دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سیاست خارجی، نفت و گاز، تولید نفت، انقلاب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

و عربستان (با 67 سال) کمتر از ایران است. برخی از متخصصان بازار نفت نیز بر این باورند که ايران قصد دارد ظرفيت بالاي خود را در ذخاير نفتی خود نگه دارد تا قيمت نفت به ميزان مورد نظر ايران برسد.5
عرضه انرژي اوليه در سالهاي اخير روندي افزايشي داشته است البته میزان تولید نفت خام و سایر حاملهای انرژی مانند برقآبی، خورشیدی و بادی در سال 1391 نسبت به سال 1392 کاهش داشته است ولی تولید گاز غنی رو به افزایش بوده است كه اين موضوع را در شكل4 به وضوح ميتوان مشاهده نمود. در هر صورت سهم تولید زغالسنگ، سوختهای سنتی، برق آبی، خورشیدی و بادی در تولید انرژی اولیه در سال 1387 حدود 69/0 درصد بوده است که نسبت به سایر کشورها بسیار پایین میباشد.6با توجه به اهمیت حوزه منابع نفتی به عنوان سرمایه ملی موضوع پژوهش حاضر سناريوهاي توسعه منابع نفتي تا 1404 ميباشد لذا در ابتدا اولویتهای بالادستي نفت مورد بررسی قرار میگیرد و در بخش بعد سناريوهاي موجود را بررسي ميشود.
2-3-1 سیاست خارجی انرژی گرا
تاریخ دگرگونی های توسعه صنعت نفت در کشور، از زمانی که نفت برای اولین بار در ایران استخراج شد و بعد ها با ملی شدن صنعت نفت و نهایتا کودتای 28 مرداد در ایران ادامه پیداکرد، شواهد تاریخی غیر قابل انکاری برای اثبات ارتباط سیاست خارجی و انرژی است. در 5 سال پیش از انقلاب اسلامی در ایران، با رشد تولید نفت ایران و افزایش قیمت نفت، باز هم سیاست خارجی ایران در قبال کشور های مصرف کننده انرژی بخصوص آمریکا، تاثیر زیادی بر اقتصاد و سیاست بین الملل ایران داشت. تا جایی که در سنجش ارتباط انرژی و سیاست، این مساله یکی از مهمترین علل ورشکستگی اقتصاد ایران و ایجاد زمینه رشد انقلاب اسلامی در ایران دانسته می شود.7 پس از انقلاب اسلامی نیز با سیاست های دولت درباره صادرات نفت و تحریم صادرات به برخی از کشورها، سیاست بین الملل اقتضای شرایط جدیدی برای توسعه انرژی در ایران داشت. بعد ها بروز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، ایران را مجددا به صادرات نفت سوق داد. به طور کلی روند تاریخی نفت ایران، مملو از به هم تنیدگی های این صنعت با سیاست خارجی و بین الملل می باشد.8 تا جایی که طبق نظر بسیاری از صاحب نظران داخلی ایران، بزرگترین مشکل توسعه صنعت نفت ایران، نه تنها تقابل گرا بودن سیاست خارجی ایران با کشور های خریدار نفت و یا دارای تکنولوژی برتر توسعه این صنعت در جهان است، بلکه عدم پایداری سیاست خارجی ایران در سطح بین الملل و درباره این کشور هاست.9 راه حلی که پیشنهاد بسیاری از این صاحب نظران است، ایجاد یک پایگاه تصمیم گیری کلان و بلند مدت در انرژی در قالب سند های چشم انداز بلند مدت با ضمانت اجرای قابل اتکا است تا این تصمیمات از حالت فرد محوری و تاثیر پذیری از تحولات کوتاه مدت سیاست داخلی و یا خارجی خارج شود.
نمونه تاثیرات ناپایداری سیاسی در ایران بر توسعه صنایع نفت و گاز، ریسک بالای سرمایه گذاری در ایران است. به نحوی که به عنوان مثال شرکت های بین المللی سود تضمین شده سرمایه گذاری خود در کشور های رقیب ایران در تولید انرژی مانند قطر، عربستان سعودی، عراق، خلیج مکزیک و … را بالاتر ارزیابی می کنند. حتی در صورتی که این سرمایه گذاری در ایران با توجه به ریسک سرمایه توجیه پذیر باشد، قوانین بین المللی مانند تحریمات سیاسی ایالات متحده و یا قطع نامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد این شرکت ها را از سرمایه گذاری در ایران باز می دارد.10به عنوان مثال، این تحریم ها باعث شد که تعداد زیادی از شرکت های نفت و گاز بین المللی جهان، از همکاری با ایران سر باز زنند. جدید ترین این شرکت ها، شرکت بین المللی Vitoil و شرکت نفت روسی Lukoil می باشند که از بازار ایران خارج شدند.11 با وجود ان تحریم ها، در مقابل نیز شرکت های Repsol اسپانیا و شرکت Royal Dutch Shell نیز به دلیل تاخیر زمانی در انجام پروژه، از ادامه همکاری در پروژه های طرح توسعه پارس جنوبی، از طرف دولت ایران، منع شدند و این فاز ها نیز به شرکت شبه دولتی قرارگاه خاتم الانبیاء سپرده شد. دولت ایران به سایر شرکت های خارجی حاضر در این طرح توسعه نیز، درباره جدیت زمانی این پروژه ها اخطار داده است.12
این عدم همکاری ها شاید از لحاظ تکنولوژی، با تکیه بر توان داخلی قابل جبران (البته با کمی از دست دادن زمان) باشد، اما از لحاظ سرمایه مورد نیاز برای این بخش ها، فشار زیادی را بر کشور تحمیل می کند. فشاری که با گفتمان استکبار ستیزی بعد از انقلاب ایران، انتظار آن می رفت که شکل گیرد، اما با گذشت 31 سال از وقوع انقلاب تحمل این فشار ها و هزینه های پرداختی در قبال این تحریم ها به چالش کشیده شده است و بسیاری از صاحبنظران این عرصه که در گذشته در فعالیت های دولت نیز حضور داشته اند، تعامل سازنده با کشور هایی که روزی به عنوان کشور های استکبار طلب از آنها نام برده می شد، حتی به قیمت عقب نشینی از ارزش های ایدئولوژیکی که در آرمان ها انقلاب تعریف شده بود، برای هموار کردن مسیر توسعه اقتصادی کشور، لازم می دانند.13 البته لازم به ذکر است که وجود تعامل با کشور های جهان برای پیشبرد اهداف توسعه یک قانون زندگی در اجتماع است. مثلاً توسعه مخازن مشترک نفت و گاز و ایجاد شرایط تولید صیانتی از این ذخایر، نیاز مند ایجاد محیط تعامل سازنده با کشور های همسایه می باشد. رشد نفوذ ایران در جوامع و سازمان های بین المللی انرژی و سیاسی و تحولات منطقه ای و فرا منطقه ای بدون شک مسیر رشد اقتصادی کشور را هموار تر می کند. همین مساله باعث شده است که در سند چشم انداز 20 ساله ایران، بر اساس تعامل سازنده در روابط سیاست خارجی استوار است.
دو نگاه به سياست خارجي ايران می تواند وجود داشته باشد. نگاه نخست بر اساس دیپلماسی سنتی استوار بوده که به موضوعات و مفاهیم سیاسی و دیپلماتیک توجه و علاقه بیشتری نشان می دهد. نگاه ديگر سياست خارجي مبتني بر انرژي است،که البته به معناي واگذار کردن سياست خارجي به وزارت نفت و یا نیرو نيست بلکه به مفهوم سياست خارجي است که دیپلماسی انرژی و بخصوص نفت در آن نقش اول و اساسي را داشته باشد. مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، سياست خارجي بايد با اولویت به چهار دسته از کشورها نگاه نماید:
1-کشورهاي همسايه،
2-کشورهای مسلمان
3-کشورهای غیر متعهد و یا جهان سوم و یا در حال توسعه
4-کشورهايي که به نوعي نيازهاي سياسي، اقتصادي، نظامي ايران را برطرف کنند.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر با اولویتهای اساسی ذیل مواجه است:
1ـضرورت توجه ویژه به نوسازی و توسعه کشور و تامین سطح قابل توجهی از رفاه مادی و معنوی برای عموم جامعه که این امر جز با اعمال یک سیاست خارجی همه جانبه و مبتنی بر اعتمادسازی متقابل با همکاری مؤثر، امکان پذیر نیست.
2ـحفظ اسلام ومنافع اسلامی با سیاستهای اسلامی بر محور ژئوپلیتیك اسلام و در جهت تعمیق اهداف استراتژیك
3ـ حضور فعال و مؤثر در تعاملات بین‌المللی با هدف ایجاد تشکل‌های همکاری منطقه ای وبین‌المللی برای ممانعت از تثبیت نگرش‌های هژمونیک.
4ـ توجه به تبیین همه جانبه و اعمال ظرفیت‌های جامع قانون اساسی در امور داخلی و خارجی كشور برای حل مسائل پیش رو در سیاست خارجی امری ضروری است. زیرا با توجه به جایگاه خاص قانون اساسی در تصمیمات و سیاستگذاری‌های کلان ملی و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران که در فصل دهم آن نگاه به سیاست خارجی بر اساس اصول مهم آزادی (در داخل) و استقلال (در خارج) تعریف و تبیین شده است، آزادی و استقلال دو الزام ملی برای نهادینه شدن مردم سالاری دینی در نظام جمهوری اسلامی است. لذا بر پایه شعارمحوری واصلی مردم در انقلاب اسلامی (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) آزادی پیش نیاز سیاست داخلی، و استقلال نیز پیش نیاز سیاست خارجی برای استمرار مردم سالاری دینی در قالب جمهوری اسلامی است. بنابراین، از آنجایی که رفتار سیاست خارجی و جهت گیری‌های استراتژیکی کشورها بایستی بر اساس شرایط و واقعیات پیرامون با درک درست از تحولات بین‌المللی تبیین گردند، امروزه توجه جامع به تبیین متناسب و بکارگیری ظرفیتهای همه جانبه قانون اساسی، امری ضروری است14.
بر این اساس روابط خارجي جمهوري اسلامي ايران در فضايي که امنيت انرژي مسلط است، می تواند در آن چند معيار از اهميت ويژه ای برخوردار باشد. اولین آنها این است که عموما کشورهای همسایه ایران تولیدکننده نفت و گاز هستند. دوم آنکه تقاضا برای نفت و گاز عمدتا در کشورهایی است که روابط ایران با آنها خالی از مشکل نیست. مطلب دیگر ظرفیت سازی در بخش های بالادستی صنایع انرژی است. در این زمینه ایران نیازمند همکاری شرکت های نفت و گاز بین المللی است. عمده این شرکت ها در کشورهایی که باز با ایران روابط نه چندان مستحکمی دارند، مستقرند. ایران نیازمند سرمایه گذاری های جدید در صنایع نفت و گاز خود است. سرمایه های بزرگ و در خور صنایع بالادستی نفت و گاز دراختیار شرکت های بین المللی نفتی است. همچنین فنآوری های جدید این عرصه و مدیریت کارآمد به این شرکت ها مربوط می گردد. مدیریت کارآمد به معنای آن است که پروژه در موقع مقرر و با هزینه های پیش بینی شده به اتمام برسد.
یکی از راه هایی که ایران می تواند ضریب امنیت ملی خود را افزایش دهد، توجه به سیاست خارجی مبتنی بر امنیت انرژی است. تصور نمائید که ایران کشوریست که گاز خود را به پاکستان و هند صادر می نماید، گاز از ترکمنستان وارد می نماید و گاز خود را به ترکیه و اروپا ارسال می کند. نفت خام قزاقستان، روسیه و آذربایجان را از طریق نکا تحویل گرفته و در پالایشگاه های شمال کشور مصرف و نفت معوض را در جنوب به مشتریان آن کشورها تحویل می دهد. دارای خطوط لوله از دریای خزر تا خلیج فارس است. گاز به ارمنستان، آذربایجان و نخجوان می فروشد و درصدد یافتن راهی جدید برای ارسال گاز از طریق گرجستان و اوکراین به اروپاست. نفت خام به عراق می فروشد و فرآورده از این کشور خریداری می کند. گاز مصرفی شارجه از حوزه سلمان تامین می شود و به سایر کشورها از طریق دریا نفت و یا گاز طبیعی مایع صادر می نماید.
در یک تصویر دیگر ایران کشوری است که با همسایگان خود دارای تعامل در زمینه انرژی نیست. تنها به معاملات سنتی در زمینه ارسال نفت از طریق کشتی بسنده می نماید. سئوال این است که کدامیک از دو تصویر امنیت ایران را بیشتر تامین می نماید. کاملا روشن است که ایجاد شبکه های منطقه ای برای استفاده از مزیت های ایران در زمینه انرژی خود زیربنای محکمی برای تامین امنیت کشور و جلوگیری و یا محدود سازی تهدیدات کشورهای مخالف ایران است. به نظر می رسدکه در ارتباط با امنیت انرژی در آینده در بخش تولید همچنان رقابت مابین 4 منطقه عمده تولید نفت و گاز یعنی خلیج فارس، روسیه، دریای خزر و غرب آفریقا ادامه یابد. در بخش مصرف نیز رقابت بنظر می رسد که اصول حاکم بر دیپلماسی انرژی ایران می تواند شامل موارد زیر باشد:
-در چارچوب سیاست های منطقه ای نظام، یکی از محورهای حضور و همکاری ایران با کشورهای منطقه می تواند حول محور انرژی شکل بگیرد.
-ایران باید تولید نفت خود را ارتقاء بخشد. بدون هیچگونه تردیدی منشا قدرت ایران در بازارهای بین المللی از مقدار تولید روزانه نفت و گاز این کشور نشات می گیرد.
-ظرفیت سازی از اهداف همه کشورهای تولید کننده است. ظرفیت تولید نفت و گاز ایران متناسب با ذخائر نفت و گاز این کشور نمی باشد.
-برای ایجاد ظرفیت یک میلیون بشکه در روز به تولید نفت ایران بصورت متوسط به 15 میلیارد دلار نیاز است. بازار انرژی یک بازار سرمایه بر است.
-سهم ما در بازار جهانی باید در گاز نیز به دومین کشور ارتقا یابد.
-ایران سهم خود را از سرمایه گذاری های جدید، فنآوری های پیشرفته انرژی و خطوط لوله باید طلب کند.
-همپوشانی بین کشورهای مصرف کننده و تولید کننده می تواند از سیاست های حوزه انرژی برای پی گیری باشد.
-سیاست خارجی معطوف به انرژی قدرت تعامل و چانه زنی در صحنه بین المللی را برای ایران افزایش می دهد.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع آزمون فرضیه، نفت و گاز، روش تحقیق، رهبری استراتژیک Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نفت و گاز، گاز طبیعی، تولید نفت، خلیج فارس