دانلود مقاله با موضوع کرامت انسان، فورس ماژور، علم متعارف

دانلود پایان نامه ارشد

: ” هر فردي که حرمت امري که بيشتر مردم در آن مشترکند را نداند ادعاي جهل او پذيرفته نيست مگر آن که تازه به اسلام وارد شده باشد يا در سرزميني دور بزرگ شده باشد که آن جا اين امور پوشيده بوده اموري چون تحريم زنا ، قتل ، سرقت ، خمر ، صحبت در نماز و خوردن در روزه. “
زرشکي مي گويد : ” اگر دو نفر به قتلي شهادت دادند و او قصاص شد سپس برگشتند و گفتند که ما عمداً دروغ گفتيم ولي نمي دانستيم که به سبب شهادت ما او کشته مي شود ، بنابر قول اصح قصاص واجب نيست چرا که تعمد آن ها بر قتل روشن نيست چرا که اين از مسائلي است که بر عوام پوشيده است. ” از اين قبيل مسائل که در آن ها ادعاي جهل به طور مطلق به دليل مخفي بودن آن قبول مي شود عبارت است :
از مبطل نماز بودن صدا صاف کردن ،
مقدار صحبتي در نماز که حرام است
يا چيزي که تناول آن مفطر ( باطل کننده ) روزه است.
راي صحيح تر در اين سه عدم بطلان است. ولي ادعاي جهل در امور مشهور بين مردم چون بازگرداندن به دليل عيب ، يا گرفتن شفعه توسط شخصي که از ديرباز مسلم است برخلاف اموري که فقط خواص آن ها را مي دانند قبول نمي شود.

6 – 4 – 2 – نتيجه گيري فصل اول و دوم
يک ) جهل به معناي ناداني و نادان شدن و به معناي عمل نسنجيده و سفيهانه و غير عقلائي است. بنابراين در يک طبقه بندي مهم جهل را مي توان در دو معنا بررسي کرد يکي کاربرد جهل در مقابل عقل است و ديگري کاربرد جهل در مقابل علم است مبني بر اين که اگر جهل در مقابل علم قرار بگيرد به معناي نبود علم و آگاهيست و اين کاربرد بيش تر در کتب لغت و منابع لغوي و مباحث منطقي و عقلي ما استفاده مي شود ، البته ناگفته نماند در بين مردم هم تقابل جهل و علم متعارف تر و مأنوس تر است.
و در ادامه اين که اگر جهل در مقابل عقل قرار بگيرد به معناي عمل سفيهانه و نسنجيده و غير عقلائي معنا مي شود. و اين کاربرد در کتب روايي بيش ترين استعمال را دارد و به دليل همين شيوع استعمال عقل در مقابل جهل در روايات ، باب اول از کتاب هاي روايي معتبر اماميه مثل اصول کافي به ” عقل و جهل ” نامگذاري شده است.
نتيجه اين که با توجه به کلام مرحوم مظفر از دو تقابل مذکور ، تقابل اصلي ميان عقل و جهل است و تقابل علم و جهل ناشي از تطورات مفهومي است. که پس از عصر پيامبر رخ داده است ، به نظر ايشان انتقال فلسفه يوناني به جامعه مسلمان ، موجب ظهور مفاهيم جديدي براي برخي از واژه ها شده است که از جمله آن ها همين واژه جهل است.
و از همه مهم تر اين که اسلام جهل در مقابل عقل را خطرناک تر از جهل در مقابل علم مي داند و تا اين جهل ريشه کن نشود ، ريشه کن شدن جهل در مقابل علم ، براي جامعه سود اساسي در بر نخواهد داشت. و اين نکته اي است بسيار ظريف و مهم !
حال اگر وارد حوزه علوم عقلي شويم يعني جايي که اصطلاح جهل تقريباً در همان معناي نبود علم و آگاهي استعمال مي شود ، تقابل بين اين جهل و آن علم ، تقابل عدم و ملکه است. زيرا نبود علم [ جهل ] در جايي است که امکان اتصاف به ان [ علم ] وجود داشته باشد ولي الان ندارد. بنابراين تقابل ملکه و عدم عبارتند از تقابل دوامر وجودي و عدمي که اجتماعشان ناممکن است و ارتفاعشان ممکن مي باشد و آن در جايي است که صلاحيت دارا شدن ملکه را ندارد.
دو ) بعد از معلوم شدن اجمالي سابقه تاريخي جهل و اشتباه در فقه اسلام و حقوق روم و فرانسه ، چشم انداز گويايي از مسئله جهل و اشتباه در قانون مدني ايران ارائه مي شود که از يک طرف منبع اصلي آن را فقه اماميه تشکيل مي دهد و از طرف ديگر مولفين آن به اصول حقوقي غرب به ويژه فرانسه هم تفطن داشته اند.
سه ) در مقايسه واژه جهل با واژه هاي مشابه کلمه اشتباه در زبان فارسي در ماده 199 – 200 و 201 ق . م به کار رفته است ، و ” اشتباه يعني اين که تصور خلاف واقع از چيزي ” و اين معادل با جهل مرکب است و در زبان عربي معادل آن غلط به کار رفته است و گاهي غفلت را هم معادل با جهل مرکب مي آورند در حالي که اعم از آن است و سهو نيز اشتباه ناشي از غفلت و فراموشي است و خطا هم در امور مدني در اراده پديد مي آيد و معادل اشتباه است و تأثير واژه هاي جهل بسيط و مرکب ، نيسان ، غفلت و … در صحت و فساد يکسان نيست.
چهار ) مسئله جهل و اشتباه در اعمال حقوقي يا عبادي و جزايي در فقه از چند منظر قابل بررسي است
الف ) نخست از لحاظ ماهيتي در اين صورت جهل گاهي به نحو بسيط است و گاهي به نحو مرکب است
ب ) از لحاظ موقعيت مکلف در اين صورت منشأ تحقق جهل يا به تقصير اوست يا اين که مقصر نيست
ج ) در آخر بررسي جهل به لحاظ متعلق آن که به دو دسته حکمي و موضوعي تقسيم مي شود.
فصل سوم

اثر جهل و اشتباه در احکام فقهي و بررسي مباني آن

1 – 3 – بخش اول

عذر جهل در فقه اسلام و شرط علم

1 – 1 – 3 – گفتار اول – بررسي و تحليل معناي عذر
وجود نظام حقوقي در مکتب اسلامي امري مسلم و قطعي است و داراي ويژگي هاي منحصر به فرد است که آن را از ساير مکاتب و سيستم هاي حقوقي متمايز مي سازد و مهم ترين آن ويژگي ها ، ابتناي اين نظام حقوقي بر اصولي الهي و انساني است که در همه زواياي زندگي و روابط بين انسان ها و مشکلات جامعه با تيزبيني و دقت خاص خود ، اجراي عدالت را هدف اصلي خود قرار داده است و بر اساس حفظ کرامت انساني ، حقوق فرمانروايان بر رعايا را درست برابر با حقوق رعايا بر فرمانروايان قلمداد کرده است.161
واين حقيقت ترديد ناپذير را بسياري از مستشرقان هم اذعان نموده اند.
اين نظام حقوقي در قالب ” فقه اسلامي ” طرح ريزي و گسترش يافته و با مرور در متون فقهي اسلام به ويژه ” فقه اماميه ” به عظمت ، باريک بيني و گستردگي دامنه فقه و حقوق اسلامي مي توان پي برد و با مجاهدت هاي طاقت فرسا و خالصانه فقيهان روشن ضمير آشنايي پيدا کرد ، انديشمنداني که باتلاش هاي مداوم خويش براي شيعه ، ذخايري عظيم و براي فقه منابعي غني در قالب صدها جلد کتب ارزشمند به يادگار گذارده اند.
ولي با تمام اين زحمات بايد گفته شود.
موضوع تأثير جهل بر اعمال حقوقي و حتي وقايع حقوقي و نيز اعمال عبادي و احکام فقهي به صورت قواعد کلي با تصريح به ملاک و مناط آن مورد اشاره قرار نگرفته است ، بلکه رگه هايي از آن را به مناسبت هاي مختلف و در مواضع مشتت مورد بحث قرار داده اند.
بر همين اساس به اين شکل مي توانيم بيان کنيم ،
کلمه عذر و مشتقات آن در متون فقهي و حقوقي به صورت هاي مختلف به کار رفته است مانند اعذار ، اعتذار ، معذور ، معذور بودن و … که همه آن ها از ماده ” عذر ” اشتقاق يافته اند و در کتب لغت عذر را معنا کرده اند به ” العذر بضم العين : الحجة التي يعتذر بها و الجمع اعذار بفتح الهمزه ” در کتب فقهي و حقوقي دو کلمه ” عذر و اعذار ” بيش تر به کار رفته است که ” اعذار ” معناي مصدري دارد و مراد آن ، عذر آشکار کردن و عذر پيدا کردن است و خود کلمه ” عذر ” معناي اسم مصدري دارد و مراد از آن ” حجت ، بهانه ، توبه و … ” است. البته اين دو کلمه معاني ديگري هم دارد که مناسبتي با مطالب مجموعه ندارد. 162
در اصطلاح فقها و حقوق دانان کلمه عذر با لحاظ معناي لغوي به کار رفته است و قدر جامع همه آن ها ” حجت و احتجاج ” است و ” اعذار ” را به معناي ” تقديم العذر ” يا ” ثبوت العذر ” آورده اند. 163 حجت در اصطلاح علماي علم اصول و فقها در بيش از هشت معني به کار رفته 164 که يکي از آن ها به معناي ” معذور بودن ” است ، يعني هر گاه اقدامي به دليل خطا يا نيسان و يا جهل و عوامل ديگري که شرعاً يا عقلاً و عرفاً عذر محسوب مي شوند ، مطابق واقع نشد يا موجب ضرر و زيان گرديد ، اگر آن عذر موجه و حجت بود ، شخص از برخي آثار يا تمام آثار عمل خويش تبرئه خواهد شد.
با روشن شدن معناي لغوي و اصطلاحي کلمه ” عذر ” و مشتقات آن ، لازم به توضيح است که با امعان نظر و مداقه در کاربردهاي اين کلمه در ابواب مختلف فقهي ، معلوم مي شود که اين کلمه در يک معناي عام به کار رفته است ، به طوري که در موارد مختلف مانند عباديات يا معاملات و يا جزاييات در مسائل و موضوعات متعدد ، معاني مختلف و کاربردهاي متفاوتي پيدا مي کند. به عنوان مثال گاهي عذر به معناي ” علت خارجي و حادثه غير مترقبه ” استعمال مي شود که معادل خارجي آن فورس ماژور بوده 165 و در اصطلاح فقهي و حقوقي به علت خارجي و حادثه غير مترقبه ، ” قوه قاهره ” اطلاق مي شود. که در ماده 240 ق . م اصطلاح ” ممتنع ” به کار رفته است و ريشه فقهي دارد. از طرف ديگر اصطلاح ممتنع بودن ، مناسبت مستقيم و يا شايد تساوي با ” تعذر ” داشته باشد و اين اصطلاح به ويژه در بيان قانون گذار در مفهومي به کار مي رود که عذر ، خارج از اختيار متعذر بوده و منشأ آن علت خارجي است فقها تعذر را به دو قسم تقسيم مي کنند. تعذر اصلي که در حين عقد وجود دارد و تعذر طاري که بعد از عقد حادث مي شود و در ماده 240 ق . م به هر دو مورد اشاره شده است.
غرض از بررسي واژه ” تعذر ” علاوه بر مناسبت آن با کلمه ” عذر ” بيان اين نکته است که در اصطلاح حقوقي مانند ماده 227 ق . م ، منشأ عدم اجراي تعهد به واسطه تعذر ، علت خارجي است بدون اين که به سوء نيت متعهد ارتباطي داشته باشد ، در حالي که در کاربردهاي فقهي تعذر را در يک مفهوم عام به کار مي برند ، به طوري که شامل مفهوم تخلف هم مي شود ، چنان که در مورد خيار تخلف وصف در صورتي که اين تخلف مبتني بر جهل و اشتباه باشد واژه ” تعذر وصف ” را نيز به کار برده اند. و حال آن که تعذر در حقوق کشورهاي خارجي مثل فرانسه صرفاً شامل مواردي است که منشأ خارجي داشته باشد ] ماده 1147 ق . م فرانسه ] و شامل اشتباه در قراردادها نمي شود ، حال آن که در فقه ، شامل مسائل اشتباه و جهل در عقود هم مي شود. 166
بنابراين از ديدگاه فقه اسلام گاهي منشأ تعذر جهل و اشتباه است و گاهي هم منشأ آن عامل خارجي است که تحت عنوان قاعده معروف به ” غلبه ” آمده است. 167
گاهي واژه ” عذر ” در جهل به قانون به کار رفته است که در اين عنوان عذر به معناي ” بهانه آوردن ” است ، يعني کسي برخلاف قانون و حکم شرعي عملي را انجام دهد و عقدي را منعقد سازد مانند اين که زني را در عده به عقد درآورد و بعد مدعي شود که از قانون و حکم شرعي مطلع نبوده است ! در ادامه بايد اين نکته بيان شود که عذر چه منشأ خارجي داشته باشد و چه منشأ دروني و چه عام و چه خاص ، مهم يافتن عذري است که از ديدگاه فقه قابل قبول باشد.
بديهي است که در کتب فقهي چنين عذرها فراوان است و آثار و احکام آن هم در ابواب مختلف فقه همانند عباديات ، معاملات ، و جزاييات متفاوت است. گاهي در کتب فقهي عذر را آورده و به تعدادي از موارد آن اشاره نموده اند که برخي از آن ها جنبة دروني دارد ، مانند جهل و نيسان ( البته به شرطي که بپذيريم نيسان ملحق به جهل مي شود ) و برخي جنبه بيروني و خارجي دارد و مرحوم مقدس اردبيلي به تعدادي از آن ها اشاره دارد 168 و هم چنين مرحوم صاحب جواهر هم اشاراتي داشته اند. 169
آن چيزي که در بحث تحليل معناي عذر و آثار آن مهم است ، دو نکته است : يکي اين که منشأ و عوامل عذر در فقه و به ويژه در اعمال حقوقي کدام است روشن است که اين بحث جنبه صغروي دارد و با يک سير همه جانبه در کتب فقهي مي توان ادعا کرد موارد و تعداد چيزهايي که در هر موضوعي عذر محسوب مي شود متفاوت و آثار آن هم مختلف است. به عنوان مثال در بخش جزاييات به دليل قاعده ” درء ” ، دامنه عذر وسيع تر از موارد اعذار در بخش معاملات است.
نکته دوم که مهم تر از اولي است اين است که عذر و اعذار چه آثاري را برمي دارد ؟ آيا آثار و احکام تکليفي را بر مي دارد و يا آثار و احکام وضعي را هم برمي دارد و يا موارد ان متفاوت است ؟

2 – 1 – 3 – گفتار دوم – مفهوم احکام تکليفي و وضعي و رابطه آن دو
پذيرش عذر جهل به قانون و موضوعات در احکام تکليفي و وضعي مورد اختلاف

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع صفات خداوند، عالم محسوس، عقد نکاح Next Entries دانلود مقاله با موضوع اصل برائت، عقد نکاح، عقل و نقل