دانلود پایان نامه ارشد با موضوع جغرافیای سیاسی، حیات اجتماعی، منابع معرفت، علامه طباطبائی

دانلود پایان نامه ارشد

مبنای تحلیل خود قرار دادند، قابل‌توجه است.508 پژوهش‌هایی که مثلا ارتباطات میان‌فرهنگی آمریکایی‌ها و ژاپنی‌ها و یا چینی‌ها و آمریکایی‌ها را بررسی کرده‌اند، از این سنخ‌اند.509 برخی از عالمان اجتماعی نیز به تفاوت‌های طبیعی همچون «نژاد»، قومیت، میان‌منطقه‌ای510 و مانند اشاره می‌کنند.511 پاتل512 و همکارانش نگرش‌های شکل‌گرفته در خانواده را نیز مبنای تفاوت‌های میان‌فرهنگی تلقی کرده و معتقدند: «جهان‌بینی‌های متفاوت مبتنی بر باورها و ارزش‌های آموخته شده در خانواده، دین و تاریخ بر تفسیر از رویدادهای میان‌فرهنگی تاثیر گذاشته و از آن تاثیر می‌پذیرد».513 اما فیلپسن، به‌عنوان متخصص ارتباطات میان‌فرهنگی بر این عقیده است که «فرهنگ اساسا امری جغرافیایی، سیاسی و یا نژادی نیست. فرهنگ الگوهای نمادی، معنا، مفروضات و قواعد است که به‌لحاظ اجتماعی ساخته و پرداخته و به‌لحاظ تاریخی منتقل شده است. در حقیقت فرهنگ عبارت است از کد.514
به‌طور مسلم یکی از عواملی که در واقعیت امروز سبب تفاوت‌ها گردیده، تکلم به زبان‌های گوناگون است. تا حدی که مردم‌شناسان مدعی شده‌اند مطالعه مردمان فرهنگ‌های مختلف بدون تسلط به زبان آن‌ها هدر دادن فرصت‌هاست.515 اما پذیرفتن زبان به‌عنوان معیار تمایز فرهنگی در این پژوهش سبب می‌شود تا حتی ارتباط میان دو فرد شیعه در یک کشور اسلامی نیز ارتباط میان‌فرهنگی قلمداد گردد. این در حالی است که در میان این دو فرد، هیچگونه حس بیگانگی وجود ندارد و نه تنها هیچ‌کدام طرف مقابل را «دیگری» تلقی نمی‌کند، درک این‌که هر دو به یک مذهب تعلق دارند، آن دو را کاملا به هم نزدیک خواهد کرد. علاوه بر اینکه در این‌صورت آموختن زبان می‌تواند تمایز فرهنگی را از میان بردارد. به‌عبارت دیگر، اگر روزی همه مردم دنیا به یک زبان تکلم کنند، تمایز فرهنگی و احساس بیگانگی از بین خواهد رفت. اما آیا چنین چیزی ممکن است؟ آیا ممکن است این جمله معروف آگوستین را که گفته است: «فهم پاداش ایمان است لذا در پی آن مباش که بفهمی تا ایمان آوری بلکه ایمان بیاور تا بفهمی»516 با یادگیری زبان انجیل نقض کرد؟
جغرافیای سیاسی از این ظرفیت برخوردار است که به‌عنوان معیار تمایز فرهنگی قلمداد گردد؛ اما دین اسلام جغرافیای فیزیکی میان جوامع اسلامی را به‌رسمیت نمی‌شناسد. در واقع دین اسلام به‌جای مرزهای جغرفیایی، مرزهای عقیدتی را برجسته می‌کند و لذا از نگاه اسلامی نمی‌توان زبان و جغرافیای سیاسی را به‌عنوان معیار تمایز فرهنگی قلمداد کرد. مسلمانان بیش از آنکه هویت خود را با ملیت و زبان پیوند بزنند با اسلام پیوند می‌زنند. به‌همین دلیل، برخی از دانشمندان اسلامی روابط بین‌الملل میان جوامع اسلامی را اساسا بی‌موضوع تلقی می‌کنند: «بحث درباره كيفيت رابطه جوامع اسلامى با يكديگر ضرورتى ندارد؛ زيرا با توجه به اين‌كه مرز جامعه اسلامى عقيده است و همه مسلمان‌ها جامعه واحدى را تشكيل مى‌دهند، اين بحث، در واقع، بى‌موضوع است. بنابراين، موضوع بحث، اين است كه مسلمان‌ها با غيرمسلمان‌ها چگونه بايد رفتار كنند؟»517 اینجا سخن از تمایز هویتی است. هویت مسأله‌ای اساسی برای بیشتر افراد است. هویت درباره این است که ما «که» هستیم و دیگران درباره ما چگونه می‌اندیشند. چگونه می‌توانیم خودمان را بشناسانیم؟ و چگونه هویت خود را به دیگران پیوند می‌زنیم؟ مهمترین مولفه تشکیل‌دهنده هویت یک مسلمان چیست؟ پاسخ هرچه باشد، همان در تمایز فرهنگی نیز تعیین‌کننده خواهد بود.
در این میان دیدگاه کسانی که «دین» را به‌عنوان مهم‌ترین و موثرترین عنصر تفاوت‌های فرهنگی تلقی می‌کنند قابل‌توجه است. پاتل و همکارانش معتقدند تمایزات فرهنگی که از مسیر دین به چشم می‌خورد، جدی‌تر است. دین هم عامل صلح و عشق و هم زمینه‌ای برای چالش در ارتباطات میان‌فرهنگی است.518 بدیهی است که منظور از دین در این مطالعات «شریعت»هاست؛ چرا که جوهر دین که مطابق با فطرت انسانی است519 نه تنها عامل تفاوت‌ و تمایز نیست که راه تفاهم و اشتراک رأی را پیش پای معتقدان قرار می‌دهد و در این پژوهش بر آن تاکید فراوان شده است.520 اما از آنجا که در مصادیق و تعینات حقیقتِ دین و فطرت اختلاف‌نظر زیاد است، «شریعت» به‌مثابه تجلی جوهر دین و فطرت، تعیین‌کننده خواهد بود. به‌تعبیر علامه طباطبائی، «عقیده و عملی که اسلام به آن دعوت میکند همان عقیده و عمل منطبق بر فطرت انسانی اوست که دین حق میباشد.»521 طبق آیه 8 سوره حدید، ارجاع به فطرت، ایمان به خدا را به‌دنبال دارد: «چرا به خدا ایمان نیاورید در حالی که رسول (او) شما را می‌خواند که به پروردگارتان ایمان بیاورید، و از شما پیمان گرفته است (پیمانی از طریق فطرت و خِرد)، اگر آماده ایمان‌‌آوردن هستید.»522 همچنانکه خروج از تاریکی به روشنایی در پرتو قرآن کریم میسر خواهد بود.523 که قرآن خود نور است524 و با آن هدایت می‌کند.
دین، مهمترین عامل تفاوت فرهنگی
بر این ادعا که اساسی‌ترین عامل تفاوت‌های فرهنگی به دین بر می‌گردد دست‌کم چهار دلیل می‌توان اقامه کرد:
یکم:
در اکثر تعاریفی که از فرهنگ ارائه شد، باورها و ارزش‌ها در مقایسه با سایر عناصر تشکیل‌دهنده فرهنگ، از وزن بیشتری برخوردارند525 سموار و همکارانش برای فرهنگ پنج عنصر ذکر می‌کنند که عبارتند از: تاریخ، دین، ارزش‌ها، سازمان‌های اجتماعی و زبان.526 به‌نظر آنها: «همه فرهنگ‌ها دارای دین مسلط هستند که عمده باورها و فعالیت‌های افراد معنا و مشروعیت خود را از آن کسب می‌کند.527 دین در همه بخش‌های فرهنگ نفوذ دارد، چون دارای کارکردهای اساسی از جمله: کنترل اجتماعی، حل تضادهای موجود، تقویت همبستگی گروهی، تبیین‌هایی از امور تبیین ناپذیر و نیز حمایت عاطفی است.528 این کارکردها به همه چیز، از رفتارهای اقتصادی(اخلاق پروتستان) گرفته تا سیاست(پیوند دین و حکومت در اسلام) و رفتارهای فردی(کدهای رفتاری) اثر می‌گذارد. ارتباط میان ارزش‌ها و فرهنگ نیز چنان وثیق است که نمی‌توان از یکی بدون دیگری بحث کرد. ارزش‌ها کمک می‌کنند به مردم در این که چگونه رفتار کنند. تا حدی که ممکن است تفاوت در ارزش‌ موجب شود دو فرد در شرایط مساوی رفتارهای متفاوتی از خود نشان دهند.»529 بر این نکته باید افزود که در اسلام مرزی میان دین و ارزش‌ها وجود ندارد و مهم‌ترین سازمان اجتماعی نیز خانواد است که باز به‌شدت تحت‌تاثیر آموزه‌های دینی قرار دارد. ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی ارزش‌هایی هستند که براساس اعتقادات و جهان‌بینی موجود در هر جامعه‌ای شکل گرفته، مورد قبول اکثریت افراد آن جامعه‌اند و به آنها نیز عمل می‌شود.530 بنیان‌های قدسیِ حیات اجتماعی همواره تکیه گاهی برای ایجاد نظم و نسق در زندگی روزمره بشر بوده است. افزایش نرخ دگرگونی‌ها و گسترده آن هم نمی‌تواند منجر به از دست‌رفتن نقش چنین بینان‌هایی در زندگی شود. اگرچه در زندگی سنتی، دین اصلی‌ترین عامل نظم و نسق‌بخشی به حیات اجتماعی و تمشیت امور آن بوده، اما در زندگی مدرن هم، از اهمیت آن کاسته نشده؛ گرچه ممکن است از دامنه نفوذ آن کاسته شده باشد. دین همچنان عامل اصلی قدسیت‌بخشیدن به هنجارها و ارزش‌هایی است که اساس زندگی اجتماعی را تشکیل می‌دهند.531
زیرساخت‌های فرهنگی و مفاهیم بنیادی هر فرهنگی بر جهان‌بینی و تفسیر از هستی استوار است. «نوع برداشت و طرز تفكرى كه يك مكتب درباره جهان و هستى عرضه مى‏دارد، زيرساز و تكيه‏گاه فكرى آن مكتب به شمار مى‏رود. اين زيرساز و تكيه‏گاه اصطلاحاً «جهان‏بينى» ناميده مى‏شود. همه دين‌ها و آيين‌ها و همه مكتب‌ها و فلسفه‏هاى اجتماعى متكى بر نوعى جهان‏بينى بوده است. هدف‌هايى كه يك مكتب عرضه مى‏دارد و به تعقيب آنها دعوت مى‏كند و راه و روش‏هايى كه تعيين مى‏كند و بايد و نبايدهايى كه انشاء مى‏كند و مسئوليت‌هايى كه به‌وجود مى‏آورد، همه به منزله نتايج لازم و ضرورى جهان‏بينى‏اى است كه عرضه داشته است».532
در مفهوم‌شناسی و تعریف فرهنگ به این مهم اشاره شد که شهید مطهری و پارسانیا نگاه طولی و چندلایه‌ای به ساخت فرهنگ دارند و اگر این نگاه پذیرفته شود می‌توان ادعا کرد که مهمترین عنصر سازنده فرهنگ و سطح زیرین آن، جهان‌بینی و اعتقادات افراد است. همچنین محسنیان‌راد در نتیجه‌گیری کتاب هنجارها در سه کتاب مقدس به این نکته اشاره می‌کند که از منظر مطالعات فرهنگی، هسته اصلی هر فرهنگ، مبانی معرفتی آن است و برای شناخت تفاوت‌ها و تشابهات فرهنگی باید منابع معرفت‌آفرین فرهنگ‌ها را مطالعه کرد. از آنجا که متون دینی یکی از اصلی‌ترین منابع معرفت‌آفرین در هر فرهنگ است، بررسی مقایسه‌ای هنجاره (بایدها و نبایدها) در متون مقدس هر دین، اولین قدم برای کشف ریشه‌های همکاری و منازعات فرهنگی دین‌بنیاد است.533
از همین منظر، برغم اینکه‌ اروپا سکولار است، به مسیحیت به‌عنوان یک وابستگی فرهنگی خودشان اهمیت می‌دهند. لذا اگر در مقابل مسلمانان قرار گیرند برغم دیدگاه سکولارشان بر مسیحی بودن خویش تأکید می‌کنند. مسیحیانی که به مسیحیت اعتقاد ندارند ولی به‌عنوان یک عنصر فرهنگی و هویتی برایشان اهمیت دارد.534
راغب السرجانی که با تلاش‌های فراوان و تتبعات قابل‌توجه به‌دنبال راحلی برای تفاهم میان‌انسان‌هاست، و کتاب ارزشمندی را در این زمینه نگاشته است، معتقد است مهم‌ترین عاملی که می‌تواند بشر را زیر یک پرچم گرد آورد، عقیده است و عقیده قوی‌ترین چیزی است که سبب تمایز انسان‌ها از همدیگر می‌شود. به‌همین دلیل تغییر در عقیده بسیار سخت روی می‌دهد. انسان‌ها ممکن است اهل و عشیره خود را ترک کنند، از مکانی به مکان دیگر مهاجرت کنند، زبان جدید یاد بگیرند و به آن تکلم کنند اما به این راحتی از عقیده خود دست برنمی‌دارند و حتی ممکن است به خاطر عقیده اهل و عشیره خود را ترک گویند.535
در نتیجه؛ هنگامی که ارتباطات میان‌فرهنگی از نقطه نظر اسلامی تعریف می‌شود باید به این نکته مهم توجه کرد که مهم‌ترین مقوم فرهنگ اسلامی، دین است و این تمایز در تعریف نیز منعکس می‌شود و لذا دو ملاک برای تمایز فرهنگی بوجود می‌آید. نخست، تمایز فرهنگی به این معنا که دو فرد از دو جغرافیای فرهنگی با هم تعامل داشته باشند و دوم این که، دو فرد از دو دین و مذهب متمایز با هم‌دیگر تعامل داشته باشند؛ هردو مورد را می‌توان ارتباط میان‌فرهنگی نامید. طبق این تعریف، ارتباط یک مسلمان با همسایه غیرمسلمان خود نیز شکلی از ارتباط میان‌فرهنگی است. به‌ویژه این که لاری سماور در توضیح محتوای ارتباط بین‌فرهنگی می‌نویسد: «اکثر سوء تفاهم‌ها در ماورای تفاوت‌های سطحی است. اکنون می‌دانیم که زیرساخت فرهنگ مواردی است که اغلب شیوه پاسخگویی فرد به ‌وقایع و مردم دیگر را مشخص می‌کند. آنچه را اعضای یک فرهنگ خاص ارزش می‌نهند و نحوه دریافت آن‌ها از جهان معمولا بسیار مهم‌تر از آن است که آیا با چوبک، دست یا قاشق غذا می‌خورند.»536 پارسونز منبع ارزش‌های فرهنگی را دین می‌داند.537 در ارتباطات ميان‌فرهنگى بسيار مهم است كه ارزش‌های هر فرهنگ را بشناسيم؛ زيرا آن‌ها معيارهاى چندوجهى هستند كه به‌شكل‌هاى مختلف جهت و سمت‌وسوى رفتار افراد را تعيين مى‌كنند. براى شناخت و مقايسه مردم و ارتباطات ميان‌فرهنگى، شناخت ارزش‌ها مبناى كار است. شناخت ارزش‌ها براى شناخت منطق و علت رفتار افراد و ملت‌ها ضرورى است. ريشه اغلب رفتارهاى تهاجمى كه از ملتى سر مى‌زند در ارزش‌هاى آن ملت نهفته است. هم خاورميانه و هم ايالات متحده سعى مى‌كنند بر يكديگر تأثير بگذارند و سياست‌ها و رفتارهايشان را بر اساس ارزش‌هاى حايز اهميت خود توجيه كنند. فرض بر اين است كه مذهب و درون‌مايه‌هاى عقيدتى آن، كشتگاه نظام ارزش‌هاى اساسى هر فرهنگ است. اين فرض، به‌ويژه در خاورميانه مصداق دارد. جايى كه مذهب در همه جنبه‌هاى زندگى رسوخ كرده و فرهنگ از نظر تاريخى به‌طور روشن جنبه‌هاى سياسى، مذهبى، اقتصادى و حتى زندگى شخصى را از يك‌ديگر متمايز نكرده است. در نتيجه، شناخت فرهنگ خاورميانه، اساساً نيازمند شناخت نظام ارزش‌هاى آن و پشتوانه‌هاى مذهبى آن است.538 کمالی‌پور نیز با

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع انتقال فرهنگی، ارتباطات انسانی، ادیان توحیدی، رسانه‌های جمعی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع غیرمسلمانان، قرآن کریم، ادیان توحیدی، نسبیت حقیقت