دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ظلم و ستم، دریای سرخ

دانلود پایان نامه ارشد

رفته اند.
باران گرفت نیز وقصد مصاف کرد آتش نشست و خنجر خود را غلاف کرد
گویی آسمان سر نطقی فصیح داشت با رعد سرفه های گران سینه صاف کرد
(همان: 391)
درشعرزیرنیزترکیبات گرده ی گرد باد و خون شب استعاره است
ناگه رجز هجوم خواندند بر گرده ی گرد باد راندند
شستند به خون شب زمین را شمشیر به آسمان رساندند
تا باغ جنون ثمر دهد باز در مزرعه بذر جان فشاندند (همان، 404)
کوچیدن رود: استعاره
ای خوشا خروشیدن، جاودانه جوشیدن همچو رود نا آرام زین کرانه کوچیدن
(همان : 405)
آلاله ها: استعاره از شهدا ، بنفشه : استعاره از صاحبان عزا
بیا به خانه ی آلاله ها سری بزنیم ز داغ با دل خود حرف دیگری بزنیم
به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم
(همان: 406)
در شعر «دو قطره خون » ، خوردن نور و خفاش در معنای استعاری
بیداری و چشم تو به خوابی است شگفت آن نور که خورده ای شرابی است شگفت
خفاش مگر خون تو ببیند در خواب هر قطره خونت آفتاب است شگفت
(همان: 434)
در شعر «معانی خوب »، خورشید: استعاره از شهدا
ای نابترین معانی واژه خوب ای جوشش خون گرمتان شهر آشوب
کس در سفر کدام منظومه شنید یک روز کند هزار خورشید غروب
(همان: 438)
در کوچه آفتاب ، رقص سراب: استعاره
در خواب شبی شهاب پیدا کردم در رقص سراب آب پیدا کردم
این دفتر پر ترانه را هم روزی در کوچه ی آفتاب پیدا کردم
(همان: 444)
در شعر زیر ، لبان مرگ: استعاره
ما دشمن آه و آوخ را افسوسیم با شوق لبان مرگ می بوسیم
دریا دریا اگر زما بر گیرند کم می نشویم از آنکه اقیانوسیم
(همان: 447)
صبح از سفر سخت زمان می آید زان سوی زمین و آسمان می آ ید
شب را به فراسوی زمان رانده به خشم صبحی که نفس نفس زنان می آید (همان ، 449) صبح : استعاره از پیروزی نور ، شب استعاره از ظلم و ستم
در شعر “نان ماشینی “
پیشانی تبدار بیابان: استعاره
من دلم می خواهد
دسمتالی خیس
روی پیشانی تبدار بیابان بکشم. (همان : 371)
درشعر “پاکنویس “
نسبت دادن آمدن و خط زدن مشق شب به خورشید: استعاره
صبح خورشید آمد
دفتر مشق شبم را خط زد
پاک کن ها بیهوده است
اگر این خط ها را پاک کنم
جای آن پیداست (همان: 376)
در شعر«تجسّم» ، کاشتن نور، دست نازک اشراق: استعاره
از چشم هر شهید
یک قطره اشک شوق بگیرید
یک قطره اشتیاق زیارت
فواره ای از نور بکارید
قلبی از آینه دلی از دریا
و گردنی بلند
از آبشار پاک تواضع
یا از غرور محض بسازید
از آستین روشن موسی
دستی به رسم وام بگیرید
دستاری از امام بیاورید
باری به دست نازک اشراق
از عشق پیکری بتراشید
(همان: 377- 378)
در شعراین زیر، سبز سرخ : استعاره از شهید
این سبز سرخ کیست/ این سبز سرخ چیست که می کارید/ …. /وقتی که لحظه، لحظه ی رفتن بود، آن سبز با سخاوت خورشید/ بخشیدهر چه داشت. (همان: 381)

تشبیه: ،ساده ترین صورت خیالی است، ،و آن یاد آوری همانندی و شباهتی است که، از جهتی یا جهاتی، میان دو چیز مختلف وجود دارد. (شفیعی، 1380، 53) تشبیه یکی از صورت های خیالی است که مورد توجه امین پور است. شاعر از این خیال شعری، چه به صورت گسترده و چه به صورت فشرده بهرهی فراوانی برده است.تشبیهات به سه شیوه ی بلیغ ، اسنادی وصریح در این دوره به کار رفته اند در تشبیهات امین پور، عناصر زیبای طبیعت متناسب با معنی و مضمون، مورد توجه قرارگرفته و محملی برای ساختن تصاویر شعری او واقع شده است. در ذیل نمونه هایی از کاربردهای مختلف تشبیه ، در شعر امین پور ذکر می شود :
درغزل زیر ،باران کینه: تشبیه بلیغ اضافی است
نمرودیان همیشه به کارند
تا هیمه ای به حیطه ی آتش بیاورند
اما / ما را از آزمایش آتش هراسی نیست
ما بارش همیشه ی باران کینه را
با چترهای ساده عریانی احساس کرده ایم . (امین پور ،374:1388)

در نمونه ی زیر آبشار پاک تواضع: تشبیه بلیغ اضافی
با چترهای ساده عریانی احساس کرده
…….
گردنی بلند/ از آبشار پاک تواضع / یا از غرور محض بسازید . (همان:378)
شاعر در ساخت تصاویر« باغ جنون و بذر جان»، از تشبیه بلیغ اضافی استفاده کرده است.
تا باغ جنون ثمر دهد باز/ در مزرعه بذر جان فشاندند. (همان : 404)

بذر عشق:تشبیه بلیغ اضافی
چند فصلی کشت بذر عشق کن هر چه قربانی است نذر عشق کن
سرخ کن یاس سفید یاس را پاک کن گرد و غبار داس را
(همان :412)
تشبیه بلیغ اضافی:دریای دل
حسن تو کنایه ای به کنعان می زد در نای تو نبض عید قربان می زد
دریای دلت ساحل اطمینان بود آرامش تو طعنه به طوفان می زد
( همان : 433)
تشبیه بلیغ اضافی: چشمه ی مهتاب
شهیدان را به نوری ناب شوییم درون چشمه مهتاب شوییم
شهیدان همچو آب چشمه پاکند شگفتا آب را با آب نوشیم
(همان:456)
شاعر درشعر«جغرافیای ویرانی »از تشبیه بلیغ اسنادی بهره گرفته است
دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است هوای ناحیه ی ما همیشه بارانی است
دلم میان دودریای سرخ مانده سیاه همیشه برزخ دل تنگه ی پریشانی است
مهار عقده ی آتشفشان خاموشم گدازه های دلم دردهای پنهانی است
صفات بغض مرا فرصت بروز بدهید درون سینه ی من انفجار زندانی است
تو فیض یک اقیانوس آب آرامی سخاوتی، که دلم خواهشی بیابانی است
(همان : 393)
در شعرمرز بودن، پروانه وار: تشبیه
پروانه وار بال و پر گر گرفته ام پروانه ی عبور من از مرز بودن است
کو عمرخضر رو طلب مرگ سرخ کن کاین شیوه جاودانه ترین طرز بودن است (همان :395)
ای خوشا خروشیدن، جاودانه جوشیدن/ همچو رود نا آرام زین کرانه کوچیدن
…………..
معنی شکوفایی است، ترجمان والایی است/ مثل غنچه خندیدن. چون جوانه روییدن
تشبیه: همچو رود ناآرام، مثل غنچه خندیدن، چون جوانه روییدن. ( امین پور ،1387 : 405)
درشعر «خلاصه خوبی ها»:
تشبیه در مثل صحن حرم، فریاد تو مثل تلاطم طوفان، آرامشت مثل تلاوت یک دریاست
در چشمت از حضور کبوترها هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
فریاد تو تلاطم یک طوفان آرامشت تلاوت یک دریا
(همان: 407)
تشبیه : قلبش گل آفتابگردان خداست
مردی که طلایه دار مردان خداست از طایفه ی نور نوردان خداست
قطبی که مدار چشم او قبله نماست قلبش گل آفتابگردان خداست
(همان: 419)
تشبیه: مانند پرنده در شب غرش رعد
در واقعه ای چنان کجا بگریزم زان مامن بی امان کجا بگریزم
چونانکه پرنده در شب غرّش رعد در پهنه ی آسمان کجا بگریزم
( همان :421)
آنسان که نسیم برگ را می بوسد یا حادثه زین و برگ را می بوسد
وقتی لب پلک خسته اش را می بست گفتی که لبان مرگ را می بوسد
(همان: 424)
تشبیه: ای مرگ تو را چو آب خواهم نوشید
گر آتش صد هزار دوزخ باشی ای مرگ تو را چو آب خواهم نوشید
(همان: 426)
تشبیه: چون هجرت آفتاب
من همسفر شراب از زرد به سرخ من همره اضطراب از زرد به سرخ
یک روز به شوق هجرتی خواهم کرد چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ
(همان : 429)

تشبیه : هر قطره خون مثل آفتابی است
بیداری و چشم تو به خوابی است شگفت آن نور که خورده ای شرابی است شگفت
خفاش مگر خون تو بیند در خواب هر قطر ه خونت آفتابی است شگفت
(همان: 434)
تشبیه بلیغ اسنادی: پروانه بی پریم
اسطوره ی بی بال پریدن ماییم پروانه ی بی پریم و بی پرواییم
«لا» گوی خدایان و «بلی» گوی خدا ماییم که در حجم زمان تنهاییم
(همان: 448)
تشبیه صریح : شهیدان همچو آب چشمه پاکند
شهیدان را به نوری ناب شوییم درون چشمه مهتاب شوییم
شهیدان همچو آب چشمه پاکند شگفتا آب را با آب نوشیم
(همان: 456)
تناسب و تضاد:
تناسب، در واژگان: آب، آینه، سفر
در لحظه های بدرود
حتی
آبی به روی آینه ها مان نریختیم
رسم سفر همیشه نه این بود! (امین پور،370:1387)
نمرودیان همیشه به کارند
تا هیمه ای در آتش بیاورند
امّا
ما را از آزمایشآتش هراسی نیست
ما بارش باران کینه را
با چترهای ساده عریانی
احساس کرده ایم . (همان:374)
درشعرفوق شاعر،بین واژگان: نمرود، هیمه، آزمایش ،آتش

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تصاویر خیالی، قیصر امین پور، شعر معاصر Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مفاهیم شعری، شعر حماسی