دانلود پایان نامه ارشد با موضوع حيوانات، دوستي، 1356:

دانلود پایان نامه ارشد

است.
سنگ نيز از اين مقدسسازي بي نصيب نيست: “اين آن دو سنگ بود كه آدم از بهشت بيرون آورده بود و به دست هر فرزندي داده بوده است تا آنگاه كه به دست كيخسرو افتاد؛ كه هر كه اين سنگ نگاه داشتي به بركت اين سنگ هرچه از خداي بخواستي بيافتي”(همانجا: ج1/82).
حتي بتها نيز چهرهاي روحاني و الهي به خود ميگيرند: “افلاطون گفت پنج هزار سالست تا اين صورت درين هيكل است و ده هزار سالست تا خداي عزّوجلّ اين را بيافريده است”(همانجا: 276). نمونة بت مقدس همانند سنگ و خاك مقدس در دارابنامه نادر است و به همين يك مورد اختصاص دارد.

3- 1- 5. دوستي با حيوانات
بازسازي زمان مقدّس را ميتوان در دوستي با حيوانات مشاهده كرد. “دوستي با جانوران و دانستن زبانشان، به نشانگان(سندرم) مينوي تعلق دارد. در زمان سرآغاز پيش از هبوط اين دوستي جزء ناگزير شرايط خاستگاهي انسان بود”(الياده، 1382: 60). پس از خلقت آدم “خدا هر حيوان صحرا و هر پرنده آسمان را از زمين سرشت و نزد آدم آورد تا ببيند كه چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر ذيحيات را خواند، همان نام او شد”(كتاب پيدايش:19).كاملترين رابطه دنيوي انسان با حيوانات به زمان سليمان نبي برميگردد. او با دانستن زبان آنها، نمونة بهشتي اين كهنالگو را بازسازي كرده و شكل زميني آن را نشان ميدهد. در دارابنامه به دوستي با حيوانات چندان پرداخته نشده است و مثالهاي آن محدود به موارد زير است(رابطة پهلوانان با اسبهايشان، به كهنالگوي قهرمان اختصاص دارد بنابراين در جاي خود به آن اشاره ميشود):
“كيخسرو به روزگاري كه اينجا بگذشت، اين شارستان برآورد و مردم بنشاند و يكي از ايران زمين بدين جا اميرگردانيد و اين كوشك بساخت و با اين كپيان9 و حمدونگان بماندند و برفتند”(طرسوسي، 1356: ج1/ 159).
“تا چنان شد كه مردمان آبي با ايشان گستاخ شدند و آشنايي گرفتند و گاه و بيگاه از آب برآمدندي و تا به زير خوازه آمدندي و با ايشان بنشستندي و به اشارت سخن گفتندي”(همانجا: 171).
“طمروسيه از وي بترسيد كه هرگز چنان نديده بود و در آن بود بگريزد كه آن مار بيامد و سر پيش طمروسيه داشت و بخفت”(همانجا: 188).
“اين ماران اين جزيره عظيم سهمناك باشند و خرد و بزرگ اين جزيره بدين ماران گستاخ باشند و ايشان را اين ماران چيزي نگويند”(همانجا: ج2/ 384).
در مثالهايي كه ذكر شد، زندگي با حيوانات، با اشاره سخن گفتن با آنها، خوابيدن در كنار آنها و انس گرفتن با حيوانات مختلف هر كدام بيانگر دوستي و ايجاد ارتباط با آنهاست كه به كهنالگوي آفرينش و بخش دوستي با حيوانات اختصاص دارد.
گونة افراطي اين دوستي، رابطة جنسي بين انسان حيوان است كه ظاهراً نمونة كهني دارد وبه زمان مقدّس ميرسد: “يك افسانه كه بعدها پيدا شد چنين وانمود ميكند كه مار موسوم به ليليت در باغ بهشت زن اول آدم بود كه از وصلت با او گروهي از شياطين بوجود آمد”(يونگ، 1377: 74). در دارابنامه، زندگي در ميان ميمونها(كپيان) به تولّد موجوداتي نيمه انسان ونيمه حيوان منجر ميشود(نك: طرسوسي، 1356: ج1/ 162-167 و ج2/477).

3- 1- 6. ساخت خانه
طبق نظرية الياده، انسان بدوي در هر كاري حتي امور عادي زندگي، به تقليد از نمونههاي زمان آغازين ميپردازد. ساخت هر وسيلهاي براي او يادآور آفرينش اوليه است و او با به وجود آوردن و ساختن چيزهاي مورد نياز، لحظة پيدايش را مجدداً بازسازي ميكند. براي او “آفرينش جهان، ديرينهالگوي هر نوع “آفرينش” سازندگي و تمامي كنشهاي واقعي و عملي ميشود”(الياده، 1384: 146). ساخت خانه و در بعد وسيعتر بنا كردن شهر جديد، عملي تقليد كننده از آفرينش ابتدايي است كه بسياري از شاهان و قهرمانان، آن را انجام ميدهند.در اساطير نمونههاي بسياري از ساخت خانهها و شهرهاي رؤيايي وجود دارد. “كيكاوس بر ميانة البرز هفت خانه از زر و سيم و پولاد و آبگينه ميسازد”(بهار، 1375: 193). سياوش در توران زمين، شهر سياوشگرد را ميسازد كه نمونة اين جهاني “كنگ دژ” است. “كنگ دژ شهري آسماني است كه در پايان جهان كيخسرو آن را بر زمين فرود ميآورد و بر روي سياوشگرد قرار ميدهد”(همانجا: 195).
در دارابنامه ساخت بسياري از شهرها و خانهها به شاهان و افرادِ درگذشته نسبت داده شده است:
“از روزگار دراز هر كه بوده است از گيومرث و جم و ضحاك و افريدون هر يكي به هوس خويش جايي ساختهاند كه هيچكس آن را ندانسته مگر ايشان، تا اگر وقتي ايشان را بيم جان بودي آنجا بروند و هيچكس نداند كه ايشان كجا رفتند”(طرسوسي، 1356: ج1/546).
“كيخسرو به روزگاري كه اينجا بگذشت، اين شارستان برآورد و مردم بنشاند”(همانجا: 159).
“نخست ببايد رفتن به شهرستان اندهيره كه در ميان آبست و خزينة فور برداري و آن شارستان بويني كه اندهيره برآورده است”(طرسوسي، 1356: ج2/240).
داراب، قهرمان اصلي كتاب، در ميانة سفرهايش به فكر ساختن شهري ميافتد كه پس از بازگشت به ايران آن را طوري بنّا كند كه منحصر به فرد باشد. “در هر گام يكي ديدة ماهي در آن كشتي نهاد كه آن كشتي از ديدة ماهي پر شد و از بهر آن ميآورد با خويشتن تا استادان زيرك را بياورد و از آن كوشكي بسازد و اندرون وي شهر سازند و اندر وي نشستنگاه پادشاهانه سازند”(طرسوسي، 1356: ج1/285).
امّا اين كشتي به مقصد نميرسد و در درياي عمان غرق ميشود. پس از شكست دادن لشكر روم و اسير شدن قيصر، داراب مجدداً به فكر ساخت قصر مورد نظرش ميافتد: “داراب سوگند ياد كردكه به پاكي يزدان عزّوجلّ كه آبي خوش نخورم تا ازين ميان آب بنايي برنيارم چنانكه جدّ من گشتاسب بناي بلخ برآورد از ميان آب…اكنون اين بنا برآرم خاك اين بر گردن روميان درين آب افگنم چنان كه رستم خويشتن را كرسي ساخت و خاك آن بر گردن تورانيان به ايران آورد و آن كرسي بساخت كه تا قيامت ميگويند كرسي رستم است؛ من نيز درين ميانة آب بنايي برآرم و قصر و شهري بنا كنم تا آنرا به نام من باز خوانند”(همانجا: 353).
اين بنا به دست قيصر ساخته ميشود و در پايان كار قيصر از شدت ناراحتي ميميرد. در ادامه داستان خبري از اين شهر رؤيايي نيست. اما دو شخصيت كليدي ديگر داستان يعني اسكندر و بوراندخت، به دليل آنكه تمام مدت به سير و سفر ميپردازند، فرصت ساخت شهر را ندارند و فقط به ديدن شهرها و قصرهاي ساخت ديگران بسنده ميكنند و گاه حتي آنها را ويران ميكنند.

3- 1- 7. پرواز
يكي ديگر از ويژگيهاي دوران مينوي جهان، نزديكي آسمان و زمين به هم بود و بين انسان و عالم روحاني فاصلهاي نبود. “د

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های دادگاه صالح، حقوق مالکانه، حوزه نفوذ Next Entries پایان نامه با کلید واژه های عرضه و تقاضا