دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روش های تدریس، انتقال دانش، روش سقراطی

دانلود پایان نامه ارشد

ذهن شاگردان را از حالت رکود و ثبات بيرون آورد و آنان را با آرمان‌هاى ارزشمند انسانى آشنا سازد. معلم آگاه به مدد دانش و اطلاعاتى که کسب مى‌کند، تلاش مى‌کند تا در تحرک و پويايى جامعه خود به سوى پيشرفت، سهمى مؤثر داشته باشد(خورشیدی، 1381).
معلم علاوه بر داشتن محتواى غنى علمي، بايد از فنون و مهارت‌هاى آموزشى آگاه باشد. او بايد هدف‌هاى آموزش و پرورش را بشناسد و با اين شناخت، به فعاليت‌هاى آموزشى خود جهت دهد. او بايد قادر به تحليل فرايند آموزشى باشد و با استفاده از امکانات و تجهيزات موجود، روش تدريس خود را انتخاب کند. او بايد از الگوهاى آموزشى‌اى که مربيان تربيتى با تحقيق به آنها دست يافته‌اند، آگاهى داشته باشد و مزايا و معايب هر کدام را بشناسد و با روش‌هاى صحيح تدريس و فنون کلاس‌داري، کاملاً آشنا باشد تا بتواند شرايط مطلوب يادگيرى را فراهم کند. معلمى که بر محتوا مسلط است ولى با روش‌هاى تدريس ناآشنا است، ممکن است قادر به فراهم‌کردن موقعيت مناسب يادگيرى نشود. معلم، بايد علاوه بر داشتن محتواى غنى علمى و آشنايى با روش‌هاى تدريس، با برنامه‌ريزى و طراحى آموزشى آشنا باشد. او بايد قبل از شروع تدريس، قادر باشد هدف‌هاى تدريس خود را بطور صريح و روشن معين کند تا بتواند تدرس هدف‌دارى داشته باشد(همان منبع، ص95).
2-5 اهمیت درک مفهوم تدریس
بی شک اکثر افراد در دوران تحصیلی خود به گونه ای با تدریس سر و کار داشته اند و با آن آشنا هستند. اگر گفته شود که فردی، در کلاس تدریس می کند، از او چه تصویری در اذهان پدید خواهد آمد. آیا وی سخنرانی می کند؟ به بحث پرداخته است؟ یا تکالیف درسی را بررسی می کند؟ اینها نمونه هایی از سوالاتی هستند که ممکن است درباره فعالیت های این فرد که معلم نامیده می شود، مطرح می گردند. جالب اینکه همان فرد در کلاس حضور نداشته باشد ولی باز گفته شود که در همان جا جریان تدریس ادامه دارد. پس با نگاهی اجمالی می توان دریافت که تعریف تدریس خالی از دشواری نیست، ولی علی رغم پیچیده بودنش، در درک مفهوم آن فوایدی وجود دارد(فتحی آذر، 1382).
« اصطلاح تدريس، اگر چه در متون علوم تربيتي مفهومي آشنا به نظر مي رسد، اكثر معلمان و مجريان برنامه هاي درسي با معني و ماهيت درست آن آشنايي دارند. برداشتهاي مختلف معلمان از مفهوم تدريس مي تواند در نگرش آنان نسبت به دانش آموزان و نحوه ي كار كردن با آنها تأثير مثبت يا منفي بر جاي گذارد. برداشت چند گانه از مفهوم تدريس مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد؛ از مهمترين آنها ضعف دانش پايه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از ديدگاههاي مختلف تربيتي است. گاهي آشفتگي و اغتشاش در درك مفاهيم تربيتي به حدي است كه بسياري از كارشناسان، معلمان و دانشجويان اين رشته مفاهيمي چون پرورش، آموزش، تدريس و حرفه آموزي را يكي تصور مي كنند و به جاي هم به كار مي برند. اين مفاهيم اگر چه ممكن است در برخي جهات وجوه مشترك و در هم تنيده داشته باشند، اصولاً مفاهيم مستقلي هستند و معناي خاص خود را دارند(همان منبع).
پرورش يا تربيت «جرياني است منظم و مستمر كه هدف آن هدايت رشد جسماني، شناختي، اخلاقي و اجتماعي يا به طور كلي رشد همه جانبه شخصيت دانش آموزان در جهت كسب و درك معارف بشري و هنجارهاي مورد پذيرش جامعه و نيز كمك به شكوفا شدن استعداد آنان است »(سيف، 1379،ص 28).
بر اساس چنين تعريفي پرورش يك نظام است، نظامي كه كاركرد اساسي اش شكوفا كردن استعداد و تربيت شهرونداني است كه هنجارهاي مورد پذيرش جامعه را كسب كنند و متعهد به ارزشهاي آن باشند. حتي بسياري از صاحب نظران تربيتي كاركردي فراتر از كاركرد ذكر شده براي پرورش قائلند و معتقدند كه القاي ارزشها و سنتها و اخلاقيات پذيرفته شده جامعه به افراد يكي از قديمي ترين ديدگاه پرورشي است، به جاي چنين كاركردي، نظام تربيتي بايد رشد مهارتهاي شناختي از قبيل تفكر انتقادي، تحليل ارزشها و مهارتهاي گروهي را در كانون كاركردهاي خود قرار دهد تا زمينه ي مردم سالاري در جامعه فراهم شود (ميلر، 1983). گروهي ديگر نيز بر اين باورند كه نظام تربيتي بايد عامل تغيير و تحول اجتماعي باشد(فريره، 1972).
تحليل مفاهيم و كاركردهاي ذكر شده نشان مي دهد كه به هيچ وجه نمي توان مفهوم «پرورش » را با مفاهيمي چون آموزش، تدريس و يا حرفه آموزي يكي دانست. پرورش مفومي كلي است كه مي تواند ساير مفاهيم را در درون خود جاي دهد( سیف، 1379).
مفهوم آموزش برخلاف پرورش يك نظام نيست، بلكه آموزش فعاليتي است هدفدار و از پيش طراحي شده، كه هدفش فراهم كردن فرصتها و موقعيت هايي است امر يادگيري را در درون يك نظام پرورشي تسهيل كند و سرعت بخشد. بنابراين آموزش وسيله اي است براي پرورش، نه خود پرورش. آموزش يك فعاليت مشخص و دقيق طراحي شده است؛ پس هدفهاي آن دقيق تر و مشخصتر و زودرس تر از هدفهاي پرورشي است. آموزش ممكن است با حضور معلم ويا بدون حضور معلم از طريق فيلم، راديو، تلويزيون و ساير رسانه ها صورت گیرد(همان منبع).
مفهوم تدريس به آن قسمت از فعاليت هاي آموزشي كه با حضور معلم در كلاس درس اتفاق مي افتد اطلاق مي شود. تدريس بخشي از آموزش است و همچون آموزش يك سلسله فعاليت هاي منظم، هدفدار واز پيش تعيين شده را در بر مي گيرد و هدفش ايجاد شرايط مطلوب يادگيري از سوي معلم است. به آن قسمت از فعاليت هاي آموزشي كه به وسيله ي رسانه ها و بدون حضور و تعامل معلم با دانش آموزان صورت مي گيرد به هيچ وجه تدريس گفته نمي شود. بنابراين آموزش معنايي عامتر از تدريس دارد. به عبارت ديگر مي توان گفت هر تدريسي آموزش است، ولي هر آموزشي ممكن است تدريس نباشد(همان منبع).
2-6 تعریف تدریس
درباره مفهوم تدریس، تعاریف زیادی ارائه شده است، به طور کلی می توان گفت که، تدریس همانا ((انتقال دانش ))، ((ایجاد آگاهی بیشتر))، ((درس دادن )) و ((شکل دهی معرفت و دانش)) می باشد. با اندک تاملی می توان دریافت که چنین تعریفی با مفهوم لغوی تدریس هماهنگی دارد(فتحی آذر، 1382).
« تدريس عبارت است از تعامل يا رفتار متقابل معلم و شاگرد، بر اساس طراحي منظم و هدفدار معلم، براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد. تدريس مفاهيم مختلف مانند نگرشها، گرايشها، باورها، عادتها و شيوه هاي رفتار و به طور كلي انواع تغييراتي را كه مي خواهيم در شاگردان ايجاد كنيم، دربر مي گيرد»(ميرزا محمدي، 1383).
در تدریس هر موضوعی، نخست هدف، محتوا و کلاس یا گروه سنی مورد نظر مشخص می شوند. سپس نوبت به چگونگی تدریس یا روش انجام مراحل آموزشی در رسیدن به هدف، با توجه به محتوا و سایر عوامل می رسد. تصمیم گیری معلم در چگونگی تدریس امری بس مهم است و در آن معلم باید از تجربیات، اصول شناخته شده، یافته های پژوهشی و در کل از روش های تدریس استفاده کند(فتحی آذر،1382).
در گذشته های نه چندان دور، معلم در نظام های آموزشی رسمی، نقش انتقال دانش را داشته و جزو منابع مهم اطلاعات محسوب می شده است. کلاس های درس او از نظم و انضباط خشک برخوردار بوده و روشی آمرانه بر آن حاکم بوده است. یافته های پژوهشی مختلف، توسعه اجتماعی و فرهنگی، نیازهای نو یا متفاوت و سایر عوامل اثرگذار سبب گردیدند تا امروزه نقش معلم تغییر یابد. اگرمعلم در گذشته به انتقال دانش تاکید داشته است، اکنون باید بیشتر وقت خود را، صرف شناخت مشکل یادگیری فراگیران کند و حالت هدایت کننده و تسهیل کننده یادگیری را داشته باشد. پس از ترغیب فراگیران برای کنش و واکنش، راهنمایی فردی آنها، انجام ارزیابی مرحله ای و ارزیابی پویا و در کل، ایجاد نگرش در یادگیری، جزو وظایف مهم معلم محسوب می شود(همان منبع).
2-7 تعریف روش تدریس
« روش در مقابل واژه ي لاتيني «متد » به كار مي رود، و واژه ي متُد در فرهنگ فارسي « معين » و فرهنگ انگليسي به فارسي «آريانپور » به :روش، شيوه، راه، طريقه، طرز و اسلوب معني شده است . به طور كلي «راه انجام دادن هر كاري » را روش گويند. روش تدريس نيز عبارت از راه منظم، با قاعده و منطقي براي ارائه درس مي باشد(صفوی، 1370).
روشی منظم و اصولی برای ارائه محتوا در واقع هر آموزگار با در نظر گرفتن یک الگوی خاص راهی منظم را جهت رسیدن به هدف تدریس انتخاب می کند.
روش تدریس، الگوهای رفتاری معلم است که تکرار پذیر است، قابلیت استفاده در تمامی موضوعات درسی دارد، به بیش از یک معلم اختصاص دارد و به امر یادگیری ارتباط می یابد (فتحی آذر، 1382).
2-7-1 چهار ويژگي خاص در تعريف تدريس وجود دارد كه عبارتند از :
الف) وجود تعامل بین معلم و دانش آموزان؛
ب) فعالیت بر اساس اهداف معین و از پیش تعیین شده؛
ج) طراحی منظم با توجه به موقعیت و امکانات؛
د) ایجاد فرصت و تسهیل یادگیری(شعبانی،1382).
2-8 انواع روش تدریس
میرلوحی (1380) روش های تدریس را در سه گروه روش های مستقیم، نیمه مستقیم و غیرمستقیم تقسیم بندی می نماید. به نظر ایشان روش های تدریس مستقیم به روش هایی گفته می شود که در آن معلم خود به تنهایی موضوع درسی را ارائه می کند. روش های سخنرانی، نشان دادن (نمایشی) و روش  انجام دادن در این گروه قرار می گیرند. روش های تدریس نیمه مستقیم مبتنی بر کار مشترک میان معلم و فراگیر بودویادگیری دانش آموز تحت هدایت و رهبری ضمنی و نیمه مستقیم معلم قرار دارد. از روش های تدریس نیمه مستقیم می توان به روش پرسش و پاسخ، روش گفتگو (بحث گروهی) و روش جهت دهی اشاره نمود. و بالاخره گروه سوم روش های تدریس غیرمستقیم هستند که در این روش ها دانش آموزان بدون راهنمایی و هدایت مستقیم معلم به یادگیری می پردازند. روش تدریس مستقیم به صورت های مختلفی از جمله از طریق کار اختیاری، کار الزامی؛ کار در جمع کلاس و یا از طریق کار در گروه های مجزا انجام می پذیرد.
  همچنین روش های تدریس را می توان به روش های فعال و غیرفعال تقسیم بندی نمود. در روش های فعال تدریس ذهن انسان فعال در نظر گرفته می شود بدین معنا که هر مفهومی که با نظام مفاهیم ذهن تناسب داشته باشد، جذب ذهن می شود و اگر متناسب نباشد جذب نمی گردد. همچنین، کسب مفهوم نیز در یک فرآیند فعال حاصل می گردد. در یادگیری فعال معلم شرایط را مساعد می کند و فراگیر با مشارکت خود یاد می گیرد. معلم راهنما و هادی جریان تدریس است. ولی در روش های غیرفعال معلم مخزن و منبع دانش فرض می شود و فراگیران ظروف خالی محسوب می گردند که معلم وظیفه دارد مطالب را به طور یک طرفه به آنان انتقال دهد. به عبارت دیگر روش های فعال تدریس حالت دوسویه و تعاملی دارند ولی روش های غیرفعال یکسویه و منفعل هستند(فضلی خانی، 1378)
درتقسیم بندی دیگر روش های تدریس برحسب پویایی (فعالیت) یا ایستایی (عدم فعالیت )دانش آموز به دو دسته ی فعال(پویا) و غیر فعال (ایستا) تقسیم می شوند. در الگوهای تدریس غیرفعال، دانش آموز موجودی انفعالی است و معلم به عنوان انتقال دهنده ی اطلاعات، مسئولیت اصلی آموزش را بر عهده دارد. او تلاش می کند ذهن دانش آموزان را با انبوهی از مفاهیم ،اصول و اصطلاحات درس ها انباشته سازد و به این ترتیب رفتار آن ها را نسبت به قبل تغییر دهد. در این نوع روش تدریس، برنامه ی درسی غیر قابل انعطاف است و معلم و دانش آموز به اجبار از محتوای مشخصی استفاده می کنند(شلدره ای و همکاران ،1390).
2- 9تقسیم بندی روش های تدریس
روش های تدریس به دو دسته کلی تقسیم می شود روش هایی که در گذشته های بسیار دور به کار می رفته اند«روش های تاریخی» و روش هایی که متکی بر یافته های روان شناسی و علوم تربیتی جدید می باشند. «روش های جدید» نامیده می شوند.
2-9-1 الف روش های تاریخی
از میان رو ش های تاریخی دو روش بیش از سایر روش ها در ایران شهرت دارد: یکی روش سقراطی و دیگری روش مکتبی ( مکتبخانه ای)
در روش سقراطی، نخستین هدف سقراط این بود که مهارت شاگردان برای کشف حقایق پرورش یابدو نقش معلم عمدتا شامل پرسیدن و نقش شاگرد سازماندهی و بکار گیری دانش و تجربه گذشته

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع آموزش زبان، آموزش های نظری، روش های تدریس Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع یادگیری مشارکتی، روش یادگیری مشارکتی، روش مشارکتی