دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تفسیر قرآن، علامه طباطبائی، روش تفسیری

دانلود پایان نامه ارشد

روا نمی‌داند. 44
صاحب حدائق خبر داده است: برخی از اخباری ها فهم معنای قرآن را مطلقا، حتی در مثل «قل هوَ الله أحد» جز با تفسیر معصومان منع کرده اند. وی از سید نعمت الله جزائری نقل کرده است که در مسجد جامع شیراز، استاد مجتهد شیخ جعفر بحرانی45 و شیخ محدّث، صاحب جوامع الکلام46 در این مسأله مناظره می‌کردند، تا کلامشان به این جا رسید که فاضل مجتهد به وی گفت: در معنای «قل هوَ الله أَحَد»چه می‌گویی؟ آیا در فهم معنای آن به حدیث نیاز است؟ گفت: آری، معنای احدیت و فرق بین اَحَد و واحد و مانند آن را جز با حدیث نمی‌فهمیم. 47
2-تفسیر قرآن با قرآن
در قرن چهاردهم هجری، در مقابل آن دیدگاه دیدگاه دیگری پیدا شد و آن این است که در تفسیر قرآن به روایات نیازی نیست و همه قرآن را می‌توان به کمک خود قرآن تفسیر کرد. از روش تفسیری صاحبان این دیدگاه با عنوان «تفسیر قرآن به قرآن» یاد می‌شود، ولی باید توجه داشت همه کسانی که روش تفسیر قرآن به قرآن را روشی نیکو می‌دانند، طرفدار آن دیدگاه نیستند. برای نمونه، ابن کثیر تفسیر قرآن به قرآن را صحیح ترین راه تفسیر می‌داند و با این حال مفسّر را در تفسیر قرآن بی نیاز از روایات نمی‌داند وی در مقدمه تفسیرش گفته است:
اگر گوینده ای بگوید نیکوترین راه تفسیر چیست؟ جواب این است که صحیح ترین راه در آن تفسیر قرآن به قرآن است زیرا آنچه در موضعی از قرآن مجمل و سربسته است در موضع دیگر مبسوط و باز آمده است پس اگر از آن ناتوان ماندی به سنّت روی آور زیرا که آن شارح و توضیح دهنده قرآن است… و غرض این است که تفسیر قرآن را از خود قرآن طلب می‌کنی و اگر آن را از قرآن به دست نیاوردی آن را از سنت طلب کن.48
یکی از مفسّرانی که معروف به داشتن این نظریه است و می‌توان او را از طرفداران این دیدگاه به شمار آورد. علامه طباطبائی مؤلف تفسیر المیزان است. وی در مقدّمه تفسیرش فرموده است:
و خدا جز به تدبّر در آیات کتابش دعوت نکرده است. پس با تدبّر هر اختلافی که از آیات به نظر آید برطرف می‌شود و آن (کتاب) را هدایت نور و تبیان برای هر چیزی قرار داده است. پس این نور را چه شده است که با نورغیر خودش روشن می‌شود؟… چیزی که تبیان برای هر چیز است، چگونه به کمک چیزی غیر از خود آشکار می‌شود؟49
در پاسخ روایات تفسیر به رأی فرموده است: «آنچه در این روایات نهی شده استقلال در تفسیر قرآن و اعتماد مفسّر بر خودش بدون رجوع به غیر است و لازمه آن وجوب رجوع به غیر، استمداد از آن است و آن غیر یا کتاب است یا سنّت».50
از ابوزید منهوری مؤلف الهدایة و الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن نقل کرده اند که گفته است: «وجود روایات ساختگی و مطالب اضافی در تفاسیر، مرا وادار کرد که این تفسیر را بنویسم و روش من در آن کشف معنای آیه و الفاظ آن به واسطه آیات و سوری که در موضوع آن آیه وارد شده است باشد و به همه مواضع قرآن از این طریق علم حاصل شود».51
3-تفسیر قرآن با قرآن و روایات
دیدگاه سوم در برابر دو دیدگاه یادشده آن است که قرآن کریم از جانب خدای متعال برای هدایت انسان ها نازل شده و در بیانات خود، به زبان مردم سخن گفته است و آنچه ازمعارف احکام و سایرعلوم که از قرآن کریم با رعایت قواعد ادبیات عرب و اصول عقلایی محاوره فهمیده می‌شود، کاشف از مراد خدای متعال، معتبر و قابل احتجاج است. ولی برای فهم معارف، احکام و سایر علوم از آیات آن، باید به همه قراین متصل و منفصل آیات توجه شود و یکی از قراین منفصل آن روایات معتبری است که در تبیین معنا و مراد آیات از پیامبر و اوصیای گرانقدر آن حضرت رسیده و از این رو، در تفسیر آیات باید به روایات معتبر نقل شده از آن بزرگواران نیز توجه کرد.
این دیدگاه مشتمل بر دو مدعاست:
الف. بیانات قرآن با رعایت قواعد ادبی و اصول عقلایی محاوره و کاشف از مراد خدای متعال، معتبر و قابل احتجاج اند.
ب. روایات از قراین منفصل آیات هستند و در تفسیر باید به آن ها توجه کرد. با اثبات مدعای اول، دیدگاه اول و با اثبات مدعای دوم دیدگاه دوم ابطال می‌شود. اینک اثبات این دو مدعا:
اثبات مدعای اول: برای اثبات مدعای اول، به وجوهی می‌توان استدلال کرد:
1-قرآن کریم به زبان عربی فصیح نازل شده و روش تفهیم آن همان روشی است که عقلا در محاورات خود به کار می‌گیرند. زیرا عقلا آنچه را از هر کلامی طبق مفاهیم عرفی کلمات در زمان صدور و قواعد ادبی مخصوص به آن با توجه به قراین متصل و منفصل می‌فهمند کاشف مراد گوینده می‌دانند و به آن استدلال و احتجاج می‌کنند. این روش در همه زمان ها و در محاورات همه انسان ها معمول بوده است و از این که خدای متعال این روش را رد نکرده و روش جدیدی برای تفهیم خود بیان نفرموده، بلکه فرموده است«إِنّا أَنزلناهُ قراناً عَرَبیاً لَعَلَّکم تَعقِلون»52 «و مآ أَرسَلنا مِن رسول الاّ بِلِسانِ قومِهِ لِیبَین لَهُم»53 معلوم می‌شود که او نیز در قرآن کریم و توسط رسولان خود، با مردم به زبان خود آنان سخن گفته است و روش تفهیم او نیز همان روش است که عقلا در محاورات خود به کار می‌گیرند.
2-اختلاف و تردیدی نیست که پیامبراکرم قرآن را به عنوان معجزه نبوّت خود مطرح کرده و از همه مخالفان خود خواسته است که اگر تردیدی در نبوّت من و کلام خدا بودن قرآن دارید، سوره یا سخنی مانند آن بیاورید. از این تحدّی معلوم می‌شود معانی قرآن کریم در حدی که تشخیص داده شود کلام بشر نیست و بشر از بیان سخنی مانند آن ناتوان است، برای همه انسان ها، حتی برای کافران، قابل فهم است، زیرا تحدّی به کلامی که معنای آن برای غیر معصومان بکلی قابل فهم نباشد غیرمعقول است و صدور آن از خدای حکیم و پیامبر عظیم الشأن امکان ندارد و با توجه به این که نسبت به سوره ای از قرآن نیز تحدّی شده است درمی یابیم که فهم معنا به میزان یادشده نسبت به هر سوره ای از سور قرآن برای غیرمعصومان ممکن است و اختصاص به برخی از سوره ها ندارد.
3-آیاتی از قرآن دلالت صریح دارند بر این که قرآن بیان و هدایت برای مردم54 و آسان برای پندگیری است. 55 در آیاتی به تدبّر در قرآن و آیات آن و پندگیری از آن ترغیب، 56 و حتی در بعضی آیات از تدبّر نکردن در آن نکوهش شده است.57 از این آیات به خوبی فهمیده می‌شود بخشی از معانی، معارف، احکام و مواعظ قرآن کریم برای عموم قابل فهم و آسان است و هرکسی با تحصیل علوم مقدّماتی و پیش نیاز می‌تواند با تدبّر در آیات، به مطالبی آگاه شود و از آن ها پند بگیرد. از این که در برخی آیات از تدبّر نکردن مشرکان در قرآن و این که اگر از جانب غیر خدا می‌بود، اختلاف فراوان در آن یافت می‌شد، نکوهش شده، 58 معلوم می‌شود که همه قرآن در حد پی بردن به نبود اختلاف در آن، حتی برای مشرکان و منکران نبوّت، قابل فهم بوده است.
4-آیه «هُوَ الّذی أنزَلَ علیک الکتابَ مِنهُ آیاتٌ مُحکماتٌ هنَّ اُمُّ الکتابِ و اُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الّذینَ فی قلوبِهِم زیغٌ فَیتَبِعونَ ما تشابَهَ مِنهُ ابْتِغاءَ الفِتْنَةِ و ابْتِغاءَ تأویلِهِ وَ مَا یعْلَمُ تَأویلَه اِلاّ الله والرّاسِخونَ فی العِلم یقولونَ ءَامَنَّا بِهِ کلٌّ مِّن عِندِ رَبِّنا»59 دلالت دارد بر این که آیات قرآن دو دسته اند: محکمات و متشابهات آنچه مورد مذمّت است، به دنبال متشابهات رفتن است و آنچه علم آن ویژه خدا و راسخان در علم است، تأویل قرآن می‌باشد. اما فهم مطالب از محکمات و استدلال به ظواهر آن آیات، به قرینه مقابله و تقسیم منعی ندارد. روایتی که قرآن را به مجموعه کتاب و فرقان را به بخش محکم آن، که عمل به آن واجب است، معنا کرده60 نیز مؤید این استدلال می‌باشد.
5- در عهدنامه حضرت علی به مالک اشتر در ذیل آیه «فَاِن تنازعْتُم فی شیء فَرُدُّوهُ اِلی الله و الرَّسولِ»61 آمده است: فالردُّ الی الله الاخِذِ بِمُحکم کتاب62 ردّ تنازع به خدا، استناد به آیاتِ محکم کتاب اوست.
این آیه با توجه به روایتی که در ذیل آن آمده است، مؤمنان را فرمان می‌دهد که در تنازع ها و اختلاف ها، به آیات محکم قرآن کریم استناد بجویند. پس نه تنها از فهم معانی آیات محکم و استدلال و استناد به آن منع نشده، بلکه مأمور به آن هستیم.
6-از این که در حدیث ثقلین که با سند متواتر از رسول خدا نقل شده، با عبارت «انّی تارک فیکم الثَقَلینِ کتابَ الله و عِترَتی أهلِ بَیتی ما انْ تَمَسّکتُم بهِما لَن تَضِلّوا اَبد» تمسّک به قرآن در عرض تمسّک به عترت، شرط گمراه نشدن معرفی گردیده است، به خوبی معلوم می‌شود که نه تنها از فهم معارف و احکام قرآن کریم و استدلال و استناد به آن ممنوع نیستیم، بلکه تمسّک به آن ـ که عبارت است از اخذ معارف و احکام آن و التزام قلبی و عملی به آن63 شرط گمراه نشدن انسان است، گرچه به لحاظ این که در این حدیث تمسّک به عترت نیز قرین قرآن و شرط گمراه نشدن معرفی شده، در هر مسأله و تفسیر هر آیه ای رجوع به روایات معصومان نیز لازم است، ولی اگر پس از فحص، معلوم شد در بیان معنای آیه ای، قید یا قرینه و تفسیر خاصی از معصومان وجود ندارد، نه تنها منعی از تمسّک به ظاهر آیه وجود ندارد، بلکه این روایت دلالت می‌کند بر این که تمسّک به آن، که مستلزم فهم معنا و تفسیر آن نیز هست64 شرط گمراه نشدن انسان است.
7-روایات زیادی از پیامبر و امامان نقل شده است که مسلمانان را به فهم معارف و احکام قرآن کریم ترغیب می‌کنند؛ مانند:
از رسول خدا روایت شده است که فرمود: «فَاذا الْتَبَسَتْ عَلَیکمُ الفِتَنُ کقِطَعِ الَّلیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکمْ بِالقرآنِ… و هُوَ الدَّلیلُ یدُلُّ علی خیرِ سَبیل و هُوَ کتابٌ فیه تفصیلٌ و بیان»65 هرگاه فتنه ها مانند پاره های شب تاریک بر شما مشتبه شدند، به قرآن روی آورید… و آن دلیلی است که بر بهترین راه دلالت می‌کند و کتابی است که در آن تفصیل حقایق و بیان آن است.
روایات عرض اخبار بر قرآن66 و روایاتی که برای علاج روایات متعارض یکی از مرجّحات را موافقت با قرآن قرار داده اند67 و روایاتی که شرط مخالف با کتاب را از شرط هایی که وفا به آن واجب است را استثنا کرده اند، 68 بر حجیت ظواهر قرآن و قابل فهم بودن بخشی از معارف آن برای همگان دلالت دارند که برای طولانی نشدن کلام از ذکر و بیان استدلال به آن ها صرف نظر می‌شود.
اثبات مدعای دوم: این مدعا را از سه طریق می‌توان اثبات کرد: الف. اصول عقلایی محاوره، ب: دلیل قرآنی، ج: دلیل روایی.
الف: اصول عقلایی محاوره:
آیاتی وجود دارد که فهم معنا و مراد واقعی خدای متعال از آنها بدون استمداد از روایات ممکن نیست. برای روشن شدن این مدعا و ملموس گردیدن این ویژگی در آیات قرآن، در ذیل، چند دسته از آیاتی که فهم برخی از مراتب معنای آن ها و یا مقصود واقعی خدای متعال از آن ها وابسته به بیان روایات است، ذکر می‌شوند:
1-آیاتی که مطالب یا احکامی را به صورت اجمالی و سربسته بیان نموده، تفصیل آن ها را نه از خود آن آیات و نه از آیات دیگر، حتی با تدبّر زیاد هم نمی‌توان به دست آورد. گرچه در این گونه آیات، آنچه خدای متعال درصدد بیان آن برای عموم افراد بوده، آشکار و قابل فهم است، ولی شناخت تفصیلی مراد خدای متعال از آن آیات، بدون استمداد از روایات ممکن نیست. برای مثال، در آیات بسیاری از نماز و زکات سخن به میان آمده، به برپاداشتن نماز و دادن زکات امر شده69 و این دو از صفات نیکان به شمار آمده، 70 بر انجام آن ها وعده پاداش داده شده، 71 به مواظبت و محافظت بر نمازها تأکید شده، 72 به یاری جستن از نماز توصیه گردیده، 73 بجا نیاوردن نماز از ویژگی های اهل دوزخ74 و ندادن زکات از صفات مشرکان به شمار آمده است75 و… ولی در هیچ آیه ای اجزا و احکام این دو به تفصیل بیان نشده و حتی با تتبّع در تمام آیات قرآن نیز نمی‌توان کیفیت و خصوصیات این دو فریضه بزرگ قرآنی را به طور کامل به دست آورد. در مورد حج و عمره و روزه و سایر فرایض قرآنی نیز وضع بدین منوال است.
2-دسته دیگر، آیاتی است که احکامی را به طور عام یا مطلق بیان کرده، در صورتی که باتوجه

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد استقلال عمل، سهم بازار Next Entries دانلود تحقیق در مورد طرح پژوهش، اعتماد متقابل