دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، عملکرد سازمان، رفتار بازار

دانلود پایان نامه ارشد

اين خصوص ، تماشاي تلويزيون مي تواند عامل موثري در دستيابي به آرامش باشد تا فرد بتواند به طور موقت مشکلات دروني خود را فراموش کند (بيابانگرد، 1380) .
نکته قابل توجه و تأمل آن است که با وجود کارکردهاي متعددي که براي رسانه‌ها ذکر شد امروزه سرگرم کنندگي رسانه‌هاي جمعي نقش اصلي يافته به نحوي که بي‌شک وجه غالب رسانه‌هاي جمعي امروز، سرگرم کنندگي آنهاست. حتي مشاهده مي‌شود که کارکردهاي ديگر رسانه همچون آموزش و اطلاع‌رساني جز از بستر سرگرم کنندگي حاصل نخواهد شد بطور مثال، همان‌طوري‌که ذکر شد از جمله ويژگي‌هايي که در اطلاع‌ رساني رسانه‌اي مورد توجه قرار گرفته جذابيت آن است. در آموزش نيز بر ويژگي جذابيت و سرگرم کنندگي تأکيد مي‌شود. چه اينکه از بستر سرگرم شوندگي مخاطبان رسانه‌ها قادر خواهند بود، به رسالت‌هاي ديگر خود جامة عمل بپوشانند.
2-2-2-4- ضوابط ساختاري برنامه سازي در رسانه
در ساختار برنامه هاي صدا و سيما ضوابط و شاخص هايي وجود دارد که هر يک نيز از زير شاخه هايي تشکيل شده است. اين ضوابط عبارتنداز؛ ايده برنامه، نام برنامه، آرم برنامه،لزوم تناسب قالب با محتوا و مقوله هاي موضوعي و مواد برنامه اي. در ادامه هر شاخص با زير شاخه هايش بر اساس دستورالعمل ابلاغي صداو سيما (1387) بحث شده است.
2-2-2-4- 1- ايده برنامه
برنامه ساز اساساً چه ايده مطلوبي دارد؟ اين پرسش بايد بر اساس ملاک هاي زير پاسخ داده شود:
1- روشن بودن اهداف کار
آيا مشخص است که برنامه ساز به دنبال چيست و چه مي خواهد بگويد؟ آيا “هدف” از ساخت اين برنامه روشن است و مي توان آن را از خلال برنامه دريافت؟ يا نه؟ اصولاً ذهنيت کلي و مبهم است و هدف خاصي در کار نيست؟ برنامه اي که نتوان براي اهداف و زمينه موضوعي آن چارچوب مشخصي در نظر گرفت توفيقي در جذب مخاطب نخواهد داشت.
2- توجه به ضرورت و اهميت پرداختن به چنين ايده اي در برنامه ها
ايده مورد نظر (فکر کار) به مسائل و موضوعات منطقه تحت پوشش مربوط است و اصولاً ضرورت دارد چنين برنامه اي ساخته شود؟ آيا موضوع برنامه کشش و جاذبه کافي براي شنونده بومي دارد و جمعيت مخاطبان به آن علاقه نشان مي دهند و براي جامعه خود آن را موثر و مفيد مي دانند؟

3- بديع بودن ايده کار
موضوع اصلي و فکر کار، بديع و تازه است يا نسخه اي صرفاً کليشه اي است که از روي برنامه هاي موفق تلويزيوني اقتباس شده است؟
4- قالب پذير بودن
آيا تلويزيون محل مناسبي براي تحقق ايده مورد نظر است؟ آيا اگر مطا لب مورد نظر برنامه ساز به جاي آن که در تلويزيون بازگو شود در يک روزنامه يا کتاب چاپ شود تاثير آن بيشتر نخواهد بود؟
5- قابل اجرا بودن
اين برنامه اگر بخواهد ادامه پيدا کند اصولاً مقرون به صرفه است؟ دچار کمبود هزينه نمي شود؟ تجهيزات فني مرکز کفاف آن را مي دهد؟(مثلاً ممکن است براي برنامه اي نياز به دعوت از چهل ميهمان باشد ولي استوديوي تلويزيون گنجايش چنين اجتماعي از مديون را نداشته باشد يا مقررات اداري و مالي مانع کار شود مثلاً امکان پذيرايي از اين حجم ميهمانان به دفعات ضبط برنامه در مرکز نباشد و امثال اين ملاحظات).
2-2-2-4- 2- نام برنامه
در تعيين نام برنامه بايد ملاک هاي زير را در نظر گرفت :
* نام برنامه بايد بر محتواي برنامه دلالت کند و معرف موضوع باشد و ذهن مخاطب را به مقوله ديگري (غير از موضوع برنامه) معطوف نسازد.
* نام برنامه (چه ساده چه نمادين) بايد جذاب و مبتکر باشد و ذهن مخاطب را جلب کند از نامه هاي قبلي برنامه ها نبايد تقليد کرد (مگر آنکه براي مخاطبان امروز نا آشنا باشد).
* نام برنامه بايد خوش آهنگ باشد و براحتي تلفظ شود (به ريتم کلام و ترکيب هجاها و سازگاري و همخواني واژه ها و عدم تنافر حروف در ساختار نام توجه شود). مثلاً “نغمه و نوا” به سبب واج يکسان در “ن” در شروع کلمات بهتر از “نغمه و آوا” است. برعکس ترکيب هايي نظير “موج جوان” به علت اينکه حرف انتهاي واژه اول با حرف شروع واژه دوم يکي است خوش آهنگ نيست. همچنين بهتر است ترکيبي انتخابي بيش از دو هجا باشد (گاهي نام برنامه ممکن است يک جمله باشد”آسمان هميشه ابري نيست” ).
* نام هاي بسيار ساده و تشخيصي مانند “کار و کوشش” در برنامه هاي اقتصادي يا بسيار نمادين و دور از ذهن مانند “تنهايي آينه ها” براي برنامه شعر معاصر يا ترکيب هاي کليشه شده مانند صداي بهداشت يا ترکيب هاي من در آوردي مانند تلخ تر از شيريني و نام هاي کلي که موضوعات بسياري را در ذيل آنها مي توان مطرح کرد، مانند گفته ها مناسب نيستند.
* انتخاب نام برنامه هايي که به زبان يا لهجه محلي است به همان گويش يا زبان مثل سي مو سي تو و همچنين نام هاي که ريشه در تاريخ و باور منطقه دارند به تعلق خاطر مخاطب نسبت به برنامه کمک مي نمايد.
2-2-2-4- 3- آرم برنامه
آرم از اجزاي مهم برنامه هاي تلويزيون است که معمولاً از ترکيب يک قطعه موسيقي کوتاه با برخي عناصر کلامي و گاه جلوه هاي صوتي (افکت43) متناسب با نوع رسانه و مقتضيات برنامه مورد نظر بر اساس ايده اي خاص طراحي و ساخته مي شود و به عنوان نشانه آغاز يا پايان و گاه بخش هاي فواصل برنامه به کار مي رود.
2-2-2-4-4- لزوم تناسب برنامه
1- شکل ارائه
ترکيب فرم هاي مورد استفاده بايد براي طرح و انتقال موضوع مناسب و کارآمد باشد. مثلاً براي آنهايي که پرداختن به آنها مستلزم بحث و تحليل کارشناسانه و تخصصي است فرم ميزگرد از فرم هاي ديگر مناسب تر است. به علاوه اگر مشارکت مخاطب نيز در چنين برنامه اي مورد باشد از تلفن و ميزگرد نيز بايد در خلال ميزگرد بهره گرفت.
2- مدت برنامه
مدت برنامه بايد متناسب با ظرفيت و کشش موضوع و ضرب آهنگ انتقال گفتار باشد. چنانچه موضوعي در 15 دقيقه قابل طرح باشد نبايد يک برنامه 30 دقيقه اي به آن اختصاص داد.
3- کيفيت ضبط و پخش
شرايط زنده يا توليدي بودن برنامه ها در بخش ضوابط و شاخص هاي شکلي تنظيم جدول پخش بصورت مبسوط تعيين گرديد.

2-2- 2- 5- تکنولوژي و مديريت رسانه
همچنان که شتاب پيشرفت هاي تکنولوژي شدت مي يابد ،درک پيامدهاي استراتژيک تکنولوژي خصوصاً براي مديران رسانه اهميت بيشتري خواهد يافت. بسياري از شرکت هاي رسانه اي که به توليد موضوعاتي با حساسيت زماني مي پردازند. بايستي به ميزان کافي به اهميت ظهور و ادغام تکنولوژي هايي مثل اينترنت واقف باشند و چگونگي سازش با آن را دريابند. تغييرات بر گرفته شده از تکنولوژي در حال تبديل شدن به يک معيار و قاعده هستند و لذا مديران رسانه بايد بر فرهنگ سازماني ،الگو هاي کاري يکنواخت و پيش داوري هاي موجود جهت مواجهه در خور، به اين تغييرات غلبه کنند. وظيفه يک مدير رسانه تبديل تکنولوژي به يک مزيت سازماني است، بدين منظور مدير بايد نقش سازماني و تاثير تکنولوژي را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد ( ناپلي ،2006).
2-2-2-5-1- انواع رويکرد مديران رسانه به تکنولوژي
شيوه نگرش يک مدير رسانه به تکنولوژي ، عملکرد سازماني را متأثر مي سازد .
يک سازمان ممکن است قبل از به کارگيري تکنولوژي سه روش را مورد استفاده قرار دهد:ساختاري 44،وظيفه تکنولوژي 45 و فني – اجتماعي 46 که هر يک متناسب با اينکه مديريت چگونه مي تواند تکنولوژي را کنترل کرده و در نتيجه تا چه ميزان با عدم اطمينان و ريسک مواجه خواهد شد متفاوت خواهند بود.
* رويکرد ساختاري
روش ساختاري بر تاثير ابزار رسمي مثل قوانين و سلسله مراتب سازماني تمرکز دارد. اين شيوه تکنولوژي را به مانند يک ابزار مديريتي برنامه ريزي شده و کنترل شده مورد استفاده قرار مي دهد که تصميمات آگاهانه و سنجيده اي پيرامون کاربردهاي تکنولوژي اتخاذ مي کند. در اين خصوص، ساختار به منزله ابزاري است که تکنولوژي را به عنوان وسيله اي براي اداره کردن افراد در نظر مي گيرد (لويت ،1995) .
يک مدير ساختارگرا ، اعتقاد دارد رفتار کارمند نه تنها به واسطه آموزش مهارت هاي جديد به وي تغيير نمي کند بلکه به واسطه تغيير ساختار سازمان نيز دچار تغيير نمي شود. تغيير رفتاري و نگرشي به وسيله ابزارهايي مثل قوانين ، شرح شغل ها و ساختار پاداش که تکنولوژي بخشي از هر يک از آنهاست به وجود مي آيند (باچانان ،1985) .
* رويکرد تکنولوژي – وظيفه اي
روش وظيفه تکنولوژيک از طريق تمرکز بر تاثير مستقيم و آشکار تکنولوژي بر فرد و سازمان رويکرد ساختاري را تکميل مي کند. يک مدير با رويکرد وظيفه اي تکنولوژيکي به تکنولوژي به عنوان چيزي که تحت کنترل قرار گرفته و عکس العمل قابل سنجشي در سازمان دارد مي نگرد . اين مدير به اميد افزايش بهره وري، به وسيله بهبود فرآيندها و وظايف روزمره کاري، يک تکنولوژي را بر مي گزيند (ژان لوبلان47 و ديگران،1388).
* رويکرد فني – اجتماعي
روش فني – اجتماعي در بين رويکردهاي ساختاري و وظيفه اي – تکنولوژيکي قرار مي گيرد.در اين رويکرد مدير همچنان که بر نيازها و کنش هاي کاربران تکنولوژي تأکيد دارند ويژگي ها و مشخصه هاي تکنولوژي را نيز مورد بررسي و مطالعه قرار مي دهد. مديران فني اجتماعي، فرد و تکنولوژي را در حال تعامل با يکديگر براي سود آوري سازمان مي بينند.آنها هدف تکنولوژي را پويا و متغير دانسته که بايستي بر اساس سودمندي ادراک شده آن مورد استفاده قرار گيرد.
اين مديران دريافته اند که برنامه ريزي اجتماعي و روانشناختي در پياده سازي تکنولوژي جديد نقش مهمي بر عهده دارد.آنها تنها بر اساس اهداف،تکنولوژي را مورد ارزيابي قرار نمي دهند بلکه فرآيند تغييري که تکنولوژي به ارمغان مي آورد و تأثير آن برانگيزه ها ، مهارت ها و شايستگي سازماني را نيز مورد توجه قرار مي دهند.
سه روش فوق الذکر، به اين نکته اشاره دارد که مديريت در مواجهه با تکنولوژي بايستي يک گرايش اساسي داشته باشد.اين روش ها بر عنصر کنترل تأکيد دارند؛ اگرچه، برخي تحقيقات نشان مي دهند که مديران به تکنولوژي، بر مبناي هزينه و بازار مي نگرند.
عليرغم تمام اين مطالب مديران به هنگام اتخاذ تکنولوژي در خلاء اتفاق نمي افتد.داشتن اين هدف مشخص مي کند که فرآيند پذيرش يا رد تکنولوژي چگونه تحقق مي يابد. مديران بايد ياد بگيرند که تأثير تکنولوژي بر مديريت ،کارمند و رفتار بازار را سريع تر پيش بيني مي کنند و بدين منظور فرآيند پذيرش بايد مورد مطالعه قرار گرفته و با توجه به زمينه مناسب صورت گيرد.تکنولوژي مي تواند اثرات مختلفي داشته باشد مانند: مطلوب/ نامطلوب ،مستقيم/ غير مستقيم،پيش بيني شده/ پيش بيني نشده .

کيفيت چشم انداز
————————————————————————-
نا مطلوب پيش بيني نشده

نمودار2-1- انواع تاثيرات داخلي تکنولوژي (ژان لوبلان و ديگران،1388).
رويکردهاي ساختاري، وظيفه تکنولوژيکي و رويکرد فني – اجتماعي هر کدام ريشه در گرايش نسبتاً متفاوتي مديريتي دارند.که هر کدام مزايا و معايب خاص خود را دارند. اکثر مديران مدرن امروزي از اشکال مختلف رويکرد فني – اجتماعي بهره مي گيرند. يک شرکت رسانه اي به دلايل خاص که مربوط به خودش است يک تکنولوژي را انتخاب مي کند. پس از آن اين تکنولوژي براي کارکنان معرفي مي گردد. نحوه تعامل کارکنان با تکنولوژي بسته به کارکنان و طبيعت کار به روش هاي مختلف مي تواند باشد.ادراکات مديريت و عکس العمل هاي کارکنان ،زمان تطبيق تکنولوژي را تعيين مي کند که پس از آن تکنولوژي رد و يا مورد پذيرش قرار مي گيرد.در نتيجه تکنولوژي بر کارکردهاي مديريتي شامل برنامه ريزي ،سازماندهي ،تامين نيروي انساني ،انگيزش و کنترل اثر مي گذارد و تکنولوژي يک مدير را مجبور به فعاليت در يک فضاي مملو از تغيير و تطبيق هاي دائمي مي کند. نحوه و زمان فعاليت هاي مدير بر آينده سازمان تاثير شگرفي بر جاي مي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع اوقات فراغت، آموزش مهارت، مواد مخدر Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع اين‌، ديدگاه‌، هاي‌