دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتبی، سلسله مراتب، میانجیگری، مدل سلسله مراتبی

دانلود پایان نامه ارشد

می کند که شهری بسیار فعال و وسعت آن قابل مقایسه با اصفهان است. او جمعیت آن را 70000 نفر تخمین زده است. بارفروش به خاطر قرار گرفتن در مرکز این جلگه و مواردی که در بالا برشمردیم ( تجارت با روسیه ) و نیز دسترسی آن به دریا (کرجی های کوچک می توانستند در رودخانه ی بابل که به دریا منتهی می شود قایقرانی کنند) در قرن نوزدهم بسیار توسعه یافت. رفته رفته به مرکز تجاری مازندران درآمد و از آنجا برنج، کتان، ابریشم و چوب صادر و کالاهای صنعتی بدان وارد می شد. در واقع این شهر، به عنوان مرکز مدرنیزه سازی در این ایالت عمل می کرد. در دهه ی 1930 به خاطر طاعون، جمعیت این شهر به 30 تا40 هزار نفر کاهش یافت. با وجود این ، در نیمه ی دوم قرن نوزدهم و ربع اول قرن بیستم، شهر بابل بزرگترین شهر مازندران بود. ارتباطات این شهر با دنیای خارج شاید بتواند توضیح دهد که چرا جمعیت این شهر در اوائل قرن بیستم شامل شمار زیادی بهایی و تقریباً 750 یهودی بوده است.
دپلانهول در ادامه می نویسد: این شهر در دوره ی سلطنت پهلوی، نسبت به شهرهای دیگر این منطقه رشد کند تری داشت. چرا که خط راه آهن از این شهر نگذشت و طرح های ارتقاء صنایع رضا شاه در این شهر اجرا نمی شد. به این دلیل، رفته رفته این شهر نقش خود را به عنوان مرکز تجارت های راه دور از دست داد. از آن زمان به بعد، شعاع تجاری آن به بازارهای محلی محدود گشت. اما با وجود این ، طبق سرشماری سال 1335، هنوز بزرگترین شهر در بخش شرقی ساحل دریای خزر بود و 36000 سکنه داشت. اما در سال 1355، گرگان، ساری و آمل از آن پیش گرفتند. لازم به یادآوری است که در سال1310 نام این شهر از بارفروش به بابل تغییر یافت

1-8-1- موقعیت جغرافیایی و جمعیتی شهرستان بابل
بابل از نظر موقعیت جغرافیایی در طول52 درجه و44 دقیقه و20 ثانیه و عرض 36 درجه و34 دقیقه و 15 ثانیه در شمال ایرا ن واقع است.
این شهرستان از شمال به شهرستان بابلسر، از مشرق به شهرستان قائمشهر، از طرف غرب به آمل و از جنوب به رشته کوههای البرز محدود می شود. فاصله ی آن تا مرکز استان 35 کیلومتر است.
از جنوب به شمال دارای نقاط کوهستانی، کوهپایه ای و جلگه ای است. آب و هوای آن معتدل و مرطوب می باشد. مساحت آن 1/1578کیلومتر مربع است. جنگل های طبیعی این شهرستان 49936 هزار هکتار است. شرايط مساعد جغرافيايى‌ از قبيل‌ آب‌ فراوان‌ و خاك‌ حاصل‌خيز، موجب‌ شده‌ است‌ كه‌ شهرستان‌ بابل‌، مانند بيشتر نقاط مازندران‌ از وضع‌ اقتصادي‌ خوب‌ – به‌ ويژه‌ در زمينة كشاورزي‌ – برخوردار باشد. فرآورده‌هاي‌ عمدة كشاورزي‌ شامل‌ برنج‌، پنبه‌، مركبات‌ و دانه‌هاي‌ روغنى‌ است‌. دامداري‌ نيز از جمله‌ فعاليتهاي‌ اهالى‌، به‌ ويژه‌ در مناطق‌ روستايى‌، به‌ شمار مى‌رود
بابلرود، مهمترین و بزرگترین رودخانه ی این شهرستان است. از رودهای دیگر می توان به سجاد رود، آقا رود و کلا رود اشاره نمود.
بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1385، جمعیت شهرستان469591 نفر می باشد. 88/48 درصد جمعیت روستایی و 12/51 درصد جمعیت شهری هستند. شهرستان بابل متشکل از 7 شهر زیر است: بابل، امیرکلا، گتاب، خوشرود پی، مرزی کلا، زرگر محله و گلوگاه. این شهرستان دارای6 بخش مرکزی، گتاب، بندپی شرقی، بندپی غربی، لاله آباد و بابل کنار است. این شهر دارای 13 دهستان است.

1-9- بررسی های روانشناختی زبان در حوزه ی دوزبانگی
هردیا و براون16 (2006: 229) می نویسند ” شاید موثرترین نگرش نسبت به بازنمایی حافظه17 ی دوزبانه ها، فرضیات مربوط به وجود حافظه ی جدا18 یا حافظه ی مشترک19 برای دو زبان است. بر اساس این فرضیات، گویشوران دوزبانه یا زبان را در یک حافظه ی مشترک سازماندهی می کنند و یا آن را در دو نظام مجزای حافظه ای ذخیره کرده و هر زبان به طور مستقل سازماندهی می شود. علاوه بر آن، نگرش دیگری هم وجود دارد. و آن اینکه گویشوران برای دو زبان نه حافظه ی مجزا دارند و نه حافظه ی مشترک. چرا که برخی از اطلاعات دوزبانه ها به زبان کدگذار محدود است. در حالی که برخی دیگر از اطلاعات از هر دو نظام زبانی قابل دستیابی20 هستند.” آنها در ادامه مدل هایی را که برای ترسیم حافظه ی دوزبانه ها ارائه شده اند به صورت زیر برمی شمرند.

9- 1- مدلهای سلسله مراتبی حافظه ی دوزبانه ها21
1-9-1-1- مدل تداعی واژه22
در مدل های سلسله مراتبی اولیه، دو ساختار حافظه ای را برای گویشوران دوزبانه ترسیم می نمودند. (پاتر23 و همکاران 1984). برای مثال، مدل تداعی واژه، معماری ذهنی دوزبانه ها را به این صورت فرض می کند که دو زبان گویشوران دوزبانه، بر اساس معادلهای ترجمه شان24 در سطح واژگان با هم تعامل25دارند (هردیا و براون26 ، 2006: 234) .

نمودار 1-1 : ( مدل تداعی واژه ، کرول و استوارت 1984، بر گرفته از هردیا و براون،234:2006)
طبق این مدل، زبان L2 تابع یا وابسته به زبان L 1 است. دستیابی به نظام کلی مفهومی از طریق L2 ممکن
نیست. مگر آنکه واژه ی L2 به L1 ترجمه شود ( همچون نظام وابسته ی واین رایش 1953). به تعبیری، واژه- ی زبان دوم از طریق بازنمایی واژگان زبان اول فهمیده می شود.

1-9-1-2- مدل میانجیگری مفهومی
در مدل میانجیگری مفهومی فرض بر این بود که دو زبان گویشور دوزبانه مستقل از یکدیگر عمل می کنند. مهمتر اینکه واژگانها به طور مستقیم یا مستقل به انباره ی حافظه که برای هر دو زبان مشترک است مرتبطند. به عبارتی، یک دوزبانه می تواند معنی یک مفهوم خاص را بدون در نظر گرفتن زبان فعال سازد. بنابراین، زبان بومی و غیر بومی یک دوزبانه به گونه ای مستقل27 عمل می کند. ارتباط آنها به صورت ارتباط بین زبانی نیست، بلکه در عوض، به نظام مفهومی غیر زبانی مرتبطند که این نظام مفهومی برای هر دو زبان مشترک است.

نمودار 1-2: ( مدل میانجیگری مفهومی ، کرول و استوارت 1984، برگرفته از هردیا و براون (234:2006)
یکی از جنبه های مهمی که در این مدلهای سلسله مراتبی وجود دارد این است که واژگان زبان L2 کوچکتر از واژگان زبان L1 است. به عبارتی ، دوزبانه ها واژه های زبان L1 را بیشتر از زبان L2 می دانند.

1-9-2- مدل سلسله مراتبی تجدید نظر شده28
کرول و شول29 (1992) و کرول و استوارت30 (1994) برای اینکه حافظه ی گویشور دوزبانه را نوعی کارکرد بسندگی در زبان L2 و نیز ترجمه ی مستقیم در نظر گیرند، دو مدل تداعی واژه و میانجیگری مفهومی را با هم تر کیب کردند و مدل سلسله مراتبی تجدید نظر شده (RHM) را پیشنهاد کردند. به گفته- ی کرول و دوسیاس31( 2006: 177)، این مدل بر خلاف مدل های فعال سازی تعاملی و مدل توزیعی، بیشتر روی ارتباطات مفهومی و واژگان تاکید دارد . واژه های زبان L1 نسبت به واژه های زبان L2آسانتر به معانی خود دست می یابند. عدم تقارن32 بین واژه های دو زبان و معنی آنها از مشخصه های اصلی در این مدل است. طبق این مدل، واژگان دو زبان به صورت دو سویه به هم مرتبطند. “ارتباط واژگانی از L2 به L1 نسبت به ارتباط بین L1 به L2 قوی تر است. ( این ارتباط در نمودار زیر به صورت خط پر رنگ نشان داده شده است) دو زبانه ها در طول اکتساب L2، هر واژه ی L2 را با معادل های L1 آن تداعی می کنند.( برای مثال house را یاد می گیرند و آن را با casa تداعی می کنند). بنابراین در سطح واژگان یک تداعی شکل می گیرد که فعال و قوی باقی می ماند (کرول و استوارت 1994). علاوه بر آن، در این مدل فرض می شود که این ارتباط به فرایندهایی که به مشخصه های فیزیکی و مفهومی در معادلهای ترجمه ای واژه نیاز دارد حساس33 است. پیوندهای قوی تر واژگان از L2 به L1 نشانگر آسانی عملکرد ترجمه در دوزبانه ها است. بنابراین، برای یک گویشور بومی اسپانیایی زبان آسانتر است که” house” را به “casa” ترجمه نماید تا casa”” را به “”house. زیرا هر واژه ی L2 با واژه ی L1 آن مرتبط می شود. اما همه ی واژه های L1 با معادلهای واژه ی L2 آن ارتباط پیدا نمی کنند (کرول و استوارت ، 1994). همچنین ارتباط از واژگان L1 به واژگان زبان L2 ضعیف تر است. ( این ارتباط به صورت خط نقطه چین نشان داده شد) در سطح مفهومی ، ارتباط مفهومی از L1 نسبت به L2 قوی تر است. ( این ارتباط به صورت خط پر نشان داده شده است ) “(هردیا و براون34 2006: 236) .
ارتباطات واژگانی
……………
ارتباطات مفهومی

نمودار 1-3: (مدل سلسله مراتبی تجدید نظر شده، کرول و استوارت 1984، برگرفته از هردیا و براون (236:2006)
این تفاوت نشان می دهد که L1 زبان بومی است و دوزبانه ها با معانی واژگانی در L1 بیشتر آشنا هستند (کرول و شول ، 1992، کرول و استوارت ،1994).
شواهد وجود RHM حاصل مشاهدات مربوط به آزمون هایی است که در آنها از دوزبانه ها خواسته شد واژه هایی را از زبان L1 به L2 و بر عکس ترجمه کنند. این مدل نشان می دهد که ترجمه از L2 به L1 نسبت به L1 به L2 سریع تر است. شواهد دیگر این فرضیه را پیش بینی می کند که دو بخش واژگانی دوزبانه ها به صورت های متفاوت پردازش می شوند. برای مثال، کرول و استوارت یک آزمون ترجمه ای را طراحی کردند که در آن بافت معنایی خاصی می بایست ترجمه می شد. شرکت کنندگان در این تحقیق، فهرستی از واژه های طبقه بندی شده و یا تصادفی مثل “dress”,” suit”,” pant” را که مربوط به طبقه ی پوشاک بود از L1 به L2 و یا برعکس ترجمه می کردند. سوال اصلی تحقیق این بود که آیا ترجمه از L1 به L2 (مثلاً فهرست لغات تصادفی یا طبقه بندی شده ) نسبت به ترجمه از L2 به L1 که از لحاظ واژگانی به عنوان واسطه عمل می کند تحت تاثیر بافت معنایی قرار می گیرد یا نه.آنها با توجه به این یافته که نامگذاری تصویری L1 که نیاز به پردازش معنایی- مفهومی دارد و در گروه طبقه بندی شده و نه در گروه تصادفی منجر به تداخل در طبقه بندی می شد، پیش بینی کردند که اگر ترجمه های L1 به L2 در واقع واسطه ی مفهومی به شمار می آیند، بنابراین ترجمه ی L1 به L2 باعث تداخل در طبقه بندی می شود.
آزمایش های دیگری از جمله تاثیرات تحریکی35 بین دو زبان غیر مشابه نیز این مدل را تایید می کند. به طور خلاصه، این اثر زمانی رخ می دهد که در آن به یک واژه مثل “صلح” وقتی بعد از “جنگ” قرار گیرد، نسبت به زمانی که این واژه بعد از یک کلمه ی نامربوط مثل “گربه” واقع می شود زودتر پاسخ داده می شود. به گروهی از دوزبانه ها یک جفت واژه ی مرتبط ( peace/Guerra: war ) و غیر مرتبط (peace/gato: cat ) ارائه شد. در یک شرایط زبانی، تحریکی ممکن است از زبان L1 ( paz ) و واژه ی دیگر به زبان L2 ( war ) و یا بر عکس باشد . به طور کلی “تحریکی ” بین زبانی قابل دستیابی است. البته اگر تحریکیِ زبان هدف (L2 ) قبل از واژه ی مرتبط با L1 واقع شود نه واژه ی غیر مرتبط در زبان L1. بر عکس، اگر ” تحریکی ” مربوط به زبان L2 باشد، بدون اینکه بین زبان هدف و”تحریکی” رابطه ای وجود داشته باشد یا نه، هیچ ” تحریک ” بین زبانی به دست نمی آید. به نظر آلتاریبا (243:2006)، “در واقع، واژه ی تحریکی”گربه”، پاسخ به “سگ” را آسان می سازد، در حالیکه پاسخ به “لامپ” را آسان نمی کند. به جفت های “سگ” و “گربه” شرطی مرتبط و به جفت های” گربه” و “گوسفند” شرطی غیر مرتبط گفته می شود. شرطی غیر مرتبط شرطی کنترل کننده است تا بتوانیم دامنه ی تاثیر معنایی “تحریکی” را محاسبه کنیم. در این بین، شاخص مثبت را تسهیل36 و شاخص منفی را بازداری37 می نامیم. این روش در مطالعات مربوط به دو زبانگی نیز جای خود را پیدا کرده است. به طور کلی، شواهد بیانگر وجود ارتباط بین زبانی و اساساً بین زبان غالب و زبان غیر غالب است. به عبارتی، واژه های زبان غالب می توانند واژه های مرتبط در

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع استان مازندران، زبان فارسی، دریای خزر، گروه اسمی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتبی، سلسله مراتب