دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ایجاز حذف، امام خمینی، اعتقادات دینی

دانلود پایان نامه ارشد

جاءَكَ في‏ هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى‏ لِلْمُؤْمِنين» (هود:120).
5) اثبات وحدت دین و اصول مشترک در ادیان آسمانی
نگاه دقیق به داستانهای قرآن نشان میدهد که ادیان آسمانی دارای وحدت در اصول بودهاند. آنچه از این داستانها برمیآید، این است که پیامبران، همه از سوی خدا آمدهاند و اساس دعوت آنها یکی است. همهی آنان مردم را به یکتا پرستی و توجّه به روز حساب و… فرا خواندهاند. این حقیقت در میان بسیاری از آیات قرآن جلوهگری مینماید. در نقل قصّههای زیر عقیده به خدای یکتا و دعوت به توحید بیان گشته است:
در قصهی نوح: «لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ » (اعراف:59).
در قصهی هود: «وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُون» (اعراف:65)
در قصهی صالح: «وَ إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُه» (اعراف:73).
در قصهی شعیب: «وَ إِلى‏ مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُه» (اعراف:85).
داستانهای قرآن، حاکی از یک جریان توحیدی و الهی با اصول مشترک و واحد میباشند. در تمامی آنها دعوت پیامبران برای رساندن انسانها به سعادت ابدی و هدایت و اصلاح جوامع بشری به چشم میخورد (ملبوبی، 1376، صص106-107).
ب) اسلوب داستانهای قرآن
اسلوب در قرآن به «روش قرآن در تألیف سخن و اختیار الفاظ» اطلاق میشود (زرقانی، 1409، ج2، ص325). قرآن کریم به عنوان یک کتاب هدایتگر که معجزهی آخرین پیامبر فرستاده شده از سوی خداوند میباشد، برای انتقال آموزههای خود از روشها و اسلوبهای زبانی و ادبی رایج و نیز منحصر به فرد استفاده میکند که داستانهای قرآن نیز در بهرهگیری از این اسلوب مستثنی نیستند.
برخی از اسلوبهای قرآن در بیان قصص خویش عبارتند از:
1) ایجاز و تفصیل: در برخورد با آیات کتاب وحی و مطالعهی قصص آن شاید اولین نکتهای که به ذهن خطور کند، ایجاز و اختصار آیات باشد. گفتهاند ایجاز «جمع کردن معانی کثیر است در زیر الفاظ قلیل به طوری که رسانندهی غرض و مطلوب باشد» (هاشمی، 1383، ص178). در کتب بلاغت ایجاز را به دو نوع «ایجاز قصر» و «ایجاز حذف» تقسیم نمودهاند و برای آنها مثالهایی زدهاند. ایجاز قصر، تضمین عبارات کوتاه با معانی زیاد –بدون حذف- است. مثلاً آیهی 59 سورهی اعراف در عین اختصار دارای معانی بسیاری چون ارسال رسول به سوی قوم خودش، دعوت به عبادت خدا، ترساندن از عذاب روز قیامت و هدف ارسال پیامبر میباشد (ر.ک اشرفی، 1385، ص156). آن آیه چنین است: «لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ». این شیوه در بسیاری از آیات به ویژه آیات بیانکنندهی قصص به چشم میخورد.
ایجاز حذف نیز حذف یک بخش از کلام است که میتواند یک حرف یا یک واژه یا یک جمله و یا بیشتر باشد به گونهای که مخل فهم نباشد و همچنین قرینهای وجود نداشته باشد که محذوف را معین کند (ر.ک شعرانی، 1389، ج2، ص262). در کتب بلاغی برای هر یک از حذفِ حرف یا کلمه و یا جمله، مثالهایی آوردهاند که جهت جلوگیری از اطناب کلام از آوردن آنها خودداری میشود.
2) تکرار: روشن است که قصههای قرآنی و بهتر است بگوییم بیشتر این قصهها چندین و چند بار در سورههای مختلف تکرار شدهاند. اما اینکه دلیل این تکرار چیست، گفتهاند «تکرار از اسالیب فصاحت است و از تأکید بلیغتر است و از محاسن فصاحت است» (سیوطی، 1422، ج2، ص848).
تکرار در داستانهای قرآن با هدف خاصی صورت میگیرد و کیفیت داستان را اقتضای سوره تعیین میکند. هر داستانی که در قرآن تکرار میشود معنای جدیدی را افاده میکند که در همان داستان در سورهی دیگر موجود نیست. «هر قصهای [در قرآن] هر بار که تکرار میشود، جنبهای از جنبههایی را که پوشیده است آشکار میکند و یا تصویری را مجسم میکند که تصاویر دیگر فاقد آنند …. و همهی اینها بدون وقوع هیچگونه اضطراب یا تناقض و یا سنگینی در اسلوب آن میباشد» (الفقی، 1410، ص10). امام خمینی در این زمینه مینویسد: «هر دفعه که اصل مطلب را تکرار کند خصوصیات و لواحقی در آن مذکور است که در دیگران نیست بلکه در دفعه یک نکتهی مهم عرفانی یا اخلاقی را مورد نظر قرار داده و قضیه را در اطراف آن چرخ میدهد.» (امام خمینی، 1386،).
«از دیدگاه ادبی نیز هر تکرار قصه در قرآن، همراه با نکتهها و ظرافتهای متناسب با زمان و شرایط نزول است. این مسئله نمودی از اعجاز بیانی قرآن و بلاغت برتر آن است؛ زیرا نشاندهندهی توان بالای قرآن در گزارش یک داستان به گونههای مختلف است که هر بار به شیوهای شگفت، حکایت میشود؛ به گونهای که شنونده از شنیدن دوباره و چندبارهی آن دلزده نمیشود و هر بار در آن، تازگی و طراوتی لذتبخش مییابد» (معرفت، ترجمهی خرقانی، 1387، ص34).
3) فواصل: یکی دیگر از اسلوبهای داستانی در قرآن که تابع اسلوب کلی آن است، رعایت فاصله بین آیات میباشد؛ «فواصل جمع فاصله است و به کلمهای اطلاق میشود که آیه بدان ختم میگردد و اهمیتی مانند قافیه در شعر دارد. فاصله دارای اثر ارزشی خاصی در اتمام معنی است و آهنگ و طنین آن، اثر خاصی در نظم کلام دارد. فواصل موجب پیدایش وزن و هماهنگی در آیات و سورهها شده و موجب اندیشهسازی در عین شیرینی سبک و روانی قرائت آن میشود» (اشرفی، 1385، ص163). یکی از نمونههای زیبای رعایت فاصله در داستانهای قرآن، در سورهی طه میباشد:
«وَ ما تِلْكَ بِيَمينِكَ يا مُوسى‏، قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى‏ غَنَمي‏ وَ لِيَ فيها مَآرِبُ أُخْرى‏؛ قالَ أَلْقِها يا مُوسى‏، فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى‏، قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعيدُها سيرَتَهَا الْأُولى‏، وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‏ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى‏، لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‏، اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏» (طه:17-24).
برای داستانهای قرآن اسالیب دیگری از جمله حسن الفاظ و عبارات، تصریف (تنوع در بیان)، پینوشت و… را نیز برشمردهاند (ر.ک اشرفی، 1385، صص153-164) که ما به همین مقدار بسنده میکنیم.
ج) موضوع داستانهای قرآن
قصص قرآنی موضوعات مختلف و متنوعی را شامل میشود که عمدتاً گرد محور توحید، معاد و نبوت میچرخد و در جای خود نویسندگان گوناگون به آن پرداختهاند. مسئلهی قابل توجه در مورد موضوعات داستانهای قرآن، هماهنگی آنها با موضوع کلی و محور اصلی سورهای است که در آن قرار گرفتهاند.
در واقع میتوان چنین عنوان نمود که در سورههای قرآن ساختارهای مختلفی جهت برقراری پیوند بین موضوعات گوناگون اعمال شده است. گاه موضوعات، در یک انسجام و همسویی پرورده میشوند، گاه همهی موضوعات فروعی از یک موضوع محوری هستند، گاه موضوعات دارای نوعی تجانس میباشند و گاه یک هدف فکری در همهی موضوعات جریان یافته و محور وحدت شده است. به عنوان مثال سورهی بقره بزرگترین سورهی قرآن است و دهها موضوع را در برگرفته بیآنکه این موضوعات –ظاهراً- با هم ارتباط داشته باشند، اما تمام این موضوعات گوناگون براساس بنیان و شالودهی هندسی خاصی شکل گرفته و پرورده شده است که به صورت گذرا میتوان چنین اشاره کرد که این سوره با مفاهیمی راجع به ایمان به غیب و ایمان به پیامبران آغاز میشود و پس از طی سیری طولانی پیرامون مفاهیم فوقالذکر و پس از انتقال از موضوعی به موضوع دیگر بر اساس مقدمه بودن یک موضوع برای موضوع دیگر و یا بر اساس تجانس میان دو موضوع و یا بر اساس متفرع بودن یک موضوع برای موضوع دیگر، با طرح مجدد همان موضوعات نخست پایان مییابد و در طی این مسیر عناصر و مفاهیم فرعی، در راستای روشن کردن مفاهیم و عناصر اصلی و محوری به کار گرفته شده است. به طور نمونه داستانهای گاو بنیاسرائیل، عزیر، الذین خرجوا من دیارهم و گفتگو و جدل ابراهیم با نمرود همگی حول محور «میراندن و زنده کردن» چرخ میزنند. این اندیشه (میراندن و زنده کردن) محور اساسی تقریباً یکسوم سوره را که از بنیاسرائیل و مواضع فتنهآمیز آنان در طول تاریخ سخن میگوید، تشکیل میدهد (ر.ک بستانی، ترجمهی صابری، 1371، صص148-151).
داستان و اساطیر
واژهی اساطیر 9 بار در قرآن کریم به صورت ترکیب «اساطیرالاوّلین» به کار رفته است. سورههایی که این ترکیب در آنها استعمال شده در جدول زیر نمایش داده شده است:

سوره:
انعام
انفال
نحل
مؤمنون
فرقان
نمل
احقاف
قلم
مطففین
آیه:
25
31
24
83
5
68
17
15
13

مفرد این واژه در قرآن به کار نرفته است. لغویّون مفرد آن را إسطار، إسطاره، اُسطیر، اُسطیره، اُسطور و اُسطوره گفتهاند و برخی نیز آن را جمعالجمع دانستهاند، به این معنی که اساطیر جمع إسطار و إسطار جمع سطر میباشد (ابنمنظور، بیتا، ج3، ص2007).
امروزه اسطوره را معادل واژهی انگلیسی «Myth» به کار میبرند. «کلمهی «میث» (Myth) که امروزه در بیشتر زبانهای اروپایی رایج است، از واژهی یونانی «موتس» (Mythos یا Muthos) میآید، که در اصل به معنای واژه، سخن، پیام یا گفتار بوده است. در دورههای پیش از اختراع و رواج خط، افسانهسرایان و افسانهگویان ناگزیر مطالب خود را از بر داشتهاند و شفاهاً بیان میکردهاند، و«موتس» رفته رفته به معنای آنچه این طایفه میسروده یا میگفتهاند -داستانهای منظوم و منثور شفاهی- درآمده و سپس همین نام به روایت کتبی این مطالب هم اطلاق شده است» (دریابندری، 1379، ص24).
فرهنگ انگلیسی آکسفورد24 یا آکسفورد بزرگ، چاپ بریتانیا، در زیر مدخل « Myth» گذشته از نقل سوابق تاریخی کلمه و شواهدِ مثال، دو تعریف دارد به قرار زیر:
1) روایت ساختگی محض که معمولاً حاوی اشخاص یا اعمال یا وقایع فوق طبیعی است و نوعی تصور رایج را دربارهی پدیدههای طبیعی یا تاریخی در بر دارد. 2) شخص یا شیء ساختگی یا خیالی.
ترجمهی واژهی myth به «اسطوره»، سبب برداشتهایی نادرست از آیاتی که واژهی اساطیر در آن به کار رفته، شده است؛ چرا که myth که ما نیز به ناچار آن را اسطوره خواهیم گفت، دارای تعریف مشخّص و حدّ و مرز معیّن میباشد. در تعریف آن گفتهاند: «اسطوره عبارت است از جلوهای نمادین دربارهی ایزدان، فرشتگان، موجودات فوق طبیعی و به طور کلّی جهانشناختی که یک قوم به منظور تفسیر خود از هستی به کار میبندند …. اسطوره به شیوهای تمثیلی کاوشگر هستی است» (اسماعیلپور، 1387، صص13-14).
در واقع اسطورهها (myth) در گذشته وظیفهی تفسیر و تبیین پدیدههای فوق طبیعی را بر عهده داشتهاند و با «منشأ جهان، آفرینش انسان، جنگ خدایان و قهرمانان یا مصائبی که بر اقوام کهن رفته» (داد، 1375، صص26-27) مرتبط میشدند. این سخن از جمعبندی الیاده25 دربارهی ساختار اسطوره (myth) نیز برمیآید. وی اسطوره را تاریخ کارهای موجودات فوق طبیعی میداند و معتقد است اسطوره همیشه به آفرینش و تکوین مربوط میشود و بیانگر این است که چگونه چیزی به عرصهی وجود رسیده است (الیاده، ترجمهی ستّاری، 1362، صص26-27).
اسطوره (myth) محل تلاقی ادیان است. بسیاری از اعتقادات دینی مشترک بین ادیان مختلف را به شکلی افسانهای میتوان در اسطورهها یافت. به عنوان نمونه در اساطیر بینالنهرین به اسطورهای بر میخوریم به نام «ازدواج مقدس». در این اسطوره اینانا (زن) تصمیم به ازدواج میگیرد، او برای ازدواج دو انتخاب دارد: یکی شبان و دیگری کشاورز. قرار میشود که هر کس پیشکش بیشتری بیاورد، مالک اینانا باشد. در نهایت شبان پیروز میشود. این روایت را میتوان نسخهی ابتدایی هابیل و قابیل در عهد عتیق به شمار آورد (ثمینی، 1388، ص36) که حقیقت آن در قرآن کریم بیان شده است.
نمونهی دیگر، «باکرهزایی» در اسطورهی آفرینش زرتشتی است. بر اساس این اسطوره جهان به چهار سههزاره تقسیم میشود که

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نمایشنامه، داستان کوتاه، پیامبر اسلام(ص) Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع زبان فارسی، عصر قاجاریه، عصر قاجار