دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تامین مالی، منابع مالی، تخصیص منابع، قانون اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

محلي، ملّي، نظامي و بين‌المللي. رهبران استراتژيك در چنين محيطي بايد به عوامل و بازيگران زيادي توجه داشته باشند. با وجودي كه اجزاي تشكيل دهنده محيط استراتژيك هم مكمل و هم متضاد يكديگرند، ولي رهبراني كه تصميمات استراتژيك مي گيرند نمي توانند اجزاي آن را به صورت جداگانه در نظر آورند.
2-10-1نقش رهبران استراتژيك در سازمان
ماهيّت رهبري استراتژيك بدين گونه است كه اين رهبران مستقيماً بر افراد تأثير نمي گذارند، بلكه از طريق تأثيرگذاري بر سيستم‌ها و فرايندهاي سازماني به نتايج مطلوب و مورد نظر مي رسند. يكي از اين روشها تأثيرگذاري از طريق فرهنگ سازماني است. فرهنگ معمولاً طريقه درست انجام كارها را به كاركنان نشان مي‌دهد، ولي اگر اين طريقه انجام كار با چشم اندازهاي آتي سازمان مغايرت داشته باشند به عنوان مانعي در سر راه ايجاد تغيير در خواهد آمد. بر اين اساس عده اي از محققان رهبر استراتژيك را در حكم مغز متفكري اسمي براي سازمان يا واحدهاي فرعي آن مطرح كرده اند كه بر كل سازمان متمركز است. مسئوليت چنين رهبري (در نقش مغز متفكر اسمي) ايجاد سازماني اثربخش و اجزاي اصلي اين نوع سبك رهبري مسير يابي و فرهنگ سازي است. رهبر از طريق مسير يابي، سازمان را با محيط خارجي مرتبط مي سازد و همزمان با آن از طريق فرهنگ سازي، افراد مناسب را براي دستيابي به اهداف سازماني تربيت مي كند. چنين رهبري بايد تعيين كند كه سازمان به كجا مي رود و براي اين منظور چگونه سازماني بايد باشد. اين فرايند در شكل (1) قابل مشاهده است.
نكته قابل توجه در سبك رهبري استراتژيك اين است كه ايفاي نقش مغز متفكر سازمان فقط محدود به مديران ارشد سازمان نيست، يعني همه مديران سازمان مي توانند در حيطه مسئوليت خود نقش رهبري استراتژيك را بازي كنند و به عنوان رهبر كل سازمان، رهبر يك بخش، رهبر يك قسمت، يا حتي رهبر يك گروه كاري ايفاي نقش نمايند. آنان متعلق به هر سطح سازماني كه باشند، باز هم اجزاي اصلي اين نقش رهبري، مسير يابي و فرهنگ سازي است. بدون توجه به اين كه واحد سازماني آنان چقدر كوچك است، همه مديران بايد به فراتر از عمليات روزانه خود توجه كنند و بهترين روش را بيابند (مسير يابي) و جوّ مناسبي براي اجراي آن ايجاد كنند (فرهنگ‌سازي) تا اثربخشي واحد سازماني خود را در انجام كارهاي درست، بهبود دهند.
مفهوم توسعه منابع انساني
توسعه منابع انساني به مفهوم توليد فكر وايده توسط كاركنان سازمان است ومفهوم جديد آن ايجاب مي كند كاركنان به كيفيت ها و مهارت هايي مجهز شوند كه با دلسوزي و تعهد كامل توانمنديها ، انرژي، تخصص و فكر خود را در راستاي تحقق مأموريت هاي سازمان قرار دهند و به طور دائم براي سازمان ارزش هاي فكري وكيفي جديدي پديد آورند. در مفهوم توسعه منابع انساني هدف، ايجاد مهارتهايي است كه فرد بتواند خود را براي احراز مشاغل بالاتر ويا مسئوليت سنگين تر آماده كند ، بنابراين برنامه هاي آموزشي توسعه منابع انساني به منظور رشد افراد بدون ارتباط با مشاغل جاري يا آتي سازمان است اين بدان معنا نيست كه نتيجه حاصل از برنامه هاي آموزشي توسعه در مسائل جاري يا آتي افراد سازمان بدون استفاده باشد بلكه برنامه هايي طراحي مي شوند ودر يك كلام هدف برنامه آموزشي توسعه اين است كه سازمان را هميشه زنده وپا بر جا نگهدارد تا روند انطباق و تغيير روش ها وسياست ها در سازمان به سهولت انجام پذيرد . توسعه منابع انساني داراي فرآيندي مشتمل بر معاينه وتشخيص و پيشگيري و درمان است براي اينكه اين فرآيند بطور كامل منجر به توسعه منابع انساني شود ، ارزيابي عملكرد بايستي رابطه تنگاتنگي با آموزش نيروي انساني داشته باشد .
در فرآيند توسعه منابع انساني كار معاينه وتشخيص را ارزيابي عملكرد و كار پيشگيري و درمان را آموزش از طريق برقراري آموزشهاي مورد نياز و جهت دار انجام مي دهد .
ابعاد توسعه منابع انساني
توسعه منابع انساني داراي ابعاد متعددي است كه بايستي به صورت ميان رشته اي مورد توجه قرار گيرند . بطور كلي ابعاد توسعه منابع انساني را مي توان شامل موارد زير دانست :
ـ  بعد فكري : توسعه يافتگي انسان زماني مصداق پيدا مي كندكه فرد سازماني دائماً افكار جديدي را توليد وبراي سازمان واصلاح آن به سازمان فكر تزريق نمايد . بعد فكري توسعه انساني بدين معني است كه تفكر منطقي در سازمان همه گير شده و كل سازمان فكري شود . در اين صورت فرآيندهاي سازماني دائماً بهبود و اصلاح مي شود.
ـ بعد نگرشي : تغيير نگرش هاي كاركنان منجر به شكل گيري رفتارها وعمل هاي منطقي مي گردد. توسعه انساني در بعد نگرشي يعني اينكه نگرش فردي و سازمان نسبت به بهبود وتحول انعطاف پذير شود و به محض اخذ دانش هاي جديد بتواند آن را تبديل به نگرش سازماني نمايد . انسان توسعه يافته سازماني از نگرش هاي اصولي و در عين حاصل عميق برخوردار بوده واين به توسعه دانش سازماني كمك مي كند .
ـ بعد شغلي : وقتي افراد سازمان در مشاغل خود از نظر تخصصي وحرفه اي آموزش ببيند كارخود را به نحو مطلوبي انجام مي دهند و اين امر موفقيت فرد را به دنبال دارد . توسعه انساني در بعد شغلي موجب مي شود كه افراد با علاقه بيشتر از تجهيزات و تكنولوژي پيشرفته در توليد استفاده و در كار برد آنها از خود دقت وفراست بيشتري نشان دهند واز طرف ديگر ظرفيت و بينش علمي وفني افراد را براي انجام تحقيقات كاربردي، اختراع واكتشاف افزايش وگسترش داده موجب مي گردد تا نيروهاي كار خود را با تغييرات وتحولات مداومي كه در تكنولوژي و فرآيندها ايجاد مي شود تطبيق دهد.
– بعد ادراكي : يكي از ابعاد توسعه يافتگي انسان سازماني اين است كه كاركنان داراي ديدگاه جامع وكلي نسبت به مسائل و فرآيندهاي سازماني باشند . مهارت ادراكي منجر مي شود كه كاركنان بهتر بتوانند فرآيند ها را به همديگر پيوند و خلاء و دوباره كاريها را تشخيص دهند . بطور كلي بعد ادراكي توسعه انساني در سه مقوله جامعيت فكر ، تعميق و انعطاف پذيري مصداق پيدا مي كند .
– بعد رفتاري : منظور از بعد رفتاري توسعه انساني اين است كه كاركنان سازمان داراي رفتاري استاندارد در سازمان باشند. زماني كه كاركنان رفتار استاندارد داشتند انطباق وسازگاري كاركنان با فرآيندهاي سازماني بهتر خواهد بود بطوركلي كاركنان سازمان بايستي دائماً رفتار معقول و استاندارد خود را اصلاح و  بهبود دهند تا از اين طريق تأثير گذاري لازم را بر فرآيندها و اصلاح سازماني بگذارند.
– بعد خلاقيتي : يكي از مقوله هاي مهم توسعه يافتگي سازماني اين است كه از طريق خلاقيت هاي فردي سازمان را به سازماني خلاق تبديل كنيم . سازمان از طريق خلاقيت مي تواند فرآيند هاي خود را اصلاح و به اثر بخشي و كارآيي مطلوب دسترسي پيدا كند. امروز مزيت رقابتي سازمان ها در داشتن نيروي انساني خلاق و داراي فكر است .
2-11 تامین و تخصیص منابع مالی
رويكرد اصلي سياست‌هاي كلي اصل (44) قانون اساسي گذر از اقتصاد مبتني بر مديريت و مالكيت دولتي به اقتصادي مبتني بر فعاليت بخش غير دولتي مي‌باشد. يكي از پيش ‌زمينه‌هاي چنين تحولي اين است بخش غيردولتي توان ايجاد و دستيابي به منابع مالي مورد نياز براي فعاليت‌هاي اقتصادي را داشته باشد. در واقع ساختار چند دهه گذشته اقتصاد ايران كه مبتني بر مديريت دولتي يك سري از بنگاه‌هاي اقتصادي بود به طور طبيعي نقش دولت را در تأمين مالي اين بنگاه‌ها پررنگ مي‌ساخت. ولي اصلاحات در مالكيت و مديريت اين بنگاه‌ها الزاماتي را براي توانمند سازي آن‌ها از منظر تأمين مالي مي‌طلبد. در سال‌هاي اخير و پس ابلاغ سیاستهای کلی اصل (44) قانون اساسی اقداماتي در جهت بهبود نظام تأمين مالي كشور به صورت اعم و تسهيل تأمين مالي بنگاه‌هاي اقتصادي به طور اخص صورت گرفته است. اين فصل به طور خلاصه بر روي بر كاركردهاي نظام تأمين مالي كشور و اقدامات صورت گرفته تأكيد دارد.
از طرف ديگر، اهمیت توسعه ‌بخش مالی و در پي آن توسعه تأمين مالي کشور از آنجا نشأت می‌گیرد که بخش مالی کارآمد، نقش اساسی در تجهیز منابع برای سرمایه‌گذاری، تشویق براي ورود و تجهیز سرمایه خارجی و همچنین بهینه‌سازی ساز و کار تخصیص منابع ایفا می‌کند و يك نظام مالی توسعه‌یافته در يك كشور، با تأمين مالي مناسب براي بخش حقيقي اقتصاد، فرصت‌هاي مناسبي را براي رشد و توسعه اقتصادي بوجود مي‌آورد.

2-11-1 ويژگي‌هاي نظام تأمين مالي
فعالان اقتصادي (اعم از خانوارها و بنگاه‌ها و دولت) در طول زمان چنانچه نتوانند بين جريان درآمدي و جريان هزينه‌هاي خود توازني برقرار نمايند نياز دارند تا اين شكاف ميان درآمد و هزينه را از طريق يك ساز و كار مشخص جبران نمايند. از اين رو به طور مشخص فرآيند ايجاد و جمع‌آوري و افزايش منابع مالي جهت تخصيص براي تأمين مخارج فعالان اقتصادي، تأمين مالي ناميده مي‌شود.
بانك، بازار سرمايه، بيمه، سرمايه‌گذاري خارجي و بودجه از حوزه‌هاي تشكيل دهنده نظام تأمين مالي هستند. در اين راستا نظام بانكي، بازار سرمايه و بازار بيمه سه رکن ار بازار مالی را تشکیل داده و بخش عمده‌ای از تأمين مالي بخش خصوصي را پوشش مي‌دهند. بودجه دولت از این منظر اهمیت دارد که بخشی از منابع مالی بخش خصوصی سالانه در قوانین مربوطه پیش بینی می‎‌شود. حوزه سرمايه‌گذاري خارجي نيز ساختارها، فرآيندها و ساز و كارهاي متفاوتي را براي جذب منابع مالي از خارج كشور شامل مي‌شود.
به طور مشخص بانك‌ها و مؤسسات اعتباري در قالب اعطای تسهيلات، اوراق مشاركت و از طريق ابزارهاي عقود مبادله‌اي، عقود مشاركتی، قرض‌الحسنه، صدور ضمانت‌نامه، اعتبارات اسنادي داخلي و خارجي، فرآيند تأمين مالي را ايجاد مي‌كند.
بازار سرمايه از طريق ابزارهاي افزايش سرمايه، پذيره ‌نويسي، عرضه اوراق مشاركت، معاملات سلف و بسته تأمين مالي در حوزه بنگاهي را فراهم مي‌سازد.
صنعت بيمه‌ کارکرد خود را در نظام تامین مالی به دو صورت مستقیم از طریق تأمين منابع مالي بلندمدت در قالب بيمه‌هاي عمر و پس انداز و به صورت غیر مستقیم از طريق ايجاد فضاي اطمينان‌بخش در نظام مالي به وسيله ابزارهايي نظير بيمه‌هاي اعتباري، بيمه پوشش نوسانات نرخ ارز و … ایفا می‌کند.
جايگاه دولت به عنوان متصدي نظام تأمين مالي از دو ناحيه نظام تأمين مالي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. از يك سو مقررات‌گذاري، سياست‌گذاري و ابزارهاي نظارتي تمامي حوزه‌هاي تأمين مالي مي‌تواند روند تأمين مالي در حوزه‌هاي مذكور را آسان، كم‌هزينه و عادلانه نمايد. از طرف ديگر از محل بودجه‌‌هاي عمومي مبالغی برای تأمين مالي بخش غیر دولتی اختصاص می‌یابد. سرمايه‌گذاري خارجي به عنوان حوزه ديگر تأمين مالي است كه امكان تأمين مالي با استفاده از امكانات خارج كشور را همراه با دانش فني و انتقال تكنولوژي فراهم مي‌كند.توجه به موضوع تأمين مالي بسته به اينكه نظام تأمين مالي بانك‌‌محور و يا بازار محور باشد، مي‌تواند ويژگي‌هاي خاص خود را داشته باشد. به طور نمونه در يك اقتصاد بانك‌محور نقش محوري بانك‌ها در تأمين مالي و سهم آن از نظام تأمين مالي بالاتر خواهد بود. به طور عكس در يك نظام بازارمحور نقش بازار سرمايه و ابزارهاي مختلف تأمين مالي در تأمين مالي يك اقتصاد بازيگر اصلي محسوب مي‌شود. تأمين مالي با تفكيك بازارمحوري و يا بانك‌محوري آنچه از خصوصيات و ويژگي‌هاي اقتصاد ايران مي‌توان دريافت نمود نقش محوري بانك‌ها در تأمين مالي اقتصاد كشور است. از اين رو سهم ديگر حوزه‌هاي تأمين مالي در اقتصاد ايران پايين‌تر از سهم نظام بانكي است. از آثار سوء بانك‌محوري در تأمين مالي اقتصاد ايران مي‌توان به تورم‌زا بودن تأمين مالي اشاره نمود. در نتيجه در رويكردهای اصلاحی نظام تأمين مالي كشور، به افزایش نقش ساير حوزه‌هاي تأمين مالي تأکید شده است. پنج روش تامین مالی در صنایع ، عبارتند از:
یوزانس، فاینانس، آورده سهامداران، صندوق توسعه ملی و منابع بانکی
2-12 پیشینه تحقیق
محققین نسبتا زیادی به دنبال پاسخ به این سوال بودند تا تحلیل جامعی از امنیت و آینده انرژی و چارچوب بنیادی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سیاست خارجی، نفت و گاز، ژئوپلیتیک، اتحادیه اروپا Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع منابع انسانی، استراتژی ها، مدیریت استراتژیک، توسعه منابع انسانی