دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تعاملات اجتماعی، جامعه اسلامی، نقشه راه، آموزش عالی

دانلود پایان نامه ارشد

معنامندی رفتار در چارچوب یا معیارهای تعریف‌شده است. در جوامع دینی و برای پیروان ادیان، منشأ تولید معنا و چارچوب‌های رفتاری و همینطور تعریف هنجار و نابهنجار آموزه‌های همان دین است. ادیان برای پیروان خود چارچوب‌هایی را در حکم راهنمای کنش در اختیار آنها قرار می‌دهند. در مواردی که چارچوب‌های رفتاری در عمل هم نمود پیدا کند، مفهوم «اسوه» را تداعی خواهد ساخت. بدین ترتیب می‌توان از کنش دینی و غیر دینی سخن گفت. کنش دینی مطابق با الگوها و هنجارهای دینی است و کنشی غیردینی انواعی است که خارج از چارچوب و معیارهای برخواسته از دین و یا در مخالفت با آن روی می‌دهد. در نتیجه، ارتباط کنش دینی با جغرافیا و مرزهای سیاسی کم‌رنگ و با عقاید و ارزش‌ها پررنگ‌تر خواهد شد. از همینجا با هنجار و قاعده‌مندی به‌معنای جامعه‌شناختی فاصله می‌گیریم. هنجار در جامعه‌شناسی چیزی است که در جامعه رایج است و به مرور به الگوی رفتار تبدیل گشته و ممکن است در گذر زمان تغییر کرده و حتی از بین برود. اما قواعد دینی فرازمانی و فرامکانی است گرچه متناسب با اقتضاءات زمانی و مکانی، و در یک کلمه در فرهنگ‌های گوناگون، ممکن است شکل بروز و ظهورشان متفاوت باشد. بی‌حجابی، غیبت، تهمت‌زدن به دیگران و مانند آن ممکن است از نظر جامعه‌شناختی به دلیل شیوع‌شان رفتارهای بهنجار باشند اما از نگاه دینی برای همیشه و در همه شرایط نابهنجارند.
1-2- جمع‌بندی:
ﺩﺭ ﺍﺩﺑﻴــﺎﺕ ﻋﻠﻤــﻲ ﻣﺘﻌﺎﺭﻑ، ﻣﺪﻝ‌ﻫﺎﻱ ﺩﺍﺩﻩ‌ﻫﺎ ﻭ ﭘﺪﻳﺪﻩ‌ﻫﺎ ﺑــﺮﺍﻱ ﺗﻮﺻﻴﻒ49 ﻭ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﭘﺪﻳﺪﻩ‌ﻫــﺎ ﻳﺎ ﺩﺍﺩﻩ‌ﻫﺎﻱ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻊ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﺑﻪ‌ﻛﺎﺭ ﻣﻲ‌ﺭﻭﻧﺪ و دارای سه ویژگی سکولار، تجربی و توصیفی‌اند. دین در جامعه سکولار و در نگاه بیشتر جامعه‌شناسان غربی مربوط به بخشی از زندگی انسان‌هاست. به‌عنوان مثال، مدل به معنای مدل آرمانی یا تیپ ایده‌آل بر حسب تعریف وبر از واقعیت بیرونی انتراع می‌شود و سپس معیار مقایسه با واقعیات انضمامی قرار می‌گیرد؛ از این‌رو، ارتباط چندانی با بحث استخراج مدل از متون دینی که بحثی متن‌محور است، ندارد.50 ﺑﺪﻳﻬﻲ ﺍﺳــﺖ ﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﺯ ﺍﻟﮕﻮ ﻳﺎ ﻣﺪﻝ ﻧﻤﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺍﻟﮕﻮﻱ ارتباطات میان‌فرهنگی از نگاه اسلامی ﻣﻘﺼﻮﺩ ﺑﺎﺷــﺪ؛ چون ﺍﻟﮕﻮی ارتباطات میان‌فرهنگی ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻭ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻭﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ میان مسلمانان ﻧﻴﺴــﺖ؛ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺍﺻﻼﺡ تعاملات آنان است. چیزی که در تعاریف موجود به آن توجه نشده است، بعد هنجاری قابل استخراج از متون دینی است. برخلاف نظر اندیشمندان غربی، الگو فقط آن نیست که از واقعیت گرفته شود. الگو در نگاه هنجاری می‌‌تواند بر اساس آرمان‌ها و ارزش‌ها ترسیم گردد تا واقعیت بر اساس آن بازسازی گردد. «الگو یک وسیله و معیار و میزانی است برای اینکه آن کاری که انسان می‌خواهد انجام دهد، با آن الگو تطبیق داده شود.»51 و احتمالا به‌همین دلیل است که الگو باید «نقشه جامع»52 باشد. در این‌صورت الگو زمانی مطرح می‌شود که افراد به‌دنبال راهی برای دستيابی به وضعيت مطلوب باشند؛ اینجاست که همواره گروه‌ها و اندیشه‌های مختلف سعی می‌کنند با تصویرسازی‌هایی از وضعيت مطلوب، وضعيتی را بر اساس مفاهيم ارزشی ترسيم کنند.53 همچنان که مردانی با همین رویکرد، الگوی توسعه آموزش عالی ایران را متشکل از وضع موجود، وضع مطلوب و فرآیند گذار(برنامه گذر) تعریف کرده54 و تاکید می‌کند که نظام آموزش عالی نهادی است که می‌تواند رهبری حرکت و ایجاد تحول در زیرساخت‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه را در دست گیرد. همچنین می‌تواند مرکز ایجاد الگوهای صحیح رفتار اجتماعی، حافظ سنت‌های علمی و فرهنگی جامعه، عامل تعمیق وفاق اجماعی، بهبود کیفیت زندگی مردم و …. باشد.55 چنانچه الگوی ارتباطات میان‌فرهنگی به این معنا مد نظر باشد باید گفت که این پژوهش از سه مولفه الگو، به وضع مطلوب ارتباطات میان‌فرهنگی و فرآیند آن می‌پردازد.
ممکن است تصور شود ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺑﺎ ﺑﺤﺚ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ، ﻣﺪﻝ‌ﻫﺎﻱ ﻧﻈﺮﻳﻪ‌ﺍﻱ ﺍﺳﺖ؛ چون ما ﻧﻴﺰ ﺩﺭﺻﺪﺩ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻳﻚ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻫﺴــﺘﻴﻢ، ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻛﻪ این نظریه ﺑﻪ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻳﻚ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﻳﺎ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﻳﺎ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﻧﻤﻲ‌ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ، ﺑﻠﻜﻪ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻭ ﺭﺍﻫﺒﺮﺩﻫﺎﻱ لازم ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺁﻣﻮﺯﻩ‌ﻫﺎﻱ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﻭ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ حیات اجتماعی مسلمانان ﺭﺍ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ. «ﺍﻟﮕﻮ، ﺗﺼﻮﻳﺮﻯ ﻛﻼﻥ ﻭ ﺟﺎﻣﻊ ﺍﺯ ﻳﻚ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﻳﺪﻩ‌ﺁﻝ، ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻗﺎﺑﻞ‌ﺩﺳﺖ‌ﻳﺎﻓﺘﻦ (ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻄﻠﻮﺏ) ﺍﺳــﺖ. ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺎﻳﺪ ﺣﺎﻭﻯ ﻣﺒﺎﻧﻰ، ﺍﻫﺪﺍﻑ، ﺭﺍﻫﺒﺮﺩﻫﺎ، ﺧﻂ ﻣﺸــﻰ‌ﻫﺎ ﻭ ﺧﻄﻮﻁ ﺩﺭﺷﺖ ﻭ ﻧﻘﺸﻪ ﺭﺍﻩﺑﺎﺷﺪ.»56 از همین منظر دادگر ادعا می‌کند که با مروری گذرا بر آموزه‌های اسلامی می‌توان سازگاری معنی‌داری بین آنها و تدوین نقشه راه کارآمد را به آسانی دریافت.57
در نگاه كلي، الگوها به دو دسته توصيفي و هنجاري تقسيم مي‌شوند. الگوهاي توصيفي امر موجود را توصيف مي‌كنند و الگوهاي هنجاري58 آنچه بايد انجام شود را توضيح مي‌دهند.59 بر اين اساس الگوي ارتباط میان‌فرهنگی، می‌تواند الگويي هنجاری باشد. الگوی هنجاری در قلمرو تعاملات اجتماعی ناظر به کنش‌هایی است که از اصول و ارزش‌های خاصی ناشی می‌شوند. بدین‌معنا که اگر قرار باشد ارزش‌ها و اصولِ خاصی رعایت شود، تعاملات اجتماعی چگونه باید شکل بگیرد؟ به‌عنوان مثال، اگر قرار باشد عزت یک مسلمان در ارتباطی میان‌فرهنگی حفظ شود، آن مسلمان چگونه باید عمل کند. چه چیزهایی را باید در تعاملات اجتماعی خود رعایت کند. ارتباط‌گران مسلمان باید چگونه عمل کنند تا ماهیت ارزش‌ها و اصول مفروض حفظ شود؟ این نوع الگوها ناظر به ‌بایدها و نبایدها در تعاملات اجتماعی است. ترکاشوند در بررسی الگوهای هنجاری رسانه، در جمع‌بندی نظریه‌های هنجاری رسانه‌ها می‌گوید: «الگوی هنجاری رسانه برآیند مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها در حوزه‌های مختلف است.»60 این برداشت از الگوی هنجاری بسیار نزدیک است به چیزی که در این پژوهش دنبال می‌شود. یعنی الگوی ارتباط میان‌فرهنگی از نگاه اسلامی نیز ناظر به اصول کلی ارتباطات میان‌فرهنگی و نمودهای رفتاری آن اصول در تعاملات اجتماعیِ میان‌فرهنگی خواهد بود. دین اسلام برای پیشبرد اهداف خود در جامعه اسلامی، اصول راهبردی (بنیادینی) را ارائه می‌کند که ناظر به زمان و مکان خاصی نیست61 بلکه در همه زمان‌ها و تحت هر شرایطی به‌عنوان راهنمای فعالیت انسان‌ها تلقی می‌شوند. به‌عنوان مثال اصل «دعوت»، اصل «نفی سبیل»، اصل «عدالت» و … از جمله اصول راهبردی و زیرساختی جامعه اسلامی به‌شمار می‌روند. ناصر باهنر نیز در مقاله «ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی» از چنین اصولی تحت‌عنوان «راهبردهای ارتباطات میان‌فرهنگی» تعبیر کرده‌اند. او می‌نویسد: «اسلام از 1400 سال پيش تاكنون ديدگاه‌هاي روشني نسبت به نقش و جايگاه اقليت‌هاي ديني در جامعه اسلامي داشته است و علي‌رغم اختلاف‌نظرهايي كه در جزئيات احكام و مصاديق آن‌ها مطرح بوده است، در كليات اين موضوع اختلاف جدي وجود نداشته است».62
در رویکرد هنجاری به ‌ارتباطات، تفاوت‌ نگاه دینی با سکولار به‌صورت بارز خود را نشان می‌دهد. چرا که منابع الهام‌بخش هنجارها در مکاتب مختلف متفاوت است. مهم‌ترین منبع الهام‌بخشی هنجارهای ارتباطی برای مسلمانان و جوامع اسلامی، قرآن کریم و سیره و سنت معصومین علیهم‌السلام است. البته از آن‌جا که قرآن کتابی برای جهانیان است، الگوی ارتباطی آن نیز کاربرد جهانی خواهد داشت. الگوی ارتباطات اسلامی ناظر به ‌حرکت، رشد و تعالی بشر است و تلاش می‌کند تا نگرش انسان به خود، خدا و دنیا را در جهت شناخت حقیقی تغییر دهد و لذا همه کنش‌ها را در این سمت‌و سو هدایت می‌کند. شاید این نگاه در ظاهر با برخی نظریه‌های هنجاری مطرح در جامعه‌شناسی و ارتباطات قرابت داشته باشد؛ اما تفاوت ظریفی میان نظریه اسلامی و نظریه‌های هنجاری مطروحه از سوی جامعه‌شناسان و فلاسفه اجتماعی63 وجود دارد. الگوی ارتباطی اسلام مبتنی بر کنش راهبردی (برای تغییر نگرش به هر نحو ممکن)64 یا مبادله65 یا استعلایی66 نیست؛ پیشوایان اسلام هرگز برای تغییر نگاه مردم و مخاطبان از اقتدار خود استفاده نمی‌کردند. همچنان‌که در قبال کنش‌های خود انتظار فواید مادی نداشتند.67 پیامبر اسلام که قرآن کریم او را الگوی حسنه برای عالمیان معرفی می‌کند، طبیبی است که برای درمان بیماران سیار است.68 حضور پیامبر اکرم (ص) در میان جمع و اصحاب خود چنان متواضعانه بود که افراد تازه وارد به ‌مکه و مدینه از شناختن آن حضرت در میان جمع عاجز می‌ماندند. جلسات پیامبر با اصحاب معمولا به‌صورت حلقه‌ای تشکیل می‌شد و هیچ فردی به‌لحاظ محلِ جلوس بر دیگری امتیازی نداشت69 و چه بسا پیامبر با مزاح کردن زمینه را برای راحتی مخاطب خود فراهم می‌کرد.70 کنش پیامبران الهی، و ائمه معصومین علیهم‌السلام و حتی پیروان آن‌ها نه از نوع کنش راهبردی، و حتی «کنش ارتباطی»71 بلکه «کنش دعوتی»72 مُلهم از عقلانیت وحیانی بود.
از سوی دیگر، هنجارها و قواعدی که در جامعه اسلامی به‌منظور تنظیم امور زندگی اجتماعی جعل می‌شوند، ناظر به شیوع در میان اکثریت مردم نیستند73 و «مشروعیت» خود را از وفاق عمومی و عقل جمعی اخذ نمی‌کنند.74 چنین مشروعیتی ضمانت اجرا ندارد. هیچ تضمینی وجود ندارد که انسان‌ها در مقام عمل منافع شخصی خود را به دیگران مقدم ندارند. نظریه‌های هنجاری جامعه‌شناختی که عمدتا ریشه در اومانیسم و سکولاریسم دارند، در این خصوص ابهام دارند. آنها مشروعیت را با روشن‌فکران جامعه پیوند می‌دهند. اما در نگاه اسلامی این ابهام برطرف می‌شود. علامه طباطبائی باورهای دینی را ضمانتی برای تحقق بخشیدن به یافته‌های عقلانی دانسته و آن‌ها را توسعه‌دهنده معنای «منافع» ارزیابی کرده است.75
ارتباطات دینی زمانی جریان پیدا خواهد نمود که چهارچوب آن بر مبنای اعتقادات، باورها و ارزش‌های دینی نهاده شده باشد و به‌نحوی اصول بنیادین بر آن حاکم باشد. در غیر این‌صورت هر نوع از ارتباطات، از جمله ارتباطات درون‌فردی، میان‌فردی، گروهی، سازمانی، عمومی و جمعی، غیردینی خواهند بود. لذا قطعا وجه تمایز ارتباطات دینی از ارتباطات غیردینی در جنبه‌ حاکم بودن یا نبودن چهارچوب اصول در جریان ارتباطات است.
بدین ترتیب، درباره نسبت الگوی پیشنهادی در این پژوهش با تلقی‌های ششگانه‌ی پیش‌گفته به این نتیجه می‌رسیم که الگو (تا جایی که به این پژوهش مربوط می‌شود) مساوی با هیچ‌کدام از تلقی‌های پیش‌گفته نیست؛ اما با همه آن‌ها به نوعی قرابت‌هایی دارد. به‌لحاظ این‌که می‌تواند مبنا و راهنمای عمل مسلمانان قرار گیرد، اسوه و نیز نقشه راه است با این تفاوت که ناظر به تحقق آن در یک جامعه معین در یک دوره زمانی خاص نیست. به‌همین دلیل، این پژوهش به‌جای «راهبرد»های ناظر به چشم‌اندازهای بلندمدت، از «اصول راهبردی» فرامکانی و فرازمانی بحث می‌کند؛ به‌لحاظ این‌که با خوانش ارتباطیِ آموزه‌های دینی، مجموعه گزاره‌ها و متغیرهایی را به‌صورت منسجم و در جهت وحدت کارکردی توصیف می‌کند، بدین معنی که نحوه مواجهه و کنش مسلمانان در وضعیت‌های میان‌فرهنگی را ترسیم می‌کند، هم نظریه و هم مدل است؛ در حقیقت در اینجا مدل آرمانی به‌گونه‌ای تصویر می‌شود که ویژگی‌های آن به‌جای آنکه از واقعیت بیرونی برگرفته شوند، از اصول ارزشی انتزاع می‌گردند؛ و از آنجا که ارائه الگو با نگاه دینی در همه عرصه‌ها، نگاه به هستی و انسان را در متن خود دارد، انگاره و پارادایم است؛ پاردایمی که هم شامل مکتب و هم نظریه و روش می‌باشد. در این پژوهش به‌دنبال چارچوب کنش مطلوب در ارتباطات میا‌فرهنگی هستیم. در این‌صورت:
الگوی ارتباط میان‌فرهنگی معطوف به ترسیم چارچوب و اصولی است که رفتار صحیح اجتماعی با «دیگران» در بستر آن معنی پیدا کرده و قاعده‌مند می‌شود.
بنابراین تا حدودی مشخص شد که الگوی ارتباط میان‌فرهنگی در این پژوهش ناظر به اصول حاکم بر رفتارهای مومنان در تعامل با «دیگران» است. چیزی که اهمیت پیدا می‌کند ترسیم جایگاه اصول راهبردی و فرآیند دستیابی به‌ آن‌ها و نحوه رسوخ آن‌ اصول در تعاملات مومنان است. چنانچه از ما سوال شود در مواجه با کسانی که از نظر فرهنگی (که عمدتا دینی است) با ما اشتراک ندارند چگونه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع رفتارهای غیرکلامی، روابط اجتماعی، غیرمسلمانان، علوم اجتماعی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع فرهنگ اسلامی، علوم اجتماعی، حیات اجتماعی، فرهنگ دینی