دانلود پایان نامه ارشد با موضوع حقوق زنان، مشارکت زنان، حقوق انسان، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

در عرصه مديريت سياسي و حضور در رأي گيري‌ها و انتخابات، خود نمود ديگري از مشارکت سياسي مي‌باشند. سازمان‌هاي زنان مي‌توانند به صورت مستمر و بدون درگيري مستقيم با مديريت سياسي جامعه و بالطبع تحمل عوارض و گرفتاري‌هاي خاص آن در عرصه‌هاي مختلف سياسي و اجتماعي تلاش نمايند و در مديريت سياسي جامعه به صورت غير مستقيم و به شيوه‌هاي مختلف نقش مهمي را بر عهده گيرند. در کنار سازمان‌هاي دولتي و غير دولتي، برخي مواقع نيز با سازمان‌هايي مواجهيم که دولتي – غير دولتي محسوب مي‌شوند. مانند سازمان خواهران جهاد سازندگي، سازمان خواهران کميته امداد امام خميني و نيروي مقاومت بسيج خواهران.
اين سازمان‌ها در ابتدا مردمي و خودجوش شکل گرفته‌اند سپس گستردگي زياد، آنها را نيازمند مديريت دولتي ساخته است. از مهم ترين سازمان‌هاي دولتي مي‌توان از کمسيون امور بانوان و بسيج خواهران نام برد. سازمان اول، توسط وزارت کشور در سال 1369 تأسيس و اکنون بيش از 226 کمسيون در سطح استان‌ها و شهرستان‌ها دارد. سازمان دوم، در زمينه آموزش مقدماتي نظامي، عقيدتي – سياسي و سواد آموزي و… فعاليت انجام مي‌دهد(مصفا،129:1357).
در کنار اين دو سازمان مهم دولتي، سازمان‌هاي مختلف غير دولتي نيز فعاليت مي نمايند که تعداد آنها به ويژه در دولت هفتم به دليل تأکيد بر سازمان‌هاي غير دولتي يا به اصطلاح”NGO ” رو به فزوني نهاده است . اينNGo که دربرگيرنده تشکلات مردمي مي‌باشند بدون وابستگي به دولت، توسط مردم براي زنان و به مسايل زنان از جنبه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و آموزشي به صورت غير انتفاعي مي پردازند. شرکت آزادانه زنان و سازمان دهي آنان در امر بازسازي ارزش‌ها و شناخت حقوق فرد به بهترين وجه در قالب سازمان‌هاي غير دولتي زنان و در سطحي جهاني نمود مي يابد. بايد توجه داشت که از ميان تعداد قابل توجهي از سازمان‌هاي غير دولتي که اهداف اجتماعي، فرهنگي، مذهبي و خيريه را دنبال مي‌کنند تنها چهار سازمان داراي اهداف کاملاً سياسي مي‌باشند:
1- انجمن همبستگي زنان ايران(تأسيس 1371).
2- مؤسسه زنان(تأسيس 1359).
3- جمعيت زنان جمهوري اسلامي ايران(تأسيس 1365).
4- جامعة الزينبيون(تأسيس 1365)(مصفا،130:1357).

با وجود تشکل‌هاي متعدد و مختلف دولتي و غير دولتي که برشمرديم، امروزه مهم ترين سازمان زنان ايران، “مرکز امور زنان و خانواده” است. اين سازمان که در سال 1371 تأسيس شده، مرکزي است براي ارتقا حقوق انساني زنان و عينيت بخشي به احکام اسلامي‌درباره زنان.
اين مرکز در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي ‌تحت عنوان “مرکز امور مشارکت زنان” فعاليت مي‌کرد و رئيس آن خانم زهرا شجاعي، عضو کابينه و مشاور رئيس جمهور بود. اين سازمان جزو تشکيلات دولتي است هر چند کمک‌هاي غير دولتي و بين المللي نيز دريافت مي‌کند. اين سازمان از زنان عادي عضو گيري نمي‌کند بلکه پرسنل آن کارمندان دولت هستند و از نظر مکاني نيز در تهران مستقر است اما در بسياري از سازمان‌ها از جمله سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وزارت دفاع و آموزش و پرورش و ستاد امور بانوان و در واقع در سطح همه استان‌ها و شهرستان‌هاي بزرگ شعبه دارد.
علي رغم مطالب ذکر شده، در خصوص جنبش زنان و اهداف و روند تحولات آنها در سال‌هاي اخير، هواداران حقوق زن کوشيده‌اند تا مردان و ديگران را به پذيرش اين واقعيت وادار کنند که آموزش بيشتر و فرصت‌هاي اجتماعي مناسب تر براي زنان موجب مي‌شود که پيوندهاي خانواده استواري بيشتري يابد و ملت به سمت پيشرفت حرکت کند.
در دوران قبل از انقلاب، اگر فعاليت زنان بر مدار مسايلي چون حق آموزش زنان، دختران و حق فعاليت اجتماعي او مي‌گشت و در پي اثبات هويت انساني خويش بود، ولي فعاليت زن ايراني معاصر، معطوف به احراز مناصب سياسي- اجتماعي، بازنگري و اصلاح قوانين حقوقي به سمت برابري زن و مرد است. اين امر بخصوص با گسترش روز افزون سطح تحصيلات زنان، کاهش نرخ باروري و افزايش نرخ اشتغال آنان در کنار ظهور و رشد سازمان‌ها و نهادهاي فعال در زمينه مسائل زنان و فعاليت زنان نخبه در فعال نمودن فاصله‌هاي جنسيتي، همزمان با انتشار انديشه‌هاي فمنيستي در سطحي جهاني دامنه و وسعت بيشتري داشته است. خلاصه آن که انقلاب اسلامي ايران، فرصتي مناسب براي رسيدن به اهدافي شد که کم و بيش در دوران حکومت پهلوي امکان عملي شدن آنها وجود نداشت. آنچه چنين روندي را در دوران پس از انقلاب تقويت نمود، برخورد ايدئولوژيک با مسائل مختلف و از جمله مسائل زنان بود که سبب گرديد جنبش هدفمند زنان را در راستاي دست يابي به حقوق از دست رفته شان قوت بخشد و آن را از يک کنش اجتماعي محدود به خانه به واکنش در برابر سياست‌هاي جاري مبدل ساخت. در اين دوران، نوعي هماهنگي ميان بنيادهاي سنتي و نهادهاي مدرن پديدار شد و جامعه از حالت پيرو محض فرهنگ شبه مدرن بودن بيرون آمد و زمينه تقويت هويت و خودباوري در آحاد جامعه و از جمله زنان به دليل مؤثر ديدن خويش در تعيين سرنوشت سياسي کشور فراهم شد.
اين روند که با پيروزي انقلاب و مشروعيت بخشيدن به حضور زن در جامعه آغاز شد و در جريان انتخابات دوم خرداد 1376 اراده خود را براي مداخله در جريان انتقال قدرت و شکل يابي ساختار قدرت سياسي با استفاده از نهادهاي قانوني به نمايش گذاشت. پس از آن نيازمند عقلايي شدن مديريت اجتماعي جامعه بود. در ايران معاصر آن گاه که رويدادهاي انقلاب اسلامي و حتي جنبش‌هاي اصلاح طلبانه دوم خرداد نتوانست تمامي انتظارها را پاسخگو باشد، نياز به طرح جنبشي مستقل براي بازنگري حقوق زنان در ابعاد سياسي، اقتصادي و اجتماعي و شگل گيري جنبش‌هاي زن مدارانه و رواج انديشه‌هاي فمنيستي را در دهه 70 به بعد توجيه پذير ساخت.
در دوران کنوني شاهد فعاليت جنبش‌هاي زنان بسياري بوده ايم که فراتر از حق رأي، خواهان به رسميت شناخته شدن ورود خود به حوزه قدرت سياسي و در نتيجه صلاحيت دار دانسته شدن براي زمامداري و تصدي پست‌هاي کليدي هم چون وزارت بوده‌اند و آنچه در اين ميان مؤثر واقع شده بالاتر رفتن سطح آگاهي اجتماعي زنان از وضعيت خود در مقايسه با زنان کشورهاي توسعه يافته و در مقايسه با مردان در تمايل آنها به سازماندهي و اقدام جهت رفع تبعيض است. مطالعات نشان داده است که ميزان تحصيلات زنان در ميزان آگاهي آنها از وضعيت خودشان اثر زيادي داشته است. تحصيلات بالاتر زنان در ايران باعث سازمان يافتگي بيشتر جنبش‌هاي زنان گرديده است. اين جنبش‌هاي صورت گرفته توسط زنان سعي در احقاق حقوق و انعکاس مشکلات سياسي، اقتصادي و اجتماعي داشته‌اند. خصوصاً خواهان تشويق اذهان عمومي در زمينه حضور زنان در جامعه، دوشادوش مردان و رسيدن زن به پست‌هاي کليدي و اساسي و داشتن سهمي‌برابر با مردان در تصميم گيري‌هاي کلان و اجرايي داشته است.

نتيجه گيري:
از مهم ترين عواملي که به تداوم حيات بشري و پايداري نظام سياسي – اجتماعي کمک مي‌کند، همکاري و مشارکت ميان اعضاي آن نظام است. در اين راستا، مشارکت سياسي زنان يا حق فعاليت آزاد آنها به عنوان بخشي از جامعه، در انتخاب حاکمان و تعيين سياست‌ها، قوانين و تصميم گيري‌هاي مؤثر زندگي جمعي، امري مقبول در جهت کارآمد نمودن نظام سياسي و اجتماعي است.
مشارکت سياسي زنان، اگرچه تابع نظام عمومي مشارکت سياسي جامعه است ولي در عين حال متأثر از مجموعه‌اي از امکانات خاص سياسي، اقتصادي، اجتماعي است که اين عوامل تقريباً در دوران انقلاب اسلامي ايران محقق گشته است. در اين دوران، شاهد افزايش مشارکت سياسي زنان بوده ايم چرا که در دوران پهلوي بر خلاف تبليغات رژيم در اعطاي حق رأي به زنان در سال 1342 تا پايان دوران حکومت هيچ گاه مشارکت توده‌اي زنان در عرصه سياسي جامعه عملاً ميسر نگرديد و اصولاً در جامعه‌اي که مردان نيز مشارکت سياسي واقعي نداشتند فراهم ساختن زمينه لازم براي مشارکت سياسي زنان غير ممکن بود.
از طرف ديگر حتي همين اقدام محدود و ظاهري براي مشارکت زنان نيز تنها هنگامي معنا مي يافت که ديد گاه کلي رژيم مبني بر احترام به زن و پذيرش قابليت انساني او باشد اما با آغاز روند انقلاب اسلامي ايران و شکل گيري فرهنگ سياسي تبعي- مشارکتي و تحت تأثير مجموعه‌اي از عوامل ايجاد شده در بستر فرهنگ سياسي مشارکتي، هم امکان مشارکت سياسي براي زنان فراهم شد و هم اين مشارکت سياسي زنان در قياس با دوران پيش، نمود واقعي يافت.
در واقع در دوران جمهوري اسلامي ايران شاهد افزايش مشارکت سياسي زنان در قياس با دوران پيش هستيم که اين فزوني تحت تأثير عوامل مختلفي صورت گرفت که در واقع فضاي بازتر شکل گرفته پس از انقلاب تحت تأثر فرهنگ سياسي مشارکتي و به تبع آن جامعه مدني که در اين دوران قوت يافته در بروز اين عوامل و تأثير آنها در مشارکت سياسي آحاد مردم بالاخص زنان و اقليت‌هايي که تا اين زمان از شرکت در عرصه‌هاي مختلف جامعه محروم بودند بسيار مؤثر واقع گرديد. انقلاب اسلامي ايران، خود در واقع فرصت و نمودي واقعي از حضور مؤثر زنان در جامعه و در تعيين سرنوشت سياسي آنها به شمار مي رفت. بعد از انقلاب اسلامي، حضور مستقيم و غير مستقيم زنان در جنگ، يکي ديگر از نمودهاي مشارکت سياسي زنان در سياست بود سپس تحت تأثير فرهنگ سياسي اين دوران که از شکل محدود – تبعي به تبعي – مشارکتي تغيير يافته، مشارکت سياسي نيز رو به فزوني قرار گرفت چرا که همان طور که قبلاً گفته شد فرهنگ سياسي خاستگاه مشارکت سياسي مي‌باشد.
در خصوص فرهنگ سياسي شکل گرفته در اين دوران، لازم به ذکر است که هر چند قرار گرفتن دو نوع متفاوت از فرهنگ سياسي در کنار يکديگر(منظور فرهنگ سياسي تبعي و مشارکتي است) سبب شده تا در ايران پس از انقلاب، در واقع دو ساخت پاتريمونياليستي و ساختار دموکراتيک کنار هم واقع شوند که در واقع در ميان اين دو نوع از فرهنگ سياسي، فرهنگ سياسي مشارکتي در بهبود روند مشارکت سياسي زنان در قياس با دوران پيش مؤثر واقع شده است و چالش‌هاي پيش روي زنان در خصوص مشارکت سياسي آنها که موضوع فصل بعدي مي‌باشد در چارچوب فرهنگ سياسي تبعي قابل بررسي است.

با توجه به مطالب گفته شده، يکي از ويژگي‌هاي بارز فرهنگ سياسي مشارکتي در دوران پس از انقلاب، اين است که در فضاي دموکراتيک امکان حضوري فعال را براي آحاد شهروندان اعم از زن و مرد را در جامعه مهيا نمود. به همين ترتيب فضاي قانوني شکل گرفته ناشي از تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، در جهت رفع تبعيض از حقوق زنان در قياس با مردان مؤثر واقع شد چرا که زن حقوقي برابر با مردان يافت و حق تصدي در پست‌هاي کليدي جامعه نيز به زنان تفويض گرديد. پيرو همين مسأله تغيير نگاه رهبران مذهبي به زن و تأکيد آنها بر شأن و منزلت انساني او خود عامل بسيار تأثير گذاري در افزايش حضور زن در سياست و جامعه بوده است چرا که در دوران قبل از انقلاب اسلامي فتواي علما بيشتر مبني بر عدم حضور زن در جامعه و سياست بود و بيشترين و مهم ترين نقشي را که براي زنان جامعه در نظر مي‌گرفتند مبني بر همان تقسيم کار اجتماعي بود. يعني وظايف خانه داري را براي زنان در اولويت مي‌دانستند اما در دوران بعد از انقلاب، تحت تأثير مکتب امام و نگاهي که وي به زن و کرامات انساني او داشت، زن به منزلت و جايگاه واقعي خويش نزديک شد.
از ديگر عوامل تأثير گذار در افزايش مشارکت سياسي زنان در دوران پس از انقلاب، مي‌توان از شکل گيري طبقات متوسط جديد و خواسته اصلي آنان که همان مشارکت سياسي بوده است، از افزايش حضور زنان در مراکز آموزش عالي و فزوني تعداد آنها در قياس با مردان و افزايش خودآگاهي آنان از حقوق سياسي خود و در نهايت از نقش سازمان زنان در جهت حمايت از حقوق انساني و سياسي- اجتماعي زنان نام برد. مجموعه‌اي از اين عوامل در فزوني مشارکت سياسي زنان پس از انقلاب نقش تعيين کننده‌اي را داشته است.
بنابراين اگر تحت تأثير اين عوامل، ميزان مشارکت سياسي زنان در جامعه افزايش يافته است، با توجه به اين که بسياري از انديشمندان علوم سياسي يکي از لوازم توسعه جامعه را مشارکت سياسي و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاهها، نهضت مشروطه، منابع معرفت، زنان مسلمان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع انقلاب مشروطه، اعتماد متقابل، ساختار قدرت، دولت مطلقه