دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، رفتار انسان، احساس حقارت

دانلود پایان نامه ارشد

آلپورت به خاطر اختلاف سني درخانواده و خارج آن منزوي بود.” من حوزه ي فعاليتهاي خودم را ساختم. اين حوزه اي خاص بود، زيرا من مناسب جمع پسران معمولي نبودم” در دوران طرد كودكي حقارت را تجربه كرد وكوشيد با ممتاز شدن آن را جبران كند او ردپاي برادرش فلويد را كه به او حسادت مي‌كرد تا دريافت درجه دكترا دنبال كرد.اين تلاش براي همچشمي‌كردن با فلويد ممكن است حس هويت آلپورت را تهديد كرده باشد، ممكن است براي دفاع از فرديت خود، با بيان اين نكته كه انگيزه‌ها و علايق بزرگسالان، خود مختار يا مستقل از سر چشمه‌هاي كودكي آنهاست ،براي رد كردن همانند سازي اش با فلويد برانگيخته شده باشد او در دوران دانشجويي نمرات بالايي گرفت و مسئوليتهاي گوناگوني در دانشگاه به عهده داشت. او نوشت ” من از اين فعاليتها احساس شايستگي مي‌كردم (براي جبران احساس حقارت.” آلپورت در 1922 پس از اخذ درجه دكتري 40 سال به انجام پژوهش درباره ي شخصيت و روان شناسي اجتماعي و تعليم دادن مشغول بود او در تمام اين سالها به اين موضوع اذعان داشت كه شخصيت دوران كودكي و بزرگسالي از يكديگر جداست و روي يك پيوستار نيست شخصيت كودكي يك شخصيت زيستي است و شخصيت بزرگسالي يك شخصيت روان شناختي و كاركرد بزرگسالي از دوران كودكي جداست و محدودبه تجربيات گذشته ي انسان نمي‌شود، او متعتقد بود كه هر كس شخصيتي بي همتاست.

2-12-2 بررسي نظريات آلپورت
آلپورت در كتاب خود با عنوان (الگو و رشد در شخصيت) قبل از اينكه تعريفهاي خود از شخصيت را ارائه دهد، 50 تعريف را بررسي كرد “شخصيت عبارت است از سازمان دهي پويايي نظامهاي رواني فيزيولوژيكي درون فرد كه رفتار و افكار شاخص را تعيين مي‌كند”
منظور آلپورت از سازماندهي پويا اين است كه اگر چه شخصيت همواره تغيير و رشد مي‌كند (يعني پوياست)، اين رشد، رشدي سازمان يافته است، رواني فيزيولوژيكي به معني آن است كه شخصيت به صورت يك واحد از كاركرد ذهن و بدن تشكيل مي‌شود نه كاملا ذهني نه كاملا زيستي بلكه تركيبي از هر دو، منظور آلپورت از تعيين مي‌كند اين است كه همه ي جنبه‌هاي شخصيت رفتارها و افكار خاصي را فعال يا هدايت مي‌كند. رفتار و افكار هم به معني آن است كه هر چيزي كه فكر مي‌كنيم و انجام مي‌دهيم، شاخص يا نمونه ماست پس هر فردي بي همتاست.
او معتقد بود كه شخصيت كودك و بزرگسال از هم جداست. بنابراين تاكيد ما بر هشيار به جاي ناهشيار و بر حال و آينده به جاي گذشته، شناسايي يگانگي به جاي عموميت با شباهت‌ها در همه ي افراد و تمركز بر هنجار به جاي نابهنجار از اين جا ناشي مي‌شود او سه تيپ صفات فردي را معرفي كرد “اصلي، مركزي وثانوي”.
صفات اصلي بيانگر يك آمادگي فراگير و شخصي در زندگي فرد است و در واقع، هر عمل وي تحت تاثير آن قرار مي‌گيرد. براي مثال مي‌گويم فردي ماكيا ولي عمل مي‌كند منظور صفت نيكولو ماكياول است كه يك فرمانده موفق در دروه ي رنسانس بوده است در مورد فرد آزارگر اين صفت از نام ماركي دو ساد كه قبلا به ساديسم (آزارگر ) بوده گرفته شده.بطور كلي عده معدودي از افراد داراي صفات اصلي هستند.
صفات محوري يا مركزي (مثل درستي، مهرباني، و جرات) نشان دهنده ي آمادگي‌هايي است كه دامنه ي فراگير بودن آنها از اصلي نيز كمتر است.
صفات ثانوي نشان دهنده ي آمادگي‌هايي است كه حداقل فراگيري، همساني و قابليت مشاهده را دارند، به عبارت ديگر افراد، داراي صفلاتي هستند كه درجات مختلفي از اهميت و فراگيري را دارند. او عقيده داشت كه صفات اغلب در يك موقعيت خاص و نه در هر موقعيت برانگيخته مي‌شوند مثلا از فرد پرخاشگر نيز مي‌توان انتظار داشت كه رفتار خود را تعديل كند به شرط اين كه آن موقعيت ما رفتار غير پرخاشگرانه را اقتضا كند. همين طور فرد درون گرا ممكن است در بعضي موقعيت، رفتار برون گرا داشته باشد.

2-13 نظريه چندبعدی شخصیت
هانس، جي، آيسنك (1997-1916)
2-13-1 زندگینامه
هانس، جي آيسنك در سال 1916 در آلمان متولد شد و سپس در زمان آزار و اذيت نازي‌ها جلاي وطن كرد و در انگلستان اقامت گزيد. نظريه آيسنك تحت تاثير پيشرفت‌هاي روش شناختي در شيوه آماري تحليل عاملي، تيپ شناسي كريچمر و یونگ، تحقيقات شيريل برت در وراثت، تحقيقات آزمايشي پاولف در شرطي شدن كلاسيك و نظريه ي يادگيري روان شناس آمريكايي كلارك‌هال قرار داشته است. اگر چه آيسنك در تحقيقات خود از نمونه‌هاي عادي و بيمار هر دو سود برده است بيشتر تحقيقات او در بخش روان پزشكي بيمارستان مارس در انگلستان انجام گرفت.
زندگي آيسنك با انرژي و قدرت توليد فراوان توصيف شده و يكي از بانفوذ ترين و قابل استناد ترين روان شناسان قرن بيستم است.او در دهه 1980 به تاسيس و ويراستاري مجله (شخصيت‌ها و تفاوتهاي، فردي همت گماشت كه جمله اي بين المللي بود و در درجه اول به پژوهش درباره صفات شخصيت خلق و خود و مباني زيستي آن مي‌پرداخت. آيسنك نسبت به همه اين موضوعات توجه عميقي داشت او در سال 1997 و بعد از تجديد چاپ سه جلد از كتاب‌هاي اوليه خود و اندكي بعد از تمام كردن آخرين كتابش (هوش: نگاهي جديد) دار فاني را وداع گفت.

2-13-2 بررسی نظريات آیسنک
آيسنك هميشه يكي از منتقدين سخت نظريه روان كاوي بوده است و اگر چه از نظريه صفات پشتيباني مي‌كند بر لزوم تهيه ابزار كار آمد اندازه گيري ضرورت ابداع نظريه اي ابطال ناپذير و اهميت دستيابي به مبنايي زيستي براي هر صفت تاكيد دارد. شيوه يي آماري تحليل عاملي، مبناي اندازه گيري و طبقه بندي صفات آيسنك را تشكيل مي‌دهد. تحليل عاملي شيوه اي است كه در آن تعداد متنابهي از پرسش‌هاي يك آزمون در مورد تعداد زيادي از افراد اجرا مي‌شود سپس نتايج تحليل آماري (يعني اجتماعي بودن) را مي ‌توان با توجه به ويژگي‌هاي مشترك، سوالات يا رفتارهاي مرتبط با يكديگر، تفسير و نامگذاري كرد. آيسنك با تحليل عامل‌هاي بيشتر (ثانوي) به ابعاد اصلي يا زمينه‌هاي اين عوامل يا صفات نيز دست يافت كه به اين ابعاد اصلي “تيپ” گفته مي‌شود. بنابراين براي مثال، بعنوان مثال صفاتي چون اجتماعي بودن، تكانشی بودن، فعاليت، سرزندگي و تحريك پذيري را مي‌توان زير عنوان مفهوم تیپ برون گرا در يك گروه جمع كرد. در اينجا اگر چه از اصطلاح تيپ استفاده مي‌شود، بايد توجه داشت كه در واقع، اين اصطلاح داراي دو حد نهايي بالا و پايين است و افراد ممكن است در نقاطي بين اين دو حد قرار گيرند.
2-13-3 ابعاد اساسي شخصيت
آيسنك در نخستين تحقيقات خود به دو بعد شخصيت دست يافت و آنها را درون گرا – برون گرا و روان آزرده خو (از لحاظ عاطفي پايدار- ناپايدار) نام نهاد. رابطه ي اين دو بعد اصلي شخصيت با طبايع چهار گانه اي كه به وسيله پزشكان يوناني بقراط و گالن معرفي شده ويژگي‌هاي شخصيتي بيشتري را در بر مي‌گيرد در شكل آمده است.

شكل 2-1 رابطه2 بعد شخصيت بر مبناي تحليل عاملي و طبايع 4 گانه يوناني (آيسنك 1970)
پروين و جان، لارنس و اليور، شخصيت (نظريه و پژوهش)، ت محمد جعفر جوادي
روان شناسان منتقد اظهار كرده اند كه تفسير تفاوت‌هاي فردي با دو يا سه بعد امكان پذير نيست.
2-14 نظرريه رويكرد تحليلي عاملي صفات
ريموند كتل (1998-1905)
2-14-1 زندگینامه
ريموند كتل در 1905 در دوانشير انگلستان ديده به جهان گشود او در سال 1924 ليسانس يا شيمي‌از دانشگاه لندن فارغ التحصيل و سپس به روانشناسي روي آورد. او در سال 1929 از همان دانشگاه موفق به درجه ي دكترا شد. در 1937 پس از مطلالعاتي روي شخصيت وارد دانشگاه هاروارد و كلارك و دوك شده و به تدريس پرداخت در خلال اين 20 سال استاد تحقيق در روان شناسي و مسئول آزمايشگاه ارزيابي شخصيت در دانشگاه ايلينوي بود او بيش از 200 مقاله و 15 كتاب نوشت. در ابتدا او پس از مطالعه ي تحليل عامل در تحقيقي تلاش كرد يك نظريه ي داراي سلسله مراتبي از شخصيت ايجاد كند همچنين علاقمند بود مانند جدول مندليف در شيمي‌ شیوه تحليل عاملي روان شناسي را به جانب جدول ادواري وي از عناصر شخصيت سوق دهد.

2-14-2 بررسي نظريات كتل در شخصيت
مهمترين عنصر ساختاري نظريه كتل، صفت است كه قبلا به عنوان آمادگي قبلي يا زمينه از آن ياد شد. منظور از “صفت” اين است كه رفتار انسان در طول زمان و در موقعيت‌هاي مختلف داراي الگو و نظم خاصي است از ميان تفاوت‌هاي بسياري كه در صفات مي‌تواند وجود داشته باشد دو مورد مهمتر است يكي تفاوت ميان سه صفت توانش، خلقي، پويشي و ديگري تفاوت بين دو صفت سطحي و عمقي.
“صفات توانشي” به مهار توانائي‌هايي مربوط است كه موجب كنش موثر فرد مي‌شود مثل هوش.
“صفات خلقي” به زندگي هيجاني فرد و سبك رفتاري او مربوط است مثل آرامش در كار كردن يا سريع بودن
“صفات پويشي” به كوشش و انگيزيش زندگي فرد و نوع اهدافي كه براي وي مهم است مربوط مي‌شود، در مجموع اين صفات پايدارترين عناصر شخصيت شناخته شده اند.
تفاوت بين صفات سطحي و عميقي به ترازي مربوط است كه در آن به مطالعه مي‌پردازيم.
“صفات سطحي”، رفتارهايي را نشان مي‌دهد كه ظاهرا با يكديگر تجانس دارند ولي در واقع هميشه همراه هم بالا و پايين نمي‌روند و ضرورتا علت مشتركي ندارند. صفات سطحي را مي‌توان از طريق روش‌هاي غير عيني سنجيد ولي “صفات عمقي” را بايد به كمك شيوه‌هاي پيشرفته ي آماري همچون تحليل عاملي كشف كرد. اين صفات زير بناي شخصيت فرد را تشكيل مي‌دهد.
تلاش‌هاي كتل و حوزه ي گسترده آن هر انساني را تحت تاثير قرار مي‌دهد. تحقيقات او تقريبا شامل كليه ابعادي است كه به نوعي با نظريه شخصيت مرتبط است. كتل يكي از عمده ترين روان شناساني است كه به ابداع شيوه‌هاي “تحليل عاملي” و تكوين شيوه‌هاي نوين تعيين سهم وراثت در شخصيت پرداخته است. كتل به منظور توسعه تحقيقات چند متغير در (انجمن تحقيقات آزمايشي چند متغيره)را در دهه شصت راه اندازي كرد. اغلب پژوهشگران تحليل عاملي شخصيت در امريكا به عضويت انجمن صاحب نام وي در آمدند به علاوه كتل تلاش كرده است تا نظريه خود را در فرهنگ‌هاي مختلف نيز به كار گيرد. به نظر يكي از حاميان او: “نظريه كتل، به جاي اين كه مورد قبول عام قرار گيرد، بهشدت آنها را تحت تاثير قرار داده است”… مي‌توان اذعان كرد كه طرح اصلي كتل در مطالعه شخصيت، به ساختار نظري پرباري منجر شده و در مقايسه با ساير نظريه‌هاي شخصيت، به تحقيقات تجربي بيشتري منتهي شده.در عين حال بيشتر روانشناسان شخصيت،تلاش‌هاي كتل را ناديده گرفته و عده اي ديگر نيز در مورد اعتبار آزمون‌هاي به كار رفته، اعتماد كردن به تحليل عاملي و همين طور، نظريه پردازيهايي كه گاهي از داده‌هاي به دست آمده نيز فراتر مي‌رود ترديد كرده اند. همين طور اینکه كتل، همانند آيسنك در اغلب موارد اغراق مي‌كند.
متاسفانه كتل به دليل اعتقاد بيش از حد به نقطه نظرهاي خود، گاهي بدون هيچ گونه دليل، دستاوردهاي خود را مي‌پذيرد و متقابلا كارهاي ديگران را بي اعتبار به حساب مي‌آورد. مثلا، يافته‌هاي “روان شناسي باليني” و “رويكرد دو متغيره” را كم بها جلوه داد ولي درباره دستاوردهاي “رويكرد چند متغيره” به گزافه گويي پرداخته است.

2-15 ظریات رابطه شغل و شخصیت
نظريه شخصیتی- شغلی ‌جان هالند
جان‌هالندر در سال(1918)ميلادي متولد شد, درجه ليسانس خود را از دانشگاه اوماها در سال 1942 و در جه دكتري روانشناسي را درسال 1952 از دانشگاه مينوسو تا اخذ كرد. سپس به تدريس مشغول شد و چند سالي نيز سرپرستي مركز تحقيقات را عهده دار بوده در سال 1964 رئيس سازمان تحقيقات و نيز استاد دانشگاه آيوا شد
(شفيع آبادي, 1372, ص 209)
نظريه افتراق گرايي‌هالند صرفا به نظريه‌هاي شخصيت مربوط نمي‌شود بلكه به تنهايي يك نظريه جامع شخصيتي است. فرضهاي اصلي زير بناي آن اين است كه مي‌توان مردم را به شش تيپ شخصيتي طبقه بندي كرد. و نيز شش نوع محيط نيز وجود دارد كه با انواع تيپهاي شخصيتي مطابقت دارد. مردم به دنبال محيطي مي‌گردند كه با شخصيت آنان هماهنگي داشته باشد چون اين هماهنگي به آنان امكان مي‌دهد تا ارزشها و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس، سلسله مراتب، احساس حقارت Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس، استقلال عمل