دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تلقیح مصنوعی، قرآن کریم، جنس مخالف، افشای اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

ربوبی تمام اعمال مربوط به فروج را، نسبت به همه ی فرج ها غیر از دو مورد حرام می داند.
2. وجوب حفظ فرج، عام است و هم مرد را در بر می گیرد هم زن را.
3. با توجه به اثبات عموم این آیه، معلوم می شود که زنا، لواط، تفخیذ، استمناء، لمس و نگاه به عورتین، اهدای اسپرم و هر عمل دیگری که مربوط به فروج باشد، حرام و ممنوع است؛ زیرا اولا همه ی این اعمال مربوط به فروج هستند؛ ثانیا ، هیچ یک از آن ها از مواردی که در آیه استثناء شده نیستند؛ ثالثا، هیچ مخصص و دلیل دیگری هم که تصریح برای مباح بودن آن ها کرده باشد، وجود ندارد.
این آیه را می توان دلیل کلی بر ممنوع بودن تلقیح مصنوعی قلمداد کرد. توضیح این که این عضو ، در عین حال که وسیله ی اصلی عمل جنسی است، آلت بارداری نیز هست. همان طور که در روایت معتبر از شعیب حداد چنین آمده است: «بی شک آلت تناسلی وظیفه ی مهمی به عهده دارد و بچه از آن به دنیا می آید» . ( حر عاملي ، 1049 ، 193) در واقع می توان گفت منظور در این آیه، حفظ این عضو از هر عمل ناشایست و هر اقدامی است که ننگ و هتک حرمت به حساب می آید و این فقط در تلقیح مصنوعی خلاصه نمی شود. بلکه موارد دیگری را هم که از نظر عقلا و عرف عامه، کار ناشایست و عیب و ننگ به حساب می آید، نیز شامل می گردد، پس به موجب این آیه عضو تناسلی زن باید از تلقیح مصنوعی محفوظ باشد. اگر تزریق اسپرم مرد اجنبی در رحم زن، از نظر عرف عامه با حفظ عضو مزبور از جانب زن منافات دارد پس به اقتضای این آیه، باید از این کار خودداری شود.( سيستاني ، 1385، 133)
نباید فراموش کرد که قباحت عرفی و ناروایی تلقیح زن با اسپرم مرد دیگری از نظر عقلی، زمانی است که شوهر عقیم نباشد و یا این که عمل باروری مصنوعی بدون اجازه ی شوهر صورت گیرد. لیکن، در صورتی که شوهر نابارور باشد زشتی و قباحت این کار، اگر بدون اقدام به عمل جنسی و با اجازه ی شوهر صورت گرفته باشد، جای تامل دارد. مگر این که تزریق اسپرم به نحوی باعث وارد شدن خدشه و زیان بر عضو مزبور و یا کار زشت و نسبت به آن هتک حرمت تلقی گردد. بنابراین با این آیه ی کریمه نمی توان به ممنوعیت باروری مصنوعی استدلال کرد.( همان ) به نظر می رسد که تفصیل بیان شده در بالا نمی تواند صحیح باشد، اتفاقاً اگر زن شوهر داشته باشد عرف تلقیح تخمک این زن با مرد بیگانه را سخت تر می پذیرد. از طرفی تنظیم آثار حقوقی این عمل نیز مشکل می باشد و در بعضی موارد غیر ممکن که ارتباطی به شوهر داشتن یا نداشتن زن ندارد.
دلیل دوم. فرمان قرآن کریم به دوری از هر کار زشت و ناشایست را هم دلیل دیگری بر ممنوعیت تلقیح مصنوعی دانسته اند. قرآن می فرماید :……و نزدیک کارهای زشت نروید، چه در آشکار باشد و چه پنهان….(انعام ،151) و گفته می شود فواحش جمع فاحشه از ماده ی فحش، در لغت به هر گفتار یا کردار زشت و ناشایست گفته می شود.( ابوالحسين احمد بن فارس بن زكريا ،1404 ، 478 ) تزریق اسپرم مرد اجنبی و حامله کردن زن با آن، هم از نظر عرف از جمله کارهای زشت و ناشایست تلقی می گردد، هیچ کس راضی به این کار در مورد مادر یا خواهر یا دختر خود نمی شود.( سيستاني ، 134)به نظر می رسد منظور از «فواحش» در آیه ی شریفه آن نوع گفتار و کرداری است که انسان، بسیار بد و زشت بودن آن را با فطرت سالم و خدادادی خود درک نماید، نه این که در عرف عامه چیزی بسیار بد تلقی شود، زیرا ممکن است رفتار یا کرداری در زمان و مکان خاصی، متاثر از عادات و رسوم اجتماعی به جا مانده از اجداد و نیاکان، بسیار زشت شمرده شود و در شرایط دیگر، عادی تلقی گردد و یا به مرور زمان قباحت آن از میان برود. همچنین ممکن است کاری یا حرفی در یک منطقه جغرافیایی زشت تلقی شود و در منطقه ی دیگر قباحت نداشته باشد بنابراین، در مساله ی مورد بحث استدلال به حرمت آن با مفاد این آیه و تکیه بر قبح عرفی آن، صحیح به نظر نمی رسد.( همان . 135 )
ولی بعضی معتقدند محور تمامی این آیات حفظ آلت و اندام های جنسی خود از دیگران است. این آیات بر این نکته تاکید می ورزند که مسلمان مومن، موظف است جز در دایره ی ازدواج (اعم از موقت یا دائم) اندام های جنسی خود را از دیگران حفظ کند. (نور،آیات 30و31؛ احزاب،آیه ی 35؛ مومنون آیات 5-7 و معارج آیه ی 29). طبیعی است استفاده از اسپرم دیگران و تزریق آن به بدن همسر قانونی خود، مصداق بارز چنین عمل ناروایی است، زیرا هیچ تفاوتی بین زن و مرد در حفظ اندام های تناسلی خود وجود ندارد و حفظ اندام های جنسی امری است مطلق که به اطلاق خود، شامل حفظ از تماس با اندام جنسی جنس مخالف و حفظ از تماس با مایعات جنسی جنس مخالف هر دو می شود.( محسني قندهاري، 1424،88 )به عبارت دیگر، این آیات متضمن فرمان به حفظ اندام های جنسی هستند، در حالی که مشخص نشده که از چه چیز باید این حفظ صورت گیرد؛ عدم بیان متعلق حفظ(حذف متعلق)، بر این نکته دلالت دارد که باید اندام های جنسی را از هر چیز یا کاری حفظ کرد، طبیعتاً یکی از آن کارها، تزریق اسپرم یا تخمک به دیگران و فراهم آوردن زمینه ی تلقیح آن هاست. ( حسيني روحاني قمي ، 1421 ،18 )
هرچند آیات 30 و 31 سوره ی مبارکه ی نور و آیه ی 35 سوره ی احزاب بر حفظ اندام های جنسی از بهره وری و کامجویی های جنسی در خارج از چهارچوب ازدواج تاکید می ورزد، ولی جمله ی «فمن ابتغی وراء ذلک فأولئک هم العادون»در آیات 5 و 7 سوره ی مومنون و 29 معارج به خوبی بر این مطلب دلالت دارد که هرگونه استفاده از اندام های جنسی در خارج از کانون خانواده جایز نیست. به عبارت دیگر، تمام استفاده ها از اندام های تناسلی در هنگام ازدواج، در خارج از آن جایز نیست و روشن است که این استفاده ها الزاماً به معنای کامجویی جنسی نخواهد بود؛ به همین دلیل، برای زن جایز است که اندام های جنسی شوهر خود را ببیند و یا آن را لمس کند، ولی این کار برای دیگران جایز نیست؛ همچنان که مرد می تواند با همسر خود نزدیکی کند، اسپرم خود را در رحم یا خارج رحم او تخلیه کند(عزل)، ولی این کار با هیچ کس دیگر جایز نمی باشد.
بر این اساس، همان گونه که مستثنی (عدم لزوم حفظ فرج برای زن و شوهر )اطلاق دارد، مستثنی منه (لزوم حفظ فرج) نیز اطلاق خواهد داشت، و جمله ی« فمن ابتغی وراء ذلک فأولئک هم العادون»، نیز همین اطلاق را تایید می کند، زیرا کلمه ی ذلک اشاره به تطابق میان عموم و شمول مسثنی منه و مستثنی داشته، در واقع توضیحی برای جمله ی مستثنی منه خواهد بود. ( نظري توكلي ، 1385، ص 286 )
شايد هدف اصلی از وضع این مقررات در قرآن کریم حمایت از هویت و نسب کودکان باشد؛ چراكه متضرر اصلی از ارتباط نامشروع، کودکی است که از آن متولد می شود. کسانی که ارتباط نامشروع برقرار می کنند، علاوه بر تحمل حرمت تکلیفی ناشی از ذات فعل، می بایست یک سری احکام وضعی ناشی از این عمل، نسبت به کودک متولد شده را متحمل شود. ولی این کودک است که تا آخر عمر خود، ننگ وداغ نامشروع بودن را با خود به یدک می کشد و از طرفی از بعضی از حقوق محروم می ماند. در حالتی که کودک متولد از زنای زن و مرد دارای شرایط احصان است و زناکاران به مجازات قانونی خود می رسند، این کودک بیش از پیش متضرر خواهد شد. در واقع می توان گفت، یکی از اهداف اصلی خداوند از نزول آیات مربوط به حفظ فرج، حمایت از هویت واقعی و ژنتیکی کودک می باشد. خداوند می خواهد کودکانی پاک در دامان خانواده ای مشروع بدنیا آیند و از هرگونه عملی که باعث اختلاط انساب می شود جلوگیری کند. اختلاط انساب یعنی سردرگمی کودک در شناسایی والدین ژنتیکی اش و این سردرگمی بیش از همه کودک را می آزارد. چه کسی این سردرگمی را برای خود می پذیرد؟ آیا در پنهان ماندن اطلاعات ژنتیکی والدین، عدم افشای اطلاعات در نتیجه ی زنای چند مرد با یک زن و نبود فناوری برای تشخیص والدین واقعی با حالتی که عالماً هویت این والدین در نتیجه ی تلقیح مصنوعی مجهول می ماند، فرقی وجود دارد؟
2-1-1-2. روایات
در منابع روایی به سخنانی از امامان معصوم بر می خوریم که بر این نکته تاکید دارند که هرگاه بهره وری از اندام جنسی زنی جایز نباشد، تخلیه ی اسپرم هم در آن جایز نخواهد بود. ( نوري ، 1408 ه-ق، ص335 ) و بدون تردید تزریق اسپرم فردی غیر از همسر به رحم زن، از جمله نمونه های بارز این معناست.( مومن، 1415 ه-ق، ص81)
به عنوان مثال چند روایت نیز در موضوع بحث ما قابل ذکر است که در این جا به ذکر مهم ترین آن ها بسنده می شود: شیخ کلینی به نقل از علی بن ابراهیم و او از پدرش، از عثمان بن عیسی، از علی بن سالم از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود: « شدید ترین عذاب در روز قیامت جزای مردی است که نطفه ی خود را در رحم زنی که بر او حرام است جای دهد.»( حر عاملي، پيشين ، ص 239 )
در بیان استدلال به ممنوعیت تلقیح اسپرم يا تخمك بيگانه با این روایت گفته می شود که چون اطلاق و لحن عمومی این روایت، ممنوعیت و حرمت قرار دادن نطفه ی مرد در رحم زن نا محرم، حتی با ابزار خارجی و غیر از طریق همخوابگی، را می رساند، بنابراین عرفا ًاز این روایت برداشت می شود که در این مورد فرقی نمی کند چه این کار توسط صاحب نطفه، یا طبیب و شوهر زن و یا حتی به وسیله ی خود زن باشد ، در هر صورت حرام است. در صورتی که بر فرض اگر روایت با این تعبیر ذکر شده بود :«قراردادن نطفه ی مرد زناکار در رحم طرف زنا »، در این صورت از آن این برداشت را نمی توان کرد زیرا عرف نمی پذیرد که بگوییم: « فرقی نمی کند چه قراردادن نطفه در رحم زن از طریق زنا باشد یا طریق دیگر». به سبب این که، فرزند به وجود آمده از نطفه ی زنا، احکام خاص خود را دارد و درباره ی غیر نطفه ی زنا، جاری نمی شود، حتی اگر در رحمی کاشته شده باشد که بر صاحب نطفه حلال نیست.
دلالت این روایت بر حرام بودن اهداي اسپرم ، در صورتی محرز است که روایت، کلیت داشته و شامل تلقیح تخمک زن با اسپرم مرد اجنبی، از طریق عمل جنسی و یا راههای دیگر شود. بدیهی است چنان چه چنین اطلاق و کلیتی منظور امام (ع) بوده باشد، عرفاً چنین فهمیده می شود که حکم ممنوعیت تلقیح مصنوعی فقط اختصاص به موردی ندارد که در آن، قراردهنده ی نطفه در رحم زن اجنبی، صاحب آن نطفه است. بلکه اعم است از این که اقدام کننده به این کار خود زن یا شوهر او و یا شخص ثالث مثل پزشک باشد. لیکن بعضی معتقدند که از کلام امام (ع) چنین اطلاقی مفهوم نمی شود. بلکه ظاهراً، فرمایش معصوم (ع) ناظر بر موردی که قرار دهنده ی نطفه در رحم زن، مرد و صاحب نطفه بوده و رحم مورد نظر، از آن زنی است که بر آن مرد حرام است. در حالی که، بنا به بیان فوق، معیار، فقط حرام بودن رحم زن بر صاحب نطفه بوده و قراردهنده ی نطفه چه مرد و چه زن باشد و یا هر شخص دیگری، فرقی نمی کند.( سيستاني ، پيشين ، ص 136 )
بنابراین، باید گفت اگرچه کلام امام (ع) خصوصیات مزبور را هم شامل می شود، لیکن مناسب تر آن است که فرمایش معصوم (ع) را ناظر بر مورد و طریق متعارف کاشت نطفه در رحم زن اجنبی در زمان صدور روایت که از طریق همخوابگی بودن است، دانست . ویژگی ای که نمی توان با دستاویز قراردادن برداشت و فهم عرف عمومی، آن را ندیده گرفت. بنابراین روایت شامل تلقیح مصنوعی نمی شود. به علاوه، با توجه به شدت لحن روایت بهتر است بگوییم روایت ناظر بر موردی است که کاشت نطفه در رحم حرام و از طریق عمل زنا صورت گیرد. خلاصه این که این روایت بر وجوب عزل منی از سوی زنا کننده بیشتر دلالت دارد تا به حرمت قراردادن نطفه در رحم زن اجنبی از راه غیر زنا.( همان )
روایت مذکور عمومیت دارد و مخصصی در این مورد وجود ندارد و نمی توان فقط به دلیل شیوع فعل همخوابگی در زمان صدور روایت، عام را منصرف به عمل همخوابگی دانست و گفت حکم عام نریختن اسپرم در رحم زنی که بر مرد حرام است فقط شامل نریختن اسپرم مرد در رابطه ی نامشروع زنا است. به طور مثال، اگر در شهر پنج نفر عالم وجود داشته باشد و حکم عامی مبنی بر تکریم عالم به ما رسیده باشد و در شهر با شنیدن لفظ عالم همه ی مردم شخص خاصی را به خاطر بیاورند، نمی توان ادعا کرد که حکم

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع کنوانسیون حقوق کودک، حقوق کودک، قرآن کریم، دولت ایران Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تلقیح مصنوعی، فقه اسلامی، علوم پزشکی، شورهای اسلامی