دانلود پایان نامه ارشد با موضوع آموزش زنان، روشنفکران، شرکت در انتخابات، دانش آموزان دختر

دانلود پایان نامه ارشد

طبقه متوسط جديد نيز بيش تر مي‌شود و همين امر فوايد مختلفي به لحاظ سياسي و اقتصادي دارد. از ديد بسياري از متفکران طبقه متوسط جديد شباهت‌هايي با طبقات بالا دارد؛ چرا که باسواد و متمدن است و از خصلت‌هاي شهري برخوردار مي‌باشد و از طرف ديگر وجود اين طبقه سبب مي‌شود که تنش‌هاي اجتماعي از حالت خشونت آميز به رقابت سياسي تبديل شود(غني نژاد:1387).
در خصوص تعريف طبقه متوسط جديد، اين طبقه به گروهي از جامعه اطلاق مي‌شود که در نتيجه پديده نوسازي پا به عرصه وجود نهاده و هسته اصلي اين بخش را جامعه روشنفکران تشکيل مي‌دهد. از اين رو طبقه متوسط جديد به گروهي اطلاق ميشود که رسالت ويژه آنان تفسير جهان براي اجتماعي است که در آن زندگي مي‌کنند(ميلاني،127:1382).
اين اصطلاح را نخستين بار جامعه شناس آلماني به نام لدرر65 به کار برده است، وي مهم ترين ويژگي اين طبقه را در شيوه زندگي و حقوق اعضاي اين طبقه مي‌داند.(مسعودنيا،1390:283).
در خصوص کشور ايران، عده‌اي معتقدند اين طبقه در دوران رضاه شاه شکل گرفته است(عراقي،9:1386) ولي در دوران پهلوي‌ها چندان تأثيري در تحولات و ساختارهاي موجود سياسي، اقتصادي و اجتماعي نداشته‌اند.
در دهه اول بعد از انقلاب اين طبقه در مقايسه با دوران پهلوي رشد چشمگيري داشته است؛ چرا که در ابتدا، انقلاب فرهنگي باعث شد که اين طبقه اجتماعي از منشأ و نيروي خود محروم گردد و سپس جنگ تحميلي ايران و عراق سبب شد تا هزاران جوان براي ادامه تحصيل يا عدم شرکت در جنگ به اروپا بروند(ريگار و ديگران،128:1385). با اين وجود بسياري از افراد اين طبقه در ايران ماندند و در غياب تعدادي ديگر از افراد اين طبقه جذب قدرت شدند و از بار مسئوليت‌ها و هزينه‌هاي دولت کاستند و هم چنين قشرهاي مختلف اين طبقه امکان شناخت، تصميم گيري، برنامه ريزي و اجرا را از سوي دولت براي مردم را فراهم آوردند.
با توجه به اين که کشور ايران، يک جامعه در حال گذار مي‌باشد و هر جامعه در حال گذار در مسير توسعه و پيشرفت خود با بحران‌هاي زيادي مواجه مي‌شود و بحران مشارکت يکي از اين بحران‌ها مي‌باشد لذا هر گونه بي توجهي به خواسته‌هاي اين طبقه در حال رشد مي‌تواند در آينده باعث بروز بحران‌هاي سياسي و اجتماعي جبران ناپذيري گردد. همچنين لازم به ذکر است که يک جامعه سنتي دچار عدم تعادل نمي‌گردد چرا که نياز به مشارکت افزايش نمي يابد تا نهادمندي سيستم سياسي را به چالش کشيده شود. از سوي ديگر در جوامع سياسي مدرن نيز آشفتگي ايجاد نمي‌گردد؛ چرا که در اين جوامع نهاد‌هاي سياسي به حد لازم رشد و پرورش يافته‌اند. بنابراين بي ثباتي در جوامعي رخ مي‌دهد که تقاضاي مشارکت سياسي افزايش يابد اما نهاد‌هاي سياسي جامعه توان پاسخ دهي به اين نياز را ندارند و اين شرايط تنها در جوامع در حال گذار به وقوع مي پيوندد.
در کنار مطالب ذکر شده نيز بايد اذعان کرد، افزايش تعداد و نقش تعيين کننده و سرنوشت ساز اين نيروي اجتماعي در تحولات سياسي و اجتماعي ايران در دوران قبل و بعد از انقلاب از شرايط و عوامل مختلفي چون: رشد جمعيت، گسترش شهرنشيني، افزايش ميزان تحصيلات، نقش گسترده زنان در موقعيت‌هاي اجتماعي بالاتر و افزايش تعداد کارکنان با تحصيلات عالي متأثر بوده است(ازغندي،124:1385).
در خصوص جامعه ايران پس از انقلاب اسلامي، لازم به ذکر است که اين جامعه با واقعيتي به نام رشد طبقه متوسط جديد روبه رو بوده است که آرمان اصلي آنها در مفاهيمي چون توسعه سياسي، مشارکت سياسي، دموکراسي، حقوق بشر وصلح خلاصه مي‌شود. اين طبقه که از دهه1370 رو به فزوني بوده است خواسته‌هاي دموکراتيک مشخص و ايدئولوژي کما بيش روشني دارد. هرچند از حيث سياسي تنها در اين سال‌ها دستاورد‌هايي داشته است. گرچه پايگاه اجتماعي اين طبقه فعال سياسي، طبقه متوسط جديد است ولي ويژگي اصلي آنها نه خواسته‌هاي اقتصادي محض بلکه خواسته‌هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي است. هسته اصلي اين نيروي سياسي – اجتماعي را به طور کلي روشنفکران تشکيل مي‌دهند(بشيريه،130:1385).
بر خلاف طبقات بالا و پايين، طبقه متوسط جديد، واجد شرايط سياسي، ايدئولوژيکي و اقتصادي لازم براي ظهور و فعاليت به عنوان نيروي سياسي بوده است. چرا که هم از لحاظ اقتصادي رابطه ضعيفي با حکومت داشته‌اند و هم از نظر سياسي احساس بيگانگي مي‌کرده و از مشارکت سازمان يافته در سياست محروم بوده‌اند( بشيريه،135:1378).
هانتينگتون66، خصلت‌هاي اساسي طبقه متوسط جديد در ايران را به شرح زير مي‌داند:
– اعضاي بخش روبه رشد اين طبقه، از پذيرش مناسبات قدرت سنتي که جامعه ايران را تحت سلطه داشته، روي گردان است.
– اعضاي اين طبقه داراي تحصيلات عاليه مي‌باشند.
– اصولاً قدرت اعضاي اين طبقه از مهارت و فنوني ناشي مي‌شود که در نتيجه تحصيلات رسمي‌کسب کرده‌اند.
– اعضاي طبقه متوسط جديد در سطوح مختلف با افکار غربي آشنا هستند.
– اعضاي اين طبقه از هر نو جزم گرايي ديني يا اطاعت کورکورانه آزاد هستند(bill,1963:100 ).
چنانچه که گفته شد نيروي سياسي طبقه متوسط جديد، ظهور خود را در دهه 70 به تدريج آشکار ساخت و تحولات سياسي محسوس و نامحسوس را با خود به همراه آورده که يکي از مهم ترين آنها افزايش نقش زنان تحصيل کرده به عنوان عضوي از طبقه متوسط جديد، در تصميم گيري‌ها و مشارکت سياسي بوده است. چنان چه در دوران خاتمي‌شاهد بيش ترين درصد ازمشارکت سياسي زنان در امر سياست بوده ايم. زنان به عنوان عضوي از اين طبقه که بر خواسته از رويکرد سياسي و اقتصادي بعد از انقلاب بوده‌اند، حيات خود را در دايره نخبگان جستجو مي‌کردند. به همين دليل رويکرد حاکم بر دولت خاتمي ‌به گفتمان توسعه سياسي تبديل شد و بحران مشارکت و انسداد سياسي به مهم ترين مسئله اجتماعي دولت خاتمي‌تبديل گرديد. بعد از دولت خاتمي همچنان مسئله افزايش مشارکت سياسي آحاد شهروندان بالاخص زنان مد نظر مسئولان بوده است.
عمده ترين عامل گسترش فرهنگ طبقه متوسط جديد در جامعه ايران، بالا رفتن سطوح آموزش عالي به ويژه در سطح کمي آن است. در دو دهه اخير مراکز آموزش عالي ايران گسترش چشمگيري داشته‌اند. زنان در اين ميان با افزايش تحصيلات، خود را در اين طبقه جاي داده و بر افزايش مشارکت سياسي تأثير ويژه‌اي داشته‌اند. آنها در تصميم گيري‌ها، رأي گيري و انتخابات حضور داشته و در واقع مشارکت سياسي به عنوان مهم ترين خواسته‌هاي اصلي زنان مي‌باشد. هر چند شرکت در انتخابات و رأي دادن نازل ترين سطوح مشارکت سياسي مي‌باشد ليکن حضور در احزاب، انجمن‌ها، اعتراضات و تاٌثير بر رفتار رهبران سياسي از جنبه‌هاي ديگر مشارکت سياسي است(کلانتري،214:1379-206)
3-2-7 گسترش حضور زنان در مراکز آموزش عالي:
تغيير ديدگاههاي غلط درباره حقوق زنان و بهبود شرايط اجتماعي براي حضور آنها در جامعه پس از انقلاب اسلامي‌باعث ايجاد تحولي گسترده در زمينه حضور اجتماعي زنان شد. تحولي که تا به امروز ادامه دارد و روند شتاب زده‌اي به خود گرفته است. در اين سال‌ها توجه به عواملي چون افزايش سطح سواد و افزايش امکان اشتغال زمينه‌اي را به وجود آورده است تا زنان حضور فعال تر و مؤثرتري در عرصه سياست و اجتماع داشته باشند.
ميزان بالاي بي سوادي در ميان زنان ايراني در سال‌هاي آخر رژيم پهلوي حدود 65 درصد بالغ مي‌شد و اين خود مانع بزرگي بر سر احقاق حقوق سياسي و اجتماعي آنان بود(مک کينگ،33:1376). چراکه آموزش ارتباط مستقيمي ‌با توسعه سياسي و رفتار اجتماعي دارد.
در سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي ايران، توجه بيشتري به آموزش زنان معطوف گرديد زيرا بدون برخورداري اکثريت زنان از حداقل آموزش‌هاي لازم عملاً امکان حضور فعال و مؤثر در عرصه‌هاي مختلف و برخورداري صحيح از حقوق سياسي و اجتماعي از آنان سلب مي‌گرديد. در نتيجه در زمينه آموزش زنان سرمايه گذاري جدي شد. چنان که تعداد دانش آموزان دختر در سال‌هاي تحصيلي 1377- 1366 در مقايسه با سال‌هاي تحصيلي 1358-1357 به رشد 60 درصدي رسيد.
طبيعي است که رشد فزاينده دختران در مقاطع آموزشي بالاتر مقدمات حضور آنان را در مقاطع آموزش عالي فراهم خواهد ساخت. از سويي افزايش سطح آموزش زنان مي‌تواند تأثيري مضاعف بر بالا تر رفتن سطح آموزشي آنان داشته باشد؛ چرا که برخورداري تعداد قابل توجهي از زنان از دوره‌هاي آموزشي بالاتر باعث شده است تا خود آنان در آموزش زنان ديگر ايفاي نقش کنند(سفيري،126:1377).
دست يابي زنان به آموزش، توانايي و تخصص‌هاي لازم براي حضور موفق در اجتماع باعث شده است که امروزه دولت به جاي اين که خود را متولي و عهده دار زنان بداند، به بستر سازي براي اين امر بپردازد. در کنار اين امر بسياري از شاخص‌هاي مربوط به حقوق سياسي زنان نيز رشد فزاينده‌اي را نشان مي‌دهد.
آثار مثبت افزايش سطح تحصيلات زنان در کاهش فقر و تحقق توسعه سياسي، اقتصادي و اجتماعي بسيار قابل توجه است. شواهد نشان مي‌دهد که در کشور در حال توسعه‌اي چون ايران، بزرگسالان اعم از زن و مرد با سطح سواد بالاتر، داراي درآمد فردي بيش تر، امکان اشتغال بيش تر در بازار کار، بهداشت بهتر، وضعيت تغذيه مناسب تر و بينش والاترند که مجموعه اين شرايط افزايش مشارکت سياسي و اجتماعي آن‌ها را در پي دارد(مک کينگ،13:1370).
رشد ميزان باسوادي در ايران که از اواسط دوره پهلوي آغاز شده بود، در دوران بعد از انقلاب با سرعت بيش تري ادامه يافت؛ در حالي که در سال 1332 تعداد باسوادان کشور حدود 27 درصد جمعيت کشور را تشکيل مي‌دادند، در سال 1385 ميزان باسوادي به 61/84 درصد رسيد. در اين ميان نسبت قبولي دختران در دانشگاه از 28 درصد در سال 1358به 37 درصد در سال1374و سپس به 62 درصد در سال 1381 و در ادامه اين روند صعودي به 63 درصد در سال 1386 و در نهايت به 68 درصد درسال 1388 رسيده است. از طرفي افزايش تعداد افراد باسواد در يک جامعه آثاري دارد از جمله اين که:
– نيازها و خواسته‌هاي يک فرد تحصيل کرده با يک نفر بي سواد کاملاً متفاوت است.
– همچنين تحصيلات، نوع برداشت از مسايل سياسي – اجتماعي را دستخوش تغيير مي‌دهد.(عراقي،13:1387).
لازم به ذکر است که پس ازانقلاب اسلامي ايران دو تحول مهم در عرصه آموزش عالي کشور رخ داده است:
نخست: برابري فرصت‌ها در آموزش عالي براي تمامي اقشار جامعه، به ويژه ساکنان مناطق کم در آمد توسعه نيافته يا کم تر توسعه يافته و همچنين حضور زنان که يکي از نقاط قوت آموزش عالي محسوب مي‌شوند.
دوم: افزايش سهم زنان و دختران در آموزش عالي کشور که اين فزوني حتي باعث پيشي گرفتن زنان از مردان در آمار قبولي کنکور شده است.
اهميت اين مسأله زماني روشن تر مي‌شود که موقعيت تحصيلي را پله ترقي به سمت دست يابي به موقعيت سياسي- اجتماعي و همچنين افزايش آگاهي سياسي زنان و در نتيجه فزوني مشارکت سياسي براي زنان بدانيم. از آن جايي که ارتباط مستقيمي ميان سطح تحصيلات با امکان مشارکت سياسي وجود دارد بايد گفته شود که با افزايش حضور زنان در عرصه آموزش عالي کشور پس از انقلاب اسلامي ايران، شاهد افزايش مشارکت سياسي بوده ايم.
در خصوص افزايش نرخ سواد بر اساس سالنامه آماري 1385 مي‌توان به جدول زير که در برگيرنده درصد باسوادي گروه سني( 24-15) مي‌باشد اشاره نمود.

جدول 3-1: نرخ رشد باسوادي جوانان مابين سال‌هاي 85-1355
سال
مرد
زن
1355
05/71
67/42
1365
85/84
52/65
1370
2/92
1/81
1375
3/95
5/90
1380
3/97
1/94
1384
1/98
2/96
1385
14/97
13/96

مأخذ: سالنامه آماري 1385
نرخ رشد باسوادي جوانان در گروه مردان طي سال‌هاي 85-1355 برابر با 72/36 و نرخ رشد باسوادي زنان در اين گروه سني برابر با 28/125درصد اين دوره بوده است. باسوادي زنان جوان طي اين دوره ازيک روند صعودي ولي همواره در سطحي پايين تر از مردان برخورداربوده است. هر چند سرعت رشد باسوادي براي زنان جوان بسيار بالاتر از مردان جوان بوده است و در سال‌هاي اخير شکاف موجود ميان باسوادي زنان و مردان جوان به شدت کاهش يافته است.
جدولهاي زير نيز بيانگر تعداد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع زمان گذشته، مشارکت مردم، شرکت در انتخابات، مشارکت زنان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاهها، نهضت مشروطه، منابع معرفت، زنان مسلمان