دانلود پایان نامه ارشد با موضوع زبان فارسی، عصر قاجاریه، عصر قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

آخرین سههزاره دورهی ناجیها (سوشیانتها) است که به شکل باکرهزایی متولّد میشوند. بدین معنا که فر زرتشت همانند نطفهای پاک در دریای کیانسه نگهداری میشود، «یکی یکی چون ایشان زمانهی خود رسد چنین شود که کنیزکی برای سر شستن بدان آبِ کیانسه شود و او فره اندر تن آمیزد، آبستن شود. ایشان [ناجیها] به زمانهی خویش چنین زاده شوند» (بهار، 1387، ص188). «از این پیشگویی دینی/ اسطورهای، مفهوم باکرهزایی استنباط میشود که میدانیم یکی از اصول دین مسیحیّت نیز هست» (ثمینی، 1388، ص94).
همانگونه که اشاره شد، امروزه اسطوره را معادل myth گرفتهاند که وجه تسمیه و نیز معنای اصطلاحی آن بیان شد؛ در حالی که بررسی ریشهی کلمهی «اسطوره» نشان خواهد داد که این واژه به هیچ وجه معادل مناسبی برای myth نیست.
برخی ریشهی واژهی اسطوره را «سطر» به معنای نوشتن دانستهاند (ر.ک ابن منظور، بیتا، ج3، ص2007 و راغب اصفهانی، 1428، ص239) و آن را با فعل «یسطرون» در آیهی «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُون » (قلم:1) همریشه میدانند. برخی دیگر منشأ آن را آرامی دانسته و عدّهای نیز آن را مأخوذ از واژهی یونانی«ایستوریا26» میدانند (جفری، ترجمهی بدرهای، 1386، صص114-116).
«ایستوریا» که در اصل به معنای کاوش و تحقیق میباشد، در انگلیسی به دو صورت History (تاریخ) و Story (داستان) درآمده است که نسبت تنگاتنگی با هم دارند. History به معنای رخدادهای گذشته است که واقع شدهاند و Story قصّهی این رخدادها میباشد.
در واقع هرکدام از این آرا در زمینهی ریشهی واژهی اسطوره را بپذیریم، نتیجه این خواهد شد که بپذیریم «اساطیر» در قرآن هیچ نسبتی با اسطوره که امروزه آن را معادل واژهی myth قراردادهاند، ندارد.
در زبان فارسی نیز که سخنگویان به آن از لحاظ ادبیات اسطورهای (myth) یکی از غنیترین مردمان میباشند، تا قبل از قرون معاصر ردّ پایی از استعمال واژهی اسطوره به خصوص در معنای امروزی آن مشاهده نمیشود. «در سراسر ادبیات قدیم ما تنها جایی که این کلمه را میبینیم بیتی است در یکی از قصاید خاقانی: قفل اسطورهی اَرسطو را / بر در احسنالملل منهید. این مربوط به حدود هزار سال پیش از این است؛ پس از آن تا اواسط عصر قاجاریه که در زبان فارسی تألیف فرهنگهای دو زبانه جسته و گریخته آغاز میشود، هیچ رد پایی از کلمهی اسطوره در زبان فارسی به چشم نمیخورد» (دریابندری، 1379، ص187).
شاید بتوان گفت که مراد قرآن از اساطیر، هرآن سخنی باشد که ریشهای در حقیقت ندارد، خواه این سخن مربوط به حوادث و داستانهای گذشته باشد، خواه در مورد مسائل اعتقادی و سایر موضوعات؛ کما اینکه هر دو صورت آن در تفاسیر آمده است. عدّهای از مفسرین اساطیرالاوّلین را به افسانههای پیشینیان تفسیرکردهاند (ر.ک ترجمهی تفسیر طبری، 1356، ج2، ص439) و نیز در شأن نزول آیهی 24 سورهی انعام «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ في‏ آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلين» نوشتهاند: «سبب نزول آيت آن بود كه ابو سفيان و وليد مغيره و عتبه و شيبه- پسران ربيعه- و اميّه و ابّى- پسران خلف- و نضر بن الحارث و حارث بن العامر بيامدند و حديث رسول- عليه السّلام- بشنيدند و قرآن كه مى‏خواندند، سماع كردند آنگه با يكديگر گفتند: چگونه مى‏دانى اين كه محمّد مى‏خواند و مى‏گويد؟ نضر گفت: از جنس آن اساطير است كه من با شما گويم، و نضر بن الحارث مردى بود كه اخبار گذشتگان ياد داشت و بسيار گفتى» (ابوالفتوح رازی، 1408، ج7، ص256).
عدّهای از مفسرین نیز اساطیر را به معنای احادیث گرفتهاند. شیخ طوسی به نقل از ضحاک مینویسد: «معنى أساطير الأولين أحاديث الأولين و كل شي‏ء في القرآن أساطير، فهو أحاديث.» (طوسی، بیتا، ج4، ص102). در تفسیر البرهان نیز اساطیرالاوّلین به «اکاذیبالاوّلین» تفسیر شده است (بحرانی،1416، ج2، ص410) و نیک میدانیم که کذب صفت حدیث قرار میگیرد.
و امّا در مورد مدلول ترکیب «اساطیرالاوّلین» در قرآن کریم با توجّه به اشتقاقاتی که برای آن ذکر شد، میتوان چنین گفت: با توجّه به اینکه در همان دوران رسالت پیامبر اکرم(ص)، عدّهای از دشمنان وی ایشان را متّهم به فراگیری آموزههای متعالی خویش از معلّمین بشری میکردند- و آیهی «وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبين» نیز ناظر به همین مطلب است- و همچنین با توجّه به حضور اهل کتاب به خصوص یهودیان در جزیرهالعرب، احتمال میرود که نسبت دهندگان اساطیر به پیامبر، به الهام گرفتن رسول اکرم از منابع یهودی التفات داشتهاند.
آموزههای یهودی دو ویژگی داشتند و دارند؛ یکی اینکه مکتوب بودند. زیرا هم ده فرمان به صورت الواح بر موسی(ع) نازل شد و هم کاهنان و علمای یهود بعد از موسی اقدام به نوشتن تورات و کتب سایر انبیای بنی اسرائیل کردند و سالها پیش از بعثت پیامبر اسلام عهد عتیق به صورت مکتوب در آمده بود (ر.ک بوکای، ترجمهی دبیر، 1389، صص20-36). و دیگر اینکه بخش عمدهی آن، تاریخ قوم یهود بود. جایگاه تاریخ در آموزههای یهودی به گونهای است که برخی، دین یهود را تاریخ قوم بنی اسرائیل دانستهاند (ر.ک کارپنتر، ترجمهی کامشاد، 1374، ص49).
با توجّه به توضیحات ارائه شده، اگر کلمهی اساطیر را از ریشهی «سطر» به معنای نوشتن بدانیم با مکتوب بودن آموزههای یهودی – که پیامبر را متهم به الهامگیری از آن میکردند- تناسب خواهد داشت و اگر آن را مأخوذ از «ایستوریا»ی یونانی بدانیم با تاریخ و داستانهای ذکر شده در عهد قدیم هماهنگ است.
بررسی سیاق آیات مشتمل بر ترکیب «اساطیرالاوّلین» نشان میدهد که این اتّهام توسط مشرکین و اغلب برای «انکار معاد و امکان برانگیخته شدن انسان پس از مرگ» ابراز میشده است، برخی جاها نیز برای انکار تمامی آیات کتاب الهی از آن استفاده میکردهاند. برای روشن شدن بیشتر مطلب به بررسی تک تک آیات میپردازیم:
1) «قالُوا أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُون، لَقَدْ وُعِدْنا نَحْنُ وَ آباؤُنا هذا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلين» (مؤمنون:82 و83). در این آیه وعدهی خداوند مبنی بر مبعوث شدن پس از مرگ به اساطیرالاوّلین تعبیر شده است وصراحتاً از موجود بودن این وعدهها در گذشته سخن رفته است. این آیه به خوبی گویای استفادهی مشرکین از ترکیب «اساطیرالاوّلین» برای انکار وعدهی معاد میباشد.
2) «وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا أَ إِذا كُنَّا تُراباً وَ آباؤُنا أَ إِنَّا لَمُخْرَجُون، لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلين» (نمل:67 و68). مضمون این آیه نیز شبیه آیهی قبل است با اندکی اختلاف در برخی عبارات.
3) «وَ الَّذي قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما أَ تَعِدانِني‏ أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلي‏ وَ هُما يَسْتَغيثانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ ما هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلينَ» (احقاف:17). در این آیه نیز شخصی که منکر معاد و برانگیخته شدن از قبر میباشد، در جواب والدین خود که او را به ایمان به قیامت فرا میخوانند، آن را وعدهای ناحق و اساطیرالاوّلین مینامد.
4) «وَ إِذا قيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا أَساطيرُ الْأَوَّلينَ » (نحل:24). در این آیه مشرکین آنچه را که خداوند نازل کرده (آیات قرآن) به اساطیر تعبیر کردهاند. به نظر نمیرسد که آنان از همهی آیات با عنوان اساطیرالاوّلین روی میگرداندهاند، چرا که آنان تعبیر شعر«بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِر» (انبیا:5) و سحر«فَقالَ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ يُؤْثَرُ» (مدّثر:24) را نیز در مورد آیات قرآنی به کار میبردند، به دیگر سخن آنان از آیات مشتمل بر وعدهی معاد، به اساطیرالاوّلین تعبیر میکردهاند. اگر به آیات قبل و بعد از این آیه دقّت کنیم، در مییابیم که این آیه در سیاق آیات مربوط به قیامت به کار رفته است و لاجرم باید با توجه به سیاق، آن را نیز ناظر به قیامت بدانیم. این سوره (نحل) با یادآوری نعمتهای الهی آغاز میشود و در ادامه و از آیهی 21 به مباحث مرتبط با قیامت منتقل میشود. درآیهی 21 خدایان مادّی را مورد طعن قرار داده و میگوید: «أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُون». آیات بعد از این جملگی در رابطه با قیامتند: «إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَالَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ ( 22) لاجَرَمَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرينَ (23) وَ إِذا قيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا أَساطيرُ الْأَوَّلينَ (24) لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ (25) قَدْ مَكَرَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ (26) ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُخْزيهِمْ وَ يَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فيهِمْ قالَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَى الْكافِرينَ (27) الَّذينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي‏ أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلى‏ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (28) فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ (29) وَ قيلَ لِلَّذينَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً لِلَّذينَ أَحْسَنُوا في‏ هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقينَ (30) جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُمْ فيها ما يَشاؤُنَ كَذلِكَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقينَ (31)».
5) «إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطيرُ الْأَوَّلين» (مطفّفین:13). این آیه به دنبال آیاتی آمده است که در آن سخن از قیامت و تکذیب آن توسط مشرکین میباشد. در آیات قبل چنین میخوانیم: «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ (10) الَّذينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (11) وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ إِلاَّ كُلُّ مُعْتَدٍ أَثيمٍ (12)». در واقع تکذیب کنندهی روز حساب، آن را اساطیرالاوّلین مینامد.
6) «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ في‏ آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلينَ» (انعام:25). در این آیه از سورهی انعام و نیز آیهی بعد از آن، از کافرانی سخن رفته که آیات الهی را انکار میکنند و دیگران را نیز از آن نهی میکنند «وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْه». بلافاصله پس از این دو آیه، سرنوشت آنان در دوزخ به واسطهی تکذیب آیات خداوند بیان شده است. مطلبی که میتواند مؤیّد این سخن باشد که آیات تکذیب شده از سوی کافران، آیات مربوط به رستاخیز است، آیهی سیاُم میباشد که در آن از تکذیب کنندگان اقرار گرفته میشود که آیا عذاب وعده داده شده حق بوده یا خیر؟ «وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ وُقِفُوا عَلى‏ رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى‏ وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُون».
7) «وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ایجاز حذف، امام خمینی، اعتقادات دینی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عناصر داستان، عناصر داستانی، رمان تاریخی