دانلود پایان نامه ارشد با موضوع شخص حقوقی، اشخاص حقوقی، کامن لا

دانلود پایان نامه ارشد

میان این واژه‌ها سه واژه‌یpre(caution) care و prudence کاربرد بیشتری دارند، هر چند معنای دقیق لغوی تمام آن‌ها احتیاط به معنای حزم اندیشی نیست. Care در زبان انگلیسی بیشتر تداعی‌کننده‌ی مراقبت است و از همین رو انسان مراقب را careful گویند. هر چند واژه‌یcareful در معنای اصطلاحی خود به محتاط نزدیک می‌شود، اما واژه‌ی care را هم چنان به عنوان انجام عملی برای مراقبت از شخص (بیمار، سال‌خورده و یا کودک) می‌شناسند7.
Prudence اما امروزه دارای معانی گوناگونی است، هر چند در ریشه بیشتر این معانی به هم نزدیک شده، به مفهوم دانایی و آگاهی می‌رسند. ریشهی این واژه در انگلیسی به واژه‌ی قدیمی فرانسوی (در قرن 14) prudence بر می‌گردد که خود از ریشهی لاتین prudential به معنای دوراندیشی و دانایی (foresight, sagacity) گرفته ‌شده است. Prudence را ـ توانایی فردی برای اعمال نفوذ و تسلط بر فردی دیگر به صورت معقول ـ هم ترجمه کرده‌اند8. در جایی دیگر prudence قضاوت بین پاکی و بدسگالی عنوان ‌شده است. عنصری که شجاعت را از بی‌احتیاطی و خیرهسری متمایز می‌سازد. شاید به همین دلیل در انگلیسی شخص prudent کسی است که در مواقع حساس بهترین تصمیم را برای انجام می‌گیرد؛ مثلاً یک پدر فرزند خود را چگونه تنبیه کند که دوباره مرتکب خطا نشود9. با این ‌همه هر چه به فرهنگ عامه نزدیک‌تر می‌شویم، prudence نیز به معنای احتیاط نزدیک‌تر می‌شود، معنی سعی برای اجتناب از ریسک‌های غیر ضروری پیدا می‌کند10.
Precaution معنی دقیق‌تری از احتیاط را ارائه می‌دهد. این واژه که ریشه در زبان هند و اروپایی دارد از واژه‌ی لاتین praecautus گرفته‌ شده است11. Precaution فعلی است که شخصی برای جلوگیری از رخ دادن اتفاقی خطرناک و نامطلوب انجام می‌دهد. Caution در زبان انگلیسی دارای دو مفهوم هشدار و احتیاط است؛ اما باید دید در معنی احتیاط چه تفاوتی با precaution دارد. Caution در حقیقت کیفیت هشیار بودن و اجتناب از خطرات است12؛ بنابراین می‌توان گفت precaution احتیاط به ‌عنوان عملی است و caution کیفیت همان عمل احتیاط‌آمیز است. با این‌ حال بعضی از لغت‌نامه‌ها precaution را مربوط به بازهی زمانی قبل از خطر می‌دانند و caution را مهارت و زیرکی فرد در حین رخ دادن خطر تلقی می‌کنند13.
1-1-2-مبحث دوم: مفهوم حقوقی احتیاط
1-1-2-1-گفتار اول: در ادبیات حقوقی ایران
در حقوق ایران احتیاط دارای تعریف قانونی نیست و به نظر می‌رسد با وجود م. 224 ق.م باید احتیاط را محمول بر معانی عرفی دانست. در قوانین ـ صراحتاً ـ بسیار اندک از احتیاط نام ‌برده شده است. در م 12 ق. م. م کارفرمایان موظف به رعایت تمامی احتیاط‌هایی هستند که اوضاع‌ و احوال قضیه ایجاب می‌نموده است. پس باید وظیفه کارفرما را در محدوده‌ای دانست که عرف آن فعالیت برای او معین می‌کند. با این ‌حال با وجود استفاده از واژه‌هایی چون اهمال، غفلت، مسامحه، بی‌مبالاتی و بی‌احتیاطی می‌بینیم که احتیاط چیزی فراتر از یک وظیفه‌ی عرفی است و مورد نظر قانونگذار نیز بوده. بر همین مبنی در ق. م. ا در مواد مربوط به موجبات ضمان بی‌آنکه از احتیاط نام ‌برده شود نظریه‌ی تکلیف عمومی به رعایت احتیاط وجود دارد. برای مثال در م 504 ق. م. ا داشتن مهارت و سرعت مجاز و مطمئن و رعایت سایر مقررات در حال حرکت را می‌توان نمونه‌ای بارز از ویژگی‌های احتیاط هنگام رانندگی دانست. در م 7 ق. م. م نیز تکلیف به نگهداری و یا مواظبت از محجور را می‌توان تکلیف به احتیاط در معنی دور اندیشی دانست. با این ‌همه در قانون ایران احتیاط به‌ عنوان اصلی مستقل مدنظر قانونگذاران نبوده است و از همین رو مورد تقسیم‌بندی، درجه‌بندی و یا حتی اشاره‌ی مستقیم ـ جز در مواردی خاص ـ قرار نگرفته است.
1-1-2-2-گفتار دوم: در ادبیات حقوقی کامن لا
در نظام حقوقی کامن لا اشاره‌ی صریح به واژه‌های در معنای احتیاط بیشتر است، و البته این موضوع با وجود معیار انسان معقول، دور از ذهن نیست. در آراء و متون حقوقی کامن لا از دو واژه‌یprudence و care در توضیح رفتار یک انسان معقول بیشتر استفاده‌ شده است14. Precaution تحت عناوین دیگری مطرح ‌شده است که در قسمت بعد مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در زبان حقوقی معنای prudence با معنای care گره‌خورده و در تضاد با negligence قرار دارند. این موضوع را در دعوای cohen v. pettyمی‌توان ملاحظه کرد.15
واژه‌ی care اما بیشتر مورد بحث و کنکاش حقوقدانان قرارگرفته است. تا آنجا که برای آن درجات گوناگون قائل شدهاند و برای اثبات آن معیارهای گوناگونی در نظر گرفتهاند. Care در معنای حقوقی در نقطه مقابل negligence و carelessness قرار می‌گیرد و هم چون negligence دارای سه درجه است: احتیاط اندک، احتیاط متعارف و احتیاط زیاد16. با وجود این درجه‌بندی، مرز دقیقی بین این درجات وجود ندارد و حتی می‌توان گفت بسیار مبهم است. با این‌ حال احتیاط متعارف را آن درجه از احتیاط می‌گویند که معمولاً رعایت آن از یک شخص معقول در شرایط مرتکب انتظار می‌رود. معیارهای تکلیف عمومی به احتیاط در حقوق انگلستان و آمریکا دارای تفاوت‌هایی است که در فصل سوم به طور مفصل به آن پرداخته خواهد شد.
1-1-3-مبحث سوم: دیگر کاربردهای احتیاط
1-1-3-1-گفتار اول: مفهوم اصل حقوقی احتیاط
the precaution principle به انگلیسی و le principle de precaution به فرانسوی، مفهومی است که معادل دقیقی به زبان فارسی ندارد و ظاهراً پژوهش مفصلی پیرامون آن صورت نگرفته17. همین نکته نشان ‌دهنده‌ی آن است که این اصل دغدغه‌ی جوامع خاصی بوده، هر چند که امروزه به صورت فراگیر مورد پذیرش کشورها قرار گرفته است18. هدف اصل احتیاط جلوگیری از وقوع عواقب منفی ـ ولی احتمالی ـ است، در موقعیتی که یقین علمی به وقوع آن‌ها نداریم. در مورد پیدایش و ماهیت اصل احتیاط اختلافاتی وجود دارد؛ برخی بر این عقیدهاند که صرفاً یک اصل فلسفی است، در حالی‌ که دیگران آن را یک اصل سیاسی می‌دانند بحث‌های پیچیده‌ای در مورد این اصل مطرح‌ شده که می‌توان برای نمونه از تفاوت میان احتیاط و پیشگیری، یا خطر احتمالی و مسلم نام برد.
اصل احتیاط اگر چه از دهه‌ی 1970 در پژوهش‌های علمی به‌ کاربرده می‌شد، اما ورود آن به صورت رسمی در عرصه‌ی عمومی و سیاسی با نشست جهانی ریو در مورد کرهی زمین در سال 1992 اتفاق افتاد. در پی این نشست اصل احتیاط را به طور رسمی در پیمان ریو، به عنوان اصل فراگیر ـ ولی فاقد اعتبار قانونی ـ درج نمودند19. سال بعد (1993) و در مادهی 130 (174 کنونی) معاهده‌ی تنوع زیستی اتحادیه‌ی اروپا صراحتاً بیان شد که سیاست زیستی اتحادیه‌ی اروپا باید بر مبنای اصل احتیاط پایه‌گذاری شود20. در ضمن اساس‌نامه در مورد محیط‌زیست، که در سال 2004 در قانون اساسی فرانسه درج ‌شده است، آمده است:
هر وقت یک آسیب، هر چند غیر قطعی از نظر شناخت‌های علمی، بتواند به شکلی وخیم و غیر قابل بازگشت محیط را متأثر کند، مقامات دستگاه عمومی باید با توجه به اصل احتیاط تدابیر موقت و مناسب را برای اجتناب از تحقق آن آسیب اتخاذ نماید21.
به ‌این‌ ترتیب در کنار ارزش‌های مادی و منطق سودجویی عصر مدرن دغدغه‌های مربوط به ‌ضرورت حفظ محیط ‌زیست، دریا و سلامت پدید آمد. به نظر می‌رسید در اینجا اصل موضوعی عصر مدرن- که هرچه به نفع عقلانیت ابزاری است به صلاح انسان بوده- زیر سئوال برده شد. دو مفهوم universal و standard precaution در زمینه‌ی پزشکی نشاندهنده‌ی بروز این دغدغه به صورت گسترده در پزشکی بوده است. در سال 1987 مفهوم احتیاط اجمالی22 با مجموعه قوانینی که تحت عنوان body substance isolutuion مطرح شد و در سال 1996، با قوانین «پایش سلامت23» جای خود را به مفهوم «معیار»24 داد25. با این ‌همه فلاسفه‌ی پست مدرن به اصل احتیاط با دیدهی تردید مینگرند. آن‌ها معتقدند، پرورش اصل احتیاط با تزریق نوعی احساستری همراه بوده است. در این مورد سر مقالهی ‌روزنامه‌ی فرانسوی لوموند، مورخ 20 آوریل 2010 با عنوان «اصل احتیاط یا اصل اضطراب؟» نه تنها در مورد این اصل به نگرانی شهروندان اشاره می‌کند، بلکه به نگرانی و اضطراب خود دولت در مورد چگونگی ادارهی بحران و تأمین امنیت شهروندانی که نه عواقب منفی یک پیشرفت را می‌پذیرند و نه از طرفی کوچک‌ترین خطایی را می‌بخشند، نیز میپردازد26.
با وجود این تحلیل‌های پست مدرنیستی از اصل احتیاط و عواقب آن باید پذیرفت؛ اصل احتیاط در واقع ادامه‌ی همان روند مدرنیته است و آبشخور آن معیارهای همان مکتب، یعنی پرستش بدن و انسان محوری است. لازم به ذکر است در رابطه با افراط در احتیاط و مضرات آن در فقه امامیه و مکاتب اجتماعی ـ حقوقی دیگر نیز سخن بسیار گفته‌ شده، که در فصل دوم به آن‌ها اشاره خواهیم کرد27.
1-1-3-2-گفتار دوم: اصل فقهی احتیاط
احتیاط عبارت است از عمل به‌ گونه‌ای که موجب یقین به ادای تکلیف واقعی شود. احتیاط از دو جنبۀ فقهی و اصولی مورد بحث قرار گرفته است: جنبۀ فقهی آن در باب اجتهاد و تقلید، حدود و قصاص و جنبۀ اصولی آن در بحث اصول علمیّه مطرح‌ شده است، که جنبۀ اخیر در ذیل مدخل اصل احتیاط می‌آید. همچون مواردی که مکلف علم به اصل تکلیف (مکلف به) دارد، ولی در واجب یا مرام بودن مصداق خاصی شک می‌نماید. برای مثال، می‌داند در ظهر جمعه نماز بر او واجب است، اما شک دارد که نماز ظهر بر او واجب است یا نماز جمعه؛ یا می‌داند خمر حرام است، ولی شک دارد کدام یک از دو ظرف موجود خمر است، باید احتیاط کند؛ یعنی در مثال‌های ذکر شده، در مورد اول، باید هر دو نماز را به ‌جا آورد و در مورد دوم، باید از هر دو ظرف اجتناب نماید تا به موافقت قطعی با تکلیف معلوم به ‌اجمال اطمینان پیدا کند28. لذا مشاهده می‌شود احتیاط در اصول فقه نیز نظر به عملی دارد که از عاقبت‌اندیشی انسان نشأت میگیرد. با این‌ وجود این اصل یکی از اصول عملیه فقهی است و کاربرد آن بیشتر در عبادات ظاهر می‌شود.
1-1-4-مبحث چهارم : شخص محتاط
در قوانین موجود اشخاص به دو دستهی حقیقی و حقوقی تقسیم ‌شده‌اند. شخص حقیقی به هر یک از افراد نوع بشر گفته می‌شود و بدون شک رفتار وی می‌تواند موضوع احتیاط قرار بگیرد؛ اما پرسش درباره‌ی رفتار اشخاص حقوقی کمی پیچیده‌تر است که به آن خواهیم پرداخت.
1-1-4-1-گفتار اول: شخص حقوقی محتاط
فارغ از بحث‌های واقعی یا اعتباری بودن اشخاص حقوقی، سیستم حقوقی ایران وجود این‌گونه نهادها را ـ به صورت اعتباری در قوانین مختلف پذیرفته است29. با وجود این همواره در مورد مسئولیت و میزان آن برای اشخاص حقوقی، بحث‌های فراوانی وجود داشته. شخصیت حقوقی که در دیدگاه فقها نیز قراری عقلایی و شناخته‌شده است30، به کسی گفته می‌شود که بتواند دارای حق گردد و عهده‌دار تکلیف شود31. در فقه نیز برای این نهاد عهده‌ی مستقل فرض گردیده و از این رو می‌توان آن را واجد شخصیتی جداگانه دانست32.
برخی حقوقدان‌ها تکلیف شخص حقوقی را حتی از لحاظ شرعی بررسی کرده‌اند، هر چند به نظر می‌رسد با توجه به عقاب اخروی مدیر شخص حقوقی، نمی‌توان شخص حقوقی را مکلف به شمار آورد33. اما ـ از لحاظ قانونی ـ پس از تصویب قانون مجازات اسلامی در سال 92، نه تنها این اشخاص واجد مسئولیت مدنی34 بلکه دارای مسئولیت کیفری نیز شناخته‌ شدهاند35. با به رسمیت شناختن شخصیت مستقل برای نهادهای حقوقی باید آن‌ها را مسئول اعمالشان دانست. گروهی عقیده دارند که مسئولیت شخص حقوقی در واقع مسئولیتی نیابتی از جانب مدیران است، این عقیده می‌تواند خلا اراده و تقصیر این اشخاص را تا حد زیادی پر کند. با این ‌همه در آرا اداره را مسئول و مقصر می‌دانند و خسارت از ریز بودجه اداره و یا حساب جامع شرکت پرداخته می‌شود.
سئوال اصلی این است که یک شخص حقوقی چگونه می‌تواند بیاحتیاط باشد؟ در سال 1346 حادثه‌ای در اثر سهل‌انگاری راننده خط واحد ایجاد شد، که طی آن راننده به مأمور کنترل بلیت اجازه جابجا کردن خط واحد را داد و در اثر واژگونی وسیله نقلیه 9 نفر از شهروندان تهران از بین رفتند. طبق آیین‌نامه داخلی شرکت واحد د

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مسئولیت مدنی، کامن لا، نظام حقوقی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع کامن لا، مسئولیت مدنی، رفتار انسان