دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روان شناسی، شیوه زندگی، محدودیت ها

دانلود پایان نامه ارشد

ت ورود به تصمیم و عملی کردن آن را فراهم می کند.
مرحله ششم: انجام: در این مرحله فرد برای انجام تصمیم خود یک برنامه ریزی جامع انجام می دهد او به مسایلی از قبیل چه چیزی را انجام دهد، چه موقع انجام می دهد و چگونه انجام می دهد می پردازد.
مرحله هفتم: ارزیابی مجدد: در این مرحله تصمیمات فرد بازبینی می شود و اگر تغییرات جزئی در آن لازم است انجام می گیرد، به هر حال این بدان معنی نیست که تصمیم اولیه ما ناقص بوده است بلکه همیشه باید بخاطر داشته باشیم که در یک جهان در حال تغییر زندگی می کنیم.
با توجه به فرآیند فوق و تحقیقات انجام شده درباره نقش و اهمیت مهارت های تصمیم گیری والدین با آموزش گام به گام مهارت های تصمیم گیری می توانند کودکان را برای اتخاذ تصمیمات مهم زندگی به خصوص انتخاب شغل آماده کنند.
شفیع آبادی (1381) نظریه روان شناسی انفرادی آدلر9 را در حوزة شغلی و انتخاب شغل بسط می دهد. آدلر معتقد است که آنچه افراد از کودکی خود بخاطر می آورند قویاً بر مسائل شغلی در زندگی آینده آنها تأثیر می گذارد. وی معتقد است که خاطرات اولیه افراد در سه گروه روان شناسی بالینی، دندانپزشک و وکیل مانند مشاهدات آنها درباره روابطی که با خاطرات اولیه در مورد انتخاب شغل داشتند از هم کاملاً متمایز بود.
در بحث از این که چگونه می توان از خاطرات اولیه در مشاوره و روان درمانی استفاده کرد، باید اذعان داشت که افراد می توانند مشاغلی را انتخاب کنند که به آنها کمک کند تا شیوه زندگی شان را مشخص کنند. بنابراین شیوه زندگی می تواند از خلال خاطرات اولیه شناخته شود.
در کاربرد نظریه روان شناسی انفرادی در طرح ریزی شغلی کودکان باید گفت که چون شیوة زندگی را منظومه خانواده و تجارب اولیه فرد در خانواده مشخص می کند بنابراین نقش والدین در شکل دادن به شیوة زندگی کودک انکار ناپذیر است و چون افراد مشاغلی را برمی گزینند که در آن شیوه زندگی خود را به اجرا در آورند پس والدین نقش بی چون و چرایی در انتخاب شغل آینده کودک دارند. آنچه امروز بیش از پیش آشکار شده این است که والدین نقش انکار ناپذیری را در طرح ریزی شغلی کودکان شان بر عهده دارند.

2-1-3 نظریه خصیصه-عامل
در نظريه خصيصه-عامل اعتقاد بر آن است که بايد خصوصيات فرد (توانايي ها، رغبت ها و محدوديت ها) را شناخت و آنها را با مشاغل مناسب سازش منطقي داد. در اين نظريه از آزمون هاي رواني زياد استفاده مي شود. نظريه خصيصه-عامل اولين و قديمي ترين نظريه در زمينه انتخاب شغل است و فرانک پارسونز از رهبران سرشناس اين نظريه است. بر اساس اين نظريه بايد به افراد کمک شود تا خود را بطور کامل در ابعاد مختلف به خوبي بشناسند، سپس با استفاده از ابزار و وسايل مناسب مشاغل را شناسايي کنند و در نهايت با توجه به ويژگي هاي خود، شغل مناسبي را انتخاب کنند (شفيع آبادي، 1388: 153).
پيتربلاو معتقد است که توانايي‌ها و خصوصيات شخصيتي فرد و مقتضيات اقتصادي جامعه در دوران مختلف بر انتخاب فرد اثر مي‌گذارد. فرد به سنجش توانايي‌هاي خود از يکسو و مقتضيات اجتماعي و اقتصادي جامعه از سوي ديگر مي‌پردازد و با توجه به پاداش‌هاي دريافتي از شغل و هزينه‌هاي صرف شده براي آن به انتخاب دست مي‌زند (پاوالکو10، 1974 : 47).
پاوالکو اعتقاد دارد که انتخاب شغل امري تصادفي و اتفاقي است. فرد جهت معيني براي انتخاب شغل در سر ندارد و در واقع دچار سرگرداني است. فرد به شغل‌هايي وارد مي‌شود که برحسب تصادف به روي او گشوده شوند (پاوالکو، 1974 : 49).

2-1-4 نظریه گینزبرگ11 :
گینزبرگ معتقد است که انتخاب حرفه، مرحله ای تکاملی است که متأثر از تجربه های گذشته، ارزش ها، علایق، توانایی ها و دانایی های فرد است و برای انتخاب شغل، سه مرحله را باید برشمرد:
1. مرحله رؤیایی: این مرحله تا سن یازده سالگی ادامه دارد و مربوط به آرزوها و رؤیاهای این دوران است. در این مرحله، کودک، نقش بزرگسالان را تقلید می کند، به گونه ای که این نقش ها در بازی های وی منعکس است.
2. مرحله آزمایشی: این مرحله از یازده سالگی تا هفده سالگی ادامه دارد. انسان در این مرحله از زندگی، سعی می کند آرزوها و تمایلاتش را به مرحله آزمایش بگذارد، و بدین ترتیب با مشکلات، موانع و واقعیت های شغل مورد نظر خود، کم و بیش آشنا می شود.
3. مرحله واقع بینی: این مرحله از سن هفده سالگی به بعد است. فرد بر اساس مراحل قبلی و تجربه های پیشین، علایق واقعی خود را کشف می کند و به انتخاب شغل می پردازد (میردریکوندی، 1385)
بهطور خلاصه آنچه که از نظریه گينزبرگ درباره فرآيند انتخاب شغل میتوان استنباط نمود به شرح ذیل است : انتخاب شغل رفتار آگاهانه‌اي است که فرد در آن هدف‌هاي شغلي آينده خود را تعيين مي‌کند و سپس امکان نيل به هدف‌هاي تعيين شده را با توجه به واقعيات جسماني، رواني و اجتماعي مورد سنجش و ارزيابي قرار مي‌دهد. در صورتي که بين هدف‌هاي تعيين شده و واقعيات همخواني وجود داشته باشد انسان فعاليت خود را براي رسيدن به آن هدف‌ها مشخص مي‌سازد. بنابراين وي معتقد است که انتخاب شغل فرآيندي است که در طي دوره معيني انجام مي‌پذيرد. اين دوره قابل بازگشت نيست. مسير تکاملي انتخاب شغل سه مرحله دارد که شامل مرحله رويايي (4 تا 5 سالگي)، مرحله آزمايشي (11 تا 18 سالگي)، مرحله واقع بيني (18 تا 24 سالگي) مي‌باشد. مرحله آزمايشي که 11 تا 18 سالگي را دربر مي‌گيرد در آن جوانان به خودکاري پرداخته، به دنبال يافتن مشاغلي هستند که احتمالاً در آينده به آن‌ها اشتغال خواهند ورزيد (شفيع آبادي، 1371 الف : 95-93).

2-1-5 نظریه پارسنز
پارسونز سه عامل را برای انتخاب عاقلانه ی شغل عنوان می کند که امروز نیز بعد از یک قرن کمتر کسی در مورد آن تردید می کند:1- شناخت روشنی از خود، استعدادها، توانائی ها، علائق، آمال، امکانات، محدودیت ها و دیگر عوامل وابسته به خود. 2- شناخت شرایط، امکانات، امکان موفقیت، مزایا، محدودیت ها، بیمه، امکانات و چشم انداز رشته های مختلف شغلی. 3- استدلال صحیح در مورد رابطه ی این دو با یکدیگر(گیبسون و میشل12، 1386، ص.25؛ اردبیلی، 1385، صص.70-69).
پارسونز معتقد بود که مشاور شغلی علاوه بر بلوغ شخصیت و قدرت قضاوت درست، باید دارای ویژگی های ذیل نیز باشد؛ 1- دارای دانش کاربردی درباره ی اصول بنیادی روش های روان شناسی جدید. 2- تجربه ی تماس کافی با انسان ها، طوری که به شناختی ملموس از واقعیت دست یابد. 3- از توانائی پرداختن به مسائل جوانان به شیوه ای هم فهمانه، جدی، جستجوگرانه، صادقانه، یاورانه و جذاب برخوردار باشد. 4- وضعیت و شرائط موفقیت، پیشرفت، مزایا و معایب رشته های مختلف صنعت را بشناسد. 5- با اطلاعات مربوط به رشته های تحصیلی، روش های کارورزی در رشته های متفاوت تحصیلی و کسب کارائی در آنها آشنا باشد. 6- آشنائی با روش علمی برای تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری صحیح و به دنبال آن راهنمائی درست افراد متقاضی(گیبسون و میشل، 1386 :26).
حال سوالی اساسی که مطرح می گردد آن است که چگونه راهنما می تواند در مورد مناسب بودن انتخاب شغلی مراجع داوری کند و یا را مراجع را کمک نماید که انتخابی مناسب داشته باشد؟ روان شناسان روش نیمرخ استعداد شغلی(Occupational Ability Profile) را برای پاسخ این سوال پیشنهاد کرده اند. مبانی این روش عبارت است از: 1- در دنیای کار نزدیک به 000/48 شغل جداگانه وجود دارد. 2- این مشاغل را می توان به چند مقوله تقسیم بندی کرد. 3- هر گروه شغلی نیازمند بعضی خصوصیات و استعداد ها برای موفقیت در آن است. 4- بعضی از استعداد ها و خصوصیات افراد را می توان از طریق آزمون مشخص نمود. 5- بعضی از خصوصیات قابل اندازه گیری مثل استعداد ممکن است قبل از اشتغال در فرد وجود داشته باشد.6- راهنما می تواند با تخمین یا تشخیص استعداد مراجع و تطابق آن با محیط های شغلی، حرفه ی خاصی را به فرد پیشنهاد دهند. 7- راهنما می تواند مراجع را در مقام مقایسه با دیگر اطرافیان و دوستان که به کار اشتغال دارند قرار دهد تا وی ارزشیابی کند و بهترین تصمیم را اتخاذ نماید. این فرایند بر خلاف ظاهر ساده، امری پیچیده، طولانی و پر  زحمت است که نیازمند پژوهش و بررسی فراوان است(اردبیلی، 1385 :226).
به نظر پارسنز تجربيات روانشناسانه کودک در داخل خانواده، مشارکت بعدي او را در دنياي کار پايه‌گذاري مي کند (ميشل، 1354 : 122).

2-1-6 مدل سوپر13دربارة رشد شغلی کودکان:
نظریه های رشدی، انتخاب شغل را در یک فرآیند پیوسته و دائمی می دانند که در طول زندگی فرد در جریان است و از مراحل کاملاً مشخص با پیوستار زمانی خاصی می گذرد. این نظریه ها اهمیت سال های کودکی و طرز تلقی های کودک از زندگی و اطرافیان به خصوص دیگران مهم و افراد کلیدی را در گرایش به مشاغلی خاص در آینده کودک مؤثر می دانند (سوپر، 1990).
اساس نظریه سوپر در مورد انتخاب شغل، بر چگونگی «خود پنداری» مبتنی است. او معتقد است شخص، شغلی را انتخاب می کند که بازگو کننده و منعکس کننده تصور و پندار وی از خود (خود پنداره) باشد. ویژیگی خاص دیگر این نظریه، توجه به مبانی فرهنگی و توانایی های فردی است. وی برای رشد حرفه ای، مراحلی به شرح زیر قائل است:
1. مرحله همانندسازی: در این مرحله – که بین پنج تا ده سالگی قرار دارد – کودک، خود را با مشاغل کسانی که با آنها در تماس مستقیم بوده و برای او مهم و قابل احترام قلمداد می شوند، همانندسازی می کند، مانند: پزشکان و معلمان. اگر چه این همانندسازی ها واقعی نیستند، امّا می توانند زمینه انتخاب شغل افراد را در آینده پی ریزی کنند.
در این مرحله، خانواده و وسائل ارتباط جمعی با ارائه الگوهایی به صورت «قهرمان»، نقش قابل توجهی ایفا می نمایند.
2. مرحله کسب عادات کار: این مرحله بین ده تا پانزده سالگی واقع شده و شخص می کوشد کارهایی را که به او ارجاع می شود، به خوبی انجام دهد. در این صورت، نوجوان سعی می کند به بهترین وجه، وظیفه اش را انجام دهد و بدین ترتیب می فهمد که کار، یکی از راه های «اظهار وجود» و یکی از وسائل بهتر زیستن است.
3. مرحله کسب تجربه: در این مرحله، فرد، خود را به عنوان کسی که شاغل است و مسئولیتی به عهده دارد، کاری را تجربه می کند. این مرحله در جوامع شهری کشور ما از سال های پایین تری شروع می شود، بخصوص در خانواده های کم درآمد، دانش آموزان در طول تابستان مجبور هستند از راه های گوناگونی، پولِ توجیبی و شهریه سال تحصیلی آینده خود را به دست آورند. فرد در این مرحله تا حدی از استقلال مادی برخوردار می شود و می کوشد کارهای گوناگون را سبک و سنگین کرده، تقلید و آزمایش کند.
4. مرحله کسب مهارت های لازم احساس مفید بودن: شخص در این مرحله، مهارت های لازم را می آموزد و احساس مفید بودن می کند. این مرحله بین سنین 25 تا 40 سالگی واقع شده است و در آن، فرد با همکاران خود به رقابت می پردازد و می کوشد بهترین و بیشترین مهارت های لازم را کسب کند تا به بالاترین مرحله شغلی خود برسد.
5. مرحله اِبقای یک زندگی سودمند: زندگی شغلی فرد در سنین 40 تا 70 سالگی، سیری کم و بیش ثابت را نشان می دهد و از امیال او برای انجام دادن خدمات اجتماعی داوطلبانه و نیکوکارانه حکایت می کند.
فرد در این مرحله، کم تر خود را به مخاطره می اندازد و بیشتر در جهت حفظ وضع موجودش اهتمام می ورزد.
6. مرحله بازنشستگی: پس از سال های 60 تا 70 سالگی و نایل شدن به مرحله بازنشستگی، فرد به طور ناخودآگاه، کار خود را تمام شده تلقی می کند و به فکر مرگ و دوران پس از مرگ می افتد.
سوپر، پس از بیان شش مرحله، از سه دسته عوامل مهم که در فرآیند انتخاب شغل دخالت دارند، یاد می کند:
الف. عوامل نقشی: عواملی که به تشکیل «خود پنداره» فرد، کمک می کنند تا وی بتواند نقش خود را به عنوان یک عضو جامعه ایفا کند.
ب. عوامل فردی: مانند هوش، توانایی های جسمانی، علایق،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ارزش ادراک شده، روش بازار Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ارزش ادراک شده، نگرش مصرف کننده، عملکرد فن