دانلود پایان نامه ارشد با موضوع جهان خارج

دانلود پایان نامه ارشد

351،355
351
344،351

345-347، 349-350
صر
358
363-364
364-365
357، 360، 364
357
358، 359-360

آو
368-369، 374
369

366، 367، 369، 371، 372، 373، 374

367
خو
376-377، 378، 380-381، 381-382
385

376، 378، 380، 384

382-383
مه
387، 387-388، 387، 397، 400، 401، 402، 411،412، 413،415
390، 392، 397، 398-399، 402-403، 405-408، 410-411، 414-415
398
388، 403، 404، 408

388
، 390، 391، 393-395، 396-397، 400-401

عا
416، 417، 417-418، 419، 420، 420-421،422، 422-423، 424-425، 425-426، 426-427، 427-428، 430، 431-432
421-422، 429-430



شخصيت پردازي در داستان هاي صادقي را مي توان در نمودارهايي كه مي آيد نيز بهتر و جزئي تر بررسي نمود.در زير براي هر داستان نموداري رسم گرديده و در آن نحوه ي شخصيت پردازي آن داستان با اعدادي به شكل درصد كه با توجه به جدول بالا(2-1)به دست آمده اند نشان داده مي شود:

شكل2-5 شخصيت پردازي در داستان فر

شكل 2-6 شخصيت پردازي در داستان وسواس

شكل 2-7 شخصيت پردازي در داستان كلاف سردرگم

شكل 2-8 شخصيت پردازي در داستان گردهم

شكل 2-9شخصيت پردازي در داستان داستان براي كودكان

شكل 2-10شخصيت پردازي در داستان نمايش در دو پرده

شكل 2-11شخصيت پردازي در داستان باكمال تأسف

شكل 2-12شخصيت پردازي در داستان سنگر و قمقمه هاي خالي

شكل 2-13شخصيت پردازي در داستان غيرمنتظر

شكل 2-14شخصيت پردازي در داستان آقاي نويسنده تازه كار است

شكل 2-15شخصيت پردازي در داستان سراسرحادثه

شكل 2-16شخصيت پردازي در داستان در اين شماره

شكل 2-17شخصيت پردازي در داستان تدريس در بهار دل انگيز

شكل 2-18شخصيت پردازي در داستان زنجير

شكل 2-19شخصيت پردازي در داستان قريب الوقوع

شكل 2-20 شخصيت پردازي در داستان هفت گيسوي خونين

شكل 2-21 شخصيت پردازي در داستان اذان غروب

شكل 2-22 شخصيت پردازي در داستان تأثيرات متقابل

شكل 2-23 شخصيت پردازي در داستان يك روز صبح اتفاق افتاد

شكل 2-24 شخصيت پردازي در داستان صراحت و قاطعيت

شكل 2-25 شخصيت پردازي در داستان آوازي غمناك براي يك شب بي مهتاب

شكل 2-26 شخصيت پردازي در داستان خواب خون

شكل 2-27 شخصيت پردازي در داستان عافيت

شكل 2-28 شخصيت پردازي در داستان مهمان ناخوانده در شهر بزرگ

چنان كه مي بينيم صادقي در اكثر داستان هايش با استفاده از روش غير مستقيم معرفي شخصيت ها،سعي مي كند به جاي گفتن شخصيت هايش را نشان بدهد و از طريق كنش ظاهري آن ها يا با طراحي يك گفتگو،انديشه ي دروني آن ها را هويدا سازد.وي در ميان شگردهاي غيرمستقيم ارائه ي شخصيت ها،بيشتر علاقمند است آن ها را از طريق عمل داستاني شان معرفي نمايد. اين شيوه پركاربردترين شكل معرفي شخصيت ها در داستان هاي كوتاه صادقي است.آدم هاي داستان هاي او اغلب در طول حادثه و عمل داستان معرفي مي شوند.پس ازاين شگرد صادقي غالباً از طريق گفتگو به شكلي غير مستقيم به پردازش شخصيت ها اقدام مي كند.اين امر شايد به اين دليل است كه در داستان هاي صادقي گفتگو عنصري مهم به شمارمي رود و بسيار پركاربرد است.در اكثر موارد شخصيت ها با حرف هايي كه بينشان رد و بدل مي گردد،شناخته مي شوند و مورد قضاوت واقع مي شوند.دركنار اين شيوه ي غير مستقيم پردازش آدم هاي داستاني ،صادقي در بسياري از قسمت هاي داستان هايش با توضيح مستقيم خود و يا در خلال گفتگوهايي كه ميان شخصيت ها رخ مي دهد به شكلي مستقيم آن ها را معرفي مي كند.گاهي نيز با نامگذاري هاي خاص آدم هايش خواننده را در شناخت شخصيت و روحيات آنان ياري مي كند.در آخرين شگردي كه صادقي براي معرفي شخصيت هايش به آن رو مي آورد،با پردازش شخصيت ها از طريق درون پردازي آن ها روبرو هستيم. صادقي گرچه با استفاده از شگرد جريان سيال ذهن، در بسياري از داستان هايش از منطق زبان شناختي فاصله مي گيرد اما از راه تداعي معاني به طرزي موفق و استثنايي به شخصيت پردازي واقع گرايانه مي پردازد.

نمودار زير نيز ميزان كاربرد انواع شگردهاي شخصيت پردازي را در كل داستان هاي صادقي نشان مي دهد.در ترسيم اين نمودار نيز از جدول 2-1(ص 101 همين اثر) استفاده گرديد.بدين ترتيب كه ابتدا تعداد صفحاتي كه يك شگرد به خود اختصاص داده بود را شمرده و سپس براساس درجه بندي محور عمودي نمودار،ستون مربوط به آن را ترسيم كرده ايم.به عنوان نمونه: شگرد شخصيت پردازي غيرمستقيم از طريق عمل داستاني با توجه به جدول 2-1 ،113صفحه را به خود اختصاص مي دهدپس پركاربردترين شيوا است كه در محور عمودي نمودار با عدد113 نشان داده مي شود:
شكل2-29 شگردهاي شخصيت پردازي در داستان هاي بهرام صادقي

با تحليل شخصيت هاي داستاني صادقي،دريافتيم كه عامل شخصيت در بسياري از داستان هاي وي ركن اصلي ساختار به شمار مي رود و به عبارت ديگر اكثريت قريب به اتفاق داستان هاي صادقي شخصيت محورند.اكنون پس از مطالعه ي شخصيت براساس نظريات و رويكردهاي مطرح شده در ميان محققان هموطن به منظور همگام نمودن مطالعات ادبي ايران زمين با نتايج تحقيقات و مطالعات ادبي در جهان براساس نظريه يكي از نظريه پردازان داستان در اروپا به بررسي شخصيت در برخي از داستان هاي صادقي مي پردازيم:
2-2-6 الگوي شخصيت براساس نظريه ي گراماس94
“در رويكرد ساختارگرايانه به شخصيت به جاي تحليل رابطه ي شخصيت ها با جهان خارج،آن ها را در چارچوب رابطه شان با خود متن تحليل مي كنند”. (مكاريك،1384: 193)”نظريه هاي شخصيت ساختارگرايان را اگر به سه دسته ي: نظريه ي كنشي،نظريه ي معنايي و نظريه ي اسمي (اسم گرايانه)تقسيم كنيم، نظريه ي گراماس يك نظريه ي كنشي است”. (اخوت،1371: 145)
“گراماس نشانه شناس ليتوانيايي مقيم فرانسه،روايت را محدود به قصه و داستان مي داند و اين ها را متوني مي داند كه ماهيت مجازي دارند.متوني كه كنشگر- شخصيت داستاني- مخصوص به خود دارند،كنشگراني كه دست به كنش مي زنند و بدينگونه شخصيت آن ها شكل مي گيرد”. (همان:9)
نظريه پردازان نظريه ي كنشي معتقدند كه هر شخصيت كاركرد و نقشي برعهده دارد و در حقيقت شخصيت چيزي جز بازيگر نيست.اين صاحبنظران به شخصيت،كنشگر مي گويند.گراماس در كتاب ساختار معنايي(1966) “براي شخصيت مدلي تدوين كرد كه به نام خود وي معروف شد.در نظريه ي گراماس كه بر پايه ي نظريه ي پروپ طرح ريزي شد،هر روايت از شش نقش يا شش كنشگر تشكيل مي شود”. (ايگلتون،1386: 144)اين شش حوزه ي عمل گراماس شامل سه دسته ي دوتايي است كه به آن ها تقابل هاي دوگانه مي گويند. اين تقابل هاي دوتايي عبارتند از:”شناسنده/موضوع شناسايي،فرستنده/گيرنده،كمك كننده/مخالف”. (سلدن،1384: 143)
در اين الگوي ارائه شده:
فرستنده يا تحريك كننده: اوكنشگر را به دنبال خواسته يا هدفي مي فرستد.
گيرنده:كسي كه از كنش كنشگر سود مي برد.
كنشگر اصلي: كسي كه عمل مي كند و به سوي موضوع و هدف خود مي رود.
موضوع: هدف كنشگر است.
مخالف يا بازدارنده: كسي كه جلوي رسيدن كنشگر به هدف را مي گيرد.
كمك كننده يا ياري دهنده: كسي كه كنشگر را ياري مي دهد تا به هدف خود برسد.
شش مؤلّفه ي اصلي هستند”. (حيدري جامع بزرگي،1389: 141)
طرح شخصيتي گراماس را مي توان در نمودار زير نشان داد(همان):

شكل2-30 الگوي شخصيتي گراماس

2-2-6-1بررسي سه داستان صادقي براساس الگوي پيشنهادي گراماس
با توجه به فرم وساختار داستان هاي صادقي بررسي تك تك آن ها بر اساس نظريه ي شخصيتي گراماس امكان پذير نبود.لذا در بررسي هاي نگارنده از ميان داستان هاي او تنها سه داستان كه پتانسيل پياده شدن بر اين الگو را دارا بودند،انتخاب شدند.اين داستان ها عبارتند از: هف،مه واذ.
در اين بررسي معيار شناخت كنشگران و طبقه بندي آن ها بر اساس نظريه ي كنشي گراماس،صرفاً كنش اين شخصيت ها بوده است.
روش كار نيز به اين صورت است كه ابتدا براي هر داستان نمودار الگوي شخصيت ترسيم مي شود و سپس با توضيحي مختصر سعي مي شود كنش اين كنشگران در مسير داستان با وضوح بيشتري تصوير شود:

2-2-6-1-1بررسي طرح شخصيتي داستان هفت گيسوي خونين

شكل2-31 طرح شخصيتي داستان فر بر اساس نظريه ي گراماس

قصه شكل سنتي و افسانه گون دارد.كنشگر اصلي و محوري كوتوله است،كه براي رسيدن به معشوق خود،گلندام،شهر خود را ترك مي كند تا به شهر گوهرپاش برود و زمرّد آبي را كه كاركرد هدف و موضوع داستان را ايفا مي كند،براي معشوق خود بياورد و به وصال او برسد.
كوتوله قهرمان ريزنقشي است كه ناقص الخلقه و زشت است،صداقت و مهرباني و وفاداري ويژگي هاي شخصيتي او را تشكيل مي دهند كه صادقي با كمك حوادث و گفتگوهاي داستان در پي اثبات اين ويژگي ها در اين كنشگر است.از همه جالب تر اين كه در فضاي سنتي داستان،شغل كوتوله(راديوسازي)تناقضي همراه با طنز ايجاد مي كند.البته اين عناصر زمان پريشي باز هم در سراسر داستان نمودهايي دارد95 كه منجر به برجسته نمايي بيشتر در داستان مي گردد.
كنشگر تحريك كننده ي كوتوله در رسيدن به هدف “علاقه ي اوست به گلندام” و ياري دهنده و حامي او در مسير داستان و حوادث آن،مرغ نيكوكاري است كه اگرچه به ظاهر جاسوس سلمان ديو و قارون ديو است،اما به ياري كوتوله مي آيد.مرغ نيكوكار با پرداخت ها و توصيف هايي كه صادقي از آن ارائه مي دهد حالتي نمادگونه مي يابد؛نماد افرادي كه با اهداف متعالي در زندگي،راهنما و هادي ره گم كردگان و مظلومان،خوش قلب و مهربان و ساكن عوالم معنوي و قدسي،يك فرشته ي نجات! تمام اين امور انتزاعي كه در اين كنشگر تجلي يافته است را صادقي در طي گفتگوهاي او با كوتوله پردازش مي كند.
اما كاركرد بازدارنده و مخالفي بر سر راه كوتوله ايستاده و آن “سلمان ديو و قارون ديو” است.اين دو در قلعه اي بر سر راه شهر گوهرپاش زندگي مي كنند.سلمان ،ديو بي سوادي است كه قيافه ي چندان جالبي هم ندارد،اما پرزور است.قارون ديو اين گونه نيست و توانسته است با زيبايي خود و حرف هاي فريبنده دل مادر فولاد زره را به دست بياورد.صادقي در پرداخت اين دو كنشگر به شيوه ي مستقيم عمل مي كند تا تفاوت اين دو آشكارتر جلوه كند:”سلمان ديو به نحو تأثرانگيزي زشت بود،شاخ هاي بسيار دراز و بدتركيبي داشت،سرش طاس و ناخن هاي چنگال مانندش بيش از اندازه بلند و كثيف بود(معلوم مي شد كه سال هاست آن ها را تميز نكرده است)،ريشش نتراشيده و پيراهنش سياه و چروكيده بود.از نوع عطري كه زده بود و از طرز لباس پوشيدنش كاملاً هويدا بود كه بي قيد و بد سليقه است. وديگر اين كه در حركاتش،چه به هنگام غذاخوردن و چه وقت صحبت كردن،يك نوع خشونت دهاتي مآبانه و بي تربيتي مفرط به چشم مي خورد.اما قارون ديو مي توان گفت كه از زمين تا آسمان با او فرق داشت. چه شاخ هاي متناسب و زيبايي!چه موهاي مجعّد و پرپشتي!چه گره كراواتي و چه چشم و ابروي شرقي قشنگي!همه ي اين چيزها به اضافه ي آداب داني ،اصلاح و نظافت كامل،نكته سنجي و خوش صحبتي و سليقه ي بسيار عالي در انتخاب عطر و لباس،قارون ديو را به صورت جواني محبوب و رعنا جلوه مي داد”. (ص،1380: 283)

2-2-6-1-2بررسي طرح شخصيتي داستان مهمان ناخوانده در شهر بزرگ

شكل2-32 طرح شخصيتي داستان مهمان ناخوانده در شهر بزرگ بر اساس نظريه ي گراماس
رحمان كريم كنشگر مركزي و محوري داستان،حسابدار يك اداره ي ساده است.فارغ التحصيل دانشكده ي حقوق،يك درس خوادنه ي روستايي كه براي كار به شهر بزرگ آمده و اكنون در ميان ازدحام و زندگي ماشيني شهري،هويت روستايي خود را گم كرده است و آرمان ها و خصلت هاي ساده ي شهرستاني اش را در زير فواره هاي رنگي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع --، طريق، فضلي، پردازي Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عناصر داستان، ناخودآگاه