دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ساختار سازمانی، مدیریت استراتژیک، صنعت بانکداری، صنعت بانکداری ایران

دانلود پایان نامه ارشد

از استاندارد كردن ستادها براي هماهنگي صورت مي گيرد.
5-ساختار ادهوكراسي : اين ساختار بسيار ارگانيك و پوياست. حداقل رسميت در آن ديده مي شود. ستاد پشتيباني قسمت كليدي سازمان است. هماهنگي از طريق فرآيند تنظيم متقابل و دو طرفه صورت مي گيرد (مجیدی،1390).
ب- ساختار عملي بر اساس گروه بندي فعاليت هاي سازمان
دفت بر اساس گروه بندي واحدهاي سازماني، ساختارهاي عملي ر ا اين گونه تقسيم بندي نموده است.
1-ساختار مبتني بر وظيفه: در اين ساختار فعاليت ها بر حسب وجوه مشتركي كه دارند از بالا به پايين گروه بندي مي شوند. اگر محيط داراي ثبات بود و اگر سازمان از فناوري عادي استفاده كند و بين دواير وابستگي شديدي وجود نداشته باشد چنين ساختاري بسيار مناسب است . مهم ترين نقطه قوت اين ساختار صرفه جويي در مقياس است و بزرگ ترين نقطه ضعف اين است كه نمي تواند به سرعت در برابر تغييرات محيط از خود واكنش نشان دهد.
2- ساختار مبتني بر نوع محصول: در اين ساختار ، سازمان بر اساس نوع محصول، نوع خدمت، گروهي از محصولات، نوع كار، طرح ها يا برنامه هاي اصلي يا بر حسب مراكز سود، سازماندهي مي شود. نقطه قوت اين ساختار اين است كه براي محيطي مناسب است كه سريع تغيير مي كند و بي ثبات است و نقطه ضعف اين ساختار اين است كه نمي توانند صرفه جويي در مقياس داشته باشند.
3-ساختار مبتني بر منطقه جغرافيايي : در اين سازمان به مصرف كنندگان يا مشتريان محصولات سازمان توجه مي شود منطقه جغرافيايي از متداول ترين شيوه اين ساختار است. سازماني كه چنين ساختاري داشته باشد مي تواند خود را با نيازهاي خاص هر منطقه وفق دهد و كاركنانش در پي تأمين هدف هاي منطقه اي هستند.
4-ساختار پيوندي : ساختار پيوندي تركيبي از ساختار مبتني بر نوع محصول و ساختار مبتني بر نوع وظيفه يا ساختار مبتني بر منطقه جغرافيايي است « از نظر محتوايي ساختار پيوندي بسيار شبيه ساختار سازماني است كه مبتني بر نوع محصول است» از نقاط قوت اين ساختار اين است كه خود را با تغييرات محيطي وفق مي دهد و كارايي دواير را بالا مي برد و از نقاط ضعف اين است كه امكان زيادي هست كه اين گونه سازمان ها با نيروي سربار مواجه شوند.
5-ساختار ماتريسي: سازمان هايي كه چندين نوع محصول يا خدمت توليد مي كنند، مي توانند از اين ساختار استفاده كنند. با اين ساختار سازمان به صورت هم زمان داراي هر دو ساختار مبتني بر محصول و ساختار مبتني بر وظيفه مي شود. مهم ترين نقطه قوت اين ساختار اين است كه سازمان مي كوشد بين تقاضاي دوگانه هماهنگي لازم را ايجاد كند و بزرگ ترين نقطه ضعف اين است كه اعضاي سازمان بايد زير نظر كساني كه قدرت هاي متضاد دارند كاركنند و ممكن است دچار سردرگمی شوند
بررسی رابطه بین استراتژی و ساختار سازمانی
همچنان که یک موسسه تکامل می‌یابد، نیاز به ساختار چشمگیرتر می‌شود. در موسسهای کوچک که در آن یک نفر هم عملیات جاری را اداره می‌کند و هم برای آینده برنامه می‌ریزد، ساختار سازمان نسبتاً ساده است. با افزایش حجم فعالیت موسسه، نیاز به تقسیم کردن فعالیتها، تفویض اختیارات و ادغام و هماهنگی بخشهای جدید سازمانی شدت می‌گیرد. تنوع کار و اندازه هر سازمان نیازهای ساختاری معینی را برای آن الزامآور می‌سازد، لیکن چیزی که در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است، ارتباط و هماهنگی ساختار با استراتژی است (کروبی، 1385). امروزه برای موفقیت در محیطهای رقابتی بسیار متغییر، شرکتها باید طرحها و ساختارهایی ارائه نمایند که مطمئن شوند مرزهای سازمانی منعطفتر و نفوذپذیرتر می‌باشند و با استراتژیهایشان سازگار باشد (جهانی زاده، 1384). لذا در اجرای یک استراتژی به دقت تدوین شده، ساختار سازمانی اولویت عمدهای دارد. اگر فعالیتها، مسئولیتها و روابط متقابل بصورت هماهنگ با استراتژی انتخاب شده سازمان داده نشود، شکلگیری استراتژی به حال خود رها شده است. اگر ساختار و استراتژی هماهنگ نباشند، حاصل آن ناکارایی و کوششهای پراکند خواهد بود (پیرس و رابینسون111، 1380: 81). بنابراین، با توجه به اهمیت به کارگیری استراتژی در عنصر حاضر و همچنین تأثیر فاکتورهای ساختار سازمانی بر پیادهسازی این استراتژی، بررسی رابطه آنها با یکدیگر می‌تواند کمک شایانی جهت پیادهسازی مطلوبتر استراتژیها در این سازمان نماید.
امروزه سازمانها با محیطی متلاطم و ناآرام روبرو هستند و خطرات محیطی، از هر سو حیات و بقای آنها را مورد هجوم قرار می‌‌دهد. در چنین شرایطی امکان حضور و دوام در صحنه فعالیتها، مستلزم این است تا سازمانها جایگاه فعلی خود را شناخته، نقاط قوت و ضعف خود را دقیقاً تحلیل کرده و با تکیه بر قوتها از فرصتهای محیطی استفاده نمایند و خود را برای مقابله با تهدیدها آماده نمایند. این مهم در قالب مدیریت استراتژیک امکانپذیر است. مدیریت استراتژیک عبارتست از هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفهای چندگانه که سازمان را قادر می‌سازد به هدف های بلندمدت خود دست یابد (دیوید، 1379: 24). مدیریت استراتژیک یکی از ابزارهای مدیریتی است که اگر به درستی درک شده و مورد استفاده واقع گردد، می‌تواند موجبات رشد و توسعه صنعتی و بقاء موسسات در دنیای رقابتی امروز گردد (اخوان، 1383). بنابراین شکی نیست که تنها استراتژی است که می‌تواند مانند یک نقشه راهنما، شرکتها را در محیطهای پر نوسان و حساس در مسیر درست هدایت کند و همچنین متضمن ادامه مسیر بوسیله شرکت باشد. از طرف دیگر یکی از مشکلات اساسی بر سر راه کارایی و اثربخشی سازمانها در ایران (به ویژه سازمانها و موسسات دولتی) مسائل ساختاری است.
ساختار سازمانی چارچوبی است که مرزهای رسمی‌ سازمان را تعریف می‌کند و راهنمای اصلی برای عملکرد مؤثر و مناسب کارکنان و موفقیت کلی سازمان است (گردن و همکاران، 1990: 950). ساختار سازمانی قبل از هرچیز فرآیندی است مستمر از تغییرات محیط پیرامونی، استراتژی و عوامل داخل سازمان که به طور غیرقابل اجتناب با مرور زمان تغییر می‌کند (فخیمی‌، 1379: 512). به بیان دیگر، ساختار سازمانی بازتابی از اهداف و مقاصد سازمان، اندازه و پیچیدگی مشاغل، ماهیت تخصص مورد استفاده، سبک مورد نظر برای سرپرستی و مدیریت، وسایل و ابزار هماهنگی و کنترل می‌باشد (پتینگر112، 2000: 210). ساختار سازمانی باید بتواند در مورد مسئولیتها و ارتباطات درون سازمانی چارچوبی ارائه داده و بین ارکان اصلی سازمان ارتباط برقرار کند (دفت113، 1378: 31). بنابراین چگونگی به کارگیری ساختار سازمانی، به نگرش مدیران بستگی دارد و آنان باید با دیدگاه‌های متفاوت، آن را به کار گیرند و در این راه نوآوریهایی از خود نشان دهند. در واقع، مسئولیت اصلی مدیریت عالی سازمان تعیین هدفها، استراتژی و طرح سازمان است تا بدین وسیله سازمان را مناسب محیطی نماید که همواره در حال تغییر است (دراکر114، 1378).
در این زمینه تحقیقات بسیاری توسط محققان صورت گرفته است از جمله آنها می‌توان به تحقیق کلاسیک آلفرد چندلر115 در مورد رابطه بین استراتژی سازمان و ساختار در اوایل دهه 1960 اشاره کرد. از دیدگاه چندلر استراتژی عبارت است از تعیین اهداف و مقاصد بلندمدت یک سازمان، انتخاب شیوه‌ها و مسیرهای علمی‌ و نیز تخصیص منابع مورد نیاز برای تحقق این اهداف (چندلر، 1962: 13). بسیاری از آثار فعلی در مورد رابطه استراتژی و ساختار به طور محسوسی از تحقیق چندلر اثر پذیرفته است. چندلر صدها شرکت از بزرگترین شرکتهای آمریکایی را از نزدیک مورد بررسی قرار داد. از این بررسیها نتیجه گرفت که تغییرات در استراتژی این شرکتها، منجر به تغییراتی در ساختار آنها گردیده است. از این رو چندلر اظهار می‌‌دارد اگر سازمانی فعالیتهای خود را توسعه داده و خواهان ادامه کار به صورت کارآمد باشد، باید ساختار جدیدی را به کار گرفته یا اینکه لااقل در ساختار فعلی خود تجدیدنظر کند و هرگاه ساختار از استراتژی تبعیت نکند نتایج کار مطلوب نخواهد بود. شکل شمارۀ () تعیین کننده بودن استراتژی در تعیین ساختار سازمان را نشان می‌‌دهد. همچنین چندلر نتیجه می‌گیرد که ساختار کارآمد برای یک سازمان با استراتژی تک محصولی، ساختاری است که دارای تمرکز زیاد، رسمیت و پیچیدگی کم می‌باشد. همانطور که سازمانها رشد می‌کنند استراتژی آنها دقیقتر می‌شود. این پیچیدگی مورد نظر با طراحی مجدد ساختار سازمانی برای شکلدهی واحدهای تخصصی بر مبنای وظایفی که می‌باشد انجام شود، می‌بایستی تحقق یابد. اگر سازمان به سوی تنوع محصولات رشد کند و خواستار تحقق کارآیی باشد، باید ساختار سازمانی را مجددا تعدیل کرد. استراتژی تنوع محصول، نوعی ساختار سازمانی را می‌طلبد که تخصیص کارآمد منابع، مسئولیتپذیری در قبال عملکرد و هماهنگی بین واحدها را ایجاد کند. این مهم می‌تواند از طریق ایجاد مجموعه چندگانه از بخشهای مستقل که هر کدام مسئولیت یک خط تولید ویژه را داشته باشند، عملی گردد. براین اساس، سازمانها هنگامی‌ که تنوعگرایی را در پیش می‌گیرند، باید ساختار متفاوت نسبت به شرکتهایی که استراتژی تک محصولی را دنبال می‌کنند، به کار گیرند و به طور کلی این نکته باید همواره مدنظر مدیران ارشد سازمانها قرار گیرد که سازمانی موفق است که بتواند ساختار خود را مطابق با استراتژی مورد نظر تغییر داده، ساختار جدیدی بکار گیرد یا لااقل در ساختار فعلی خود تجدید نظر کند (رابینز، 1379: 114).

(شکل شمارۀ ). تعیین کننده بودن استراتژی در تعیین ساختار سازمان
الزامات محیطی ساختار سازمانی
سازمانها برای تحقق موفقیتآمیز رسالت، اهداف و برنامههایشان باید ساختار کار، اهداف و نحوه انجام آن را متناسب با محیط پیرامونی خود مشخص کنند. یک ساختار مناسب به مدیران در انجام بهتر کارشان کمک میکند؛ به عبارت دیگر، یک ساختار ضعیف به شدت مانع افراد حتی کارآمدترین آنها میشود. در موارد بیشماری ساختار قدیم به دلیل مختلف منجر به دلسردی مدیران جوان و پرانرژی خواهد شد.
با وجود ساختار مناسب، افراد در سازمان سریعتر میتوانند اطلاعات به دست آورند و سریعتر تصمیمگیری کنند؛ بنابراین ساختارهای سازمانی116منعطف و ارگانیک هم موج رضایت شغلی کارکنان میدهد. بدین ترتیب، طراحی مجدد ساختار سازمانی، یک مداخله مهم بهبود سازمانی است که میتوان از آن برای حفظ بهترین ترکیب بین ساختار سازمانی و اقتصادی موقعیت استفاده کرد.
مدیریت تغییرات استراتژیک
توانایی مدیریت تغییر استراتژیک، یکی از مهارت های اصلی مدیران تحول آفرین محسوب می شود. منظور از مدیریت استراتژیک اعمال تغییرات مداوم با هدف انطباق سازمان با محیط پیرامون خود است. بنابراین مدیران تحول آفرین همواره در پی اداره برنامه های تغییر و تحول در جهت اجرای استراتژی ها و تصمیم گیری های کلیدی سازمان هستند. در مدیریت تغییرات استراتژیک دو نکته کلیدی حائز اهمیت است.
1-ایجاد شرایطی که در آن سطح آگاهی مدیران نسبت به وضعیت سازمان ارتقا یابد؛ این مسئله سرآغاز اجرای کارامد و موثر تغییرات است. توجه مدیران به این نکته سطح آگاهی آنان را نسبت به وضعیت سازمان به شکل فزاینده ای ارتقا خواهد داد و فرایند تغییر نیز به تبع آن هدفمندتر اجرا خواهد شد.
2- تغییراتی که اجرای آن از جانب مدیران عالی آغاز می شود باید به نوعی به سایر کارکنان سازمان تسری یابد. آگاهی از وجود مقاومت های احتمالی در برابر تغییرات و چگونگی غلبه بر مقاومت ها و اینکه شکستن مقاومت ها در چه بخش هایی از سازمان و به چه شکلی باید صورت پذیرد، ویژگی مهمی است که مدیران تحول آفرین امروز باید از آن برخوردار باشند (كريستين و ورك من117،45:2000).
2-2-10)تغییرات استراتژیک در صنعت بانکداری
صنعت بانکداری ایران به عنوان رکن اساسی بازار پول، نقش تعیین کننده ای در اقتصاد ایران ایفا می کند. بررسی مختلف نشان می دهد که صنعت بانکداری ایران برای نیل به اهدف استراتژیک خود در آستانه تحولات اساسی قرار گرفته است. شکاف موجود میان صنعت بانکداری ایران و بانکداری روز دنیا بیانگر فاصله معنی دار میان بانک های ایرانی با استانداردهای بین المللی است. وجود چنین شرایطی از یک سو ضرورت تلاش

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ساختار سازمانی، سلسله مراتب، مدیریت تغییر، الگوهای ارتباط Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع استراتژی ها، مدیریت تغییر، انسجام درونی، انعطاف پذیری