دانلود پایان نامه ارشد با موضوع بحران هویت، سبک هویت، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

اضطراب(51/10) اختصاص داشت و کم‌ترين ميانگين نيز، به شاخص افسردگي(98/5) تعلق داشت. هم‌چنين،ديگر بررسي‌ها حكايت از آن دارد كه وضعيت فعاليت‌هاي اجتماعي و اقتصادي جانبازانرابطه‌اي قوي با سلامت رواني آن‌ها دارد.
• در پژوهشی که قربانی و همکاران (1385) در استان گلستان انجام دادند هدف پژوهش تعیین وضعیت هویت جوانان استان گلستان و سلامت عمومی آنان بودانجام شده است.در این مطالعه نمونه ای به حجم 400 نفر(226 مونث و 174 مذکر) از بین جوانان گروه سنی 24-20 ساله استان گلستان به روش خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی طبقه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های پایگاه اقتصادی – اجتماعی, بحران هویت, سبک های هویت یابی و سلامت عمومی بودند.نتایج حاصل از پرسشنامه بحران هویت نشان داد که 3/94درصد از افراد در حال حاضر بحران هویت را تجربه نمی‌کنند و 7/5 درصد بحران هویت را تجربه می‌کنند.بر اساس اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه سبک هویت یابی 8/33 درصد از افراد از سبک هویتی سردرگم,8/22 درصد از سبک هویتی هنجاری و 5/19 درصد از سبک هویتی اطلاعاتی استفاده می کنند.نتایج مقایسه ای نشان داد که بین دختران و پسران در سبک های هویتی تفاوت معنی داری وجود ندارند.در حالی که بین گروههای مختلف سنی تفاوت معنی دار وجود دارد.بدین معنی که بین گروه 20 ساله با 24 ساله در سبک هویتی سردرگم تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج همبستگی نشان داد که بین بحران هویت با سبک هویتی سردرگم رابطه معنی دار وجود دارد.یعنی کسانی که بحران هویت را تجربه می کنند بیشتر به سبک هویتی سردرگم گرایش دارند.هم چنین بین سبک هویتی سردرگم و پایگاه اقتصادی _ اجتماعی همبستگی منفی معنی داری وجود دارد.بدین معنی که با بالا رفتن وضعیت اقتصادی و اجتماعی سبک هویتی سردرگم کمتر تجربه می شود.علاوه بر آن نتایج نشان داد که بین بحران هویت و سلامت روانی در دختران همبستگی معنی‌داری وجود دارد. یعنی دخترانی که بحران هویت را تجربه می کنند از میزان سلامت روانی پایین تری برخوردارند.در حال که در گروه پسران بر عکس است بدین معنی پسرانی که بحران هویت را تجربه می کنند از میزان سلامت روانی بالاتری برخوردارند.
• در مقاله ای که سیف زاده (1387) با عنوان مشخصههاياقتصادي،اجتماعي،جمعيتيوسلامتروانيدركهنسالی نوشتههدفاصليتحقيق راشناختتاثيرمشخصههاياقتصادي -اجتماعيوجمعيتيبرسلامتروانيسالمندانشهرآذرشهرمطرح کرده است. دراينپژوهشازروشپيمايشيوازابزارپرسشنامهبهرهگرفتهشدهاست. جامعهآماريتحقيقكليهافراد 65 سالهوبالاترشهرآذرشهر ميباشند. ازروشنمونهگيريتصادفيطبقهايمتناسباستفادهشدهوحجمنمونه 312 نفرميباشد.يافتههايتحقيقنشانميدهدكه : مردانازسلامتروانيبيشترينسبتبهزنان برخوردارند، سلامتروانيافراددارايهمسربيشازسالمندانياستكههمسرخودراازدستدادهاند وبا افزايش سنشاهدكاهشسلامتسالمندانميباشيم. باافزايشحمايتاجتماعيشاهدافزايشسلامترواني سالمندانهستیم وسلامتروانيسالمندانيكهازحمايتاجتماعيزياديبرخوردارند،بيشازسايرسالمنداناست. رابطهبينپايگاهاقتصادي،اجتماعيوسلامتروانيمستقيمميباشد،طوريكهسالمندان دارايپايگاهاقتصادي،اجتماعيدرحدبالاازسلامتبيشترينسبتبهسايرسالمندانبرخوردارند.
• تحقيقديگريباعنوان مقايسهسلامتعموميرواندرسالمندانوغير سالمندان توسطوالايي،اماميومحمدبيگيدرسال 1378 دردانشگاهعلومپزشكيشهيدبهشتيتهرانانجامگرفتهاست. براياينبررسي 48 نفرازسالمندان ) افرادبالاتراز65 سال)و 98 نفرازغيرسالمندانبهطورتصادفيخوشهايانتخابشدهاند . پرسشنامه بررسيسلامتروانفرم 28 سواليبرايآنهاتكميلشدهاست. نتايجبررسينشاندهنده اينامربودهكهبينميانگيننمرهخردهمقياسهاينشانههايجسماني،اضطرابواختلالات خوابواختلالعملكرداجتماعيدربينسالمندانوغير سالمندانتفاوتمعنيداري نداشتهاست. وليميانگينخردهمقياسافسردگيسالمندانبهطورمعنيداريكمتراز ميانگينخردهمقياسغيرسالمندانبودهاست.
• تحقيقيباعنوان ” بررسی وضعیت سالمندان کشور توسط دلاوروهمكارانويدروزارتبهداشت،درمانوآموزشپزشكيدر سال 1378صورتگرفته است. يافتههاياينتحقيقنشانميدهد 19 تا 20 درصدمردانسالمندو 24 تا 26 درصد زنانسالمندطييكسالاخيردچارنوعيحادثهشدهاندكهمهمترينآنزمينخوردن است.نيازهايعمدهزنانومردانسالمنددردرجهاولبهداشتوسلامتي،درآمدوسپس حملونقلميباشد . مهمتريننياززنانخصوصاًدرروستاها،بهداشتوسلامتيميباشد كهبيشازمرداناست. اكثريتقريببهاتفاقسالمندان(بالاي 80 درصد)تواناييهايلازم برايانجامامورشخصيازجملهغذاخوردن،رفتنبهدستشويي،حماموانجامنظافت شخصي،خريدموادغذاييودارو،انجامامورمنزل،تعويضلباسخودو … رادارند.
• پناه فدائي (1374) در پایان نامه خود با عنوان تاثير عوامل اقتصادي،اجتماعي و تحصيلي خانواده بر سلامت رواني فرزندان ، به بررسی نقش عوامل اقتصادی و اجتماعی خانواده در سلامت روانی دختران نوجوان پرداخته است . نمونه مورد مطالعه در این پژوهش را 524 نفر ازدانش‌آموزان سال اول دبیرستانهای دخترانه نظام واحدی شهر تهران تشکیل می‌دادند که با نمونه گیری چند مرحله‌ای به شیوه تصادفی از چهار منطقه آموزشی شهر تهران انتخاب شدند و همگی آنها در زمان انجام پژوهش در محدوده سنی 15 سال و بالاتر قرار داشتند. دستاوردهای پژوهش را در دو بخش به شرح زیر می‌توان خلاصه نمود: الف- عواملی که با ابعاد مختلف سلامت عمومی فرزندان ارتباط نداشته‌اند وعبارتند از: سطح تحصیلات پدر و مادر، نوع شغل پدر و مادر، نوع مالکیت منزل مسکونی (رهن، اجاره و شخصی) ،تعداد اطاقهای خانه ، تعداد فرزندان یا جمعیت خانواده، چندشغلی بودن پدر، و زندگی در خانواده‌های همبسته و گسسته. در تمامی این موارد میانگین نمرات سلامت عمومی آزمودنیها به تفکیک سطوح متغیرهای یاد شده تفاوتی نشان نداده‌اند. ب- عواملی که در سلامت عمومی فرزندان مؤثر شناخته شده وعبارتند از: نحوه رفتار والدین در امور تحصیلی فرزندان، تکافوی درآمد ثابت ماهیانه پدر، تقویت حس استقلال و روحیه خوداتکایی در فرزندان، اختلاف نظر بین والدین، مطلوبیت رفتار والدین با فرزندان (از لحاظ تبعیض قائل شدن بین آنان و اتخاذ شیوه‌های تشویقی و تنبیهی مناسب)، میزان رضایت از زندگی والدین و زندگی جداگانه با مادر. در تمامی این موارد، میانگین نمرات سلامت عمومی آزمودنیها مشتمل بر چهار بخش علائم جسمانی، علائم اضطراب ، افسردگی و کنش اجتماعی به تفکیک سطوح متغیرهای یاد شده تفاوت چشمگیر داشته و از لحاظ آماری معنادار بوده است .
• در مقاله اي كه توسط واعظ مهدوي (1384) با عنوان نقش عوامل اجتماعي در بهبود وضعيت سلامت نوشته شده وی به تأثیر عوامل اجتماعي در بهبود وضعيت سلامت و بهداشت در جامعه مي‌پردازد . وی در این مقاله دسترسی طبقات مختلف شهری و روستایی ایران و طبقات مختلف به لحاظ اقتصادی – اجتماعی را به خدمات بهداشتی و پزشکی مقایسه کرده است. نتایج مطالعه وی نشان داده است که شهریها بیش از روستائیان و طبقات بالای جامعه بیش از طبقات پایین از امکانات بهداشتی و پزشکی چه در امر پیش گیری و چه در درمان برخوردارند.
• در پ‍‍ژوهشي با عنوان بررسي باورها و کنش های اجتماعی فرهنگی زنان در مورد سلامت كه توسط تركان عيني زاده آجي چاي در سال1389انجام شد، مفاهيم سلامت و بيماري موضوع مهمي براي مطالعات اجتماعي در حوزه سلامت و نيز تحقيقات بازنمايي اجتماعي در نظر گرفته شده است. اين دسته از مطالعات، غالبا بر مفاهيم عاميانه سلامت و بيماري تمركز دارند و اين كه چگونه مفاهيم سلامت و بيماري، به طور اجتماعي در زمينه هاي مختلف ساخته مي شوند. با توجه به اين امر پژوهش حاضر سعي در درك مفهوم بازنمايي اجتماعي سلامت و بيماري و رابطه بين موقعيت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي با سلامت از طريق بررسي تجربي مفهوم سلامت و بيماري و نيز كنش هاي اجتماعي و فرهنگي در بين گروهي از زنان 30 تا 50 ساله افغان، عرب و ايراني ساكن در محله دولت آباد شهر ري، در مواجهه با اين موقعيت ها، دارد. در اين پژوهش بررسي تعاريف اجتماعي و فرهنگي از معاني سلامت و بيماري با استفاده از چارچوب نظري سبك زندگي، سلامت و نيز بازنمايي اجتماعي انجام شده است. بخش عمده اطلاعات پژوهش حاضر را داده هاي شفاهي تشكيل مي دهد كه گردآوري اين دسته از داده ها يكي از اصلي ترين رويكردهاي روش شناختي در تحقيق كيفي است. لذا گردآوري داده‌ها در چنین پژوهشی مستلزم حضور در میدان تحقیق و تماس با جامعه مورد بررسي، توصيف، گردآوري و ثبت اطلاعات از خلال چارچوب‌هاي ذهني اين گروه هاي قومي بوده است. بدين جهت در اين تحقيق براي گردآوري داده‏ها از تكنيك هاي مرسوم در روش تحقيق كيفي، نظير مطالعه‏ اسنادي، مشاهده و انواع مصاحبه هاي باز، عميق و نيز مصاحبه هاي نيمه ساخت يافته و مصاحبه هاي گروهي استفاده شده است. يافته هاي اين پژوهش نشان داد كه بازنمايي اجتماعي سلامت و بيماري بر حسب موقعيت اجتماعي و اقتصادي و درك اجتماعي افراد از دلايل و پيامدهاي بيماری و سلامت ساخت يافته است. د راين پژوهش مقوله هاي به دست آمده از مصاحبه هاي صورت گرفته، محتواي بازنمايي اجتماعي سلامت و بيماري را بين گروه هاي مورد مطالعه منعكس مي كند. به اين ترتيب مقوله هاي به كار رفته توسط افراد، براي مفهوم سازي سلامت و بيماري، معاني اين مفاهيم، باورهاي مرتبط با دلايل بيماري و الگوهاي درمان را در بين زنان در سه گروه مورد مطالعه نشان داد.
• در مقاله دیگری توسط سالاري و همکاران (1389) با عنوان نقش عوامل اقتصادي اجتماعي وفرهنگي در تغذيه كودكان زير دو سال از ديدگاه مادران آمده است که شناخت تغذيه كودك در دو سال اول زندگي نقش مهمي در رشد وتكامل او براي سالهاي بعدي زندگي او دارد. تحقيق از نوع کیفی ودر آن ديدگاه ها، باور ها وتجارب افراد درگير در تغذيه كودك در مورد نقش عوامل اقتصادي اجتماعي وفرهنگي بر وضعيت تغذيه وسلامت كودكان زير دو سال ، در شهرستان دماوند در سال 1387 مورد بررسي قرار گرفت. با يك مطالعه كيفي 23 بحث گروهي با مادران داراي كودك زير 2 سال، مراقبين داخل منزل و مراقبين خارج از منزل و كاركنان بهداشتي شهري وروستايي در خصوص تغذيه كودكان زير 2 سال در شهرستان دماوند صورت گرفت. جلسات با حضور يك هماهنگ كننده دو يادداشت بردار و يك ناظر برگزار شد و پس از پايان عمليات ميداني كليه يادداشت ها بر اساس اهداف مطالعه كد گذاري شد . سپس زير گروه هاي هر هدف به دست آمد ومضامين اصلي مطالعه از بين آنها استخراج و گزارش شد. چهار مضمون بدست آمده در مورد تأثير عوامل اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي بر تغذيه كودكان زير دو سال عبارت بود از تاثير در آمد خانوار، سواد مادر، فرهنگ واعتقادات والدين وحمايت عاطفي – اجتماعي مادر. بر اساس يافته هاي مطالعه حاضر هر چند مادران و مراقبين كودكان به اهميت شيردهي واقف بودند ولي تغذيه انحصاري در اين منطقه به صورت واقعي آن رعايت نشده بود. اكثر شركت كنندگان اگر چه نسبت به تغذيه تكميلي آگاهي داشتند ولي در عمل به نوع غذا، ايجاد تنوع غذايي، ارزش تغذيه يا كيفيت غذاهاي داده شده به كودكان توجهي نداشتند . از نظر شركت كنندگان شرايط اجتماعي اقتصادي و باور هاي غلط نقش مؤثري در عدم موفقيت در اجراي شير دهي و تغذيه تكميلي داشته است. محقق در پایان نتیجه می گیرد که براي رفع مشكلات فعلي در زمينه شير دهي وتغذيه تكميلي علاوه بر تجديد نظر دستورالعمل هاي فعلي تغذيه اي، اجراي برنامه حمايتي و آموزشي با توجه به اعتقادات وفرهنگ جامعه به تمام افراد درگير در تغذيه كودكان از جمله مادران، مراقبين كودك و كاركنان بهداشتي توصيه مي شود.
• مقاله دیگری توسط زارع و زهراوی (1383) با عنوان تعیین کننده های اجتماعی سلامت ، مرکز بین المللی بهداشت و جامعه سازمان بهداشت جهانی ترجمه شده است. در این مقاله آمده است که در یک جامعه هر چه وارد طبقات اجتماعی پایین تر شویم ، امید به زندگی کوتاهتر و اکثر بیماریهای شایعتر میشوند. در این راستا سیاست بهداشتی باید تعیین کننده های اقتصادی – اجتماعی سلامت را مهار نماید. شرایط استرس زا مردم را نگران ، مضطرب و ناسازگار می سازد و از

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سلامت روان، سلامت روانی، بی عدالتی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سطح تحصیلات، بیماری روانی، سبک زندگی