دانلود پایان نامه ارشد با موضوع اقتصاد کشور

دانلود پایان نامه ارشد

ي نيز سرايت مي‌كنند و دموكراسي را از درگير شدن در جنگ منصرف مي‌نمايند. چون جنگ، تجاوز از هنجارهاي اساسي و بنيادي دموكراسي خواهد بود. نظر به صلح دموكراتيك، بيشتر به همكاري دولت‌ها در امور سياسي مربوط است، ولي بي‌ترديد، همان گونه كه انديشمنداني مانند ميتراني و هاس نيز تأكيد مي‌كنند، درك متقابل سياسي و اهميت دادن نظام‌هاي دموكراتيك به گفتگوي دوجانبه و همكاري، آنها را به همكاري‌هاي اقتصادي و منطقه‌گرايي نيز سوق مي‌دهد.
بنابراين، بر اساس نظريه‌هاي همگرايي منطقه‌اي كه به طور مختصر بيان شد، پيشرفت فرايند همگرايي يا برداشت سودمند بودن آن براي اعضا، با ايجاد و اتخاذ سياست‌هاي كاركردي چشمگير (مانند بازار مشترك)، چارچوب‌هاي سازماني مؤثر (استقلال حقوقي و شخصيت فراملي)، همانندي و درك متقابل در ارزش‌هاي سياسي و فرهنگي، ليبراليسم اقتصادي و مساعدت عوامل بين‌المللي حاصل مي‌شود. از اين رو، بر اساس نظريه‌هاي همگرايي براي مقايسه پويايي همگرايي در دو منطقه، بايد متغيرهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، بين‌المللي و حقوقي ـ سازماني را به طور همزمان مورد توجه قرار داد.

مبحث پنجم:روش تحقيق
اين تحقيق به صورت کتابخانه اي و با استفاده از مراجع و کتب موجود در زمينه هاي مربوطه جمع آوري وپايان نامه ي حاضر با استفاده از متون موجود تدوين گرديده است.

فصل دوم:

اتحاديه اروپا ، ساختار و حقوق اتحاديه ي اروپا
به عنوان يک سازمان بين الملي

مبحث اول: مقدمه
از جمله آرزوهاي قديمي که ارو پا ئيان از ديرباز جهت دستيابي به آن در تلاش بوده اند ، ايجاد يک ارو پاي واحد12 است که بعضي سابقه ي آنرا حتي به دوران چنگيز خان مغول اولين کسي بود که قصد پيوند اروپا را با بخشهايي از آسيا – البته از طريق جنگ و خشونت- به يکديگر داشت . پس از او در دوران معاصر به هيتلر و کشورگشايي او مي توان اشاره نمود که علناً وحدت اروپا را با بهانه حفظ نژاد برتر آريائي مدعي بود . تاريخ نشان داد که هيچکدام از آنها در حصول اهداف خود موفق نبودند ، زيرا عامل جبر وفشارنقش اول را در شکل گيري اين اتحاد بازي مينمود و طبعاً مقاومتهاي ديگر ملل در مقابل چنين روشهايي مانع عمده ي اينگونه اتحاد بود .
مبحث دوم: زمينه هاي تشکيل اتحاديه اروپا
جنگهاي اول و دوم جهاني هر کدام در شکل گيري ، ظهور و تقويت طرح وحدت اروپا نقش بسزائي ، ولو بطور غير مستقيم ، داشته اند . وخامت اوضاع اقتصادي جهان پس از جنگ و مخصوصاً شرائط نا بسامان اروپا ، آغاز جنگ سرد و ترس از حملات احتمالي شوروي سابق به ارو پا ، و نيز شکاف بين اين کشور و ارو پا ي واحد تحت عنوان پرده هاي آهنين 13 از جمله عوامل تسريع کننده در ايجاد يک اروپاي واحد بود و لذا صاحب نظران دو عامل اساسي و اصلي را در شکل گيري جوامع اقتصادي ارو پا 14 موثر مي دانند ، اول عامل سياسي و دوم عامل امنيت 15شکل گيري اين جوامع نقش اساسي داشته ، ليکن نه به قوت و شدت دو عامل قبلي ، چرا که عامل اقتصاد و تجارت تنها مي تواند به عنوان ابزار تقويت ارتباطات و روابط امنيتي ايفاي نقش نمايد . در اين راستا بايد به تلاش عده اي از سياست مداران ارو پائي اشاره نمود که از سالهاي قبل از جنگ و نيز پس از آن ، درصدد ايجاد يک ايالات متحده اروپا 16 بوده و در اين راه گامهائي نيز برداشته شد .
براي تحقق اين هدف ، ساختارهاي متفاوتي براي اروپاي آينده در نظر گرفته شد و طرحهايي براي تشکيل اين اتحاديه ارائه گرديد . طرح اول مبتني بر ايجاد يک “اتحاديه” است که شکل بين الدولي آن مدنظر بود . طراحان آن که به اتحاديه گراها 17 معروف مي باشند بر اين باور هستند که اين سازمان تنها در بعضي از سياستهاي کلي شوراا هاي عضو ، و نه لزوماً در تمام مسائل ، مي تواند دخالت کرده و ارائه طريق نمايد . کشورهائي مانند انگليس هنوز به اين نظر پاي بند هستند .طرح دوم از آن فدراليست ها مي باشد که خواهان تشکيل يک دولت فدرال اروپايي مي باشند . ليکن چون سازمان يا دولت فدرال تعاريف و اشکال متفاوتي دارد ، نمي توان نوع واحدي از آن را براي اروپا در نظر گرفت ،چرا که در بعضي نظامها ي فدرال نوع حکومت و نظام اداره کشور متمرکز ، و در بعضي ديگر غير متمرکز است . مثلاً نظام کشورهايي مانند آمريکا ،آلمان و اتريش هر سه فدرال و در عين حال متفاوت با يديگر مي باشند . لذا اين ابهام وجود دارد که در صورت تحقق وحدت نظر بر ايجاد اروپاي فدرال ، کدام يک از شقوق موجود به کار گرفته خواهد شد .
اختلاف در اين موضوع موجب شده که دو نوع برداشت متفاوت از اتحاديه ي اروپايي ارائه گردد . عده اي آنرا در يک سازمان مستقل دانسته که به آن اختياراتي از سوي دول عضو اعطا شده و تنها در آن موارد اتحاديه مي تواند اقداماتي را اتخاذ نمايد ، در حالي که عده اي ديگر اتحاديه را همعرض و موازي با دول عضو مي دانند ، به نحوي که هر دو صالح به ايفاي نقش در روابط بين الملل مي باشند . معذلک هنوز در اين راستا وحدت نظر خاصي حاصل نشده است .
طرح سوم از آن عمل گرا ها مي باشد که معتقدند در برخي از امور اقتصادي بايد حاکميت متفاوت ملي دولتها و حقوق ناشي از آن با يکديگر ادغام تا اختيارات واحدي را ايجاد نموده و بر آن اساس اتحاديه وظايف خو را انجام دهد.
به هر حال عليرغم وجود اين اختلاف نظرها در بين طرفداران هر سه گروه ، آنچه که فکر وحدت اروپا را دامن مي زد از بين رفتن اقتصاد اروپا ، از بين رفتن دولتهاي مقتدر اروپائي و هرج و مرج بوجود آمده ناشي از جنگهاي جهاني اول و دوم بود . به عبارت ديگر اين حوادث خود موجبي شد تا طرح ايجاد اروپاي واحد با سياستهاي نوين بروز پيدا کرده و رشد نمايد . نظرات جديد ، آشکار ملي گرائي ، حاکميت سياسي دول و اصرار بر استقلال اقتصادي هر دولت را به طور مجزا مردود مي شمرد،چرا که تجربه ي دولتهاي قبلي (قبل از جنگ) آنها را نا اميد و ما يوس از رسيدن به اهداف خود کرده بود . در اين دوران نظرات عموم مردم و مخصوصاً افکار سياست مداران متوجه ايجاد نوعي اتحاديه ي سياسي و يا فدراسيون بود که با وحدت خود بتواند خرابي هاي گذشته ر جبران نمايد.
البته حوادث قبل از جنگهاي جهاني اول و دوم را نيز نبايد از نظر دور داشت . در زمان حاکميت امپراطوري عثماني بر اکثر نقاط اروپا18 ، روساي کشورهاي اروپايي به اين فکر افتادند تا به نحوي و بر حول محور دين مسحيت جبهه اي قوي ايجاد که ديگر تهديد دولتهاي خارجي مانند دولت عثماني نتواند آنرا بر هم بزند . اين عامل البته پس از نهضت تجديد نظر خواهي و نو گرايي در دين ظهور افکار ليبراليستي و جدائي دين از سياست ، جاي خود را به روشهاي عقلاني و علمي داد .
بطور کلي در تاريخ اروپا همواره انديشمندان و نويسندگاني بوده که هر از چند گاهي فکر تشکيل مجامع فرا ملي را مطرح مينمودند که البته با واکنشهاي متفاوتي نيز روبرو مي شدند ، از آن جمله مي توان به William pan اشاره نمود. که در سال 1693 نظريه ي ايجاد يک مجلس اروپائي را ارائه کرد و يا به Jeremy benthamکه فکر تشکيل مجمع اروپائي و ايجاد يک ارتش مشترک را عرضه داشت و يا نظريه ي jouques-jean ROUSSEAU که متوجه ي تشکيل يک فدراسيون اروپائي بود . البته ديگر نويسندگان و متفکران اروپائي نيز هر کدام به نحوي نسبت به وحدت اروپائي متفق القول بودند اگر چه هر کدام راههاي اجرائي متفاوت از يکديگر را مطرح مينمودند . به عنوان مثال HENRI SAINT SIMAN در سال 1814 ميلادي نظريه ي تشکيل يک پادشاهي واحد اروپائي به همراه دولت و مجلسي واحد را رائه کرد که ناظر برپايان جنگ در اروپا و حفظ صلح از طريق تشکيل يک ايالات متحده ي اروپا بود . بعدها اين نظريه تقويت شد و حتي افرادي چون ويکتور هو گو Victor hugo در سال 1849 ميلادي در کنگره ي صلح پاريس19 آنرا تکرار کرد . معهذا با آغاز قرن 20 ميلادي حرکتهاي محسوس تري از سوي سياستمداران و متفکرين اروپائي در خصوص وحدت اروپا شکل ميگيرد . اگر چه برخي شوراها ي اروپائي با وضع حقوق گمرکي براي ورود کالا ها به داخل مرزهاي خود محدوديت هاي بيشتري را اعمال مينمودند ، ليکن فکر همکاري اقتصادي نيز به موازات آن متولد شد و در پي آن سازمانهاي اقتصادي اروپا بوجود مي آيد . در اين دوره دولتهاي کوچک اروپائي به منظور تقويت اقتصاد خود پيمانهاي محدودي چون اتحاديه ي اقتصادي Benelux در سال 1922 بوجود آورده و در سالهاي پس از آن کنوانسيون اسلو 20 در سال 1930 بوجود آمد. بر اساس اين کنوانسيون کشورهاي اسکاتلنديناوي براي حذف محدود حقوق گمرکي در بين خود به توافق رسيدند .
در اين دوره مي توان به پيمانهاي ديگري نيز مانند پيمان لو کارنو 21 در سال 1925 کشورهاي فرانسه ، انگليس ، آلمان ، بلژيک و ايتاليا که ماهيت سياسي داشت و به منظور جلو گيري از جنگهاي بيشتر در سطح اروپا صورت ميپذيرفت، اشاره نمود. اين تلاشها همچنان ادامه داشت تا اينکه طرح تشکيل يک گروه مطالعه براي ايجاد اتحاديه ي اروپايي22 در سال 1932 ارائه و بلا فاصله کار خود را در مقر جامعه ي ملل در ژنو شروع کرد ، ليکن طوفان جنگ جهاني دوم بر نهالهاي وحدت ورزيدن گرفت و اميدها را به ياس مبدل نمود.
مبحث سوم : گام هاي آغازين در تشکيل اتحاديه ي اروپا
در دهه ي 1950 ميلادي تلاشهاي چندي براي ايجاد سازمانهاي فرا ملي در بين کشورهاي اروپائي انجام پذيرفت . از آن جمله مي توان به اقدام جهت تشکيل يک جامعه دفاعي اروپائي23 و يا جامعه ي سياسي اروپائي 24 اشاره نمود. در خصوص سازمان اول معاهده اي در سال 1952 منعقد گرديد ، اما هيچ گاه به منصه ي ظهور نرسيد ، ليکن ميل به وحدت سياسي و دفاعي اروپا و ايجاد تشکيلاتي براي حصول اين اهداف بعدها در معاهدات مختلف مربوط به اتحاديه ي اروپا مانند مصوبه ي واحد اروپائي25در سال 1984 مورد تاکيد قرار گرفت .
آنچه در عمل به ثمر نشست و توانست زير بناي اتحاديه ي ارو پاي امروزي قرارداد ، تشکيل جامعه ي زغال سنگ و فولاد ارو پائي در اوائل دهه 1950 بود . در ماه مي 1950 ،وزير امور خارجه ي فرانسه طرحي را ارائه داد که بر مبناي آن اداره ي توليد زغال سنگ و فواد فرانسه و آلمان تحت نظارت يک مرجع عالي مشترک قرار مي گرفت که عضويت در اين سازمان جديد به روي تمام کشورهاي اروپائي باز بود . با وجود آنکه مبناي کار اين سازمان همکاري و هماهنگي در مسائل اقتصادي بود ، زير در بين کشورهاي قاره اي ارو پا تقريباً بيشترين معادن زغال سنگ در اين دو کشور قرار داشت و آنها مي توانستند با کنترل و نظارت بر توليد آن به رشد اقتصاد کشورهاي خود خدمت فراوان نمايند ، ليکن بايد اذعان نمود که فرانسه هنوز خاطره ي جنگ جهاني دوم و اشغال اين شور توسط آلمان را از ياد نبرده بود و از اين رو بدنبال ايجاد پيوندها و علقه هائي با آلمان بود به نحوي که آلمانها را از فکر تجاوز مجدد به فرانسه باز دارد .
صرف نظر از بعد اقتصادي اين مرجع عالي ، بيشترين اهميت آن شايد به خاطر اختيارات و نحوه ي شکل گيري آن بود . اين مرجع متشکل از افرادي مشتقل بود و اختيار اتخاذ تصميماتي لازم الاجرا و الزام آور براي دول عضو را دارا بود . به عبارت ديگر اين مرجع يک ويژگي فرا ملي و بين الدولي داشت و نظرات و تصميمات متخذع توسط آن براي دول عضو الزام آور بود .
در هر صورت جامعه ي زغال سنگ و فولاد ارو پائي ECSCدر سال 1951 تاسيس که در مقدمه ي معاهده ي آن آمده است اين جامعه به عنوان ” زير بناي يک جامعه وسيع تر و عميق تر بين مردمي که مدتهاي طولاني به علت تخاصمان خونين متفرق شده بودند ” مي باشد .
بر اساس اين معاهده يک بازار مشترک براي توليدات زغال سنگ و فولاد بين اعضا وقت و ساير کشورهائي که در آينده به آنها مي پيوستند ايجاد شد . در اين ميان آلمان بسيار فعال تر و صنعت فولاد اين کشور داراي رشدي بيشتر از ديگر کشورهاي ارو پائي مانند فرانسه بود ، ليکن به خاطر رکود اقتصادي ناشي از تحميل محدوديتهاي اعلام شده از سوي مرجع بين الملي RUHR آلمان مايل بود در اين جامعه ي جديد وارد گردد ، تا رشد بيشتري را براي صنعت خود به ارمغان آورد .
در اين ميان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نفت و گاز، سپتامبر 2001، حقوق بشر Next Entries منبع تحقیق درباره شهرت شرکت