دانلود پایان نامه ارشد با موضوع رفتار انسان، جبران خسارت، مسئولیت مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

Bateman 1925 App است، که طی آن پزشکی حین به دنیا آوردن کودکی مرتکب بی‌احتیاطی آشکار می‌شود، و زن باردار از بین می‌رود. برای ایجاد بی‌احتیاطی آشکار چهار شرط زیر باید وجود داشته باشد.
– تکلیف به احتیاط برای فرد مرتکب، در قبال مقتول.
– نقض تکلیف.
– این نقض باید دلیل مرگ مقتول باشد.
– بی‌احتیاطی مرتکب در نقض آسایش و امنیت زندگی مقتول، باید واضح و آشکار باشد.
با این‌ حال بی‌احتیاطی آشکار رکن معنوی کمرنگ‌تری نسبت به بی‌پروایی دارد و از همین رو مجازات آن مجازات خفیف‌تری است. نمودار زیر به روشن‌تر شدن این قسمت کمک خواهد کرد.

شکل 1-4.بی احتیاطی آشکار

1-2-2-مبحث دوم : شرایط و عناصر بیاحتیاطی
1-2-2-1-گفتار نخست: شرایط وجود بی‌احتیاطی
-حقوق بی‌احتیاطی در آمریکا در دهه 4 و 5 قرن 19 طی پرونده Brown V Kenadl شکل گرفت. بی‌احتیاطی نتیجه‌ی بی‌توجهی فرد در مورد خطراتی است، که دیگران را تهدید می‌کند.
در ابتدا قضات و حقوقدانان عناصر بی‌احتیاطی را در چهار مورد خلاصه می‌کردند. تکلیف، نقض آن، سببیت و خسارت83. گروهی نیز عناصر بی‌احتیاطی را در سه مورد می‌دانند: تکلیف، نقض آن و ضررمستقیم84. در سال 2003 در پرونده Whire V Mattera A 2d 627, 631 2003 دادگاه تنها دو عنصر برای بی‌احتیاطی لحاظ کرد؛ رفتار بی‌احتیاطانه و خسارت.
بیانیه‌ی سوم شبه جرم85 و بیشتر حقوقدانان معتقد به پنج عنصر برای بی‌احتیاطی هستند. آن‌ها علاوه بر واقعی بودن سببیت، مستقیم بودن آن را نیز به ‌عنوان یکی از شروط ذکر کرده‌اند.
سببیت واقعی86 زمانی تحقق پیدا می‌کند که رابطه‌ای بین سبب و اثر وجود داشته باشد، بین نقض تعهد خوانده و ضرر تحمیل‌شده بر خواهان؛ لازم نیست ضرر نتیجه‌ی نزدیک فعل خواهان باشد، اما در سببیت مستقیم باید فاصله بین عمل و ضرر کاملاً نزدیک باشد. در حقوق کامل لا، سبب مستقیم لزوماً سبب بی‌واسطه نیست و تأکید بر نزدیکی بین نقض تعهد و ضرر است، در واقع سبب واقعی و سبب مستقیم هر دو دانههایی در یک غلاف هستند، هرچند دو دانه‌ی جداگانه‌اند.87.

1-2-2-2-گفتار دوم : شرایط ایجاد بیاحتیاطی
در اینجا نگاهی گذرا به پنج شرط مذکور خواهیم داشت.
الف)تکلیف:
تکلیف (Duty)، تعهد یک شخص به دیگری است. تکالیف از میلیون‌ها عرف اجتماعی، مکتب و مذهب نشأت می‌گیرند. تکالیف، رفتار انسان‌ها را در اجتماع محدود می‌کند و به‌گونه‌ای جهت می‌دهند88. حقوق بی‌احتیاطی نیز رفتار انسان‌ها را با توجه به شرایط ارزیابی می‌کند؛ آیا رفتار فرد مناسب شرایط بوده است یا نه؟ اگر نبوده است، تنها در صورتی مسئولیت ساز خواهد شد که تکلیفی بر انجام رفتار مناسب بوده باشد. در واقع هر ادعای بی‌احتیاطی باید از دروازه تکلیف بگذرد.89 تکلیف بین امنیت قربانیان احتمالی در مقابل خسارات ازیک‌طرف، و آزادی رفتار فاعلین از سوی دیگر تعادل ایجاد می‌کند.
درروی دیگر سکه قواعدی وجود دارد که مبنای عدم وجود تکلیف هستند، مانند قاعده‌ی عدم وجود تکلیف برای نجات.90 این قواعد باعث می‌شوند تا زیان‌دیده‌ی بی‌احتیاطی، نتواند خسارت خود را دریافت کند و ناچار به تأمین‌ کنندگان بیمه مراجعه کند.
همان‌طور که گذشت منشأ تکلیف می‌تواند قانون و یا عرف باشد. مفهوم تکلیف در اواسط قرن نوزدهم طی پرونده Hearen V.Pender شکل گرفت؛ این پرونده در سال 1883 و در یک دادگاه تجدیدنظر انگلیسی رسیدگی شد. طبق این پرونده نقاشی که برای رنگ کردن بدنه‌ی کشتی از داربست اسکله استفاده کرد، در اثر شکستن داربست به‌شدت مجروح شد و علیه صاحب اسکله دعوای بی‌احتیاطی اقامه کرد. در دادگاه بخش خواسته وی رد شد اما در دادگاه تجدید نظر آقای برت91 صاحب اسکله را واجد تکلیف دانستند. در حقیقت صاحب اسکله باید پیش‌بینی چنین اتفاقی را می‌کرد و در قانون و اخلاق نکته بنیادی این است که رفتاری که خطر قابل پیش‌بینی در پی ندارد قابل سرزنش نیست؛ اما عکس آن همواره درست نیست. در واقع اگر تکلیف را تنها نسبت به خطرات قابل پیش‌بینی اعمال کنیم مفهوم بی‌احتیاطی را دچار فروکاست کرده‌ایم.
سال 1960، سال پرتنشی برای مفهوم تکلیف و محدوده‌ی آن بود. قابلیت پیش‌بینی سد راه مسئولیت محض تولید کنندگان شده بود.92
با روی کار آمدن ریگان در سال 1980، حقوقدانان و قضات متوجه خطر انبساط مفهوم بی‌احتیاطی، و شیطانی که در پس آن رشد می‌کرد شدند: هرچند قابلیت پیش بینی دیگر عنصر تکلیف نبود، اما در شروع قرن بیستم قواعد بدون تکلیف No duty و یا با تکلیف محدود ‌Limited Duty مرزهای منبسط تکلیف را عقب‌تر کشاند.
بیانیه سوم شبه جرم در م 7 مقرر می‌دارد که تکلیف زمانی وجود دارد که:
1-فاعل به‌طور معمول تکلیف به انجام احتیاط معقول دارد و آن تکلیف زمانی است که رفتار وی حاوی یک خطر فیزیکی باشد93.
و در بند 2 به شروط محدودکننده و یا دافع مسئولیت می‌پردازد.
در بیانیه دوم شبه جرم اگر عمل فاعل خسارتی به دیگری وارد کند و آن عمل به‌گونه‌ای باشد که فاعل پیش‌بینی وقوع چنین صدمه‌ای را نداشته باشد فاعل مسئول نخواهد بود.94
در سال 1924 در کنار خط راه‌آهن در آمریکا زنی دچار سوختگی شد. ماجرا این‌گونه بود که زن در کنار ریل منتظر قطار ایستاده بود و در طرف دیگر مردی با وسایل خود در حال عبور از ریل بود. وقتی قطار به مرد نزدیک شد سوزنبان برای نجات او، وی را هول داد و وسایل وی که منفجره بودند نزدیک آن زن فرود می‌آید و موجب سوختگی وی می‌شود، اکثریت دادگاه پژوهش نیویورک رأی به مسئول نبودن سوزنبان دادند، چرا که وی در قبال آن زن مسئولیتی نداشته است.95
بیانیه سوم شبه جرم بی‌احتیاطی را این‌گونه تعریف می‌کند:
شخصی که با توجه به شرایط، دقت معقول در عمل را انجام نمی‌دهد مرتکب بی‌احتیاطی شده است. «قابلیت پیش‌بینی مضر بودن رفتار فاعل»، نخستین عامل برای ارزیابی بی‌احتیاطی است.
بنابراین می‌بینیم که قابلیت پیش‌بینی دوباره به دکترین نظریات حقوقی بازگشته است. هرچند بیانیه سوم هنوز مورد تأیید موسسه آمریکایی حقوق قرار نگرفته است، اما در برخی از پرونده‌های متأخر این رویکرد را می‌توان دید.96
ب) نقض تکلیف:
عنصر دوم بی‌احتیاطی سوء رفتار شخص در برابر تکلیف است که این نقض می‌تواند در غالب فعل یا ترک فعل باشد. در حقوق متقدم تکلیف به حفاظت و مراقبت به رابطه‌ی طرفین بستگی زیادی داشت، مثل بیمار، پزشک، میهمان و میزبان؛ اما با رشد جامعه و پیچیده‌تر شدن روابط اجتماعی لزوم وجود معیاری برای تکلیف و هدایت رفتار انسان‌ها احساس می‌شد. حقوق جدید بی‌احتیاطی، این تکلیف را به همه و در همه شرایط تحمیل می‌کند، که با دقت معقول و با دقت مناسب رفتار کنند.
بنابراین شخصی که به‌طور معمول بی‌دقتی کند، تکلیف به احتیاط را نقض کرده است. نقض تکلیف و تشخیص آن در برخی موارد دشوار است. برای مثال اگر قابلیت پیش‌بینی ضرر کم باشد و از سوی دیگر احتیاط کردن در آن شرایط دشوار باشد، فرد با نقض تکلیف رعایت احتیاط، مسئول نخواهد بود، چرا که در آن صورت تکلیف موضوعیت خود را از دست خواهد داد.97
می‌بینیم که جبران خسارت در همه حال لازم نیست. مثلاً جایی که رعایت احتیاط هزینه بیشتری از خسارت وارده داشته باشد، تکلیف به احتیاط با نگاهی ابزار انگارانه رنگ می‌بازد. این قاعده معروف به‌قاعده لیرندهند (Learned Hand) است که توسط قاضی با همین اسم در سال 1947 اعمال‌شده است.98
در این دعوا ایالات ‌متحده علیه شرکت یدک کشی «کارل» به دلیل ایجاد خسارت شکایت کرد. شرکت خوانده قایق باری خود را برای چند ساعت در بندری شلوغ بدون مراقبت رها می کند. در این فاصله قایق از لنگرگاه جدا می شود و با کشتی خواهان تصادف میکند. در این دعوا پرسش اصلی این بود که آیا اقدام شرکت خوانده در بدون مراقبت گذاشتن قایق برای چند ساعت در بندری چنین شلوغ تقصیر محسوب میشود یا نه؟ رأی قاضی لیرند هند در این دعوا چنین است: «قاعده کلی وجود ندارد تا به وسیله آن مشخص نمائیم که چه وقت غیبت قایق ران یا نبودن مراقب دیگری، مالک قایق را مسئول زیانهای وارد شده به دیگر کشتیها در نتیجه جدا شدن از لنگرگاه میکند. هنگامی که مبانی چنین مسئولیتی را مورد توجه قرار دهیم، این نکته روشن می شود که چرا چنین قاعدهی کلی وجود ندارد. زیرا این امکان وجود دارد که هر کشتی از لنگرگاهش جدا شود و برای سایر کشتیهای پیرامون خود ایجاد خطر کند. تکلیف مالک قایق- در سایر موارد مشابه نیز چنین است- برای جلوگیری از خسارت تابع سه متغیر است:1- احتمال جدا شدن قایق از لنگرگاه، 2- شدت خسارات احتمالی، 3- هزینه اقدامات احتیاطی مناسب. شاید اگر آن را با عبارت جبری بیان کنیم، موضوع روشن تر شود: اگر احتمال جدا شدن قایق از لنگرگاه را P بنامیم؛ شدت خسارت را L بنامیم؛ و هزینه اقدامات احتیاطی را B بنامیم. مسئولیت مدنی بستگی به این دارد که آیا B از L *P کمتر است یا نه. (BPL). 99
این نظریه مبتنی بر مقتصد بودن و عاقل بودن انسان است. منظور از عقل در اینجا همان عقلانیت ابزاری است. از همین رو این نظریه در دستهی نظرات ابزار گرای مسئولیت مدنی قرار می‌گیرد؛ بنابراین نظر، هدف م.م این نیست که افراد را تشویق کند تا آنجا که ممکن است از وقوع هر حادثه‌ای جلوگیری کنند، بلکه هدف این است که این انگیزه را برای آنان ایجاد کند که تا با در پیش گرفتن اقدامات احتیاطی که ازنظر اجتماعی مطلوب است، از وقوع حوادثی پیشگیری کنند که از نظر اقتصادی کارایی داشته باشد.100
پ)سبب واقعی:
جذابیت مبحث سببیت برای انسان‌ها همان‌ قدر است که شعله‌ها و روشنی برای حشرات، و این جذابیت به همان اندازه کشنده است101.
سببیت بین خواهان و خوانده ارتباط برقرار می‌کند و به‌نوعی از مهم‌ترین عناصر بی‌احتیاطی به شمار می‌رود. هزاران نفر روزانه در اثر حوادث رانندگی و… در معرض خطر هستند و در این خطرآفرینی اسباب بسیاری دخیل خواهند بود. حقوق بی‌احتیاطی به قربانی حادثه اجازه جبران خسارت را در صورتی می‌دهد که خوانده حداقل یکی از این مجموعه‌ی اسباب باشد. برای اثبات سببیت، نشان دادن رابطه‌ی بین ضرر و رفتار خوانده کافی نیست، بلکه باید ضرر وارده را به بی‌احتیاطی خوانده نسبت به تکلیف وی مربوط کند؛ بنابراین اگر فردی در بزرگراه در اثر برخورد خودرویی صدمه ببیند، تنها اثبات سببیت کافی نیست بلکه باید ثابت شود که سرعت زیاد راننده نوعی بی‌احتیاطی بوده و این بی‌احتیاطی سبب واقعی صدمه بوده است.
بنابراین اگر راننده با سرعت متعادل رانندگی کند و تصادف تنها نتیجه فعل راننده باشد و بی‌احتیاطی او، دیگر نمی‌توان رابطه‌ی سببیت مصطلح و مسئولیت ساز را بر آن بار کرد. لازم به ذکر است که اگر در بین اسباب سببیت واقعی مشخص نشود، مسئولیت بین اسباب متساویاً تقسیم خواهد شد.102
ت)سبب مستقیم:
سبب مستقیم پروانه‌ای فرار است که همواره در حال گریز از تور قانون است. سبب مستقیم را در گذشته و بعضاً هنوز، سبب قانونی می‌نامند. سبب مستقیم نمی‌تواند از ضرر دور باشد؛ و به همین دلیل، با قابل پیش‌بینی بودن پیوند خورده است. در حقیقت ضرر باید قابل پیش‌بینی باشد نه اینکه از عمل مرتکب آن‌قدر دور باشد که نتوان آن را پیش‌بینی کند. خوانده از نتایج و عواقب دور فعل خود در دودسته از پرونده‌ها مبری است.
یکی اینکه بی‌احتیاطی خوانده بسیار ناچیز و قابل ‌اغماض باشند؛ و دوم جایی که بین رفتار خوانده و خودخواهان عامل دیگری نیزداخل شده باشد و ایجاد فاصله کند. سئوال اینجاست که ورود عامل سوم باید تمامی مسئولیت‌ها را از دوش مرتکب نخست بردارد؟ پاسخ اینکه؛ طبق نظر سببیت مستقیم باید گفت با دور شدن سبب مسئولیت‌های وی نیز ساقط خواهد شد، اما می‌توان این مسئولیت را از طریق سبب واقعی بر عهده مرتکب بار کرد، که پیش ‌از این گفته شد.

ث)خسارت103:
در حقوق ایران104 و کامن لا نقطه اشتراک بدیهی عناصر بی‌احتیاطی، ورود خسارت است. هر چند خسارت معنوی در بیانیه سوم مسکوت گذاشته‌شده است؛ اما به نظر می‌رسد اینگونه خسارات نیز با توجه به رویه قضایی قابل وصول باشد. بی‌احتیاطی و قواعد مربوط به آن خسارات بدنی، مرگ و خسارات مالی را جبران می‌کند و در

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع کامن لا، حقوق ایران، ترک فعل Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ترک فعل، مسئولیت مدنی، کامن لا