریق منازعت در آن سخن میگفت. رسول خدا درآمد ما را بر سر آن مجادله و گفت و گوی دید، خشم گرفت، چنان که هرگزمانندآن خشم نگرفته بود. آن گه ما را از آن باز زد، گفت:
«یا امّة محمد لا تهیجوا علی انفسکم وهج النّار»
آتش بر خود میفروزید! شما را باین نفرمودند! شما را ازین باز زدند! نمیدانید که آنان که هلاک شدند از أمتان گذشته بمجادلت و خصومت و جدا جدا گفتن در سخن هلاک شدند!؟ مکنید چنین. خلاف مکنید که در خلاف خیر نیست، و نفع نیست. خلاف عداوت انگیزد میان برادران. خلاف فتنه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، کشف الاسرار، مجمع البیان Next Entries دانلود تحقیق در مورد صومعه سرا، توسعه کشت