دانلود پایان نامه ارشد با موضوع آقاي، كند.، تعليق، صادقي

دانلود پایان نامه ارشد

298)54
– از ديگر راه هاي ايجاد تعليق كه بسيار مرسوم است پيروزي شخصيت منفي در بحران ها و كشمكش هاي پيشين است.طوري كه خواننده احتمال ندهد شخصيت مثبت بتواند با امكانات اندكش موفق شود.در اين مورد غافلگيري خواننده و ايجاد حادثه اي دور از انتظار او،كاملاًهيجان انگيز است و از آن جا كه مخاطب مي خواهد علاوه بر درك محتواي اثر به يك هيجان و شادي ناشي از پيروزي اشخاص داستان نيز برسد از خواندن اثر بسيار لذت خواهد برد.
“داستان هاي پليسي بيشتر از هول و ولاي نوع اول و شاهكارهاي ماندگار ادبيات ، اغلب از نوع دوم آن بهره مي گيرند” . (همان)

2-1-4-2 تعليق و انتظار در داستان هاي صادقي
2-1-4-2-1 حالت تعليق در داستان با مطرح كردن يك راز سر به مهر
– در اولين داستان صادقي،فر، تعليق و انتظار به شيوه ي رمان هاي پليسي،يكي از برجسته ترين عناصر پيرنگ است.در اين داستان طرح معمّا و راز مرگ فضلي بر هيجان داستان و رغبت خواننده بر دنبال كردن ماجرا مي افزايد.خود بهرام در مصاحبه با آيندگان ادبي در اين مورد مي گويد:
“در مورد “فردا در راه است”مسأله بيان يك واقعيت،بيان يك رئال،بدون دخالت تخيل نويسنده مطرح نبوده است.آن چه در اين داستان مطرح بوده يك نوع سوسپانس يا هول ولاي خفيف بوده كه ايجاد شود،منتها ايراني و با توجه به حوادثي كه ممكن است در ايران رخ بدهد.براي همين است كه تكنيكش جوري انتخاب شده كه خواننده خيال كند كه اين آدمي كه كشته شده مثلاً به دست “غلام خان” كشته شده در حالي كه در آخر معلوم مي شود كه آوار رويش آمده است.تمام مسايلي كه در يك داستان كوتاه است،خفيف يا شديد به خدمت گرفته شده براي اينكه اين حالت تعليق به وجود آيد”.(به نقل از: مهدي پورعمراني،1379: 76)
– در داستان وسواس نيز با طرح اين معمّا كه”مرد بلندقدي كه با يك چمدان به در خانه ي مرد وسواسي مي آيد كيست؟”بر كنجكاوي خواننده مي افزايد.
– در داستان كلاف سردرگم طرح مسئله ي مرموز گم شدن عكس هاي مرد مشتري بر انتظار داستان دامن مي زند.
– در داستان تدريس در بهار دل انگيز موقعيت اسرارآميز و فضاي مبهم و رازآلود داستان كه در آن نه معلّم قادر است دانش آموزان خود را ببيند و نه دانش آموزان،معلّم را بر هيجان داستان مي افزايد.
– در داستان يك روز صبح اتفاق افتاد هويت نامشخص و اسرارآميز “ايشان”كنجكاوي مخاطب را برمي انگيزد تا داستان را دنبال كند.
– در داستان آوازي غمناك براي يك شب بي مهتاب رازي كه سلمان در بستر مرگ قصد گفتنش را دارد و همه منتظر شنيدن آن هستند،گرچه تا پايان داستان بر زبان آورده نمي شود اما خواننده را به دنبال ماجرا مي كشاند.
– در داستان خواب خون راز هويت”ژ”و اينكه او واقعاًكيست؟و نيز راز قتل”مرد درازقد و لاغر در نانوايي”نوعي هيجان پليسي به داستان مي بخشد.
– در داستان عافيت تصوير اسرارآميز پيرمرد نقلي كه سبيل سوسكي دارد در آخرين صفحات داستان موجب مي شود داستان در پايان هم جذاب باشد.
– در داستان مهمان ناخوانده در شهر بزرگ در ابتداي داستان با مطرح كردن اين معمّا كه”چه كسي به ديدن آقاي رحمان كريم آمده و چه كاري با او دارد؟”انتظار نامحسوسي را در مخاطب ايجاد مي كند.
– در داستان زنجير سرنوشت مرموز،مبهم و اسرارآميز آقاي وحداني و شيرين خانم در دارالمجانين متروك شهر بر هيجان خواننده مي افزايد.
– در داستان صراحت و واقعيت طرح چيستاني از جانب آقايxو تخمين واكنش آقاي yدر برابر آن،انتظار داستان را رقم مي زند.

لازم به توضيح است كه اثر اين نوع ايجاد انتظار در خواننده به مراتب بيشتر و ماندگارتر از انواع ديگر ايجاد تعليق در داستان است ، زيرا طبيعت كنجكاو انسان همواره به دنبال كشف رازهاي اسرارآميز است . صادقي نيز كه بي شك با اصول مردم شناسي در فن نويسندگي آشنايي دارد با در نظر گرفتن روحيات و هيجانات مخاطبان خود در اكثر داستان هايش با طرح يك راز از تشديد اين كنجكاوي در جهت افزايش رغبت خوانندگانش بهره مي برد.

2-1-4-2-2حالت تعليق در داستان با قرار دادن شخصيت ها در موقعيت هاي دشوار
– در داستان قريب الوقوع قرار گرفتن آقاي فلاني بر سر دو راهي نجات محسن از مرگ يا كمك به خلاص شدن او از رنج زندگي،حالت تعليق و انتظار را در خواننده ايجاد مي كند.
– در داستان زنجير قرار گرفتن خانواده هاي آقاي وحداني و شيرين خانم در موقعيت دشوار تصميم گيري براي سپردن يا عدم سپردن آقاي وحداني و شيرين خانم به دارالمجانين،خواننده را به دنبال كردن ماجرا وادار مي كند.
– در داستان آقاي نويسنده تازه كار است، در سطح دوم داستان(دنياي نويسنده ي تازه كار و منتقد)قرار گرفتن نويسنده ي تازه كار در موقعيت دشوار انتخاب موضوع داستان و در سطح سوم داستان(دنياي سبزعلي و خانواده اش)قرار گرفتن پيرزن(همسر سبزعلي) در موقعيت دشوار چرخاندن چرخ زندگي پس از فرار سبزعلي و نيز تصميم حساس او درباره ي نحوه ي برخورد او با سبزعلي پس از بيست سال در انتهاي داستان،هيجان داستان را بيشتر مي كند.
– در داستان غيرمنتظر صادقي با قرار دادن خانواده ي آقاي مساوات در حالت انتظار براي ورود مهمانان مهم و عجيبشان خواننده را در احساسات آن ها شريك مي كند.
– در داستان نم قرار گرفتن توفان بر سر دوراهي وفاداري به همسر يا پاسخ دادن به عشق سودابه انتظار داستان را رقم مي زند.
– در داستان داستان براي كودكان قرار گرفتن مرغ و خروس در موقعيت دشوار انتخاب بين مرگ يا ادامه ي زندگي در آزادي،تعليق داستان را به وجود مي آورد.
– در داستان گرد هم در صفحات آغازين داستان ماندن پسرك بر سر دوراهي ادامه ي بازي يا واگذاري تفنگ به معركه گير و در صفحات پاياني نيز ماندن پسرك بر سر دوراهي بخشيدن پول مسابقه به علي مزقونچي يا تصاحب آن براي خود،حالت انتظار خواننده در دنبال كردن داستان را دو چندان مي كند.
– در داستان با كمال تأسف قرار گرفتن آقاي مستقيم بر سر دوراهي پذيرش مرگ خود يا تسليم نشدن در برابر مرگ و ادامه دادن زندگ ، تنها عامل كشش داستان است كه تمايل مخاطب را به دنبال كردن ماجرا تشديد مي كند.
– در داستان اذان غروب قرار گرفتن پيرمرد بر سر دوراهي بردن جوان به ملاقات شيخ بهائي يا خودداري از اين كار خواننده را نسبت به سرنوشت ماجرا كنجكاو مي كند.
– در داستان تأثيرات متقابل قرار گرفتن محمود افتخاري در موقعيت انتخاب پذيرفتن يا رد كردن دعوت مؤثرها كشش داستان را رقم مي زند.
– در داستان يك روز صبح اتفاق افتاد اينكه در نهايت تصميم آقاي خواتيم نسبت به ملاقات با ايشان چه خواهد بود خواننده را به دنبال داستان مي كشد.
– در داستان مهمان ناخوانده در شهر بزرگ قرار گرفتن رحمان در موقعيت تصميم گيري در مورد نحوه ي برخورد با آقاي هادي پور و اقامتش در شهر بزرگ خواننده را به انتهاي داستان مي كشد.
– در داستان عافيت قرار گرفتن شخصيت هاي داخل دوش هاي حمّام در وضعيت قطع آب و نحوه ي برخورد با اين مشكل انتظار خفيف و نامحسوسي را رقم مي زند.

2-1-4-2-3 حالت تعليق در داستان با پيروزي ظاهري شخصيت منفي و غافلگيري مخاطب با پيروزي نهايي شخصيت مثبت
اين نوع انتظار در داستان هاي صادقي به ندرت ديده مي شود و در بررسي نگارنده تنها در داستان ه است كه ديده مي شود.در اين داستان بعد از روبرو شدن شخصيت منفي با قهرمان داستان(سلمان ديو با كوتوله)ابتدا سلمان ديو به ظاهر پيروز ميدان مي شود،كوتوله را اسير مي كند و به او فرصتي مي دهد كه براي آخرين بار در قصر گردش كند اما در نهايت خواننده كه نااميد از پيروزي كوتوله با آن امكانات اندك است،ناگهان غافلگير مي شود و داستان با شكست و مرگ سلمان ديو خاتمه مي يابد.

گاهي در داستان هاي صادقي عملاً هول و ولا و اضطراب و انتظاري مطرح نيست.تنها يك سلسله ماجراهاي كاملاًساده و داراي ارزش يكسان پشت سر هم رديف مي شوند.در عين حال داستان براي مخاطبان خودش بسيار جذاب و پركشش است.مي توان نتيجه گرفت كه در اين داستان ها عامل كشش نهفته در حادثه هاي آن است از جمله اين داستان ها مي توان به “دراين شماره،سراسرحادثه و داستان براي كودكان” اشاره نمود.
در داستان هايي كه اساس شان بر عمل استوار است انتظار بسيار مهم است مثل داستان هاي”فردا در راه است،گردهم و نمايش در دو پرده”.
در داستان هايي كه حادثه و عمل(آكسيون) قوي ندارند،سنگيني بار بر دوش اشخاص است و طرح داستان ضعيف است.در اين داستان ها اتكاي داستان بيشتر بر عوامل رواني و معنوي است،اما باز هم از انتظار خالي نيستند مثل داستان هاي “تأثيرات متقابل،خواب خون،باكمال تأسف” و بسياري ديگر از داستان هاي صادقي.

2-1-5 بحران55
“بحران در لغت به معني تغييري است كه در تب و در مريض پديد آيد،شديدترين و ناراحت ترين وضع مريض در حالت تب است”(داد،1382: 74)اما در اصطلاح داستاني بحران”وقتي است كه نيروهاي متقابل در داستان براي آخرين بار با هم تلاقي مي كنند و عمل داستاني را به نقطه ي اوج يا بزنگاه مي كشانند و موجب دگرگوني زندگي شخصيت يا شخصيت هاي داستان مي شوند و تغييري در خط داستاني به وجود مي آورند”.(شمعي،1387: 111)
“در روند عمل داستاني ممكن است بحران هاي متعددي رخ دهد كه هريك فرارسيدن نقطه ي اوج را تسريع مي كند”.(داد،1383: 74) اگر تعداد بحران هاي يك داستان بنابر طرح آن بيش از يك بحران باشد در آن صورت شدت بحران ها بايد يكي پس از ديگري افزايش يابد.بدين معني كه بحران دوم از اول وسوم از دوم و… شديدتر باشد تا انتظار خواننده دم به دم بالا گيرد وبه نقطه ي اوج داستان برسد.
“بحران همچنين به سرنوشت كلي عمل داستاني اطلاق مي شود يعني لحظه اي در نمايش كه ضرورت و نيازي بي درنگ به دگرگوني رويدادها يا شخصيت ها حس مي شود و ديگرگوني با اهميتي روي مي دهد”.(داد،1383: 74) پس از آن جايي كه بحران ها نقطه ي تغيير وضع اند و هر يك به هم پيوند خورده و همه با هم داستان را به سوي بحران عمده يا اوج داستان هدايت مي كنند،لذا عكس العمل خواننده در مقابل اين بحران ها افزايش ميل و رغبت و توجه به داستان است.
در پايان بايد گفت”بحران بايد پذيرفتني باشد،با داستان ارتباط منطقي داشته باشد،اغراق آميز نباشد،به طوري كه به قول اروپايي ها نويسنده بخواهد توفاني در يك فنجان پديد آورد”.(يونسي،1365: 215)

2-1-5-1 بحران در داستان هاي صادقي
بحران داستان هاي صادقي به طور كلي آن چنان محسوس و جدي مطرح نمي شود كه خواننده با داستان و شخصيت هاي آن يكي شود و با علاقه داستان را دنبال كند.بحران هاي داستان هاي بهرام همان گره هاي كوچكي هستند كه در زندگي شخصيت ها ايجاد شده اند و لذا اوج داستان هاي صادقي نيز چندان چشمگير و تكان دهنده نخواهد بود.اما همين بحران هاي ساده و ظاهراً پيش پاافتاده از آن جايي كه از متن زندگي واقعي برخاسته اند حسّ مشاركت را در خواننده تقويت مي كنند.خواننده ي داستان هاي او در هنگام خواندن برخي داستان ها از جمله”باكمال تأسف،سراسرحادثه،زنجير،قريب الوقوع،فردا در راه است و…”با همين بحران هاي خفيف و نامرئي به نرمي با داستان حركت مي كند ، زيرا گاه شباهت هايي ميان خود و شخصيت ها مشاهده مي كند و نيز گاهي بحران ها ومشكلات آن ها را اگر نه در زندگي خود اما در زندگي اطرافيان خود ديده است.
بحران هاي داستان هاي كوتاه صادقي به شرح زير است:
– در داستان فر: سه بحران عمده وجود دارد: الف)كشته شدن فضلي
ب)عاشق شدن فضلي و غلام خان هردونسبت به صنم
ج)بارش باران شديد در شهر و خطر سيل
– در داستان وس: الف)هجوم افكار وسواسي به ذهن مرد،بحران روحي او را در پي دارد.
ب)نشناختن مرد بلندقد مرموز نيز بحران روحي مرد را تشديد مي كند.
– در داستان كل: گم شدن عكس ها.
– در داستان گر: بحران اول داستان زماني به وجود مي آيد كه تيرهاي شليك شده توسط پسرك به هدف اصابت نمي كند.بحران زماني شديدتر مي شود كه تير اول علي مزقونچي نيز به هدف نمي خورد.در پايان داستان نيز بخشيدن تمام پولي كه از مسابقه ي تيراندازي به دست آمده از جانب علي به پسرك درحالي كه پسرك

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع شهر اصفهان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع شهر اصفهان، عام و خاص