دانلود پایان نامه ارشد با موضوع امام حسین، امیرالمومنین، جامعه اسلامی، امر به معروف

دانلود پایان نامه ارشد

امر نکرد و از کشته شدن او ابراز شادمانی ننمود و به دندانهایش چوب نزد و سر او به شام حمل نشد. یزید فقط به بازداشتن حسین از رسیدن به امارت دستور داد. 615
در همان صفحه اعتراف می‌کند «و کان قتله (حسین بن علی) من المصائب العظیمة». 616
در تبرئه ناشیانه یزید از جرم سنگین قتل یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت با خلط مباحث اظهار می‌دارد:
زمانی که خانواده حسین را پیش یزید بردند به آنها احترام کرد و آنان را به مدینه باز گرداند و روایت شده است که ابن‌زیاد را به خاطر کشتن حسین لعن کرد و گفت راضی بودم که عراق بدون کشته شدن حسین به اطاعت من در می‌آمد.617
ابن‌تیمیه بعد از ‌این اظهار با نقد ملایم می‌نویسد:
با وجود ‌این مطالب یزید در مخالفت با قتل حسین کاری نکرد و او را یاری ننمود و در خونخواهی او کاری انجام نداد در حالی که ‌این امور بر او واجب بود. به‌این دلیل اهل حق او را بر ترک‌ این واجب و امور دیگر سرزنش می‌کنند. 618
ابن‌تیمیه علاوه بر تبرئه یزید از گناه بزرگ آمریت قتل خامس آل عبا، در مواضعی همانند اطاعت و عبادت و نمازگزاردن و امر به معروف و نهی از منکر و اقامه حدود و جهاد برای فتح قسطنطنیه از یزید تمجید می‌کند. 619
وی ادعا می‌کند ابن‌حنبل از لعن یزید امتناع کرده است. 620
در جای دیگر می‌نویسد: «احمد در مورد لعن یزید مورد سوال واقع شد،‌ایشان از لعن افراد خاص کراهت داشت». 621
ابن‌تیمیه با رویکردی استدراکی می‌نویسد: «مع هذا فطائفة من اهل السنة یجیزون لعنه لانهم یعتقدون انه فعل من الظلم ما یجوز لعن فاعله». 622
او اضافه می‌کند: «القول فی لعنة یزید کالقول فی لعنة امثاله من الملوک و الخلفاء و غیرهم و یزید خیر من غیره، خیر من المختار بن ابی عبیدة الثقفی امیر العراق». 623
از آفات مباحث علمی ‌ابن‌تیمیه مقایسه‌های ناروا برای مجادله‌های بی ثمر است. جرم نابخشودنی قاتلین امام حسین (علیه السلام) چه ارتباطی به حرکت مختار دارد که در جهت تقاص قاتلین و به‌جای خود حرکتی صحیح بود؟
ابن‌تیمیه در برگشتی ناشیانه و بی وجه و بدون ارائه دلیل می‌نویسد: « یزید بن‌ معاویه به عموی خود یزید بن‌ ابی سفیان که از نیکان صحابه و بهترین عضو خاندان آل حرب بود، شباهت داشت ». 624 او در نهایت به تبرئه یزید از خطای بزرگ شهادت یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت می‌پردازد:
معلوم شد که یزید به قتل حسین فرمان نداده است ولی قاتلان او را هم مجازات نکرد زیرا اقدام آنان در قتل حسین برای حفظ حکومت یزید بود و او از جانب حسین و اهل‌بیت نسبت به حکومتش نگرانی داشت. 625
ابن‌تیمیه با اعتراف به شهادت مظلومانه حضرت امام حسین (علیه السلام) در کربلا در رویکردی متناقض، یزید را به گونه‌ای معرفی می‌کند کانه با اهل‌بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مشکلی نداشته است. ابن‌تیمیه می‌نویسد: «یزید به قتل حسین دستوری صادر نکرد بلکه به ابن‌زیاد نوشت حسین را از رسیدن به امارت عراق باز دارد». 626
ابن‌کثیر متوفای 774 مفاد نامه‌ای از یزید به حاکم وقت مدینه ولید بن عتبه را نقل می‌کند که حاکی از تصمیم یزید به اخذ بیعت توام با فشار است و این ماجرا و پیامد‌های آن قبل از حرکت حضرت سید الشهدا (علیه السلام) به سمت عراق و ولایت و امارت آنجا است. «اما بعد فخذ حسینا و عبد الله بن عمر و عبدالله الزبیر بالبیعة اخذا شدیدا لیست فیه رخصة حتی یبایعوا». 627 تعبیر «لیست فیه رخصة حتی یبایعوا» به‌اندازه‌ای گویا هست که به بیان اضافی نیاز ندارد.
ابن‌تیمیه در جایی ادعا می‌کند یزید مخالف قتل امام حسین (علیه السلام) بود و ابن‌مرجانه را لعن کرد.628‌ این روایت نادر در بین مورخین مشهور تنها مورد تایید ا‌بن‌اثیر در الکامل فی التاریخ است. 629
آنگاه در مورد شهادت حضرت و پیامد آن می‌نویسد:
حسین مظلومانه شهید شد. وقتی خبر شهادتش به یزید رسید اظهار ناراحتی کرد و در خانه‌اش گریست و خانواده او را به اسارت نگرفت بلکه به آنها احترام گذاشت و اجازه داد به شهرهای خود برگردند. 630
کارگزاران یزید که برای حفظ حکومت او تلاش می‌کردند بدون دستور او نمی‌توانستند بار چنین خطایی را به‌دوش بگیرند و بدون دستور او خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به اسارت ببرند و شواهد تاریخی نیز مطلب را کاملا تایید می‌کند. بازگشت اسرای کربلا نه به‌خاطر اکرام بلکه گریز از خطری بود که مقبولیت نیم بند و موجودیت حکومت یزید را در شام تهدید می‌کرد.‌این خطر ناشی از افشاگریهای امام سجاد (علیه السلام) و زینب کبری (سلام الله علیها) در پایتخت حکومت اموی بود. اقدام یزید هیچ تاثیری در تبرئه او از خطای بزرگ و جنایت بار کربلا و اقدامات بعدی در جامعه اسلامی ‌و قضاوت مسلمین، نداشت. محمد رشید رضا با وجود شیفتگی و علاقه به ابن‌تیمیه و ارتقای او به جایگاه محدث ناقد در مورد تحلیل از شخصیت یزید، مخالف سلف ممدوح خود است و این نمایانگر خطای ابن‌تیمیه در ارزیابی از شخصیت و کارکرد یزید بن معاویه است.
رشید رضا در مورد نحوه برخورد با حاکمان جور چند قسم و وجه قائل است. او اغتصاب خلافت را توسط یزید باطل دانسته و قیام حسینی را مورد تمجید قرار می‌دهد:
…از ‌این قبیل است قیام حسین سبط رسول (صلی الله علیه و آله) بر علیه پیشوای ستم و طغانگری یزید پسر معاویه، یعنی همان کسی که با زور و تزویر بر مسلمین حکومت می‌کرد، خداوند او و یاری کنندگانش از گروه کرامیه و ناصبی ها خوار کند. 631
ابن‌حزم اندلسی متوفای 456 در کتاب الفصل قاتلین امام حسین (علیه السلام) و مسببن و آمرین را لعن می‌کند. 632
ملا سعدالدین تفتازانی از متکلمین اهل‌سنت‌ متوفای 793 پس از نقل اقوال به خطای بزرگ و جواز لعن یزید رای می‌دهد:
سخن درست ‌این است که یزید به قتل حسین راضی بود و از قتل او شادمان شد و به اهل‌بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) اهانت کرد. مفهوم‌ این مطلب به تواتر ثابت است هر چند در جزئیات مسئله، خبر واحد نیز وجود دارد. ما در مورد یزید ابهامی نداریم و در مخدوش بودن‌ایمانش تردید نمی‌کنیم. خداوند او و یاران و کمک کنندگانش را لعنت کند.633
یعقوبی در تاریخ خود جنایات یزید را در حق خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به اسارت آوردن آل الله به شام و نهاده شدن سر مبارک حضرت حسین (علیه السلام) نزد یزید و جسارت یزید با چوب به دندانهای پیشین حضرت را کاملا تایید می‌کند. 634
ابن‌خلدون متوفای 808 کار نامه یزید را سیاه و پر از جنایت و رفتارهای غیر انسانی و اسلامی‌ معرفی می‌کند: «یزید فردی تیره کار و بد کردار بود و تیره کاری او چون کشتن سبط رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و یاران او و شرب خمر و اشتغال به دیگر معاصی معلوم و مشخص است». 635
ابن‌کثیر برخلاف ابن‌تیمیه حمل راس الحسین را به شام تایید می‌کند. 636
این نظرات از علمای اهل‌سنت‌ با وجود داشتن زاویه از تفکرات شیعه در تضاد با موضع متزلزل ابن‌تیمیه در مورد یزید بن معاویه است.
2-4- خدشه در بیعت اکثریت مسلمین با علی (علیه السلام):
ابن‌تیمیه می‌نویسد: «غالب و اکثر مسلمین با علی بیعت نکردند و بیعت کنندگان نصف یا کمتر بودند».637‌این نظر دقیق و سنجیده نیست و مشابه ادعای غیر اثبات شده او در مورد بیعت جمیع مسلمین با عثمان است که قابل محاسبه نیست و صرفا یک ادعای جزافی است.
اسماعیل فرج در نقد‌ این نظر، معتقد است ابن‌تیمیه گرفتار خود ستیزی است. تردید در بیعت منجر به خلافت ظاهری علی بن ابی طالب و ‌اینکه اکثریت یا نصف با او بیعت نکردند و بیعت کنندگان اهل مدینه بودند و آنها تمام مسلمین نیستند، اندیشه ابن‌تیمیه را نقض می‌کند، زیرا او به بیعت اهل مدینه با سه خلیفه اول اعتماد و در مورد علی اعتماد نمی‌کند و تناقض او بیشتر از ‌این است زیرا مدعی است همه مخالفین، در ولایت و بیعت با او مخالف نبودند بلکه دلیل آن به‌خاطر عدم اقامه مجازات شرعی حد در حق قاتلین عثمان بود. مشکل مبنایی ابن‌تیمیه رو به افزایش است زیرا معتقد است نه علی و نه طلحه و زبیر و عائشه قادر بر اقامه قصاص نبودند. پس عذر و بهانه آنها برای تخلف از بیعت چه بود؟‌آیا معنی ‌این حرف ‌این نیست که فقط معاویه قادر به اجرای قصاص بر علیه قاتلین عثمان بود؟638
ادعای عدم همراهی اکثریت با علی (علیه السلام) با بیان و مبانی اعلامی‌خود ابن‌تیمیه نقض می‌شود: «و علی بایعه کثیر من المسلمین و اکثرهم بالمدینة علی انه امیرالمومنین». 639
از مبانی اعلامی ‌ابن‌تیمیه انعقاد امامت و سلطه حاکم اسلامی ‌با موافقت اهل شوکت است. ابن‌تیمیه در ‌این مورد بیعت اکثریت را شرط نمی‌داند بلکه بیعتی که قدرت و سلطه را موجب شود از نظر او کافی است. او با صراحت می‌نویسد: «الامامة عندهم (اهل السنة) تثبت بموافقة اهل الشوکة علیها؛ امامت در نظر اهل‌سنت‌ با توافق اهل شوکت مستقر می‌شود» و اضافه می‌کند مردی امام نمی‌شود تا اهل شوکت با او بیعت کنند تا به‌واسطه فرمانبری آنها هدف امامت به‌دست آید. هدف امامت با قدرت و سلطه قابل حصول است پس وقتی بیعتی صورت گرفت که با آن قدرت و سلطه حاصل شد فرد بیعت شده امام می‌شود. 640
از نکات قابل انتقاد به ادعای ابن‌تیمیه‌این است که مدینه مرکز صحابه و تابعین مورد قبول اهل‌سنت ‌و ابن‌تیمیه است لذا بیعت آنان در منظر اهل‌سنت‌ جایگاه رفیعی دارد.
از علمای مشهور و نام آشنای اهل‌سنت ‌به بیعت بدون خدشه اکثریت مسلمین با علی (علیه السلام) بعد از قتل عثمان تصریح کرده‌اند.
بنا به نقل ابن ابی العز حنفی، ابوجعفر طحاوی از متکلمین قرن چهارم (متوفای 321) اهل‌سنت‌ ضمن تثبیت خلافت علی (علیه السلام) و صحه گذاشتن به تربیع، بیعت عمومی مشروعیت بخش در نزد اهل‌سنت ‌را برای علی (علیه السلام) اثبات می‌کند و او را امام واجب الطاعه معرفی می‌کند.
او معتقد است خلافت بعد از عثمان در مورد علی به‌طور قطعی تثبیت شد. او اضافه می‌کند وقتی عثمان به قتل رسید و مردم با علی بیعت کردند«صار اماما حقا واجب الطاعة» و طبق حدیث فردی به‌نام سفینه، علی با عنوان خلافت نبوی خلیفه زمان خود شد. حدیث سفینه از قول پیامبر (صلی الله علیه و آله) خلافت نبوی را 30 سال اعلام می‌کند که به‌دنبالش پادشاهی جایگزین می‌گردد «خلافة النبوة ثلاثون سنة، ثم يؤتي اللّه ملكه من يشاء». 641
طحاوی در جمله بعدی فقط معاویه و اهل شام را از بیعت علی (علیه السلام) استثنا می‌نماید و حکم قاطع می‌دهد که حق با علی (علیه السلام) بود. طحاوی می‌گوید: «خلافت امیرالمومنین علی بعد از عثمان با بیعت صحابه به‌استثنای معاویه و اهل شام تثبیت می‌شود». او در پایان‌ اضافه می‌کند در ‌این منازعه حق به جانب علی بود: «والحقّ مع علي رضي اللّه عنه». 642
اگر مفهوم مخالف جمله مذکور را در نظر بگیریم طرف نزاع حق، باطل است پس متخلفین از بیعت با امیرالمومنین علی (علیه السلام) بر خلاف منهج حق و بر سبیل باطل بودند. در ادبیات قرآنی فراتر از مرزهای حق جز باطل چیز دیگری وجود ندارد: «فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلال‏». 643
پس خدشه در اکثریت و استقصای عدم بیعت نصف یا بیشتر هم به‌لحاظ تاریخی قابل اثبات نیست و هم با شواهد تاریخی و شهادت سلف مورد اعتماد ابن‌تیمیه ناسازگار است.
سیاق بیان ابن‌کثیر در مورد بیعت مردم با علی (علیه السلام) به‌نحوی است که هم فوریت بیعت و هم بیعت اکثریت مطلق مردم و هم اصرار بر بیعت را افاده می‌کند: «عدل الناس الی علی فبایعوه قبل ان یدفن عثمان و قیل بعد دفنه و قد امتنع علی من اجابتهم الی قبول الامارة حتی تکرر قولهم له». 644 او اضافه می‌کند بعد از اصرار و بیعت خواص و صحابه بزرگ توده مردم وارد فرایند بیعت می‌گردند: «فبایعه عامة الناس». 645‌این بیعت در مدینة الرسول، مرکز اسلام و حضور صحابه بدون خدشه انجام شده است. ذکر نام مدینه برای اعتبار بخشی به بیعت مردم با علی (علیه السلام) است. «بایع الناس علیا بالمدینة». 646
بلاذری بیعت اکثریت صحابه و امت را با علی (علیه السلام) بعد از قتل عثمان تایید می‌کند و بیان می‌نماید

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع جامعه اسلامی، امیرالمومنین، نظم اجتماعی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع خلفای راشدین، حکومت اسلامی، جامعه اسلامی، علامه طباطبایی