دانلود پایان نامه ارشد با موضوع امیرالمومنین، پیامبر (ص)، مفهوم سازی، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

به خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله) با جمله‌ای ناشیانه و بدون توجه به حوادث قبل در جنگ خیبر می‌نویسد: «هذه صفة واجبة لکل مسلم و مومن». او حدیث معروف «ان علیا لا یحبه الا مومن و لا یبغضه الا منافق» را می‌پذیرد ولی برای کم فروغ کردن آن با مشابه سازی نادرست می‌نویسد: «و قد صح مثل هذا فی الانصار». با وجود‌اینکه حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» را در فقرات متعددی از نوشته‌های خود پذیرفته اما جمله بعد یعنی «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» را تضعیف کرده است. در ‌اینجا در مورد اصل جمله تشکیک بی موردی می‌کند و می‌نویسد: «فلا یصح من طرق الثقاة اصلا». 731
جدل بی‌حاصل و عقیم ابن‌تیمیه موجب شده است در مورد مفاد برخی احادیث منقول در فضائل اهل‌بیت (علیهم السلام) دچار خود ستیزی شود و رویه سلف مورد ادعا و اهل معرفت به حدیث را فراموش کند. در مورد حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» با استناد به سنن ترمذی و المسند ابن‌حنبل با پذیرش مفاد آن در مورد جمله پایانی «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» ادعا می‌کند که فلا ریب انه کذب732 در حالی که در مطلب قبلی منکر ثبوت اصل حدیث از طریق قابل اطمینان شده است.
طبرانی متوفای 360 جمله «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» را در معجم صغیر نقل می‌نماید. 733
ابن‌تیمیه معتقد است محب و محبوب بودن از نقطه نظر اثباتی برای هر مومن و مسلمی‌ موضوعیت دارد و فضیلت ویژه نیست.
«اعطای پرچم و محب و محبوب بودن خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و مومنین، از خصوصیات و فضیلت‌های تمام مومنین است و از مختصات علی شمرده نمی‌شود». 734
ابن‌تیمیه چند صفحه بعد می‌نویسد: «استناد به محبوبیت و محب بودن علی در نسبت با خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فقط برای مقابله با نواصب کارآیی دارد نه چیز دیگر». 735
ماجرای خیبر و جهاد در آن واقعه در رکاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) و گزینش فرماندهی ویژه با آن الفاظ و کلمات استثنایی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که منجر به شکستن قفل قلعه خیبر توسط علی (علیه السلام) بعد از ناکامیهای متعدد شد و ظفرمندی نمایانی را نصیب مسلمین نمود که بعدها مورد تنافس و غبطه دیگر رزمندگان و صحابه سلف قرار گرفت، 736 از فضیلتهای استثنایی و منحصر به‌فرد علی (علیه السلام) است و کسی با او در این مقام مشارکت ندارد.
شاید کم جلوه دادن فتح خیبر به‌خاطر واهمه ابن‌تیمیه از مخدوش شدن مبانی خود است که اصل را بر فضیلت مطلق شیخین گذاشته است.
فضیلت فتح خیبر از مشهورات در نزد صاحب نظران اهل‌سنت‌ است.
طبری نقل می‌کند رایت فتح خیبر ابتدا به عمر داده شد و او بدون موفقیت بازگشت بعد از ‌این قضایا بود که کلام مهم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) «لاعطین اللواء غدا رجلا یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله. . »، 737 از پیامبر (صلی الله علیه و آله) صادر گردید.
متقی هندی از محدثین اهل‌سنت ‌بازگشت عمر و همراهانش بدون کار نمایان در جنگ خیبر را نقل می‌نماید که منتهی به کلام پر معنی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خصوص اعطای رایت به محب و محبوب خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) گردید. 738
نسائی حدیث اعطای رایت را با همان ویژگیهای مشیر به فضیلت حضرت علی (علیه السلام) در خصائص نقل می‌کند. 739
ابن حنبل نقل می‌کند:
عمر گفت: تا روز خیبر و سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد فردی که پرچم به او اعطا شد امارت را دوست نداشتم و مردم صبح کردند و همه امید داشتند که پرچم به آنها اعطا شود، وقتی صبح شد علی را در حالی که چشم درد داشت فرا خواند، از آب دهانش به چشم علی زد و چشم بهبود یافت و پرچم را به او داد. 740
ابن‌تیمیه در مورد عادی جلوه دادن تعبیر خاص پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد علی (علیه السلام) در روز خیبر به چند سوال مهم باید پاسخ دهد:
چرا عمر به‌خاطر ‌این تعبیر رسول الله (صلی الله علیه و آله) به امارت علاقه مند می‌شود؟
چرا مجاهدین در رکاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) و شرکت کننده در جهاد آرزوی اعطای رایت می‌کنند؟ چرا با وجود ناراحتی چشم علی (علیه السلام) که موجب معافیت هر مجاهدی از جهاد است، حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فقط ‌ایشان را گزینش کردند؟
چرا‌ این فضیلت برای صحابه ممدوح ابن‌تیمیه مورد تنافس و غبطه است؟741
ابن‌تیمیه در نوشته‌های خود برخی روایات منقول در فضایل اهل‌بیت (علیهم السلام) را که مورد پذیرش محدثین و اهل معرفت به حدیث است، نمی‌پذیرد.
او می‌نویسد: روایت «علی مع الحق و الحق یدور معه حیث دار و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض من اعظم الکلام کذبا و جهلا فان هذا الحدیث لم یروه احد عن النبی (صلی الله علیه و آله) لا باسناد صحیح و لا ضعیف». 742
برخلاف ‌این ادعا ترمذی از صاحبان صحاح سته مفاد روایت را به‌صورت جمله دعایی در فضائل امیرالمومنین علی (علیه السلام) نقل نموده است. پس ادعای بزرگ «لم یروه احد عن النبی (صلی الله علیه و آله)»، صحیح نیست.
محقق ترمذی در سنن خود از پیامبر نقل می‌کند: «رحم الله علیا اللهم ادر الحق معه حیث دار»: خدا علی را رحمت کند، خدایا حق را ملازم با علی گردان. 743
خوارزمی‌متوفای 568 در المناقب حدیث را نقل می‌کند: «رحم الله علیا اللهم ادر الحق حیثما دار». 744 مفاد حدیث مذکور مورد تایید مبارکفوری هم است. 745
ابن‌تیمیه در روند انکارهای بی‌دلیل خود به احادیث مقبول دیگر نیز تعرض می‌کند.
«اما قوله اقضاکم علی فلم یروه احد من اهل الکتب الستة و لا اهل المسانید المشهورة و لا احمد و لا غیره باسناد صحیح و لا ضعیف. . . لکن قال عمر بن خطاب الا اترون و «علی اقضانی» و هذا قاله بعد موت ابی بکر». 746
قرطبی صاحب کتاب استیعاب و متوفای 463 که مقدم بر ابن‌تیمیه و نزدیکتر به زمان سلف است، می‌نویسد: قال النبی (صلی الله علیه و آله) فی اصحابه: «اقضاکم علی بن ابی طالب». 747
این جمله پیامبر (ص) در زمان حیات تمام صحابه مورد نظر صادر شده است.
بلاذری نیز مفاد حدیث را تایید می‌کند: «ان علیا من اقضی اهل المدینة». 748
او از قول عمر چنین نقل می‌کند: «قال عمر علی اقضانا». 749
حدیث برادری پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امام علی (علیه السلام) با وجود تصریحات محدثین مورد انکار ابن‌تیمیه است. او مدعی است پیامبر (صلی الله علیه و آله) با کسی برادر نشد. «اما حدیث المواخاة فباطل موضوع فان النبی (صلی الله علیه و آله) لم یواخ احد». 750
حاکم در مستدرک از ا‌بن‌عمر نقل می‌کند:
وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) وارد مدینه شد بین اصحاب برادری ‌ایجاد کرد. علی با چشم گریان عرض کرد بین اصحابت برادری‌ایجاد کردی ولی بین من و احدی ‌این کار انجام نشد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جواب فرمود: «یا علی انت اخی فی الدنیا و الآخرة.
علاوه بر حاکم ابن‌حنبل و دو نفر از صاحبان صحاح سته هم مفاد روایت را نقل کرده‌اند. 751
قرطبی در الاستیعاب بر خلاف نظر ابن‌تیمیه حدیث مواخاة را روایت می‌کند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) بین مهاجرین در مکه و انصار و مهاجرین در مدینه برادری ‌ایجاد کرد. . . و خطاب به علی گفت: «انت اخی فی الدنیا و الآخرة». 752
بلاذری از بزرگان قرن سوم اخوت بین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) را با عبارت «فاخی بینه و بین نفسه» تایید می‌کند. 753 مفاد حدیث را قندوزی754 و متقی هندی صاحب کنز العمال755و ترمذی756 نقل کرده‌اند.
حدیث مواخاة و برادری مورد تایید مبارکفوری است. 757
ابن‌تیمیه پس از پذیرش حدیث منزلت (تثبت فی الصحیحین بلاریب)758 نظر غیر مقبولی را اظهار می‌کند: «استخلاف در مدینه دلیلی بر فضیلت نمی‌شود، دیگران هم استخلاف داشتند». 759
ابن‌تیمیه با مغالطه ‌اینگونه بر مطلب ادعایی خود شاهد می‌آورد:
بشر بن منذر در غزوه بنی قینقاع و ابن ام مکتوم در جنگ قریش جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مدینه شدند ولی‌این امر برای آنها نه تنها فضیلتی اختصاصی محسوب نمی‌شود، بلکه مشیر به امر مهمی ‌مثل امامت و جانشینی در ولایت بر مردم نیست. 760
ابن‌تیمیه به‌صورت آشکار و پنهان از هر دلیل و اماره‌ای برای استناد به امامت دچار وحشت است و دست به مناقشه یا انکار آن می‌زند. در عدم دلالت دلایلی که مستمسک شیعیان است تمام اندیشمندان اهل‌سنت ‌شریکند ولی ابن‌تیمیه با انکار آنها راه اقامه حجج احتمالی را می‌بندد.
در جایی دیگر می‌نویسد: «قد استخلف علی المدینة غیر واحد و اولئک المستخلفون منه بمنزلة ‌هارون من موسی من جنس استخلاف علی. . . فلیس فی الحدیث دلالة علی ان غیره لم یکن منه بمنزلة‌ هارون من موسی». 761
مشابه سازی فوق قابل خدشه است زیرا سلف مورد قبول ابن‌تیمیه همانند ابن‌عمر و سعد بن ابی وقاص در این زمینه به مقام علی (علیه السلام) تنافس داشتند. 762 اگر ‌این منزلت خیلی عادی و در دسترس بود که خیلی‌ها در آن مشارکت داشتند در این صورت دلیلی بر این غبطه وجود ندارد. معلوم نیست چرا روایت منقول در صحیح بخاری که مشیر به حسرت صحابه به ‌این مقام است، مورد بی اعتنایی ابن‌تیمیه قرار گرفته است؟
به‌علاوه در مورد هیچ جانشینی در مدینه به هنگام مسافرت، حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) از تعبیرخاص و معنی دار، نسبت و منزلت حضرت‌ هارون (علیه السلام) به حضرت موسی (علیه السلام) استفاده ننموده است. تشبیه همه مستخلفین به نسبت حضرت‌ هارون (علیه السلام) و موسی (علیه السلام) در کلام حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نیامده است و ابن‌تیمیه با قیاس نابجا دست به ‌این مفهوم سازی زده است.
ابن‌تیمیه در مورد حدیث «سد الابواب الا باب علی» از تعبیر «فان هذا مما وضعته الشیعة»763 استفاده می‌کند که مشعر بر مجعول و غیر واقعی بودن آن است، در حالی که ‌این روایت در جوامع معتبر روایی اهل‌سنت‌ وارد شده است. 764
حدیث سد ابواب و استثنا شدن درب خانه علی (علیه السلام) از آن، مورد تایید متقدمین و متاخرین از علمای صاحب اثر اهل‌سنت ‌است.
سبط ابن‌جوزی حدیث را در تذکرة الخواص ذکر می‌کند. او از ا‌بن‌عباس‌ نقل می‌کند: «امر رسول الله (صلی الله علیه و آله) بسد الابواب الا باب علی». 765
مبارکفوری هم در تحفة الاحوذی روایت را قبول و نقل کرده است. 766
در روند انکار احادیث ناظر به فضیلت اهل‌بیت (علیهم السلام) و علی (علیه السلام) ابن‌تیمیه می‌نویسد: «قوله انت ولی فی کل مومن بعدی فان هذا موضوع باتفاق اهل المعرفة بالحدیث». 767
او برای موجه نشان دادن حرف خود می‌نویسد:
اینکه علی و دیگران مولای هر مومنی هستند وصفی ثابت در زمان حیات و بعد از ممات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی است پس علی ولی هر مومنی است در حالی که الان متصدی ولایت و امارت ظاهری بر مردم نیست.768
بر عکس‌این ادعا، اهل معرفت به حدیث از محدثین اهل‌سنت‌ و جماعت از جمله ترمذی صاحب یکی از صحاح سته، مفاد روایت را در سنن مورد قبول اهل‌سنت‌ نقل نموده است. 769
صاحب الاستیعاب روایت را در کتاب خود از قول ا‌بن‌عباس‌ از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله) با‌ این عبارت نقل کرده است: «انت ولی کل مومن بعدی». 770
انکار حدیث طیر توسط ابن‌تیمیه هم احتمالا از همان مبنای مذکور (واهمه از تنزیل شیخین از افضلیت مطلق) سرچشمه می‌گیرد.
نسائی در خصائص حدیث طیر را نقل می‌کند که به‌نحو مضمر دلالت بر افضلیت علی (علیه السلام) به شیخین دارد.
او می‌نویسد:
مرغ پخته‌ای نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. حضرت دعا کرد: «اللهم ائتنی باحب خلقک الیک یاکل معی من هذا الطیر». سپس نقل می‌کند ابوبکر و عمر آمدند و حضرت آنها را رد کرد، وقتی علی آمد پذیرفت و مرغ را با‌ ایشان تناول نمود. «فجاء ابوبکر فرده و جاء عمر فرده، و جاء علی فادخله له. 771
حدیث طیر با مفاد مذکور مورد تایید قندوزی در ینابیع المودة است. 772
سبط ابن‌جوزی حنفی متوفای 654 در تذکرة الخواص صحت حدیث طیر را تایید می‌کند. 773
مبارکفوری متوفای 1353 مفاد حدیث طیر را

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع امیرالمومنین، جامعه اسلامی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع امیرالمومنین، فتح الفتوح