دانلود پایان نامه ارشد با موضوع داستان کوتاه، عناصر داستان، عناصر داستانی

دانلود پایان نامه ارشد

برای تأثیر بیشتر به کار میگیرد که اگر آن جمله بین مردم دارای شهرت باشد بدان ضربالمثل میگویند. در واقع وجه تسمیهی ضربالمثل همین است که به دلیل شباهت محتوای آن با موقعیّتی که اشخاص در آن قرار میگیرند، در آن موقعیّت خاص استعمال میشود. به همین دلیل گفته شده که «المَثَل عباره عن قول فی شیءٍ یشبه قولاً فی شیءٍ آخَر بینهما مشابههٌ لیبیّن أحدهما الآخَر و یصوّره» (راغب اصفهانی، 1428، ص428).
کلمهی «مثل» در قرآن کریم فراوان به کار رفته است. در کتب وجوه و نظایر معانی چندی برای آن ذکر کردهاند که یکی از آنها داستان میباشد. با توجّه به موضوع این پژوهش فقط به بررسی معنای داستان میپردازیم، چرا که همانگونه که پیش از این گفته شد به نظر نمیرسد که این واژه در قرآن به معنای داستان به کار رفته باشد و صحیحتر آن است که بگوییم در معنای لغوی خود استعمال شده است. حال به بررسی برخی آیاتی میپردازیم که ادّعا شده این کلمه در آن به معنای داستان آمده است:
1) « إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُون» (آل عمران:59).
شاید بتوان این آیه را برجستهترین نمونهای به حساب آورد که کلمهی مثل در آن در معنای لغوی خود به کار رفته است. در این آیه خداوند برای روشن کردن نحوهی تولد عیسی(ع) و ازمیان بردن شبهات، شبیهترین تولّد به نحوهی ولادت وی را ذکر کرده است تا از طریق بیان مشابهتها مسأله روشن گردد؛ چرا که تمام ادیان نحوهی خلقت آدم را به آن شکلی که در قرآن آمده کمابیش پذیرفتهاند.
پس میتوان حتی در این آیه کلمهای را نیز در تقدیر گرفت، بدین صورت که «انّ مثل خَلقِ عیسی…». در واقع کارکرد اصلی مثل همین است که در این آیه میبینیم و خداوند در این آیه در مقام بیان مشابهت بوده است، به همین دلیل از واژهی مثل استفاده کرده است. سخن ابوالفتوح رازی نیز میتواند مؤیّد گفتهی ما باشد. وی میگوید: «پس حق تعالى گفت: مثل [عيسى‏] در اين باب چون مثل آدم است، يعنى عيسى در اين حكم به آدم ماند كه خداى تعالى او را از خاك بيافريد بى پدر و مادر.و «مثل» ذكرى باشد ساير كه دليل كند بر آن كه حكم دوم حكم اوّل است، و وجه تمثيل و تشبيه عيسى را به آدم از آن جاست كه گفتيم» (ابوالفتوح رازی، 1408، ج4، ص358).
2) «وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون» (اعراف:176). در این آیه وضعیّت شخصی تصویر شده است که تفاسیر نام او را «بلعم بن باعورا» گفتهاند (ر.ک کاشانی،1423، ج2، ص624). در این آیه نیز خداوند میخواهد از طریق بیان شباهتِ وضع باطنی این فرد با وضعیّت آن حیوان، نهایت پستی وی را روشن گرداند و دلالت لفظ مثل بر معنای لغوی خود روشن به نظر میرسد.
سایر آیات نیز تقریباً بر همین منوال هستند و بررسی آنها این مطلب را روشن خواهد کرد، امّا به جهت رعایت اختصار به همین مقدار بسنده کرده و فقط به ذکر آدرس آیات دیگر جهت مراجعه اکتفا میکنیم:

سوره:
نحل
کهف
کهف
نحل
اسراء
نور
فرقان
آیه:
76-75
32
54
112
89
34
39

انواع داستانهای قرآن
منتقدین، داستانهای بشری را به اعتبارهای مختلف به انواع گوناگونی تقسیم کردهاند. به عنوان مثال به اعتبار حجم (کوتاهی و بلندی) به رمان (رمان کوتاه، ناولت) و داستان کوتاه (داستانک10، داستان بلند) تقسیم کردهاند (ر.ک میرصادقی، 1390، ص25).
این تقسیمبندی بنیادیترین تقسیمبندیای است که دو شکل متفاوت از داستان را از یکدیگر جدا میکند. در دل این تقسیم نیز تقسیمات دیگری به اعتبارات مختلفی میتوان انجام داد. در مثل رمان را از نظر ساختمان و مایههای سبکی به چهار نوع رمان حوادث11، رمان شخصیّت12، رمان نامهای13 و رمان اندیشه14 تقسیم کردهاند. همچنین آنها را به اعتبار موضوع به نوول شکل پذیری15، رمان اجتماعی16، رمان تاریخی17، رمان محلّی18 و رمان روانی تقسیم19 میکنند. انواع رمان از نظر هستهی داستانی(Plot) نیز شامل تراژدی20، کمدی21، طنز و عاشقانه میباشد (ر.ک شمیسا، 1389، صص167-170).
البتّه این تقسیمات صرفاً مختصّ به رمان نمیباشد؛ چرا که میتوان داستان کوتاه تاریخی، اجتماعی، تراژدی و… نیز داشت.
اگر بخواهیم با استفاده از معیارهایی که امروزه داستان را بر طبق آن تقسیمبندی میکنند، دست به تعیین انواع داستانهای قرآن بزنیم، به نتایجی خواهیم رسید و میتوانیم طبقهبندیای را ارائه دهیم. امّا باید در نظر داشت که اگر فرضاً سخن از داستان بلند یا رمان در قرآن میشود، بهتر است از«داستان بلندِ قرآنی» سخن بگوییم. به بیان روشنتر داستان بلند در قرآن نسبت به داستانهای دیگر آن بلند است، و الّا شاید هیچ یک از داستانهای قرآن را از لحاظ حجم نتوان به عنوان رمان در نظر گرفت. به عبارت دیگر برای تعیین نوع داستانهای قرآن باید آنها را با یکدیگر سنجید و مقایسه کرد.
با این حال برخی نویسندگان ضمن اعتراف به ضرورت نگاه ویژه به داستانهای قرآن به عنوان بخش مهمّی از کتاب آسمانی و نیز نداشتن الزام برای تعیین نوع ادبی قصص قرآنی در قالب انواع ادبی، تنها به دلیل تسهیل در تحلیل و بررسی، به تعیین نوع ادبی و شکل هنری داستانهای قرآن پرداختهاند. بستانی مینویسد: «توجّه به این حقیقت ضروری است که در تعیین نوع ادبی داستانهای قرآنی، بر اساس معیارها و اصطلاحات بشری، میتوان آنها را به «رمان»، نظیر سورهی یوسف(ع) و برخی از داستانهای موسی(ع)؛ و نیز به داستان کوتاه تقسیم کرد -ازقبیل اکثر داستانهای موجود در قرآن-، علاوه بر این دو نوع، میتوان نوع سومی را تحت عنوان «حکایت» قرار داد. البتّه از آنجا که داستانهای قرآنی منحصر به فرد میباشند، این ویژگی ما را ناگزیر میسازد که از ابزارهای متعارف نقد -در نقد داستانهای قرآن- استفاده نکنیم و تنها به بررسی خصایص این نوع منحصر به فرد و تأثیر آن در ایجاد آثار مطلوب -که همین نیز هدف اساسی هنر میباشد- بپردازیم. تعیین نوع ادبی داستانهای قرآن بر اساس معیارهای متعارف بشری ضرورتی ندارد» (بستانی، ترجمهی صابری، 1371، ص161).
حال که میخواهیم به تعیین نوع ادبی داستانهای قرآن بپردازیم، بهتر است ابتدا تعاریف و ویژگیهای انواع داستانها را اجمالاً بررسی کنیم.
1) رمان
ارائهی تعریفی جامع و مانع از رمان که همهی انواع آن را در بر بگیرد، دشوار مینماید، امّا در تعریفهای ارائه شده بر دو نکته تأکید شده است: «طول داستان» و «تعدّد شخصیّتها و عناصر داستانی». به عنوان مثال «در فرهنگ اصطلاحات ادبی «هاریشا» رمان چنین تعریف شده: روایت منثورِ داستانیِ طولانی که شخصیّتها و حضورشان را در سازمانبندی مرتّبی از وقایع و صحنهها تصویر کند… رمان حداکثری برای طول و اندازهی واقعی خود ندارد. هر رمان، شرح و نقلی است از زندگی، هر رمان متضمّن کشمکش، شخصیّتها، عمل، صحنهها، پیرنگ و درونمایه است» (میرصادقی، 1390، ص24).
بر این اساس داستان حضرت یوسف(ع) را میتوان به عنوان «رمان قرآنی» قلمداد کرد. چرا که در آن به زندگی طولی قهرمان پرداخته شده است و تنها مقطع خاصّی را مطرح نکرده است. شخصیّتها نیز به نسبت در این داستان متعدّد میباشند. عناصر داستانی متعدّدی نظیر گفتگو، زمان و مکان، کشمکش، گره افکنی و گره گشایی و… به خوبی در این داستان در کنار هم قرار گرفتهاند. حوادث و صحنههای داستان نیز که سیر زندگی قهرمان را نشان میدهد به نسبت زیاد است، ازجمله خواب دیدن حضرت یوسف(ع)، به چاه افتادن، به بردگی فروخته شدن، ماجرای دلداگی زن عزیز نسبت به یوسف، به زندان افتادن یوسف، تعبیر خواب کردن یوسف، عزیز مصر شدن یوسف، آمدن برادران و سپس یعقوب(ع) به مصر نزد یوسف و… .
2) داستان کوتاه
تعریف داستان کوتاه نیز همچون رمان دشوار است و به سادگی نمیتوان حدّ و مرز آن را مشخّص کرد. مشخّصاتی که برای داستان کوتاه ارائه کردهاند، عبارتند از:
«الف) طرح منظّم و مشخّصی دارد.
ب) یک شخصیّت اصلی دارد.
ج) این شخصیّت، در یک واقعهی اصلی ارائه میشود.
د) در«کلّی» که همهی اجزای آن با هم پیوند متقابل دارند، شکل میبندد.
هـ) تأثیر واحدی را القاء میکند.
و) کوتاه است» (یونسی، 1388، ص15).
باتوجّه به مشخّصات فوق میتوان داستان کوتاه را اینچُنین تعریف کرد: داستان کوتاه اثری است کوتاه که در آن نویسنده به یاری یک طرح منظّم شخصیّتی اصلی را در یک واقعهی اصلی نشان میدهد و این اثر بر روی هم تأثیر واحدی را القاء میکند.
برای معرّفی نمونهای از داستانهای قرآن به عنوان داستان کوتاه مشکل چندانی نداریم؛ چرا که با وجود اختلاف نظر در تطبیق قصّههای قرآن با رمان و نمایشنامه، در باب اینکه اغلب قصّههای قرآن از نوع داستان کوتاه هستند، اختلاف نظر چندانی وجود ندارد. مانند داستانهای لوط، صالح، هود، آل فرعون، آدم، قارون، صاحب دو باغ، ذوالقرنین، اصحاب کهف و… .
اگر بخواهیم نمونهی برجستهای را به عنوان داستان کوتاه قرآنی نشان دهیم، شاید آیات 7 تا 14 سورهی نمل گزینهی مناسبی باشد؛ زیرا تمام ویژگیهایی را که برای داستان کوتاه برشمردیم دارد: « إِذْ قالَ مُوسى‏ لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً سَآتيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُون، فَلَمَّا جاءَها نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها وَ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعالَمين، يا مُوسى‏ إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزيزُ الْحَكيم، وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى‏ لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُون، إِلاَّ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحيمٌ، وَ أَدْخِلْ يَدَكَ في‏ جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ في‏ تِسْعِ آياتٍ إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقين، فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ، وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ». این داستان دارای طرح منظّمی است: موسی(ع) به دنبال آتش برای گرم کردن خانوادهاش میرود، آنجا از طرف خداوند به او وحی میشود و به وی معجزاتی داده میشود و مأمور انذار فرعون و قومش میگردد. آنان موسی را تکذیب میکنند وگرفتار عذاب الهی میشوند. شخصیّت اصلی داستان تنها یک نفر است، یعنی حضرت موسی(ع). واقعهی اصلی که موسی در آن ایفای نقش میکند همان لحظات گفتگوی او با خداوند است. حجم داستان و تعداد کلمات آن اندک است. مهمتر از همه اینکه تأثیر واحدی را القاء میکند که حاصل پایان زیبا و هنری داستان میباشد.
3) اپیزود یا واقعهی ضمنی
اپیزود را اینگونه تعریف کردهاند: «داستانی است ضمن داستان که هدف از آوردن آن دادن تنوّع به داستان اصلی است؛ واقعهی جالبی است که بر داستان افزوده میشود» (یونسی، 1388، ص14).
برای این نوعِ داستانی میتوانیم داستان یحیی(ع) در سورهی آل عمران را مثال بزنیم. دراین سوره آیات 35 تا 37 به داستان مریم(س) و تکفّل او به دست زکریّا(ع) میپردازد: « إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما في‏ بَطْني‏ مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليم، فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى‏ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى‏ وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم، فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، شفیعی کدکنی، زبان عربی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نمایشنامه، داستان کوتاه، پیامبر اسلام(ص)