دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس، سلسله مراتب، احساس حقارت

دانلود پایان نامه ارشد

بيماري‌هايي رواني است مشخص مي‌شوند. درمورد زنان او متعتقد است كه از نظر زيستي زن مستعد گرايش‌هاي آزاد داوطلبانه، ضعف، وابستگي، سلطه پذيري و قرباني كردن خود نيست بلكه اين گرايش‌ها نشانگر تاثير قدرتمند عوامل اجتماعي است.
2-9 نظریه روان پزشکی بین فردی
هري استاك ساليوان (1892-1949)
2-9-1 زندگینامه
از ميان تمام نظريه پردازان بررسي شده ساليوان تنها نظريه پردازي است كه در امريكا به دنيا آمده و در همان جامعه به تحصيل پرداخته است او تنها كسي است كه با فرويد تماس مستقيم نداشته و در ضمن كسي است كه بر نقش اجتماعي و عوامل بين فردي در رشد انسان بيشترين تاكيد را داشته است. در واقع، نظريه او به عنوان نظريه روان پزشكي بين فردي كه در سال 1952 مطرح كرد شناخته مي‌شود.
ساليوان به روابط اوليه نوزاد و مادر در رشد اضطراب و رشد مفهوم خويشتن اهميت زيادي مي‌داد. اضطراب ممكن است در تعامل اوليه مادر با نوزاد به وي منتقل شود بنابراين از همان ابتدا، اضطراب ماهيتا بين فردي است و خويشتن كه مفهومي‌حساس در تفكر ساليوان است نيز منشا اجتماعي دارد. مفهوم خويشتن از احساساتي ناشي مي‌شود كه از تماس به ديگران و ازريابي‌هاي انعكاس يافته يا ادراك شده بوسيله ي كودك به دست آمده است.
تاكيد ساليوان بر تاثيرات اجتماعي از نظريه‌هاي او در مورد رشد انسان مشهود است. اين نظرات در تاكيد ساليوان بر دوره ي نوجواني و قبل از نوجواني شايان ذكر است.مقبوليت اجتماعي، اعتبار و عزت نفس كودك نيز در خلال مرحله ي نوجواني اهميت پيدا مي‌كند.

2-9-2 بررسي نظريات ساليوان
با گسترش علاقه به اختلالات مربوط به مفهوم خويشتن، توجه روان كاوان به خصوص به مفهوم خود شيفتگي و شخصيت خود شيفته جلب شده است. جريان رشد سالم خويشتن و خود شيفتگي، مستلزم دستيابي فرد به مفهوم روشني از خويشتن، داشتن سطح پايدار و معقولي از عزت نفس، احساس غرور از پيشرفت، آگاهي از نيازهاي ديگران و جوابگويي به نيازهاي آنهاست، همان طور كه پاسخگويي نيازهاي خود نيز هست “خود شيفتگي شخصيت” با اختلال در مفهوم خويشتن، آسيب پذيري عزت نفس، نياز به تحسين ديگران و فقدان همدردي با نيازها و احساسات ساير افراد توام است. در حالي كه “شخصيت خود شيفته” از احساس بي ارزشي و فقدان قدرت رنج مي‌برد (شرم و احساس حقارت) با خيالپردازيهايي در مورد قدرت و موفقيت نامحدود در مورد اهميت خود، بزرگنمايي افراطي مي‌كند. اين افراد خود را مستحق دريافت محبت و تحسين ديگران و شخصيتي خاص و يگانه مي‌دانند. اين افراد در قبال ديگران بخشنده اند. ولي از لحاظ هيجاني چنين نيستند و همدلي ديگران را به شدت مطالبه مي‌كنند. اين افراد مي ‌توانند از خود و ديگران تصويري ايده آل ارائه كنند ولي در مواقع ديگر، ديگران و خود را به طور كلي خوار جلوه دهند. به طور خلاصه يافته‌هاي به دست آمده از تحقيقات آزمايشي، مويد مشاهدات باليني در مورد ‌آسيب پذيري خود شيفتگان در مقابله با ضربات وارده به عزت نفس خود و نيز پاسخ خشم آلود آنها به اين ضربات است.
نظريه دلبستگي و روابط شخصي بزرگسالان: اين نظريه به تاثير تجارب اوليه بر رشد و ارتباط آن به كار كرد بعدي شخصيت مربوط است گر چه اين نظريه به طور خاص بخشي از نظريه ي روان كاوي يانظريه ارتباط بين اشخاص نيست ولي نقاط مشتركي با آنها دارد در اينجا بحث از نظام رفتاري دلبستگي است بر اساس اين نظريه، نوزاد در حال رشد از مراحلي از رشد دلبستگي به افرادي كه از او مراقبت مي‌كنند به ويژه مادر مي‌گذرد در اين مطالعات نوزادان را از نظر دلبستگي در يكي از اين سه دسته طبقه بندي مي‌كنند.”امن” (هفتاد درصد نوزادان)”مضطرب اجتنابي” (بيست درصد نوزادان). و”مضطرب- مردد”(ده درصد نوزادان). از اين نظر اين تحقيقات حائز اهميت است كه تفاوت‌هاي فردي در دلبستگي، تفاوت‌هايي را در روابط بين فردي در بزرگسالي و خصوصا در روابط رمانتيك به وجود مي‌آورد يا خير؟ آيا سبك‌هاي اوليه دلبستگي “(امن، مضطرب، اجتنابي و مردد)”با سبك‌هاي روابط عاشقانه فرد مرتبط است درست شبيه تداومي ‌كه در الگوهاي رفتاري عاطفي “نظريه روان كاوي”مطرح شده است.
كارساليوان از نظر تاكيد بر عوامل اجتماعي، تاكيد بر رشد خويشتن و سهم عمده اي كه وي در درمان “اسكينروفرني”داشته از اهميت ويژه اي برخوردار است.

2-10 تظريه پديدار شناختي (فرد- محور)
كارل راجرز (1987-1902)
2-10-1 زندگینامه
“ارگانيزم يك گرايش و تلاش اساسي دارد، شكوفا كردن، نگهداري كردن و بهبود بخشيدن به ارگانيزم تجربه گر”
كارل راجرز هشتم ژانويه 1902 در شهر اوك پارك واقع در ايالت ايلينوي تولد يافت. راجرز در خانواده اي سخت گير و از لحاظ مذهبي، سازش ناپذير و پايبند به اخلاق تربيت شد والدين او هموراه سعادت فرزندان خود را در نظر داشتند و احترام به سخت كوشي را در آنها پرورش مي‌دادند. دو جريان عمده اي كه بر كار راجرز تاثير داشته است، از خلال توضيحاتي كه در مورد اوان زندگي خود مي‌دهد، مشهود است يكي توجه به مسايل مذهبي و اخلاقي، كه قبلا شرح داده شده و دوم، احترام به روش‌هاي علمي ‌ظاهرا موضع از مشاهده ي تلاش‌هاي پدر در اداره ي مزرعه با اصول علمي‌و مطالعات راجرز در زمينه كشاورزي علمي‌ناشي شده است راجرز تحصيلات دانشگاهي خود را از دانشگاه ويسكانسين و با رشته كشاورزي آغاز كرد ولي بعد از دو سال، اهداف حرفه اي خود را تغيير داد و به كسوت كشيشي روي آورده او در خلال سفر خود به شرق در سال 1922 فرصت يافت تا التزام ديگران به ساير آموزه‌هاي مذهبي و انزجار و تنفر دو ملت فرانسه و آلمان را كه در غير اين صورت، مردمي‌دوست داشتني بودند مشاهده كنند اين تجربيات باعث پيوستن او به دانشكده الهيات شد و بعدها در مقام يك روانشناس باليني در دانشكده تربيت معلم موفق به اخذ دكترا گرفت.
2-10-2 بررسي نظريات و كارهاي راجرز
راجرز و همكاران او، كه بيشتر گرايش انسان گرايانه داشتند درسال 1968 موسسه اي به نام مركز مطالعه ي انسان به وجود آوردند گسترش اين فعاليتها موجب تغييراتي در كارل راجرز به اين شرح شد:
از كار با افراد پريشان به كاربا افراد عادي، از درمان فردي به گروهي و از تحقيق تجربي به مطالعه ي پديدار شناختي افراد.
از نظر راجرز، نظريه، انسان و زندگي در هم آميخته اند، او در فصلي از كتاب خود با عنوان (اين منم) چهار ده اصلي را كه از هزاران درمان وتحقيق آموخته بود مي‌شمرد که اهم آنها عبارتند از:
1- “در روابط خود با انسان‌ها به اين حقيقت دست يافته ام كه اگر به گونه اي رفتار كنم كه واقعا نيستم، در طولاني مدت كمك كننده نخواهد بود.
2- دريافته ام كه پذيرش ديگران بسيار پاداش دهنده است.
3- براي من تجربه، منبع، بسيار موثقي است.
4- آن چه در هر يك از ما بسيار خصوصي و يگانه است احتمالا تنها عاملي است كه اگر به ديگران بگوييم ارتباط عميق برقرار مي‌ شود.
5- انسان‌ها اصولا جهت مثبت دارند، هر چه بيشتر مورد قبول باشند براي اصلاح مستعد تر مي ‌شود.
6- زندگي در بهترين شكل خود فرآيندي است در حال تغيير و شدن كه هيچ چيز در آن ثابت نيست”.

2-10-3 تشکیل رویکرد پدیدار شناختی راجرز
همان طور كه قبلا گفتيم بيشترين تاكيد راجرز بر “فرآيند روان درماني” است و نظريه راجرز در شخصيت، حاصل نظريه او در درمان است. رويكرد “پديدار شناختي”، بر خلاف تاكيد روان كاوي بر سائق‌ها غرايز، ناهشيار، كاهش تنش و تاكيد بر سال‌هاي اوليه در رشد شخصيت، بر ادراك، احساس و گزارش‌هاي فردي، خود شكوفايي و فرآيند تغيير تكيه دارد.

2-10-4 ساختار شخصيت از ديدگاه راجرز
مفهوم خويشتن مهمترين مفهوم ساختاري در نظريه كارل راجرز از شخصيت است. به نظر راجرز هر فرد، رويدادها وتجربه‌هاي پيرامون خود را دريافت مي‌كند و به آنها معنا مي‌بخشيد. اين مجموعه ادراكي و معنايي، ميدان پديداري فرد را به وجود مي‌آورد. بخش‌هايي از ميدان پديداري كه انسان آنها را به عنوان “خود”، “مرا” يا “من” مي‌شناسد خويشتن را به وجود مي‌آورد. مفهوم “خود پنداره” الگويي سازمان يافته و پايدار از ادراكات را بيان مي‌كند. اگر چه خويشتن تغيير مي‌كند ولي خصوصيات سازمان يافته، يكپارچه و ويژه “خود پنداره” هميشه حفظ مي‌شود.
در اين مفهوم، دو نكته ي قابل توجه ديگر نيز وجود دارد. نخست اينكه مفهوم خويشتن به منزله وجود فرد كوچكي در درون ما نيست. اين خويشتن، كاري انجام نمي‌دهد. انسان خويشتني ندارد كه رفتار او را كنترل كند بلكه اين خويشتن نشان دهنده مجموعه اي سازمان يافته از ادراكات است.
دوم اينكه به طور كلي، مجموعه تجارب و ادراك‌هايي كه “خويشتن” ناميده مي‌شود در حيطه ي آگاهي است يعني مي‌توان آنها را هشيار كرد،اگر چه افراد تجربياتي دارند كه به آن آگاهي ندارند، “خود پنداره” در اصل هشيار است راجرز معتقد است كه چنين تعريفي از خويشتن صحيح و براي تحقيق ضروري است به نظر او در صورتي كه خويشتن بر اساس موارد ناهشيار تعريف شود نمي‌توان آن را به صورت عيني مطالعه كرد.
2-11
یازهای زیستی و روانی در پیدایی شخصیت
آبراهام مازلو (1971-1868)
2-11-1 زندگینامه
مازلو در شمار مهمترين نظريه پردازان نهضت توانائي‌هاي انسان است. او كسي بود كه اين ديدگاه را به عنوان نيروي سوم در روان شناسي امريكا معرفي كرد. او ساير نيروها (يعني روانكاوي و رفتار گرايي) را به دليل ديد بدبينانه، منفي و محدودي كه در مورد انسان داشتند مورد انتقاد قرار دارد. مازلو معتقد بود كه افراد اصولا خوب يا خنثي هستند ولي شديد نيستند و نيز اين كه در هر انسان كششي به جانب رشد يا به كمال رساندن توانايي‌هاي نهفته وجود دارد و آسيب شناسي رواني حاصل انحراف يا نوميدي از اين ماهيت اساسي انسان است. جامعه معمولا موجب اين انحراف يا نوميدي است و وقتي ما اين انحراف را ماهيت اصلي ارگانيسم فرض كنيم مشكل پيش مي‌آيد مازلو به اين مسئله توجه كرده و هم از اين باور حمايت كرده كه بهتراست افراد بتوانند در بيان خود آنها بوده و خودشان باشند.
علاوه بر اين ديد كلي نظارت مازلو به دو جهت اهميت داشته است، اولا، او در انگيزش انسان نظري ارائه مي‌كند كه در آن بين نيازهاي زيستي مانند گرسنگي، خواب، تشنگي و نيازهاي روان شناختي همچون عزت نفس، عواطف وتعلق تفاوت موجود است. ما نمي‌توانيم به عنوان يك موجود زيستي بدون غذا و آب زندگي كنيم و همين طور نمي‌توانيم به عنوان يك موجود روان شناختي و بدون ارضاء نيازهاي ديگر به طور كامل رشد كنيم. بنابراين نيازها را مي‌توان به صورت سلسله مراتبي از نيازهاي زيستي تا نيازهاي مبرم روان شناختي تنظيم كرد.
مازلو بر اين عقيده است كه روان شناسان بيشتر به نيازهاي زيستي پرداخته و نظريه‌هايي در شخصيت ارائه كرده اند كه بر اساس آن انسان فقط به كمبود پاسخ مي‌دهد و در جستجوي كاهش تنش است مازلو ضمن عدم انكار انگيزش ما را به شناخت انگيزش كه بر مبناي كمبود نباشد هدايت مي‌كند كه حتي ممكن است افزايش تنش به دنبال داشته باشد. اين انگيزش وقتي انسان خلاق باشد به وجود مي‌آيد تا توانائي‌هاي نهفته خود را تحقق بخشد دومين سهم مازلو (1954) مطالعه وسيع در مورد افراد سالم، كامل و “خود شكوفا” بود. نتيجه ي تحقيق او اين بود كه افراد خود شكوفا داراي چه ويژگي‌هايي هستند؟
“خود و ديگران را به صورتي كه هستند قبول مي‌كنند، مي‌توانند به نيازهاي خود شان بپردازند ولي تمايلات و نيازهاي ديگران را نيز درك كنند و به صورت مكانيكي پاسخ نگويند بلكه با چند نفر ارتباط صميمانه و عميق داشته و خود انگيزه خلاق عمل كنند، در مقابل همرنگي مقاومت كنند و در حالي كه به واقعيات گردن مي‌نهند وجود خودشان را نيز اثبات كنند”.
پروین و جان(جوادی و همکاران،1381)
2-12 نظريه رويكرد صفات در شخصيت
گوردون آل پرت (1967-1897)
2-12-1 زندگینامه
“وقتي كه فرد پخته و باليده شده، پيوند با گذشته قطع مي‌شود”.
آلپورت كه در مونته زوماي اينديانا به دنيا آمد، از چهار پسر خانواده كوچكتر بود، مادرش معلم و پدرش پزشك بود.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع احساس حقارت، اختلالات شخصیت، جهان خارج Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، رفتار انسان، احساس حقارت