دانلود پایان نامه ارشد با موضوع جامعه اسلامی، امیرالمومنین، نظم اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

هیچکدام از دو گزینه (ناصبی و تنقیصی بودن) را در مورد ابن‌تیمیه تایید نمی‌کند. نظر او به اهل‌بیت (علیهم السلام) توام با تجلیل و تکریم است و به‌صورت موردی گرفتار تفریط در حق اهل‌بیت (علیهم السلام) شده است.
با‌ این دستمایه وارد مباحث تفریطی وی در مورد اهل‌بیت (علیهم السلام) می‌شویم. وجهه همت در این پژوهش تمرکز بر مطالب منقول‌ ایشان در تمام نوشته‌های به‌جا مانده از اوست و سپس تحلیل و انتقاد علمی‌ برای اینکه زوایای موضوع مورد بحث، روشن شود.
در این بخش به دلایل پیش گفته شده ابن‌تیمیه با انکار و مناقشه و تاویلهای ناروا از نصوص منقول در منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام)، مشی ابن‌حنبل و سلف را رها و گرفتار تفریطهای نابجا می‌شود.
از اموری که به خطای او کمک کرده است ‌این است که برای نقض کلام علامه حلی و با مقایسه‌های نادرست و برای تبرئه خلفا از اشکالات وارد شده، درگیر جدلهای غیر احسن شده و خود را گرفتار تفریط در حق اهل‌بیت (علیهم السلام) نموده است.
در مورد برخی از فضائل منقول در مورد علی (علیه السلام) با ‌این عبارت تشکیک می‌کند:
اکثر آنها در نگاه عالمان به‌حدیث دروغ یا ضعیف است و روایتهای صحیح متضمن فضایل علی، بر امامت و برتری او بر ابوبکر و عمر دلالت نمی‌کند و از ویژگیهای اختصاصی او محسوب نمی‌شود بلکه فضایلی است که دیگران هم از آن بهره مند بودند برخلاف آن دسته از فضایلی که مربوط به ابوبکر و عمر و به‌ویژه ابوبکر است که عمده آنها اختصاصی است و دیگران در آن شریک نیستند. 595
همانگونه که در عبارت مشخص است، دغدغه ذهنی ابن‌تیمیه استدلال به امامت و تفضیل حضرت علی (علیه السلام) به شیخین بوده و از علل مجادله‌های بی حاصل او است. ابن‌تیمیه بیش از آن که بخواهد از مقام اهل‌بیت (علیهم السلام) بکاهد در صدد صیانت و بالا بردن شان و منزلت شیخین است. به‌نظر می‌رسد مرکز ثقل جمله منقول، در این عبارت است «والصحیح الذی فیها لیس فیه ما یدل علی امامة علی و لا علی فضیلته علی ابی بکر و عمر». باور او به برتری شیخین دغدغه اصلی برای این قضاوت خالی از انصاف است که در برخی عبارتهای او و دیگر عالمان نقض می‌شود.
در این قضاوت انصاف علمی ‌رها شده و با سبک جدل ناروا و مکابره، ادعاهای نابجا صورت گرفته است. ما از اهل معرفت به احادیث از اهل‌سنت‌شواهدی می‌آوریم که مشیر به خصایص اختصاصی علی (علیه السلام) است و هیچ مسلمان مومن و جهادگر و صحابه معروف با او شریک نیست.
از جمله ‌این موارد می‌توان به پاسخ قاطع سعد بن ابی وقاص به معاویه در خصوص علت دشنام ندادن به علی (علیه السلام) و تنافس او به ویژگیهای انحصاری حضرت که در هیچ صحابی یافت نمی‌شود، اشاره کرد. 596
مبارکفوری بیانی دارد از مبارزه منحصر به‌فرد علی (علیه السلام) برای دین در جامعه شرک آلود از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله) با ماموریت الهی که تقدم موردی حضرت علی (علیه السلام) را بر دیگر صحابه با نام بردن از آنها اثبات می‌کند و نقض آشکاری بر تلاش تفریطی ابن‌تیمیه است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به مشرکین قریش فرمود:
خداوند کسی را بر علیه شما مامور می‌کند که برای دین شمشیر می‌زند و خداوند قلب او را با‌ ایمان امتحان کرده است. اصحاب پرسیدند آن فرد کیست؟ ابوبکر و عمر هرکدام گفتند‌ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن فرد چه کسی است؟ حضرت در پاسخ فرمودند: کسی که کفش را تعمیر می‌کند.‌این در حالی بود‌ ایشان کفش خود را برای تعمیر به علی داده بود. سپس علی به ما رو کرد و گفت: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: من کذب علی متعمدا فلیتبوا مقعده من النار. 597
از مصادیق دیگر فضایل انحصاری می‌توان به سلحشوری علی (علیه السلام) در جنگ خندق اشاره کرد که افضل از عبادت امت تا روز قیامت شمرده شده است. خطیب بغدادی در کتاب تاریخ خود حدیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در مورد ارزش بی‌بدیل جنگ علی (علیه السلام) در روز خیبر نقل کرده است: «لمبارزة علی بن ابی طالب لعمروبن عبدود یوم الخندق افضل من عمل امتی الی یوم القیامة». 598
سپس به وثوق و قابل اعتماد بودن خبر نقل شده با توثیق ناقل اصلی خبر یعنی لوء لوء القیصری صحه گذاشته است. وقتی از احوال او پرسش می‌شود جواب داده می‌شود «لم اسمع من شیوخنا یذکره الا بالجمیل». 599
حاکم نیشابوری حدیث شریف«لمبارزة علی ابن ابی طالب لعمرو بن عبدود یوم الخندق افضل من عمل امتی الی یوم القیامة» را در مستدرک نقل کرده است. 600
از موارد مهم قابل ذکر در نقض کلام تفریطی ابن‌تیمیه در نسبت سنجی بین علی (علیه السلام) و ابوبکر، لغو ماموریت ابوبکر در قرائت بخشی از سوره برائت و احاله آن به علی (علیه السلام) با‌ این جمله معنی دار است: «ماموریت قرائت آن به من و فردی از اهل من واگذار شده است». 601
‌این ماجرا به رابطه اختصاصی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و منقبت انحصاری علی (علیه السلام) دلالت می‌کند که اصحاب دیگر از جمله ابوبکر فاقد آن است.
جمله معنی داری از احمد بن ‌حنبل نقل شده است که همتایی احدی را با علی (علیه السلام) نفی می‌کند. عبدالله بن احمد گفت، شنیدم که پدرم می‌گفت: « برای هیچ یک از صحابه از جهت فضیلت با سندهای صحیح، مثل آنچه که درباره علی (علیه السلام) گفته شده، نیست». 602
سنجش نفاق و‌ایمان با بغض و محبت علی (علیه السلام) از مصادیق بارزی است که در مورد احدی از صحابه نقل نشده است. 603
ابن‌تیمیه برای مقابله جدلی بی حاصل با قدح خلفای سه گانه توسط ابن‌مطهر حلی در عبارتی نسجیده و متناقض با سخنان خود می‌نویسد: «طعن و ‌ایرادهای وارد شده متوجه خلفا نیست و اگر باشد مثل و بزرگتر از آنها در زبان مخالفین متوجه علی می‌شود». سپس قدح خوارج و مروانیان و امویان نسبت به امیرالمومنین علی (علیه السلام) را شاهد مثال می‌آورد. 604
قدح ‌این افراد معلوم الحال و مردود از نظر ابن‌تیمیه به‌جای ورود نقص، مدح از حضرت علی (علیه السلام) است.
مواضع ‌این گروه‌ها توسط خود ابن‌تیمیه تقبیح و مردود شمرده شده است. او خوارج را خارج از دین می‌داند که طبق خبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) همانند تیری که از کمان خارج شده است از دین بیرون رفته‌اند و جنگ با آنان کاملا حق بوده است. 605 ابن‌تیمیه مروانیان را ناصبی و دشمن اهل‌بیت (علیهم السلام) و علی (علیه السلام) معرفی می‌کند606 و امویان را با مرکزیت شام در جنگ صفین با عنوان باغی یاد می‌کند.607 لذا مخالفت‌این گروه‌ها به‌جای اینکه قدحی بر علی (علیه السلام) باشد از مناقب و فضایل حضرت شمرده می‌شود.
عناوین مورد بحث در تفریط ابن‌تیمیه در 15 عنوان مطرح و مورد نقد قرار می‌گیرد.
1-4- تزلزل مواضع در برابر دشمنان تابلو دار اهل‌بیت (علیهم السلام):
از ضعفهای مشهود ابن‌تیمیه عدم قضاوت قاطع و صحیح در برابر برخی دشمنان نام و نشان دار اهل‌بیت (علیهم السلام) است. به‌احتمال قوی قضاوت عده‌ای در مورد انحراف او و انتسابش به دشمنی اهل‌بیت (علیهم السلام) و ناصبی بودنش تحت تاثیر ‌این رویه نا روای ابن‌تیمیه است.
ابن‌تیمیه در تفسیر حدیث نبوی(صلی الله علیه و آله) «تقتلک الفئة الباغیة» درمورد عمار یاسر، شهید جنگ صفین ضمن تایید صحت مفاد آن، افراد را در مواجهه با آن به چند دسته تقسیم می‌کند:
1-تضعیف کنندگان حدیث که در سند آن تشکیک کردند. عده‌ای حدیث را تاویل کردند که قاتل عمار کسی یا گروهی است که او را به جنگ فرستاده است.
ابن‌تیمیه‌این نظر را قبول ندارد و بیان می‌کند: «تاویل حدیث قتل عمار من التاویلات الظاهرة الفساد».608 در قضاوت نهایی قاتل عمار را امویان سردمدار جنگ صفین معرفی می‌کند: «والذین قتلوه هم الذین باشروا قتله». 609
2-گروهی قتل عمار را دلیلی بر این می‌دانند که معاویه و یارانش از طغیانگران (بغاة) بودند و جنگ علی با آنان جنگ طرفداران عدل با طغیانگران (بغاة) بود ولی آنان تاویل‌گر بوده و تکفیر و تفسیق نمی‌شوند. 610
3- عده‌ای معتقدند قاتل عمار گروهی سرکش (طایفة باغیة) بودند و حق نبرد با علی و امتناع از بیعت و عدم اطاعت از ‌ایشان را نداشتند هر چند که علی ماموریتی برای جنگ با آنان را نداشت و به‌صرف عدم اطاعت آنان از علی با وجود التزام به مناسک دینی، جنگ با آنان فریضه دینی محسوب نمی‌شود. در ضمن آنان از مسلمانانی بودند که با مسلمانان دیگر جنگیدند ولی تاویل گر بودند و مومن بودند و همه آنها مورد استغفار و رحمت هستند. 611
با وجود اعتراف به باغی بودن قاتلین عمار و گناه تمرد در جامعه اسلامی‌ و قتل نفوس مسلمین و اختلاف افکنی، بخشودگی آنان به‌صرف تاویل قابل قبول نیست. در این صورت هر نوع خطایی از مسلمان ملتزم به ظواهر شریعت معفوعنه (بخشیده شده) است و دستگاه قضای اسلامی ‌زاید است. تمرد از پیشوای صالح با وجود امر الهی به‌اطاعت از آنها در کنار اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) از موارد نقض قوانین شریعت است. آدم کشی ناشی از جنگ و تبعات آن از مصادیق نافرمانی است و نمی‌شود افراد به صرف تاویل از پیامد جنایتهای ارتکابی مبرا باشند. حفظ نظم اجتماعی از امور مهمی ‌است که اخلال کنندگان به آن از مصادیق محارب محسوب می‌گردند. با ‌اینهمه آنان را مسلم و مومن و مورد رحمت نامیدن چندان وجهی ندارد. ابن‌تیمیه در مورد مسلمین تاویل کننده معترض به عثمان خلیفه سوم گرفتار تهافت شده و به‌معیار‌های دوگانه متوسل گردیده و از‌ این اصل عدول کرده است.
توبیخ و گناه جنگ کنندگان و قاتلین عثمان بزرگتر از جنگ کنندگان با علی است چون عثمان خلیفه‌ای بود که مسلمین بر خلافت او اجماع داشتند و با مسلمانی نجنگیده بود و جنگجویان در صدد برکناریش از خلافت بودند و عذر او برای استمرار ولایت قابل قبولتر از علی برای درخواست اطاعت از مخالفین بود و عثمان بر این امر صبر کرد تا مظلومانه به شهادت رسید و علی شروع کننده جنگ با اصحاب معاویه بود و آنان با علی نمی‌جنگیدند بلکه فقط با او بیعت نکردند. 612
مطلب فوق از چند جهت قابل تامل است:
1-امامت و رهبری اسلامی ‌بنا بر مبانی ابن‌تیمیه با اقبال اهل شوکت و قدرت مستقر می‌شود و پیشوای صاحب سیف و ید، واجب الاتباع است. حتی ‌ایشان در این مورد از تعبیر «بحیث یطاع طوعا و کرها» استفاده می‌کند613پس دیگران ملزم به تبعیت هستند. لذا عدم تبعیت معاویه و اتباعش از امام صاحب سیف و ید مسلمین هیچ توجیهی ندارد. از‌این حیث بین استمرار حکومت مستقر موجود در زمان عثمان و علی (علیه السلام) تفاوتی نیست.
او خود در تثبیت و حقانیت حکومت امام علی (علیه السلام) و وجوب اطاعت از ‌ایشان مطلب مهمی ‌را اظهار نموده است: « اهل کوفه در مدینه با علی بیعت کردند و در آن زمان کسی غیر از او استحقاق بیشتری به خلافت نداشت و او خلیفه راشد بود که اطاعتش واجب است».614
2-با اصول تاسیسی مورد قبول ابن‌تیمیه که مسلمان ماول مورد بخشش است و حتی به‌خاطر اجتهاد خطایی مصیب است، انتقاد ‌ایشان به مخالفین عثمان وارد نیست. از آنجائیکه سران معترض به عثمان از صحابه و بزرگان صدر اول بودند و همه مومن و مسلم و ملتزم به شریعت اسلامی، لذا سر زنش آنها و دفاع نابجا از باغیان دوره امام علی (علیه السلام) مقبول نیست.
با توجه به جنایات غیر قابل اغماض یزید در واقعه عاشورای سال 61 و واقعه حره در مدینه، ابن‌تیمیه مواضع روشنی ارائه نمی‌دهد و قضاوتش در مورد یزید متزلزل است.
او در مورد یزید بن معاویه می‌نویسد:
به‌اتفاق علما یزید بن معاویه در خلافت عثمان به دنیا آمد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را درک نکرد و از صحابه نبود و به دین داری و صلاحیت مشهور نبود و از مسلمانان جوان بود. او کافر و زندیق نبود و در حالی که عده‌ای از حکومتش ناراضی و عده‌ای راضی بودند بعد از پدرش زمام امور را به‌دست گرفت. او مایه‌ای از شجاعت و بخشش داشت و برخلاف نظر دشمنانش به‌صورت آشکار مرتکب مفاسد نمی‌شد. در امارت او اتفاقات بزرگی به‌وقوع پیوست. از جمله آنها کشته شدن حسین بود. او به قتل حسین

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع امیرالمومنین، فرهنگ اسلامی، علمای شیعه، عدل و داد Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع امیرالمومنین، گناهان کبیره، نهج البلاغه