دانلود پایان نامه ارشد با موضوع بحران هویت، حقوق اسلامی، تلقیح مصنوعی، روابط حقوقی

دانلود پایان نامه ارشد

جواز تلقیح نطفه ی دو بیگانه، جلوگیری از اختلاط انساب می باشد که هدف آن جلوگیری از به وجود آمدن کودکانی است که در مورد اطلاعات والدین آن ها شک و شبهه ای وجود دداشته باشد، و در واقع یک رویکرد کودک محور در بحث تلقیح مصنوعی با دخالت شخص ثالث، در فتاوا و منابع فقهی وجود دارد. از طرف دیگر درست است که کودک به وجود آمده از از تلقیح نطفه ی دو انبی را نامشروع نمی دانیم، ولی این مسأله باعث تویز تلقیح مصنوعی نمی شود. زیرا با نگاه به شرایطی که کودک در آن قرار گرفته است می توان به نابسامانی وضع کودک پی برد. زیرا در این فرض تنظیم روابط حقوقی کودک و والدینش به خوبی صورت نمی گیرد و کودک شاید از بعضی از حقوقش مثل حضانت و یا سرپرستی توسط والدین در برهه ای از زمان محروم بماند که این موضوع اصلاً پذیرفته نمی باشد.
2-1-2. دلایل عقلایی
در حوزه های اخلاق پزشکی امروزه اصولی بر مبنای سیره ی عقلایی شکل گرفته است که می تواند به عنوان راهنمای عملی در تصمیم گیری ها استفاده شود. در این حوزه می توان از چهار اصل نام برد. اصل احترام به استقلال فردی، اصل سود رسانی، اصل ضرر نرسانی، اصل عدالت این اصول را شکل می دهند که این اصول را می توان از مبانی حقوق اسلامی نیز استنباط کرد.
در جوامعی نظیر کشور ما، زندگی در یک خانواده ی نا متعارف می تواند به شدت منافع کودک را مختل کند و امکان یک زندگی معمولی با امکانات برابر را از او سلب نماید. بنابراین به نظر می رسد که اصل «سود رسانی»به کودک در این جا بر اصل «استقلال فردی» والدین غلبه می یابد. چون اصل استقلال فردی به زوجین این اجازه را می داد که به صورت مصنوعی بچه دار شوند.( آرامش ، 1385،ص 325،326 )
اگرچه در جوامع غربی، حق ناشناخته بودن دهنده، طرفدارانی دارد و حتی قوانینی در راستای آن تصویب شده است، اما با توجه به حق کودک آینده در شناخت نسب بیولوژیک خود بر اساس اصل عدالت و نیز پیشگیری از موارد اتفاقی ازدواج کودک آینده با محارم بر اساس اصل ضرر نرسانی به نظر می رسد که آگاهی از هویت دهنده، یا حداقل ثبت آن برای آگاه سازی کودک در زمان مناسب در آینده، اخلاقی به نظر می رسد.( همان ، ص326 )
از نظر اسلام انسان موجودی است دارای جسم و روح، یعنی انسان مرکب از جزء فیزیکی و امری متافیزیکی می باشد. می توان گفت تا زمانی که یک رویان به مرحله ی القاء روح نرسیده باشد هنوز به مرتبت انسانی نرسیده است و شأن یک انسان را ندارد. اما در عین حال از آن جا که یک رویان یا جنین بعد از ولوج روح، انسانی بالقوه است یعنی به مرتبت انسانی نزدیک است، دارای شئونی نزدیک به شان انسانی است. به همین دلیل، اگر جنین بعد از دمیده شدن روح سقط شود دارای دیه ی کامل است، چون یک انسان کامل تلقی می شود. در حالی که در مراحل قبل دیه ی کمتری در نظر گرفته شده است. ولی حتی در این مراحل نیز که هنوز روح دمیده نشده است نوعی حرمت برای جنین ثابت است که نوعی دیه برای این مقطع از حیات اثبات شده است. به اقتضای این تعیین هویت انسانی می توان در باب احکام ارزشی موضوعات مرتبط با بحث نیز داوری کرد. فروش انسان آزاد و نیز اهدای او به انسان دیگری در شرایط حاضر، مخالف فقه و اخلاق اسلامی است. بنابراین هیچ کس نمی تواند جنینی که در آن روح دمیده شده است را بفروشد یا هدیه دهد هر چند فرض شود که این جنین در انکوباتور یا چیزی مانند آن به این مرحله رسیده باشد.( شهرياري، 1385، ص 361،362 ) در مورد جنین قبل از ولوج روح نیز همین حرمت را قایل هستیم و می توانیم بگوییم که فروش یا اهدای آن امری غیر اخلاقی تلقی می شود. زیرا اگر جنین قبل از ولوج روح اصلاً حرمت نمی داشت، سقط آن جرم و حرام تلقی نمی شد.
طیف دیگری از معضلات اخلاقی پیرامون استفاده از فناوری های نوین برای تولید مثل مصنوعی، ناشی از تفکیک معنای مادری و پدری سنتی است. پیش از این پدر و مادر حقیقی موجب بارداری می شدند و سپس مادر جنین خود را در رحم خویش حمل می کرد و پس از زایمان، والدین به تربیت فرزند می پرداختند. اما اینک این سه مفهوم از هم تفکیک شده اند. یعنی ممکن است رویان حاصل از تلقیح گامت یک زن و مرد بیرون از خانواده باشد، آن گاه مادری جایگزین، آن رویان را حمل کند و پس از زایمان آن را به پدر و مادری در خانواده تحویل دهد تا او را بزرگ کنند. پس ما واجد سه مفهوم هستیم : یکی مادر و پدر ژنتیکی، دیگری مادر جایگزین و حامل، پدر و مادر پرورش دهنده. مسلما این تفکیک واقعی تاثیراتی اخلاقی بر فرزند خواهد داشت و مباحث اخلاقی را پیرامون هر یک از این والدین پنج گانه طرح می کند.( همان، ص374 )
پیامد های اخلاقی چنین رفتارهایی هنوز کاملا واضح نشده است. مسئولیت های اخلاقی اطراف این رفتارها جای بحث و تامل فراوان دارد. در مواقعی او با سه خانواده روبرو می باشدکه هر خانواده سهمی در تولید او داشته اند. جدای از معضلات حقوقی آن، از قبیل محرومیت و ارث بری، معضلات دیگری نیز در پی خواهد بود که یکی از آن ها معضلات اخلاقی می باشد. ما دقیقا نمی دانیم که این کودکان دقیقا چه احساسی خواهند داشت اگر بدانند که شکل گیری آن ها به نحو مذکور یا مانند آن بوده است.
به نظر می رسد طبق یک اصل اخلاقی که «با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند» ما دوست نداریم که خود، همان کودکی باشیم که در جهل و بی خبری از وضعیت خویش است. به خصوص اگر بسیاری از افراد از این مطلب آگاه باشند. بسیاری از انسان ها نمی پسندند که دیگران ایشان را در جهل فروگذارند و واقعیات مربوط به خودشان از ایشان پنهان بماند.گویا انسان ها برای خودشان نوعی حق قائل اند که آن چه مربوط به ایشان است، باید به نحوی بر ایشان آشکار شود.آیا به راستی می پسندید که اگر پدر و مادر دیگری دارید، زن و شوهری شما را به عنوان فرزند خویش چنان تربیت کنند که هیچ گاه نفهمید پدر و مادر اصلی شما کیست؟ اگر نمی پسندید باید اخلاقاً مسئولیتی احساس کنید که کودکان را از شأن اجتماعی ای که در خانواده ی شما دارند آگاه سازید. البته باید اذعان کرد که بسیاری از کودکان تحمل پذیرش چنین واقعیتی را ندارند و چه بسا ما این مخفی نگه داشتن را برای دوران کودکی خویش نیز بپسندیم. ولی مشکل به نظر می رسد که برای دوران بزرگسالی و در دوران کمال بلوغ و عقل خویش نیز بپسندیم که این امر بر ما مخفی بماند.( همان ،ص376 )
اما احتمالا مشکل به این جا ختم نمی شود. پس از دانستن واقعیت بحران هویت آغاز می شود. فردی که آگاه شده که والدین او مدتی مدید چون والدین واقعی او رفتار می کرده اند،گرچه در کمال عقل و بلوغ باشد، احساسی همچون فریب خوردگان در طول عمر به او دست می دهد. ممکن است استدلال کنیم که این احساس عقلانی نیست و شخص باید با عقل خویش بر این نوع احساسات غلبه کند. اما باید به این واقعیت اذعان کرد که همه دارای چنین توانمندی نیستند. در پس این احساس فریب خوردگی نوعی بحران هویت پیش می آید. به راستی او فرزند کیست؟ اگر او و والدین تربیت کننده ی او از این مشکلات دست بردارند، جامعه ی حقوقی ایشان را رها نخواهد کرد و پرسش هایی چون محرمیت و حق ارث بری و مانند آن را بر سر راه ایشان قرار خواهد داد. مقابله با چالش هایی به این سبک او را در جامعه ی مدنی به نوعی انزوا می کشد و همه با نسلی روبرو می شویم که دارای رفتارهای خاص و حقوق خاصی است. پیامد های اخلاقی ای که برای ما و آن ها پیش می آید کاملا واضح نیست. مثلا شاید مجبور شویم به خاطر عدالت و مساوات نوعی المپیک ورزشی مختص این نسل تولید مصنوعی ترتیب دهیم. همان طور که برای معلولین چنین می کنیم. شاید به این دلیل که بعد ها معلوم شود گزینش های مادر زنتیک و بارداری، نسلی با توانمند یهای جسمی و روحی جدید پدید آورده است.آیا مایل اید دیگران به خود حق دهند که تصمیماتی در حدود اختیارات ژنتیکی و بارداری به دلخواه خویش برای هستی شما برگزینند؟
باید اذعان کرد هر یک از والدین در طول زندگی شخص، مسئولیتی اخلاقی نسبت به کودک ناشی تولید مصنوعی دارند. والدین ژنتیکی نمی توانند با واگذاری گامت یا جنین خود،کار خویش را تمام شده انگارند و بدون هیچ نوع پیگیری، خانواده تربیت کننده را ترک کنند. بچه حق دارد بداند که والدین ژنتیکی او چه کسانی اند و در شرایط عادی هیچ کس نمی تواند این حق را از ایشان منع کند. اگر در مواردی مطابق فتوای فقهی گفتیم پدر ژنتیکی تنها مردی است که به عنوان پدر، محرم دختر بچه است و می تواند دختر بچه ی تولید مصنوعی را در آغوش گیرد و ببوید، این پدر نباید خود را ناپدید کند و دخترش را به فراموشی بسپارد. این کار نوعاً خلاف اخلاق پدر و فرزندی است.
دلیل دیگر بر ممنوعیت تزریق اسپرم مرد اجنبی در رحم زن، جا افتادگی ممنوعیت و قباحت این کار در اذهان کلیه ی مسلمانان و دین مداران است. همه در قباحت این کار اتفاق نظر دارند و روا نمی دانند که زنی، مادر کودکی باشد که منسوب به غیر از شوهرش است. این دلیل حاکی از آن است که در سنت و احادیث، به ویژه روایات نقل شده درباره ی نحوه ی برخورد زنان با مردان اجنبی، دلایل و شواهدی بر حرمت این کار وجود دارد. ( طباطبايي بروجردي ، 2، ص 276-318 )مخصوصا، اگر توجه داشته باشیم به این که در برخی منابع تاریخی مواردی از گرفتن اسپرم مرد اجنبی در زنان جوامع عرب قبل از اسلام، حتی از طریق عمل جنسی به چشم می خورد، که به نکاح استبضاعی معروف است.(گاهی، زن پس از پاکی از عادت ماهانه ، از سوی شوهر مامور به همخوابگی با مردی از تبار بزرگان یا مردان قوی هیکل می شد تا فرزند اصیل و شجاع برای مرد به دنیا آورد. همچنین، کنیزان را وادار می کردند تا از چنین مردانی حامله شوند، فرزندی قوی آورند تا به خدمت گرفته شده یا به بهای خوبی فروخته شود.) ( سيستاني ، پيشين ،ص137 ) بنابر این منشأ قبح و ممنوعیت این کار در اذهان عمومی بعد از اسلام را، جز تعلیمات اسلام و فرمایشات ائمه ی اطهار علیهم السلام چیز دیگری نمی توان دانست. بنابراین، حکم حرام بودن تزریق اسپرم مرد اجنبی در رحم زن، با این دلیل، حداقل از نظر احتیاط در مساله، خالی از قوت نیست. منتها این جا باید به قدر متیقن اکتفا کرد و آن عبارت از حرمت و ممنوعیت حامله شدن زن از اجنبی است که عرفا ًمنسوب به مرد بیگانه بوده و رابطه ای که امر زناشویی میان آن زن و مرد را مباح سازد، هم در میان نبوده باشد.
دلیل دیگری که می توان اهدای گامت را امری نادرست در نظر گرفت، آشفتگی نسبی می باشد که در واقع یک دلیل اجتماعی تلقی می شود. ارتباط جنسی در روابط عادی با دو هدف انجام می شود. هدف اصلی از چنین روابطی تولید مثل و هدف جانبی،کامجویی جنسی است، زیرا کامجویی جنسی که بر اساس نوعی نیاز طبیعی – جسمانی شکل می گیرد، محرکی دائمی برای تولید مثل خواهد بود.
براساس تعالیم اسلامی، بلکه ادیان الهی، تنها راه تامین تمایل ذاتی انسان به ادامه ی نسل، ازدواج است،به همین دلیل، هرگونه ارتباط جنسی در خارج از چهارچوب ازدواج، عملی نامشروع تلقی شده، انجام آن مستلزم کیفر اخروی و دنیوی است تا تولید مثل و حفظ نسب از بستر عادی خود خارج نشود. پس می توان چنین نتیجه گرفت که جلوگیری از آشفتگی و فروپاشی روابط خویشاوندی(حفظ نسب)، چنان اهمیتی دارد که برای حمایت از آن، تمام روابط جنسی که به آن آسیب می زند، حرام شمرده شده است. اهمیت حفظ نسب تا آنجاست که در حوزه ی حقوق اسلامی، قوانین مکمل فراوانی برای این منظور وضع و تدوین شده است، همچون: وجوب رعایت عده پس از جدایی از همسر. اگر از اسپرم غیر خودی برای تولید مثل استفاده کنیم، ضمن زیر پا گذاشتن هدف اصلی ازدواج، تمام روابط نسبی میان کودک و پدر را بر هم زده ایم.( نظري توكلي ، پيشين،ص290) روشن است که حکم به جواز استفاده از اسپرم غیر خودی می تواند شامل فرض هایی شود که التزام حقوقی به آن ها ممکن نیست، با این که دلیلی هم بر استثنا کردن آن ها وجود ندارد، نظیر استفاده از اسپرم اهدا کننده ی خویشاوند (محارم)برای تلقیح به تخمک همسان خود (پدر به دختر، پسر به مادر، برادر به خواهر)
به نظر می رسد با توضیحات گذشته به خوبی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تلقیح مصنوعی، فقه اسلامی، علوم پزشکی، شورهای اسلامی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روابط زناشویی، تلقیح مصنوعی، عملکرد شناختی، وضعیت اقتصادی