دانلود پایان نامه ارشد با موضوع داراب نامه، ابومسلم نامه، رمان در داستان

دانلود پایان نامه ارشد

عنوانش پيداست، كتابي در شرح احوالات اسكندر است كه نسخة دستنويس آن در كتابخانة آصفيه در هند نگهداري ميشود و ظاهراً هنوز تصحيح و چاپ نشده است(منزوي، 1351: 3657).
3- قران حبشي: داستاني حماسي است و سرگذشت قران حبشي پهلوان دربار قباد است و وقايع آن در چارچوب جنگهاي ايران و توران اتفاق ميافتد و به شيوه دارابنامه، قصة مفصل و پر آب و تابي از كار درآمده است. اين كتاب به فرمان “اوزون حسن آققويونلو” در قرن نهم هجري به تركي ترجمه شد و دستنويسهاي آن به تركي، بيش از دستنويسهاي فارسي آن است كه گويا ترجمة تركي آن مورد اقبال فراوان بوده است(اسماعيلي، 1380: 75).
4- قهرماننامه: روايت جنگهاي هوشنگ با قهرمان پسر گرشاسب است كه سرانجام قهرمان به خدمت او درميآيد و اين دو با همكاري هم، سرزمينهاي بسياري را تصرف ميكنند. اين كتاب نيز به تركي ترجمه شده است و اصل روايت را نيز به حكايتي هندي نسبت دادهاند كه در دورة انوشيروان به پهلوي برگردانده شده است(همانجا: 76- 77).
5- تواريخ نامه: تنها يك دستنويس تركي از آن در دست است و روايت داستان سليمان نبي(ع) و ديو و پريان است(رشنوزاده، 1383: 33).
6- مسيّب نامه: داستاني تخيلي ـ مذهبي به زبان فارسي است و زمان آن به بعد واقعة عاشورا برميگردد و قصة مسيّب شاه است كه به قصد كمك به امام سوم به كربلا ميرود، اما به موفق نميشود به موقع حاضر شود بنابراين به خونخواهي برميخيزد و با قاتلين امام مبارزه ميكند و در اين راه كشته ميشود(منزوي، 1374: 336).
7- جنگ نامة محمّد حنفيه: منظومهاي فارسي راجع به انتقامگيري از مسببين واقعة كربلا و قاتلان امام حسين (ع) است و نسخة دستنويس آن در كتابخانة عمومي پنجاب لاهور موجود است(منزوي، 1351: 2748).
8- جنگ نامة امام زينالعابدين: اين اثر همانند جنگ نامة محمّد حنفيه و مسيّبنامه، به انتقامگيري از قاتلان امام حسين(ع) ميپردازد. در اين داستان نقش امام چهارم و محمّد حنفيه در خونخواهي و كشتن اشقياي كربلا پررنگ است. نسخهاي دستنويس از آن در كتابخانة دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه مشهد با عنوان مختارنامه موجود است(رشنوزاده، 1383: 33).
9- مقتل حسيني: تك نسخة اين روايت در كتابخانة دانشگاه لس آنجلس نگهداري ميشود و گويا ترجمهاي تركي از مسيّبنامه يا جنگ نامة محمّد حنفيه است و در كنار چند راوي ديگر آن، نام ابوطاهر طرسوسي به چشم ميخورد(اسماعيلي، 1380: 77).
10- داستان…: اين داستان فاقد عنوان است و آغار آن افتادگي دارد و نسخة دستنويس آن در فرهنگستان علوم تاجيكستان موجود است و سال رونويسي آن 1020ه.ق / 1611. م است و صحت انتساب آن به ابوطاهر مورد ترديد است(همانجا: 80- 81).
11- عيّارنامه: نسخة دستنويس تركي آن در كتابخانة شخصي به نام “اسماعيل حكمت ارتايلان” نگهداري ميشود و خانم “مليكوف” آن را از آثار طرسوسي ميداند. اين كتاب داستاني راجع به قهرماني عيّاران و شرح اصل و نسب آنان است(همانجا:81).
12- ابومسلم نامه4: روايتي از زندگي ابومسلم خراساني و مبارزهاش با امويان و انتقامگيري خون شهداي كربلا است. “ابومسلمنامه نخستين حماسة تاريخي است كه در دوران بعد از اسلام پديد آمده است. مقصود از اين سخن آن است كه ابومسلم نخستين شخصيت واقعي تاريخي دوران بعد از اسلام است كه هالهاي از افسانه و حماسه بر گرد زندگاني وي پديد آمد”(محجوب،1383: 301).
13- شاهنامه منثور: داستانهاي شاهنامه فردوسي به نثر است و ميكروفيلمي از آن در كتابخانة مركزي دانشگاه تهران موجود است(رشنوزاده، 1383: 33).

2- 1- 5. دارابنامه
مشهورترين اثر ابوطاهر طرسوسي، دارابنامه است كه روايت زندگي فرزند و نوادگان اسفنديار بعد از مرگ رستم است. ابتدا حوادث سالهاي آخر زندگي بهمن به طور خلاصه بيان شده است و پس از آن ماجراي هماي و فرزندش داراب به طور مفصل در حدود يك سوم كتاب ذكر شده است وحوادث زندگي بوران دخت(روشنك) دختر دارا(داراب كهين) و اسكندر بخش اعظم كتاب را در برميگيرد .
دارابنامه را بايد رمانسي منثور دانست. “رمانس داستانهايي بود كه در قرون 11 و 12 ميلادي به زبان عوام … در مورد شواليهها و اعمال محيرالعقول آنها در جنگها نوشته ميشد. معمولاً از رمانس، داستانهاي عشقي فهميده ميشود، حال آن كه مشخصة اصلي رمانس در مرحلة اول جنگها و رشادتها و رفتارهاي شهسوارانه و يا پهلوانانه است و عشق در مرحلة ثانوي قرار دارد”(شميسا، 1389 : 124). در دارابنامه هم ماجراهاي عاشقانه در لابهلاي جنگها و مسافرتهاي شخصيت اصلي يعني داراب و پس از او، اسكندر پيش ميآيد و پيرنگ اصلي داستان را وصف به قدرت رسيدن و كشورگشايي اين دو و موانع پيش روي آنان، تشكيل ميدهد. “داراب در دارابنامة طرسوسي پهلواني كاملاً اسطورهاي به نظر ميرسد. او از خاندان اسفنديار است و چون جد رويينتنش، آسيبناپذير به نظر ميرسد و دلاورانه دشمنان را مغلوب خود ميسازد”(مظفريان، بيتا: 14). ويژگيهايي از اين قبيل باعث شده است كه بخشهايي از دارابنامه از رمانس دور شود و به حماسه نزديك گردد.
گرچه ريشة دارابنامه به روايات ايراني پيش از اسلام برميگردد، اما طرسوسي آن را با تخيّل و مهارت خود در داستانپردازي شاخ و برگ داده و بسيار مفصّلتر از آنچه فردوسي در شاهنامه سروده است، بيان كرده است. ژول مول عقيده دارد: “چارچوب اين منظومه5 از فردوسي گرفته شده، منتها از انبوهة بزرگ افسانههاي نابخردانه انباشته و پر شده است”(مول، 1369: 58).
فردوسي داستان داراب تا مرگ اسكندر را در كمتر از سه هزاربيت سروده است كه سهم زندگي و پادشاهي داراب به پانصد بيت هم نميرسد. مهرداد بهار در رابطه با طولاني بودن روايت دارابنامه نسبت به فردوسي نظرية جالبي مطرح ميكند: “در اين اثر با داراب شگفتآوري روبروييم كه نشاني از او در شاهنامه نيست بهويژه سفر دريايي داراب و سفر او به سرزمينهاي دور و پهلوانيهايي كه در اين سفرها از خود نشان ميدهد از داراب، رستم ديگري ميسازد و گويي فردوسي به عمد پهلوانيهاي داراب را كنار گذاشته و بر آن بوده است كه شاهنامه…جايي براي هيچ پهلواني جز رستم ندارد مگر آنان كه به هر نحو از او شكست ميخورند”(بهار، 1385: 127). اين نظريه در خور اعتناست اگر فردوسي ماجراهاي كسي چون اسكندر را با جزئيات بيان نميكرد و شايد اين كوتاهي روايتِ “داستان داراب در شاهنامه به پيروي از مآخذي است كه فردوسي براي سرودن شاهنامة خود در دست داشته و آن گونه كه منش اوست چيزي بر آن نيفزوده است”(ستاري، بيتا : 3).
با نگاهي به ساير آثار طرسوسي از جمله ابومسلم نامه ميتوان به ميزان تخيّل او و استفادهاش از داستانها و قصّهها و در هم آميختن ماهرانه آنها پي برد. اين آميزش روايات منجر به نظريات متفاوتي درباره اصل و منشأ دارابنامه شده است. علاوه بر ژول مول، ذبيحاللّه صفا نيز آن را “ايراني و مبتني بر روايات ايراني” ميداند(صفا، 1356: بيست و هفت). در مقابل، به دليل شباهت سفرهاي دريايي داراب و سرگردانيهاي “اديسئوس” در دريا، “مهرداد بهار آن را تحت تأثير منظومة اوديسه اثر هومر، بزرگترين شاعر يونان قديم، يا تقليدي از آن ميپنداشت”(اميدسالار، 1388: 115). عجايب سفرهاي دريايي، تنها مختص به دارابنامه نيست و در كتبي چون گرشاسبنامه هم ديده ميشود، ظاهراً به دليل خطرات پرشمار سفرهاي دريايي، در مورد عجايب اين سفرها اغراق زيادي شده است و شاخ و برگ دادن به آنها، براي جذب شنوندگان امري عادي بوده است. “بعدها اين گفتهها را مؤلفان جمع آوري كرده، به صورت كتابهايي مانند عجايبالمخلوقات و عجايبالهند تأليف كردند”(محجوب، 1383: 259). چنين كتابهايي در اغراق راويان و نويسندگان راجع به سفرهاي دريايي نقش عمدهاي داشت.
درادامه، به اجمال به تشابهات مطالب دارابنامه با متون پيش از آن اشاره ميشود. در مواردي، ميزان و كيفيت اين تشابهات به حدي است كه ترديدي در استفادة طرسوسي از چنين مآخذي باقي نميماند.

2- 1- 5- 1. داستانهاي ايراني
شاهنامة فردوسي از مهمترين منابع زندگي داراب و فرزندانش(دارا و اسكندر) است. همانطور كه پيشتر اشاره شد بين اين دو تشابهات فراواني وجود دارد، اما روايت فردوسي بسيار موجزتر از روايت طرسوسي است و بسياري از ماجراهايي كه طرسوسي نقل كرده است در شاهنامه حتي نامي از آنها برده نشده است، از جمله سفر داراب به عمان و يونان و عشق به طمروسيه و خوارق عاداتي كه در اين راه ميبيند. “در شاهنامه كه داستان داراب به بخش تاريخي آن مربوط است، غير از تنها موردي كه در آن رشنواد سه بار از ايوان ويرانهاي كه داراب از رعد و برق و باران در زير آن پناه گرفته بود خروشي ميشنود، نشاني از آن ماجراهاي شگفت دارابنامه نيست”(ستاري،بيتا: 7).
علاوه بر اين، بين داراب نامه و شاهنامه تشابهات ديگري وجود دارد از جمله دفاع اسب بوراندخت از از صاحب بيهوش شدة خود(طرسوسي، 1356: ج1/527)، تا حدي زيادي به كشته شدن شير توسط رخش به هنگام خواب رستم در خان اول شباهت دارد(نك: فردوسي، 1386: ج2/22- 23). همچنين دلاوريهاي بوران دخت در جنگها(نك: آنيما در بخش كهنالگوي قهرمان در داستان اسكندر)، كه اغلب مبارزاتش به يك شكل تكرار ميشود، مبارزة گردآفريد با سهراب را به ياد ميآورد(نك: فردوسي، 1386: ج2/132- 133). مبارزه يك زن با پهلوانان نامآور براي طرسوسي به قدري جذابيّت داشته است كه در قسمت اعظم مبارزات كتاب، بوراندخت و در مواردي، زنان پهلوان ديگر، حضور پر رنگ و تعيين كنندهاي دارند.
گرشاسبنامة اسدي دومين منبعي است كه به نظر ميرسد طرسوسي آن را ديده و از آن بهره برده است. عجايب ذكر شده در هر دو كتاب در موارد بسياري باهم مشتركند. به طور مثال چشمة فواره مانند در هر دو كتاب وصف يكساني دارند. گرشاسب در يكي از سفرها با چشمهاي مواجه ميشود كه آب آن همانند فواره بالا ميرود و مجدداً به جاي اوّل برميگردد:
يـكــي چــشـمـه ديـدنــد نــزديــك اويبــه ده گـــام ســــوراخـــي از پــيــش جـــوي
هــمــي هـرگـه از چـشم آن چـشـمـه آب شـدي در هـــوا هــم چــــو تــيـــر از شــتــاب
ز بــالـا فـــــرود آمـــدي هـــمــچــو دود بـــدان تــنــگ ســــوراخ رفــــتـــي فــــــرود
(اسدي توسي، 1389: 151).
طرسوسي اين چشمه را چنين وصف ميكند: “در ميان شهر چشمهاي ديد كه آب از وي بيرون آمدي و بالا هميرفتي مقدار ده گز و باز به سوراخ فرو شدي”(طرسوسي، 1356: ج2/ 573).همچنين”در گرشاسب نامه به مردمان عجيبالخلقه و شگفتزاد كه سليح آنها سنگ و شاخ و استخوان و از اين گونه بسيار برميخوريم”(خالقي مطلق، 1356: 24). اين موارد در داراب نامه به وفور يافت ميشود و شباهت بين اين دو نميتواند تصادفي باشد از جمله مردمان سگسار(اسدي توسي، 1389: 169 و طرسوسي، 1356: ج2/ 572)، پيل گوش و گليم گوش(اسدي توسي، 1389: 169 و طرسوسي، 1356: ج2/ 574). اين شگفتيها در هردو كتاب به سرزمينهاي دور دستي چون هند، يونان، توران و… نسبت داده شدهاند كه براي اغلب مخاطبان آن روزگار مكانهايي دست نيافتني بودهاند.

2- 1- 5- 2. داستانهاي يوناني و رومي
ايلياد و اوديسه “هومر” از جمله كتابهايي هستند كه دارابنامه در بخشهاي متعددي با آنها تشابه دارد. ايلياد شرح جنگهاي ده سالة يونانيان با مردمان تروا است. “منلاس پادشاه اسپارت، هلن… را كه زيباترين زنان بود به همسري برگزيده بود. پاريس به شهر اسپارت رفت و در آن شهر وي را نيكو داشتند اما در غياب منلاس با هلن از آن شهر گريخت و خزانة آن پادشاه را با خود برد. آگاممنون برادر منلاس… عزم كرد برود هلن را با زور از تروا بياورد”(هومر، 1378: 19). در داراب نامه، داراب با طمروسيه، زن پادشاه عمان كه به دست داراب كشته شده بود فرار ميكند و دو خواهرزادة طمروسيه براي پس گرفتن او، داراب را تعقيب ميكنند و بين آنها جنگ در ميگيرد(طرسوسي، 1356: ج1/ 104 – 113). پس از كشته شدن اين دو، برادر شاه عمان به دنبال آنها ميرود و درگيريهاي شديدي بين دو طرف روي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های حقوق مالکانه، جبران خسارات، جبران خسارت Next Entries پایان نامه با کلید واژه های حقوق مالکانه، دادگاه صالح، جبران خسارت