دانلود پایان نامه ارشد با موضوع صفات شخصیت، صفات شخصیتی، تیپ های شخصیتی

دانلود پایان نامه ارشد

جنبه هایی از آن را برای خود درونی سازد و بعدها این مسأله در انتخاب شغل آینده کودک تأثیر بسزایی داشته باشد. رابعاً والدین بهتر است برای جهت دادن به رغبت های شغلی کودکان دائماً از علایق کودکان به مشاغل سؤال کنند. این مسأله باعث می شود در کودک احساس مهم بودن و عزت نفس بالا ایجاد شود. و خامساً در جهت دادن به طرح ریزی شغلی کودک درک کودک از زمان حال و آینده (چشم انداز زمانی) مورد توجه واقع شود.
در یک جمع بندی باید گفت دونــالد سوپر ااعـــتقاد دارد کــه عوامــل متعددي از قبيل خانـــواده، روابـــط اجتمـــاعـــي، امکانات محيطي، شرايط بازار کــار، خصوصيــات فردي، موقــعيــتهاي اجتماعي و اقتصادي و … از عوامل انتخاب و گرايشهاي شغلي محــسوب ميشوند (شفيعآبادي،1384: ص176).
سوپر كه نظريه رشدي و تكاملي براي انتخاب شغل را ارائه نمود ؛ معتقد است انتخاب شغل آگاهانه انجام مي گيرد. خويشتن پنداري حرفه اي يكي از مفاهيم بنيادي نظريه سوپر است. خويشتن پنداري حرفه اي تصوري است كه فرد درباره تناسب يا عدم تناسب مشاغل مختلف با خصوصيات شخصي دارد. به عقيده سوپر؛ انسان لزوما از تمام عواملي كه خويشتن پنداري حرفه اي او را بوجود مي آورد آگاهي كامل ندارد خويشتن پنداري حرفه اي درنتيجه تعامل بين عوامل فردي ومحيطي بوجود مي آيد. مي توان گفت هنوز موضوع آگاهي و ناآگاهي انتخاب شغل بطور علمي حل نشده است. براي نتيجه گيري در زمينه آگاهانه يا ناآگاهانه بودن انتخاب شغل؛ عقيده سوپر تا حدودي قانع كننده است يعني با افزايش سن آگاهي انسان در انتخاب شغل فزوني مي گيرد.
به نظر سوپر انتخاب شغل در سنين نوجواناني در مقايسه با سنين بزرگسالي کمتر بر اصل واقع بيني استوار است. زيرا انسان در سنين بزرگسالي ارضاي نيازهايش را بيشتر از ديد واقعيت ارزيابي مي‌نمايد. به نظر سوپر ترجيح شغلي لازمه انتخاب و آمادگي براي اشتغال مي‌باشد. ترجيح را مي‌توان به صورت دوست داشتن و علاقه به انجام کاري تعريف کرد در حاليکه انتخاب عبارت از امکان اشتغال به کاري در آينده مي‌باشد (شفيع آبادي، 1371 الف : 98).

2-1-7 نظریه تیپ شخصیتی جان هالند23:
جان هالند از جمله روان شناسانی است که می گوید: «انتخاب شغل، بیانگر نوع شخصیت فرد است». بدین صورت، شش نوع «شخصیت» را در جریان انتخاب انواع شغل ها شناسایی و معرفی کرده است که عبارت اند از:
1. شخصیت واگرا: کسانی که اعمال عینی را به فعالیت های ذهنی ترجیح می دهند، مانند: عکاسان.
2. شخصیت هوشمند: کسانی که احساس مسئولیت خوبی دارند و بیشتر به فعالیت های ذهنی می پردازند تا عملی، مانند: ریاضیدانان.
3. شخصیت اجتماعی: افرادی که روحیه کمک کردن و برقراری ارتباط با دیگران در آنها دیده می شود، مانند: معلمان.
4. شخصیت قراردادی: افراد وسواسی، حسابگر و منظمی که در پی اصول و قواعد هستند، مانند: بازرسان.
5. شخصیت هنرمندانه: افراد احساساتی که علاقه مند به بیان احساساتشان از راه هنر هستند، مانند: هنرپیشگان تلویزیون و سینما.
6. شخصیت کاسبکارانه: افراد ماجراجو، که از رقابت کردن، لذّت می بردند، مانند: مدیران اقتصادی.
همچنین این روان شناس، معتقد است که انسان ها به طور معمول، در پی شغل هایی هستند که به آنها اجازه می دهد تا ویژگی شخصیتی، مهارت ها و توانایی های آنها متجلّی شود.
هالند نظریه خود را بر مبنای دو اصل مهم استوار نموده است: 1- انتخاب شغل و حرفه با نوع شخصیت فرد بستگی دارد. 2- انتخاب شغل و حرفه رابطه مستقیمی با طرز تلقی و گرایش فرد دارد. معنای ضمنی این نظریه چنین است که اگر فردی شغل خود را متناسب با صفات شخصیتی اش انتخاب کند و نسبت به این شغل گرایش و نگرش مثبتی داشته باشد، از شغلش راضی است و در غیر این صورت، از شغل خود رضایتی نخواهد داشت (خلیل زاده، 1376: 21).
هالند (2001، 1999، 1997) روانشناس و نظریه پرداز معاصر شغلی و حرفه ای در بررسی های پنجاه ساله خود نشان داد که شخصیت فرد می تواند نقش مهمی در انتخاب شغل و بطور کلی در زندگی حرفه ای او داشته باشد. بر اساس این نظریه، افراد جامعه را می توان از نظر شخصیتی در یکی از شش تیپ واقعگرا، جستجوگر، هنری، اجتماعی، متهور و قراردادی طبقه بندی کرد. هر تیپ ویژگی های خاص خود را دارد و محصول تعاملی خاصی بین عوامل ژنتیکی و محیطی است. مثلاً تیپ واقعگرا، از نظر ویژگی های شخصیتی بیشتر نزدیک به تیپ جستجوگر و تیپ قراردادی است و با تیپ اجتماعی در تضاد است. از طرف دیگر، در این نظریه شش مدل محیطی (اعم از محیط شغلی، محیط تحصیلی و غیره) وجود دارد. این مدل ها عبارتند از: محیط واقعگرایانه، محیط جستجوگرانه و غیره. هر محیط تحت تسلط یک تیپ شخصیتی قرار دارد. مثلاً محیط هنری تحت تسلط افراد هنری است. مثلاً محیط اجتماعی به محیط متهور بیشتر شباهت دارد تا محیط واقعگرایانه.
از آنجا که افراد در محیطی رشد می کنند که بتوانند در آن مهارت ها و تونایی های خود را بکار گیرند و نگرش ها و ارزش های خود را نشان دهند، تیپ های هنری به دنبال محیط های هنری و تیپ های قراردادی به دنبال محیط های قراردادی هستند. حال اگر ما الگوی شخصیتی یک فرد و الگوی محیطی او را بدانیم می توانیم برخی از نتایج این گونه جور شدن ها را پیش بینی کنیم. در واقع بر اساس این نظریه حالت ایده ال از نظر جور شدن تیپ شخصیتی و محیط شغلی یا تحصیلی و غیره زمانی اتفاق می افتد که این تیپ ها و محیط ها، منطبق بر یکدیگر باشند. یعنی تیپ واقعگرا در محیط واقعگرایانه، تیپ جستجوگر در محیط جستجوگرانه و به همین ترتیب بقیه تیپ های شخصیتی هم در محیط مناسب خود قرار گیرند. جدول شماره 1، تیپ های شخصیتی و خصوصیات هر تیپ را نشان می دهد. نظریه تصمیم گیری شغلی هالند، نظریة همخوانی شغل و شخصیت است که حدود 50 سال توسط هالند و دیگران به کار رفته و هم اکنون نیز در مدارس، دانشگاه ها، بازار کار و دیگر محیط ها مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین سودمندی و اعتبار آن در کشورهای آمریکایی، اروپایی، آسیایی، استرالیایی و آفریقایی مورد تأیید قرار گرفته است.
جدول شماره 2-1 تیپ های شخصیتی و خصوصیات هر تیپ
تیپ های شخصیتی
علایق، صفات شخصیتی و مشاغل مناسب

واقعگرا
علاقمند به کار با وسایل و ماشین ها و بی علاقه به فعالیت های آموزشی و درمانی
صفات شخصیتی: اهل عمل، خودمحور، صرفه جو، سرسخت، مصر، غیراجتماعی
مشاغل مناسب: مشاغل فنی، کشاورزی و بعضی از مشاغل خدماتی

جستجوگر
علاقمند به پژوهش و کارهای علمی در زمینه های ریاضی، فیزیک، شیمی،زیست شناسی بی علاقه به فعالیت های متهورانه
صفات شخصیتی: کنجکاو، دقیق، تحلیل گر، پیچیده، کناره گیر، منتقد، خوددار
مشاغل مناسب: مشاغل علمی و پژوهشی، پزشکی و برخی از مشاغل مهندسی

هنری
علاقمند به فعالیت های پیچیده، ابتکاری و هنری بی علاقه به کارهای قراردادی
صفات شخصیتی: عاطفی، ابرازگر، خیالپرداز، شهودی، آرمانگرا، مستقل
مشاغل مناسب: مشاغل هنر، موسیقی، ادبیات، بازیگری، مترجمی

اجتماعی
علاقمند به امور آموزشی و درمانی و بی علاقه به امور فنی و ماشینی
صفات شخصیتی: اهل همکاری، معاشرتی، صبور، مسئول، صمیمی، امدادگر…
مشاغل مناسب: مشاغل مربوط به تعلیم و تربیت، رفاه اجتماعی و موضوعات اخلاقی

متهور
علاقمند به فعالیت های رهبری، مدیریت، سیاسی و کسب درآمد اقتصادی و بی علاقه به امور پژوهشی
صفات شخصیتی: ماجراجو، با انرژی، مطمئن به خود، هیجان طلب، سلطه جو
مشاغل مناسب: مشاغل مدیریت، تجارت و فروشندگی

قراردادی
علاقمند به امور دفتری، تنظیم اطلاعات نوشتاری و پردازش داده ها و بی علاقه به امور بی نظم و هنری
صفات شخصیتی: محتاط، مطیع، منظم، صرفه جو، دور اندیش، وظیفه شناس
مشاغل مناسب: مشاغل اداری و منشیگری، حسابداری، بایگانی

تصمیم گیری درباره انتخاب شغل و حرفه یکی از مهمترین و سرنوشت سازترین موضوعات در زندگی هر فرد به حساب می آید. امروزه پیچیدگی و دگرگونی دنیای کار، سرعت فزاینده رشد تکنولوژی، تقاضاهای روزافزون برای ورود به برخی مشاغل و نیاز به کسب دانش و مهارت ها با توجه به تفاوت های فردی، موجب برهم خوردن تعادل آموزش و بازار کار شده و مشکلاتی را در چگونگی هدایت استعدادها، راهنمایی شغلی و تصمیم گیری حرفه ای به وجود آورده است.
این نظریه تا به امروز در کشورهای آمریکایی، اروپایی، آسیایی، استرالیایی و آفریقایی جهت راهنمایی و مشاوره شغلی و تحصیلی مورد تأیید قرار گرفته است (رییردان وبولاک24، 2004؛ لامسدن25 و دیگران، 2002؛ هالند و دیگران، 2001 و موچنسکی26، 1999). در ایران نیز این نظریه در سال 1359 توسط شفیع آبادی معرفی و از سال 1370 تا به امروز توسط نگارندگان و دیگران در مدارس، دانشگاه ها، سازمان ها و ادارات مورد بررسی و تایید قرار گرفته است.
هالند نظریه ی خود را بر مبنای دو اصل مهم استوار نموده است؛ 1- انتخاب شغل و حرفه به نوع شخصیت فرد بستگی دارد و راهی برای ابراز وجو فرد به حساب می آید، 2- انتخاب شغل و حرفه رابطه ی مستقیمی با طرز تلقی و گرایش فرد دارد. وی معتقد است که با وجود پیشرفت های زیاد در علومی همچون آمار، هنوز هم بهترین راه برای پیش بینی شغل فرد، پرسش در مورد ترجیحات شغلی اوست و لذا از طریق مصاحبه می توان رغبت ها و گرایش های شغلی فرد را بدست آورد(شفيع آبادي، 1386:157). هالند در نظریه ی خود به دنبال است که به سه سوال اساسی که در زیر آمده است جواب دهد و از این طریق او نظریه اش را شرح می دهد؛ 1- کدام خصوصیات افراد و محیط ها به نتایج حرفه ای مثبت همچون تصمیمات حرفه ای رضایت بخش منجر می شود؟، کدام خصوصیات افراد و محیط ها به نتایج حرفه ای منفی همچون تصمیمات حرفه ای نارضایت بخش و یا عدم تصمیم گیری منجر می شود؟، 2- کدام خصوصیات افراد و محیط ها به تغییر یا ثبات حرفه ای در فضای زندگی منجر می شود؟، 3- موثرترین شیوه هایی که انسان ها را در ارتباط با علائق شغلی آنها یاری می رسانند، کدام ها هستند؟ (سوانسون و فواد27، 1381:160).
این نظریه دارای مفروضاتی است که هالند آنها را بدین شیوه توضیح داده است؛ 1- بیشتر افراد را می توان به نسبت تشابهاتشان به یکی از شش تیپ شخصیتی(واقع گرا، هنری، معنوی، اجتماعی، قراردادی و تهوری) تقسیم بندی کرد. این تیپ ها به عنوان مدلی مناسب برای توصیف فرد به حساب می آیند ولی باید دانست که افراد یک تیپ، خالص نیستند و می توانند تلفیقی از چند تیپ باشند ولی یکی از تیپ ها غلبه ی بیشتری دارد. 2- محیط ها نیز طبق این نظریه به شش مدل(واقع گرا، هنری، معنوی، اجتماعی، قراردادی و تهوری) طبقه بندی می شوند. نوع مدل محیط بر اساس مدل غالب افرادی است که آن محیط را می سازند، تعیین می گردد. افرادی که در یک محیط دور هم جمع می شوند، محیطی را ایجاد می کنند که منعکس کننده ی تیپ شخصیتی آنان است. 3- سومین فرضیه ی هالند مرکز صقل نظریه های جور بودن شخص و محیط است. افراد به دنبال پیدا کردن محیط هایی هستند که به آنها اجازه دهد مهارت ها و توانایی های خود را به اجرا بگذارند و قبول مسئولیت کنند. 4- چهارمین فرضیه به شکل گیری رفتار به وسیله ی تعامل بین شخصیت و محیط را اشاره می کند. اگر ما تیپ شخصیتی فرد را بدانیم می توانیم با به کارگیری دانسته هایمان درباره ی نتایج احتمالی مانند انتخاب شغل، تصدی شغلی، موفقیت و رضایت شغلی پیش بینی هایی نماییم. نظریه های جور بودن محیط و شخص، مستلزم مکانیزمی برای روشن ساختن میزان جور بودن می باشند. این مکانیزم در نظریه ی هالند شش تیپ شخصیتی است که برای توصیف افراد و محیط کاری مورد استفاده قرار می گیرد
هالند چهار ساختار را برای توصیف ارتباط بین تیپ های افراد و محیط های شغلیشان فرض می کند، به طور خلاصه در زیل شرح داده شده است؛ 1- همخوانی(Congruence) نقش محوری را در نظریه ی هالند ایفا می کند.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع چشم انداز زمانی، رشد شناختی، ورزشکاران Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع خودپنداره، سلسله مراتب، رضایت شغل