دانلود پایان نامه ارشد با موضوع بین رشته ای، علل گرایش

دانلود پایان نامه ارشد

در حوزه ی هنر جدید مطرح شده اند. لذا گفتگو با ایشان به عنوان هنرمندی بین رشته ای که تجربیاتی هم در زمینه ی ارتباط و تعامل بین نقاشی و انیمیشن هم دارد، مناسب بود.

شکل 4-10/ علیرضا چیتایی/ بدون عنوان 1/ انیمیشن/ 1386/ مجموعه ی شخصی هنرمند
– کمی راجع به موضوع پایان نامه و فضای بحث مورد نظر که هنرهای جدید و انیمیشنهای انتزاعی است، صحبت کردم و خواستم در این فضای ذهنی به گفتگویمان ادامه دهیم.
و علیرضا چیتایی اضاف کرد که: «این فضای مورد علاقه ی من است. شما بدون عنوان1 را دیده اید؟(شکل 4-10)
بدون عنوان1 کاملا یک انیمیشن انتزاعی است. یعنی شبیه به یک نقاشی آبستره ی متحرک است. خود من هم موقعی که وارد فضای زنده شدم، احساس کردم انسان را به شکل جسم و به شکل جسمیت، خیلی راحت تر می شود در فیلم زنده نشان داد و برای همین گرایش پیدا کردم به انیمیشن انتزاعی.
من بعد از این که اولین فیلم زنده ام راساختم، احساس کردم که خوب نشان دادن انسان به شکل جسم و جسمیت در فضای زنده هم کار سهل تر و آسان تری است و هم این که بیشتر من را متقاعد می کند. آن چیزهایی را که در فیلم زنده وجود دارد و آن احساسهایی که انسان می تواند در یک فیلم زنده داشته باشد، برای من متکامل تر و موجه تر بود. برای همین فیلم انیمیشن بعدیم به اسم بدون عنوان 1 را کاملا یک انیمیشن انتزاعی کار کردم. یک انیمیشن آبستره، حتی می شود گفت که در تاریخ بعد از انقلاب، اولین انیمیشن انتزاعی حد اقل در کانون است. من خیلی دوست ندارم خودم را جزء اولینها قرار دهم اما به هر جهت در تاریخ این یکی دو دهه ی اخیر کانون، این اولین انیمیشن انتزاعی به شکل جدی بود که کار و حتی در جشنواره ها مطرح می شد. برای همین یکی از دقدقه های خودم این است: نزدیکی؛ ورود هنر جدید، ورود انیمیشن به نقاشی و خوب حالا در این حوزه ای که تا این حد وسیع شده است، واقعا اسم خاصی هم نمی شود رویش گذاشت.
– راجع به مرز هنرها در هنر جدید و مخصوصا مرز انیمیشن با نقاشی و سایر هنرها نظرتان چیست؟ آیا این مرز وجود دارد و کجاست؟
به نظر من این خیلی جای بحث دارد و آدمهای مختلف خیلی راجع به این موضوع ایده ها و نظریه های مختلف دارند. من موقعی که انیمیشن بدون عنوان1 را ساختم، یک سری به من گفتند این انیمیشن نیست. هر کس از انیمیشن یک دیدی دارد و یک تعریفی می کند که انیمیشن از نظر ما باید این شکلی و این شکلی باشد. ولی خوب آن موقعی که مرز انیمیشن با نقاشی و … مشخص می شود؛ یک پای انیمیشن در هنرهای تجسمی است و یک پای آن در سینماست. نقطه ی ورودش به دنیای سینما است که یک تفکیکی را ایجاد می کند با مدیومی مثل نقاشی. به نظر من مرز تفکیکش این است.
روایتگری، دکوپاژ، میزانسن، ورود موسیقی، صدا همه ی اینها چیزهایی است که سینما را شکل داده است. وقتی ما می گوییم سینما یعنی مجموعه ای از اینها. و سینما می شود نقطه ی تفکیک این دو.
– پس انیمیشن را هم جزء هنرهای تجسمی می دانید و هم سینما؟ این که انیمیشن جزء هنرهای تجسمی به حساب آید، جدید است یا همیشه بوده؟
به نظر من خیلی درست نیست انیمیشن را در شاخه ی هنرهای تجسمی قرار داد. به نظر من یک مدیومی است برای خودش و باید تعریف خاص خودش را داشته باشد. انیمیشن نه در سینما خیلی می گنجد و نه در فضای تجسمی. به نظر من یک هنر بینابینی است.
– اگر حالت روایتگری و داشتن داستان و فیلمنامه را از انیمیشن جدا کنیم، چه اتفاقی می افتد؟
هیچ اتفاقی، یک کلام. هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد. کاملا امکان پذیر است و ما باز هم انیمیشن داریم. اما اگر منظور پیدا کردن قالب باشد، باز هم همان فکر و ایده، قالب را تعیین می کند.
– نظرتان راجع به کارهای جدیدی که از تعامل نقاشی و انیمیشن ساخته شده اند و به نوعی مطالعه و بازبینی یک اثر نقاشی هستند که به کمک انیمیشن به حرکت در می آید چیست؟ آیا این تابلوی نقاشی الان انیمیشن و روایتگر زمان شده است؟ یا انیمیشنی است که به نقاشی منجر شده و به یک مطالعه ی بصری رسیده است؟ این کارها در کدام حوزه جا می گیرند؟
من می گویم ممکن است هیچ کدام از این دو تا نباشد. ویدئو آرت باشد.
– یعنی اثری که از تعامل نقاشی و انیمیشن ساخته می شود می تواند ویدئو آرت باشد؟
نگاه کنید انیمیشن، انیمیشن است. ویدئوآرت، ویدئوآرت است. و نقاشی هم نقاشی است. من نمی توانم بگویم از برخورد نقاشی و انیمیشن احتمالا یک محصول جدیدی به وجود بیاید که بشود ویدئوآرت. این وارد یک حوزه و بحث خطرناک می شود. واقعا نمی توانم این را بگویم. مرزهای اینها را واقعا نه خود هنرمند، بلکه منتقدین می توانند مشخص کنند. یعنی کسانی که تایخ هنر می دانند. کسانی که روی فلسفه ی هنر کار می کنند. این جور مرزها را به نظر من؛ آنها هستند که تشخیص می دهند. آنها هستند که فانوس و چراغ را می گیرند و این چیزها را برای جامعه ی هنرمندان روشن می کنند. و من قطعا خودم در جایگاه یک هنرمند نمی توانم بگویم که از برخورد دوتا چیز یک چیز سومی حاصل شود.
نظر شخصیم هم این است که خوب ویدئوآرت، ویدئوآرت است. نقاشی هم نقاشی است. انیمیشن هم انیمیشن است.
البته در دنیای پست مدرن آنقدر نمی توانیم مرز را وارد بکنیم. ببینید من فکر می کنم که هر کدام از این هنرها جایگاه خاص خودشان را دارند. از برخورد انیمیشن با نقاشی هم نمی شود گفت ویدئو آرت به وجود می آید. اگر ما مدیوم را ویدئوآرت در نظر گرفته باشیم، می توانیم در آن از تصاویر متحرک هم استفاده کنیم. تصاویر متحرکی که ختم به یک فیلم انیمیشن نشود. یعنی اگر آن هنرمند مدیوم خودش را بشناسد، انیمیشن را طوری استفاده می کند که ختم به کار ویدئوآرتش بشود. مثل این که شما یک پرفورمنسی دارید و در بک گراندش انیمیشن پخش می کنید. ولی آن انیمیشن این جا دیگر معنای فیلم انیمیشن را؛ تاکید می کنم فیلم انیمیشن را نمی دهد. این جا دیگر جزئی از آن پرفورمنس شده است. ممکن است از یک سری نقاشیهایی در انیمیشن استفاده بکنی؛ آن جا است که آن نقاشی دیگر معنی خودش را از دست می دهد و حل می شود در فیلم انیمیشن. یعنی هویت خودش را به عنوان نقاشی از دست می دهد و تبدیل به آن مدیوم جدید می شود.
– به طور کلی نظرتان راجع به هنرهایی که از تعامل دو رشته ی نقاشی و انیمیشن در دهه های اخیر ایجاد شده اند، چیست؟
به نظر من از نتیجه ی میکس کردن هنرها، یک کیفیت جدیدی به وجود آمده، که هم پیچیده است، هم قابل مطالعه است و هم خیلی چالش برانگیز است.
– نقش و جایگاه انیمیشن را در هنر جدید چگونه می بینید؟
خوب می تواند خیلی جایگاه پر رنگی داشته باشد. نه به عنوان فیلم انیمیشن، بلکه کاربرد انیمیشن در هنر جدید. چرا که نمونه های زیادی هم می بینیم؛ در ویدئوآرتها که به کار می برند و فضاهای خیلی جالبی به وجود می آورند. و همچنین در پرفورمنسها و… اینها همه کاربردهای انیمیشن در هنر جدید است. که حیطه ی گسترده ای دارد.
– علل گرایش هنرمندان جدید را به استفاده از سایر علوم و رسانه ها و به طور کلی گرایش به هنرهای بین رشته ای چه می دانید؟
مسلما یک نیاز است. مهم ترین مسئله نیاز هنرمندان امروز به این شکل هنر است. به این مدیوم است.
هر هنرمندی دوست دارد گاها از موقعیتی که در آن است به یک نقطه ی دیگری پرتاب شود. یک چیزهای دیگری را تجربه کند. آدمها که سالها نمی توانند در یک وضعیتی قرار بگیرند.
– در زمینه ی تعامل نقاشی و انیمیشن می شود از عده ای از هنرمندان نقاش مثال زد که تابلوهای نقاشیشان را به دست یک انیماتور یا خودشان متحرک می کنند و درو اقع یک سیکل حرکتی، حرکتی که تکرار می شود یا اصطلاحا لوب شده است ایجاد می کنند که به صورت پخش در مانیتورهای کوچک یا بزرگ در گالریها به نمایش می گذارند و حتی می فروشند. نظرتان راجع به این کارها چیست؟
نظرم مثبت است. از هر چیز جدیدی که بتواند ذهن من را به فکر بیندازد، خوشم می آید. اصلا مهم نیست اسم این هنر چیست؟ مهم تاثیری است که بر مخاطب می گذارد.
– این نوع کارها را می توان گفت به نوعی انیمیشن است که به گالریها راه پیدا کرده است؟
نه من این را قبول ندارم. من گفتم فیلم انیمیشن با ورود انیمیشن به این نوع کارها متفاوت است. انیمیشن به عنوان یک ابزار است که دیگر آن جا هویت انیمیشن خودش را از دست می دهد و تبدیل به هنر مفهومی می شود.
– چه ویژگی و تفاوتی باعث این طبقه بندی می شود که فیلم انیمیشن انتزاعی حساب شود و یا ویدئوآرت و…؟
خود هنرمند خیلی نقش دارد. من خودم انتخاب کردم که فیلمم را اسم ویدئوآرت رویش بگذارم یا چیز دیگر. به نظر من به خود هنرمند بر می گردد که کارخودش را در چه کتگوری بخواهد ارائه بدهد. هنرمند باید با خودش کلنجار برود تا ببیند چه کار می خواهد بکند. تعریفهای متفاوتی هست و به خود هنرمند بستگی دارد.
– چرا ما انیمیشنهای انتزاعی را در جشنواره ها نمی بینیم؟
این مشکل، مشکل بینشی است. این بینش هم ریشه در خیلی چیزها دارد. و خیلی زمان می برد تا این آدمها سطح دید و افق فکری و سطح مطالعاتیشان، سطح افقهای فکریشان، همه ی اینها گسترده و گسترده تر بشود تا بتوانند سلایق مختلف را تحمل کنند، چگونه در کنار هم آثار مختلفی را به وجود بیاورند. در فضای امروز آدمها ورود یک مدیوم جدید را در فضای مخصوصا سنتی نمی توانند تحمل بکنند. واین به نظر من خیلی طول می کشد.
– اگر مایلید کمی راجع به کارهای خودتان بگویید.
خوب معمولا کارهایی که ساختم، چالش ایجاد کرده و از این بابت خوشحالم. خود همان بدون عنوان1 کلی چالش ایجاد کرد، خیلیها ردش کردند. گفتند که ما این را به عنوان فیلم انیمیشن نمی پذیریم. ولی از این که توانستم این قدم را در حوزه ی انیمیشن بردارم، خیلی خوشحالم. امروز به شکل جا افتاده تری به آن نگاه می شود. امروز کانون یک فیلم انیمیشن انتزاعی دارد که دیگر قابل برگشت نیست و خوب من شخصا از این قضیه خوشحالم که توانستم در این فضا، این قضیه را حداقل با ساخت یک فیلم جلو ببرم و الان مثلا شما که به عنوان دانشجو یا محقق می آیید، یک رفرنسی وجود داشته باشد که در کالکشن فیلمهایشان بگویند ما همچین چیزی هم کار کرده ایم.
– صحبت آخر…
ممنون از حضورتون
اگر در صحبتها و اثار این هنرمند به دنبال جواب و نتیجه ای برای این پژوهش باشم. بهترین مورد، همان اثر بدون عنوان1 است که تعاملی زیبا و واضح میان نقاشی، انیمیشن، فیلم و ویدئو برقرار کرده است و در عین حال هیچ کدام از اینها نیست. اثری است مستقل که از ویژگیها و قابلیتهای بیانی این هنرها در کنار هم استفاده کرده است.

4-6 شیوا صادق اسدی
شکل 4-11/ شیوا صادق اسدی/ 1392/ http://shivasadeghassadi.yolasite.com
گفتگویی با شیوا صادق اسدی، هنرمند نقاش، طراح و کارگردان انیمیشن
متولد ۱۳۶۲، تهران. فوق لیسانس پویانمایی از دانشگاه هنر تهران. انیمیشنهای او به چندین جشنواره ی داخلی و خارجی راه یافته و جایزه گرفته اند.
روز پنج شنبه 20 تیرماه 1392 از طریق تماس تلفنی و ارسال ایمیل
– صحبت را خود شما شروع کنید. معرفی؟ حوزه های فعالیتتان وحدود سالهایش؟ و….
من شیوا صادق اسدی، نقاش و فیلمساز انیمیشن هستم. حدودا سه سال است که به صورت حرفه ای کار انیمیشن می کنم.
– شما خودتان را بیشتر نقاش می دانید یا انیماتور؟ و به طور کلی خود را در کدام دسته از هنرمندان قرار می دهید؟
زیر بنای کار من را در حقیقت نقاشی تشکیل می دهد. من در انیمیشن نیز در جست و جوی کشف و شهودی نقاشانه هستم. البته در انیمیشن عامل زمان وجود دارد و من به دنبال این هستم که چگونه می توان امکانات بیانی هنر نقاشی را در پیوند با عامل زمان، به یک نتیجه ی تاثیر گذار رساند. تاثیری که نه بر روی بوم ایستای نقاشی قابل دستیابی است و نه در تصاویر متحرکی که امکانات بیانی نقاشانه از آنها حذف شده باشد. این تاثیر فقط زمانی به وجود می آید

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع کانون پرورش فکری، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، تصویر سازی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع رشته تحصیلی، علم و تکنولوژی، بین رشته ای، رشته ی هنر